۹ مرداد ۱۴۰۰

موتورسواری بانوان مجاز است یا ممنوع؟

داستان موتورسواری زنان در ایران از آن حکایت‌های پر بحث و جدلی است که سال‌هاست در یک نقطه راکد باقی‌مانده و پایانی ندارد.گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان,قانون,شرایط,حکم موتور سواری

زنان موتورسوار روز دوشنبه با این جمله پلیس راهور تهران بزرگ روبه‌رو شدند که به آنها گفته درصورت تردد در سطح شهر وسیله‌نقلیه‌شان توقیف می‌شود. البته این چندمین‌باری است که پلیس این هشدار را به زنان موتور‌سوار که هر روز بر تعدادشان به‌خصوص در شهرهای بزرگ افزوده می‌شود، داده و به آنها گفته است که «معیار برای ما داشتن گواهینامه است و چون زنان گواهینامه موتور ندارند، پلیس مجبور به برخورد است.»

داستان موتورسواری زنان در ایران از آن حکایت‌های پر بحث و جدلی است که سال‌هاست در یک نقطه راکد باقی‌مانده و پایانی ندارد. نه پلیس می‌تواند در مقابل زنان موتورسوار که می‌گویند هیچ کجای قانون نیامده که راندن موتورسیکلت برای زنان ممنوع است و به آنها گواهینامه داده نشود، استدلال قانع‌کننده‌ای بیاورد و نه قانونگذار حاضر است این معضل بین پلیس و زنان موتورسوار را ‌ببیند و برای حل آن آستین بالا بزند.

کل قوانین مربوط به رانندگان موتور‌سیکلت در ماده‌۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی که در سال‌۱۳۷۵ تصویب و در روزنامه رسمی اعلام عمومی شده، خلاصه می‌شود.

در این ماده قانون آمده است: «کلیه قوانین و مقررات عمومی مربوط ‌به حمل‌ونقل و عبور و مرور در مورد موتورسیکلت‌ها نیز جاری است. حرکت در پیاده‌رو یا در جهت مخالف مسیر مجاز، ایجاد عمدی صدای ناهنجار، حمل بار غیرمتعارف، حرکت نمایشی مارپیچ، تک‌چرخ، حمل یدک، استفاده‌نکردن از کلاه ایمنی و تردد در خطوط ویژه اتوبوسرانی با موتورسیکلت تخلف محسوب شده و مأموران موضوع ماده‌‌(۲) این قانون موظفند ضمن صدور قبض جریمه نسبت به توقیف موتورسیکلت حداکثر به‌مدت یک هفته و درصورت تکرار یک‌ماه اقدام کنند. تبصره‌ـ صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت برای مردان برعهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است».

اغلب وکلای دادگستری تفسیرشان از قانون موجود این است که ممنوعیتی برای صدور گواهینامه زنان وجود ندارد و فقط مرجع صادر‌کننده آن نامعلوم است.

عبدالصمد خرمشاهی، وکیل پایه یک دادگستری در این‌باره به همشهری می‌گوید: «تاکنون اظهارنظر پلیس درباره زنان موتورسوار دوپهلو بوده؛ از یک طرف می‌گویند که منعی برای موتورسواری زنان وجود ندارد و از طرف دیگر امکان دریافت گواهینامه را از آنها گرفته‌اند. تنها مسئله شفاف و عیان در این میان خلأ قانونی است که باید برطرف شود تا زنان بتوانند مانند دریافت گواهینامه ماشین، گواهینامه خلبانی، گواهینامه قایقرانی و ملوانی، از این حق نیز برخوردار شوند.»

خرمشاهی معتقد است که سکوت مراجع قانونگذار در این‌باره بی‌معناست: «آنها باید شفاف و دقیق به این سؤال در دادگاه عمومی پاسخ دهند که رانندگی زنان با حجابی که عرف جامعه است و شرع و قانون هم آن را تأیید کرده، چه ایرادی دارد و چرا زنان می‌توانند به‌عنوان سرنشین روی موتور باشند اما به‌عنوان راکب این حق از آنها سلب شده است؟»

این وکیل پایه یک دادگستری گفت: «حق راندن موتور برای زنان طبق قانون نه نامشروع است و نه یک فعل حرام، پس بنابراین نباید قوانین جاری برخلاف قانون اساسی که در اغلب موارد حقوق زن و مرد را یکسان دانسته، عمل کند. به عقیده بنده، زنان تا گرفتن حق خود در این‌باره باید به‌صورت فردی در دادگاه‌ها اعلام شکایت کنند تا قانونگذار در بالادست آن را تصویب و اجرا کند.»

حکایت زنان از ترفندها و ترس‌های موتورسواری

مژگان ۹سال است که کارش این شده که در فروردین یا اردیبهشت برود شهرک آزمایش و شانسش را برای گرفتن گواهینامه رانندگی موتور امتحان کند، اما هر بار به در بسته می‌خورد. «خانم قانونش نیومده»، « شما زنها خسته نشدین از بس برای گواهینامه موتور اومدین؟»، « چندبار بگیم به زن‌ها گواهینامه موتور نمیدیم؟» این آخری‌ها هم که برگه‌ای دم در ورودی زده‌اند که «برای زنان گواهینامه موتور صادر نمی‌شود».

او حالا چندین سال است که موتور شخصی خودش را دارد و هر روز با آن از خانه‌اش در غرب تهران به خانه مادر بیمارش در شرق تهران می‌رود تا به او رسیدگی کند. می‌گوید که موتورسواری را اصولی زیرنظر مربی یاد گرفته و با تمام قواعد و قوانین آن آشناست و حاضر است جلوی ۱۰افسر راهنمایی و رانندگی امتحان دهد و شانسش را برای گرفتن گواهینامه امتحان کند اما کسی نیست که حتی یک‌بار به این خواسته او گوش کند. «وقتی مادرم بعد از چند‌ماه کما دچار زندگی نباتی شد، تردد با ماشین از غرب به شرق تهران برای پرستاری از او سخت‌ترین کار ممکن بود.

هیچ چاره دیگری هم نداشتم، پس دیدم بهترین کار این است که با موتور تردد کنم و این شد که اول یاد گرفتم و بعد دنبال گواهینامه رفتم. وقتی گفتند امکانش نیست و باید صبر کنی، مدتی دست نگه داشتم اما چند‌ماه بعد متوجه شدم که اصلا فرجی در این کار نیست و قبل از من خیلی‌ها برای گرفتن گواهینامه موتور به در بسته خورده‌اند، این شد که با احتیاط بیشتر و با ترفندهایی که مأموران پلیس چندان متوجه نشوند که من زن هستم، با موتور در سطح شهر رانندگی می‌کنم.»

لیلا و زنان موتورسوار دیگر، ترفندهای زیادی برای تردد در خیابان‌های شهر دارند، راهکارهایی که ترجیح می‌دهند همچون رازی سر به مهر بین خودشان باقی بماند تا آنها را بعدا با مشکلات جدیدی روبه‌رو نکند. لادن یکی از آنهاست که حالا می‌گوید از این پنهانکاری و فرار از قانون خسته شده اما فکرش به راه‌حل دیگری نمی‌رسد «کل فرایند یادگیری، خرید و بعد هم رانندگی با موتورسیکلت با ترس و اضطراب است. درحالی‌که هیچ کجای قانون نیامده که راندن موتورسیکلت توسط زنان ممنوع است.

پلیس هم اگر ما را در خیابان گرفته هیچ وقت نگفته که شما به‌عنوان زن حق ندارید که رانندگی کنید، فقط گفته‌اند ‌ای کاش به شما گواهینامه بدهند که ما مجبور به توقیف موتورتان نشویم. درد اینجاست که بعضا پلیس‌های راهنمایی و رانندگی می‌گویند که موتورسواری زنان خیلی هم خوب و با رعایت قوانین است اما آنها مامورند و معذور.»

او می‌گوید: «۲ راه پیش روی ما گذاشته‌اند؛ اول اینکه با ترفندهای مختلف در سطح شهر تردد کنیم تا روزی که صدای ما را بشنوند یا کارزار و کمپین راه بیندازیم و مطالبه‌گری کنیم تا بالاخره ما را به رسمیت بشناسند و گواهینامه‌مان را صادر کنند. راه اول همان است که الان می‌رویم، راه دوم را ولی دوباری امتحان کردیم که بدتر شد و موانع پیش‌رویمان را پررنگ‌تر و بیشتر کردند.»

کمپینی که لادن از آن حرف می‌زند، به سال ۱۳۹۸برمی‌گردد؛ درست بعد از آنکه یک زن در اصفهان توانست در دادگاه بدوی از قاضی اجازه صدور گواهینامه را برای خود بگیرد. لادن و ۴۹زن موتورسوار دیگر در تهران نیز با استناد به قوانین موجود راهنمایی‌و‌رانندگی، دادخواست خود را از طریق یک وکیل دادگستری در دیوان عدالت اداری مطرح می‌کنند و خواهان حل این موضوع می‌شوند.

محمد حاجیلو، وکیل پرونده در این‌باره می‌گوید: «در قانون فقط آمده که مسئول صدور گواهینامه موتور برای مردان پلیس راهنمایی و رانندگی است. هیچ کجای قانون نیامده که موتورسواری برای زنان ممنوع است یا پلیس اجازه صدور گواهینامه برای زنان را ندارد. ما با استناد به همین قانون یک دادخواست مطرح کردیم و از دیوان عدالت اداری خواستیم که نیروی انتظامی را مکلف به صدور گواهینامه برای زنان کند، حتی مانند آن زن اصفهانی در دادگاه بدوی رأی به نفع ما صادر شد اما در دادگاه تجدید‌نظر قاضی رأی را رد کرد.»

زنان ناامید از پلیس، قانونگذار و… حالا همان راه اول را مصمم‌تر دنبال می‌کنند. می‌گویند سوار بر موتورهای شخصی در سطح شهر تردد می‌کنیم تا بتوانیم با مطالبه‌گری حق داشتن گواهینامه را از مراجع بالادست بستانیم.

موتورسواری زنان در ۳سال اخیر رونق بیشتری گرفت و حضور آنها در خیابان‌ها پررنگ‌تر شد، به‌خصوص از زمانی که موتورهای به‌اصطلاح اسکوتری و برقی وارد ایران شدند و به‌خاطر اندازه و سرعت مطمئن مورداستقبال شهروندان قرار گرفتند؛ موتورهایی که اگرچه قیمت‌های بالایی دارند اما به‌صورت اقساطی امکان خرید آن هست.

مینا که حالا ۷سال می‌شود که مربی موتورسواری است و در یکی از بوستان‌های بزرگ حاشیه‌ای تهران برای زنان آموزش عملی برگزار می‌کند از افزایش تعداد شاگردانش در ۳سال اخیر می‌گوید؛ زنانی که به دلایل مختلف نیاز دیده‌اند که موتور داشته باشند و با آن در سطح شهر تردد کنند. «اول از همه این نکته را بگویم که اکثر زنانی که الان در سطح شهر موتورسوارند نه به‌خاطر قدرت‌نمایی، نه برای اعتراض مدنی و نه چیزی که مخالفان، آن را اجرای فانتزی‌های ذهنی زنان می‌نامند، راکب موتور شده‌اند بلکه براساس یک نیاز و ضرورت این وسیله را انتخاب کرده‌اند.»

مینا، زنان موتورسوار را در چند گروه مختلف تعریف می‌کند: «بیشترین کسانی که برای آموزش می‌آیند زنانی هستند که قدرت خرید ماشین در این شرایط گرانی را ندارند و مسافت تردد روزانه‌شان طولانی است و توان پرداخت کرایه‌های سنگین وسایل نقلیه عمومی مثل تاکسی و تاکسی‌اینترنتی را ندارند، اینها نه با شور و ذوق بلکه از سر اجبار به خریدن موتور و تردد با آن روی‌آورده‌اند و ناراحتند که چرا پول خرید یک خودروی دست دوم را هم ندارند. دسته دوم کسانی هستند که طرفدار محیط‌زیست هستند.

اینها می‌گویند که تردد با ماشین شخصی به شکل تک‌سرنشین را دوست ندارند و ترجیح می‌دهند از موتورهای انژکتوری که آلودگی کمی برای شهر دارد، استفاده کنند.

یک دسته دیگر که تعداد آنها بعد از کرونا زیادشده، کسانی‌اند که از اتوبوس و مترو و تاکسی استفاده می‌کردند اما حالا به‌خاطر ترس از ابتلا، موتور شخصی خریده‌اند و با آن در سطح شهر رفت‌وآمد می‌کنند. یک تعداد کمی هم هستند که به‌خاطر نبود شغل و اقتصاد بد کشور، پیک‌موتوری رستوران‌ها یا مسافرکش شده‌اند و می‌خواهند از این راه امرار معاش کنند. حالا سؤال من این است که چرا یک‌بار مسئولان این زنان را با این نوع دغدغه‌ها ندیده‌اند و فکر می‌کنند همه آنها از سر خوشی دنبال موتورسواری‌اند؟»

موتورسواری زنان این روزها همچون کلاف سردرگمی شده که نه پلیس می‌تواند گره آن را باز کند، نه زنان می‌توانند از آن خلاصی یابند. آنها مجبورند در برزخ سکوت قانون، با موتور در سطح شهر تردد کنند و خطراتی مثل تصادف، دستگیری توسط پلیس و… را به جان بخرند. زنانی که نمی‌دانند چرا و به چه علت از این حق محرومند؟

منبع: همشهری

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44957

ابراز نگرانی نهادهای حقوق بشری از سرکوب قهرآمیز اعتراضات خوزستان؛ مادران دادخواه در تهران بازداشت شدند

ابراز نگرانی نهادهای حقوق بشری از سرکوب قهرآمیز اعتراضات خوزستان؛ مادران دادخواه در تهران بازداشت شدند
۰۸ مرداد ۱۴۰۰
تجمع اعتراضی مادران دادخواه در میدان آزادیتجمع اعتراضی مادران دادخواه در میدان آزادی
تجمع اعتراضی مادران دادخواه در میدان آزادی تهران
چندین سازمان حقوق بشری و فرهنگی در بیانیه‌های جداگانه، با ابراز نگرانی از سرکوب قهرآمیز اعتراضات خوزستان و سایر شهرها، خواستار آزادی فوری بازداشت‌شدگان شده‌اند.

در همین حال گزارش می‌رسد چندین تن از مادران جان‌باختگان اعتراض‌های ۹۸ که در میدان آزادی تهران تجمعی اعتراضی برگزار کردند، با برخورد خشونت‌بار نیروهای انتظامی مواجه شده و بازداشت شدند.

این مادران دادخواه امروز در تجمع اعتراضی خود از اصابت گلوله جنگی بر پیکر فرزندان خود و سایر افرادی گفتند که به دلیل اعتراض کشته می‌شوند.

بر اساس ویدئوهای منتشرشده، تعدادی از مادران دادخواه پس از ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

هنوز جزئیاتی درباره محل نگهداری مادران میلاد محققی، ابراهیم کتابدار، پژمان قلی‌پور، فرهاد مجدم، و وحید دامور که ساعاتی پیش بازداشت شدند، منتشر نشده است.

محبوبه رمضانی، مادر پژمان قلی‌پور که یکی از مادران دادخواه دستگیرشده است، پیش از این به صدای آمریکا گفته بود: «اعتراض می‌کنم تا مادر دیگری مثل من به جای گونه فرزندش بر قاب عکس بوسه نزند.»

در این حال، چندی نهاد حقوق بشری، از جمله سازمان دیده‌بان حقوق بشر، با ابراز «نگرانی عمیق از سرکوب قهرآمیز اعتراضات» و همچنین کشته شدن دست‌کم ۹ نفر در اعتراضات استان‌های خوزستان و لرستان، خواستار آزادی فوری بازداشت‌شدگان شده‌اند.

حدود ۵۰ عضو کانون نویسندگان ایران هم در بیانیه‌ای ضمن حمایت از اعتراضات خوزستان در واکنش به قطع اینترنت و برخوردهای امنیتی معمول با روزنامه‌نگاران و خبرنگاران نوشته‌اند: «درست در شرایطی که مردم جان‌به‌لب‌رسیده در جای جای کشور فریاد اعتراضشان را به خیابان‌ها می‌آورند و پاسخشان را با گلوله و گاز اشک‌آور می‌گیرند … [جمهوری اسلامی] اینترنت شهرهای معترض را قطع می‌کند تا اختلالی در سرکوب مردم پیش نیاید.»

تهیه‌کنندگان سینمای ایران نیز در بیانیه‌ای طرح محدودیت‌های جدید اینترنتی را «توطئه‌ای علیه اصل آزادی» و طراحان آن را «توطئه‌گر» توصیف کردند.

فقیهه سلطانی، بازیگر سینما و تلویزیون، نیز در پیامی ویدیویی می‌گوید دولت همچنان به فکر پاک کردن صورت مسئله است.

اعتراضات اخیر دو هفته پیش از خوزستان آغاز شد و به دیگر شهرها و پایتخت نیز گسترش یافت.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44953

مرخصی درمانی مژگان کاوسی تمدید شد

مرخصی مژگان کاوسی زندانی سیاسی، به مدت یک هفته دیگر تمدید شد. خانم کاوسی روز چهارشنبه ۳۰ تیرماه امسال در پی ابتلا به ویروس کرونا و وخامت حال جسمی‎‌اش، از زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، مدت مرخصی مژگان کاوسی زندانی سیاسی به مدت یک هفته دیگر تمدید شد.

خانم کاوسی روز چهارشنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۰، به دلیل حال نامناسب ناشی از ابتلا به ویروس کرونا، از زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام شد.

اعزام این زندانی سیاسی به مرخصی، چهار روز پس مثبت شدن تست کرونا و پس از شدت گرفتن بیماری او صورت گرفته است.

مژگان کاوسی در تاریخ ۲۹ آبان ماه ۹۸، در جریان اعتراضات سراسری موسوم به “اعتراضات آبان ماه” توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در نوشهر بازداشت و پس از سه هفته از بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی در ساری به بند زنان زندان نوشهر منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۸ آذرماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

خانم کاوسی در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب نوشهر از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به شش ماه حبس تعزیری، به اتهام “عضویت در گروه‌های مخالف نظام” ۳۳ ماه حبس و برای اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” به تحمل ۳۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی در مرحله تجدیدنظر و با اعتراض دادستان با افزایش میزان محکومیت مواجه شد. وی از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۷ ماه و ۱۵ روز حبس و برای اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” به ۳۶ ماه حبس تعزیری و به اتهام “عضویت در گروه‌های مخالف نظام” به ۳۳ ماه حبس محکوم شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد از بابت اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” و ۳۶ ماه حبس تعزیری برای وی قابل اجرا است.

او نهایتا در تاریخ ۳۰ اردیبهشت جهت تحمل حبس بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

مژگان کاوسی، فرزند اکبر، محقق، مترجم و از باورمندان به آیین یارسان است. کتاب “انفال و سرگذشت تیمور، تنها بازمانده از گورهای جمعی زنان و کودکان انفال شده” در سال ۹۸ با ترجمه مژگان کاوسی در انتشارات توکلی تهران چاپ شده است.

FacebookTwitterاشتراک گذاری



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44947

قتل دختر ۵ ساله توسط مادرش در دهدشت

روز دوشنبه ۲۸ تیرماه، یک زن ۳۹ ساله در شهرستان دهدشت واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد، از طریق حلق آویز کردن، دختر ۵ ساله خود را به قتل رساند. این زن هم اکنون در بازداشت به سر می برد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رویداد ۲۴، روز دوشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۰، یک زن ۳۹ ساله در دهدشت، دختر ۵ ساله خود را به قتل رساند.

در این گزارش به نقل از پدر ۳۷ ساله این کودک آمده است: دو سالی بود که با همسرم زینب از یکدیگر جدا شده بودیم. حضانت هر دو فرزند را به من دادند، اما چون آیسا دختر بچه بود، همسرم می‌خواست او را بزرگ کند. با مشکلات بسیاری که برایم ایجاد کرد، حضانت آیسا را به همسرم دادم.

بعد از یک سال برادران زینب با من تماس گرفتند و گفتند که خواهرمان نمی‌تواند از پس مخارج آیسا برآید، تو فقط قبول کن حضانت آیسا را دوباره پس بگیری.

این موضوع را با کمال میل قبول کردم اما نمی‌خواستم با همسرم روبه‌رو شوم، بنابراین به برادرانش گفتم آژانس بگیرند و دخترم را با آژانس به محل کارم بفرستند، اما آنها مخالفت کردند و نتیجتا به آنجا رفتم.

پدر این کودک قربانی افزود: ساعت ۵ عصر بود. وقتی به خانه یکی از برادرانش رسیدم به من گفت اینجا نیستند و به خانه یکی دیگر از برادران‌مان رفتند که تا آنجا فاصله چندانی نیست. گفتم ایرادی ندارد و خودم را به آنجا رساندم. زنگ خانه‌شان را زدم که برادر زنم در را باز کرد. از من خواست به داخل بروم اما قبول نکردم که ناگهان صدایی شنیدم و خودم را به داخل خانه رساندم.

وی عنوان کرد: در اتاق قفل بود، شیشه را شکستم و وارد اتاق شدم. دخترم در حالی که طنابی برگردن داشت کنار مادرش خوابیده بود.

او ادامه داد: آیسا را بلند کردم و او را به بیمارستان رساندم، اما آنجا به من گفتند چند ساعتی می‌شود که آیسا خفه شده است. مادرش را دستگیر کردند و الان بازداشت است.

FacebookTwitterاشتراک گذاری



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44943

نامه مریم اکبری منفرد از زندان سمنان؛ خوزستان تشنه را با خون سیراب کردند

مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی تبعید شده به زندان سمنان با نگارش نامه‌ای از زندان حمایت خود را از اعتراضات مردم خوزستان اعلام کرد.

خانم اکبری منفرد در بخشی از این نامه می گوید “تابستان داغ است، درست مثل تابستان ۶۷، همین قاتلان هم بودند! آن روز در کسوت «هیئت مرگ» و امروز در کسوت «رئیس جمهور»! دوباره خونریزی و کشتار! اگرچه روی دریای خون عزیزان ما به مسند می‌رسند اما طوفان دادخواهی، کاخشان را ویران خواهد کرد.”

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی تبعید شده به زندان سمنان با نگارش نامه‌ای از زندان حمایت خود را از اعتراضات مردم خوزستان اعلام کرد.

خانم اکبری منفرد در بخشی از این نامه نوشته است: «خون زندانیان سیاسی اعدام شده در ۶۷ با خون جوانان کشته شده در خیابان‌ها از آبان ۹۸ تا تیر۱۴۰۰ در خوزستان و لرستان به فاصله زمانی ۳۳ سال در همین جغرافیا بهم گره‌خورد و این را اثبات کرد که تا زمانی که عاملین و آمرین نسل کشی ۶۷ به میز محاکمه کشیده‌ نشوند، هیچ نسلی در امان نخواهد ماند. عزم ما نقطه پایان دادن به تداوم خونریزی و جنایت است! عزم ما دادخواهی است!»

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته، در ادامه می آید:
«خوزستان تشنه را با خون سیراب کردند!

اگرچه اینجا خبرها دیگر حتی از طریق ملاقات هم به من نمی‌رسد و فرصت اندک مکالمه تلفنی‌ام در حضور مامور حراست تنها دریچه ارتباطم به دنیای بیرون است، اما گزارش‌های تلویزیون حکومت به خوبی مرا در جریان وضعیت اسفبار خوزستان قرار داد.

به خوبی در این سالیان دریافته‌ام که هر آنچه تکذیب کردند را باید به عنوان عمل حادث شده در نظر بگیرم و این بار نوبت تکذیب و سیل دروغ‌ها درباره خوزستان بود. آنچه که از میان اخبار پی‌ بردم این است که مردم تشنه را با سرب داغ پاسخ‌ گفته‌اند و آن سرزمین داغ‌ دار را دوباره خون‌چکان کرده‌اند. تابستان داغ است، درست مثل تابستان ۶۷، همین قاتلان هم بودند! آن روز در کسوت «هیئت مرگ» و امروز در کسوت «رئیس جمهور»! دوباره خونریزی و کشتار! اگرچه روی دریای خون عزیزان ما به مسند می‌رسند اما طوفان دادخواهی، کاخشان را ویران خواهد کرد.

خون زندانیان سیاسی اعدام شده در ۶۷ با خون جوانان کشته شده در خیابان‌ها از آبان ۹۸ تا تیر۱۴۰۰ در خوزستان و لرستان به فاصله زمانی ۳۳ سال در همین جغرافیا بهم گره‌خورد و این را اثبات کرد که تا زمانی که عاملین و آمرین نسل کشی ۶۷ به میز محاکمه کشیده‌ نشوند، هیچ نسلی در امان نخواهد ماند. عزم ما نقطه پایان دادن به تداوم خونریزی و جنایت است! عزم ما دادخواهی است!

با درود به جوانان غیور شهرهای به پاخاسته که این روزها خودم را نه در میان دیوارها که دوشادوش آنها می‌بینم و نبضم با ضرب‌آهنگ قدم‌هایشان بر خیابان‌ها می‌تپد و با تعظیم در مقابل شهدای تشنه لب خوزستان، دوباره فریاد دادخواهی‌ام را بلند می‌کنم خطاب به حکومت می‌گویم که خواهر و برادر مرا چرا کشتید؟ و تا زمانی که برای پاسخ دادن این سوالم مقابل دادگاه قرار نگیرید من صدایم خاموش نخواهد شد حتی در زندان جهنمی سمنان!

مریم اکبری منفرد/مردادماه ۱۴۰۰/ زندان سمنان»

در ارتباط با نویسنده نامه گفتنی است؛ مریم اکبری منفرد در تاریخ دهم دی ماه سال ۱۳۸۸ و پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت و در خردادماه سال بعد توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام این زندانی “محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران” بوده اما خود آن را وارد ندانسته است. نهایتا خانم اکبری منفرد که دوازدهمین سال از دوران محکومیت خود را سپری می‌کند، روز سه‌شنبه ۱۹ اسفندماه ۹۹ از زندان اوین به زندان سمنان تبعید شد.

دو برادر مریم اکبری منفرد در سال‌های ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط دادگاه‌های انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک او و خواهر دیگرش نیز در سال ۶۷ و موج اعدام زندانیان سیاسی در تابستان آن سال اعدام شدند.

FacebookTwitterاشتراک گذاری



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44941

گزارشی در باره آیدا نیک‌سیرت زندانی مذهبی محبوس در بند زنان زندان ارومیه

هه‌نگاو: یک زن کُرد که پیشتر دو سال در زندان‌های افغانستان زندانی بوده به زندان مرکزی ارومیه منتقل شده است.گزارشی در باره آیدا نیک‌سیرت زندانی مذهبی محبوس در بند زنان زندان ارومیه

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، طی روزهای گذشته یک زن کُرد با هویت “آیدا نیک‌سیرت” به بند قرنطینه زندان مرکزی ارومیه منتقل شده است.

به گفته یک منبع مطلع از بند زنان زندان مرکزی ارومیه، آیدا نیک‌سیرت شوهرش عضو گروه‌های اسلامی تندرو بوده و در افغانستان کشته شده و وی و سه فرزندش به مدت دو سال در یکی از زندان‌های افغانستان محبوس بوده‌اند.

به گفته این منبع، آیدا نیک‌سیرت طی روزهای گذشته به ایران منتقل شده و هم‌اکنون ۱۰ روز است که در بند قرنطینه زندان ارومیه ن نگهداری می شود.

گفتنیست که سه فرزند این زن پس از انتقال به زندان مرکزی ارومیه از مادرشان جدا شده و سرنوشتشان نامعلوم است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44937

بازداشت سه ‌شهروند توسط نیروهای اطلاعات سپاه در بوکان

هه‌نگاو: نیروهای اطلاعات سپاه بوکان سه شهروند را بازداشت و بنابر اطلاعات موجود به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی ارومیه منتقل کرده‌اند.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ (۲۷ جولای ۲۰۲۱)، نیروهای اطلاعات سپاه بوکان سه شهروند به نام‌های “کژال امینی”، “شمزین محمدی” و “عظیمه ناصری” را بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی سپاه در ارومیه منتقل کرده‌اند.بازداشت سه ‌شهروند توسط نیروهای اطلاعات سپاه در بوکان

ابن بازداشت‌ها بنابر رویه نهادهای امنیتی در کُردستان مستمراً غیر قانونی و بدون هرگونه ارائه حکم قانونی و یا دلایل بازداشت صورت پذیرفته است.

در همین راستا روز گذشته روابط عمومی قرارگاه حمزه سیدالشهدا نیروی زمینی سپاه با انتشار بیانیه‌ای از وقوع یک درگیری مسلحانه در بوکان و کشته‌شدن دو عضو از طرف درگیر ایضاً و بازداشت سه شهروند خبر داده بود.

هه‌نگاو ضمن تایید وقوع درگیری در نزدیکی روستای علم‌آباد بوکان میان یکی از احزاب کُردستانی و نیروهای سپاه پاسداران، نسبت به بازداشت‌های خودسرانه و پرونده سازی علیه شهروندان عادی متعاقب این درگیری‌ها ابراز نگرانی می‌کند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44933

علیرغم حال بد جسمی؛ عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت منیره عربشاهی در زندان کچویی کرج

منیره عربشاهی، فعال مدنی محبوس در زندان کچویی کرج علیرغم وخامت حال از رسیدگی پزشکی محروم مانده است. خانم عربشاهی که اردیبهشت‌ماه امسال به مرخصی درمانی اعزام شده بود،

در تاریخ ۱ مردادماه پس از انجام جراحی و تخلیه غده تیروئید به زندان بازگشت. این فعال مدنی زندانی با وجود دستور پزشک مبنی بر آزمایش هفتگی و رسیدگی پزشکی تاکنون مورد آزمایش قرار نگرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز پنج‌شنبه ۷ مردادماه ۱۴۰۰، منیره عربشاهی، فعال مدنی محبوس در زندان کچویی کرج علیرغم وخامت حال از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

این فعال مدنی زندانی با وجود دستور پزشک مبنی بر آزمایش هفتگی و رسیدگی پزشکی تاکنون مورد آزمایش قرار نگرفته است. به گفته یک منبع مطلع؛ پزشک جراح خانم عربشاهی دستور رسیدگی فوری پزشکی داده و خطر جانی و بروز شوک را مطرح کرده است. این منبع نزدیک به خانواده در این خصوص به هرانا گفت: «منیره عربشاهی به دلیل خارج کردن غده تیروئید باید هفته‌ای یکبار آزمایش خون داده و تحت نظر باشد. با این حال از زمان بازگشت به زندان تا امروز به بهانه نبود پزشک مورد هیچگونه رسیدگی قرار نگرفته است. حتی توان صحبت کردن هم ندارد و از ۴ روز قبل هر چیزی که می‌خورد را فورا بالا می‌آورد. جان منیره در خطر است.»
خانم عربشاهی که از تاریخ ۱۳ اردیبهشت‌ماه از زندان کچویی کرج با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی به مرخصی درمانی اعزام شده بود، در تاریخ ۱ مردادماه پس از انجام جراحی و تخلیه غده تیروئید به زندان بازگشت.

با وجود اینکه در خصوص گواهی عدم تحمل حبس خانم عربشاهی، علاوه بر پزشکی قانونی، تائید ۳ پزشک معتمد دیگر به لحاظ اداری مورد نیاز است، او پیشتر صرفا توسط یک پزشک ویزیت شده که عدم تحمل حبس را تائید کرده است با این حال خانم عربشاهی جهت ویزیت توسط دو پزشک دیگر تاکنون اعزام نشده بود.

دختر خانم عربشاهی، یاسمن آریانی از مخالفان حجاب اجباری در حالی که در تاریخ ۲۵ بهمن ۹۷ با پایان حبس از بابت محکومیت پیشین خود از زندان اوین آزاد شده بود، در تاریخ ۲۱ فروردین ۹۸ مجددا بازداشت و به بازداشتگاه وزرا در تهران منتقل شد. خانم عربشاهی یک روز پس از او بازداشت و به همراه فرزندش به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. آنها نهایتا در تاریخ ۲۲ مرداد ۹۸ از زندان قرچک ورامین به بند زنان زندان اوین منتقل شدند و مجددا در تاریخ ۳۰ مهرماه سال گذشته از بند زنان زندان اوین به زندان کچویی کرج تبعید شدند.

این دختر و مادر زندانی مردادماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه محاکمه و هرکدام از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۶ سال حبس تعزیری و در مرحله تجدیدنظر هرکدام مجموعا به ۹ سال و ۷ ماه حبس محکوم شدند. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال و شش ماه زندان در خصوص هر یک از آنها قابل اجرا است.

یاسمن آریانی نیز در تاریخ ۱۵ تیرماه از زندان کچویی کرج به مرخصی کوتاه مدت اعزام شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44930

۸ مرداد ۱۴۰۰

بازداشت مدیر یک کانال تلگرامی در آزادشهر

یک شهروند در آزادشهر که مدیریت چند کانال تلگرامی را عهده دار بود، به دلیل آنچه که “اقدام به نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی علیه دستگاه های دولتی” عنوان شده است، توسط پلیس فتا بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، یک شهروند در آزادشهر توسط پلیس فتا بازداشت شد.

فرمانده انتظامی آزادشهر در این خصوص مدعی شد: “در پی رصد فضای مجازی توسط کارشناسان پلیس فتا شهرستان، مشخص شد مدیر یکی از کانال های فضای مجازی اقدام به نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی علیه دستگاه های دولتی کرده است که با توجه به حساسیت به عمل آمده، موضوع به صورت ویژه در دستور کار کارشناسان پلیس فتا این شهرستان قرار گرفت”.

وی افزود: “پس از انجام اقدامات فنی و اطلاعاتی، متهم شناسایی و ضمن هماهنگی با مرجع قضایی هر دو کانال وی مسدود و متهم دستگیر شد. پس از تشکیل پرونده جهت سیر مراحل قانونی به مراجع قضائی معرفی شد.

در این گزارش به هویت شهروند بازداشت شده اشاره ای نشده است.

FacebookTwitterاشتراک گذاری



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44927

تعیین شعبه دادگاه تجدیدنظر شهرزاد نظیفی، شهروند بهائی و قهرمان موتورکراس زنان

پرونده شهرزاد نظیفی، شهروند بهائی و از قهرمانان و مربیان موتورکراس زنان در ایران، به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع داده شد. خانم نظیفی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به ۸ سال حبس تعزیری، ارائه خدمات اجباری به افراد دارای معلولیت ذهنی و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پرونده شهرزاد نظیفی، شهروند بهائی و از قهرمانان و مربیان موتورکراس زنان در ایران، به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع داده شد.

خانم نظیفی پیشتر به صورت غیابی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۸ سال حبس تعزیری و همچنین به عنوان مجازات تکمیلی به ارائه خدمات اجباری به افراد دارای معلولیت ذهنی به مدت ۳ ماه روزی ۴ ساعت و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم و علیرغم پذیرش درخواست واخواهی و برگزاری جلسه دادگاه، حکم غیابی صادره علیه خانم نظیفی، تائید شد.
پیشتر محمدهادی عرفانیان کاسب، وکیل مدافع شهرزاد نظیفی، شهروند بهائی و قهرمان موتورکراس زنان با اشاره به تائید حکم غیابی ۸ سال حبس تعزیری موکلش پس از واخواهی، در صفحه شخصی خود نوشت: “عجیب تر اینکه، دلیل تائید عینی رای، اطلاع رسانی که صورت گرفته بیان گردید و نه محتویات پرونده و دفاعیات اینجانب و موکل!”

شهرزاد نظیفی پیشتر در تاریخ ۲۷ آبان‌ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در زندان اوین منتقل شد. نیروهای امنیتی پس از بازداشت ایشان به منزل وی رفته و پس از حدود ۵ ساعت تفتیش منزل، تعدادی از وسایل شخصی از جمله کتب، تلفن همراه و لپ‌تاپ شخصی ایشان را نیز با خود برده بودند.

پیشتر یک منبع نزدیک به خانواده خانم نظیفی به گزارشگر هرانا گفته بود: “ظهر روز یکشنبه ۲۷ آبان ۹۷ نیروهای امنیتی خانم نظیفی را که در مسیر پیست موتورسواری بودند بازداشت و ابتدا به همراه ایشان به پیست موتورسواری رفته و نورا نراقی فرزند ایشان را نیز سوار خودرو کرده و به منزل ایشان رفتند. پس از حدود ۵ ساعت تفتیش منزل و ضبط تعدادی از وسایل شخصی از جمله کتاب‌ها، تلفن همراه و لپ‌تاپ با نشان دادن حکم جلب، خانم نظیفی را بازداشت و به همراه خود بردند.”

این منبع همچنین افزوده بود: “نیروهای امنیتی در تاریخ ۱۹ آبان ۹۷ نیز به منزل خانم نظیفی و همسرشان مهرشاد نراقی رفته و محل را طی چند ساعت تفتیش کرده بودند.

این شهروند نهایتا در تاریخ ۱۲ آذرماه ۹۷ با تودیع قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

شهرزاد نظیفی، فرزند علی، متولد ۱۳۵۰ و شهروند بهائی ساکن تهران است. خانواده خانم نظیفی و همسرش مهرشاد نراقی هر دو از قهرمانان موتورکراس ایران بوده و شهرزاد نظیفی و دخترش نورا نراقی از پیشگامان موتورکراس زنان در کشور هستند. هرانا اردیبهشت ماه سال ۹۸ در گزارشی گفته بود که شهرزاد نظیفی، مهرشاد نراقی و فرزندانشان که همگی از پیش گامان و قهرمانان موتورکراس و از شهروندان بهایی ایران هستند بدون دریافت حکم قضایی از ورود و استفاده از پیست های موتورسواری محروم شده‌اند.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار شهروند بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

FacebookTwitterاشتراک گذاری



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44924

۷ مرداد ۱۴۰۰

مرگ زنی دیگر ناشی از حادثه زن کشی سردشت

زنی که سه روز پیش در پی تیراندازی یک مرد به شدت مجروح شده بود، بر اثر شدت جراحات جانباخت.مرگ زنی دیگر ناشی از حادثه زن کشی سردشت

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ (۲۸ جولای ۲۰۲۱)، سعدا اسپندار ٤٦ ساله و شهروند اهل سردشت در اثر شدت جراحات ناشی از تیراندازی همسر دوستش به سوی آنها، در بیمارستان خمینی ارومیه جان باخت.

روز دوشنبه ۴ خرداد (۲۶ جولای)، مرد مسلحی در سردشت با هویت “مجید بیتوشی” با استفاده از اسلحه کلاشینکوف همسرش “هما حاجی‌پور” و “سعدا اسپندار” را به رگبار بست که همسرش به فوریت جان باخت و آن زن دیگر بشدت مجروح شد.

هه‌نگاو پیشتر گزارش داده بود که مجید بیتوشی به دلیل اختلافات خانوادگی مبادرت به قتل همسرش نموده و متعاقب قتل همسر و زخمی کردن سعدا اسپندار خود نیز اقدام به خودکشی کرده بود که هم‌اینک تحت مراقبت‌های پزشکی قرار دارد.

هما حاجی‌پور چندین سال بود که در کشور کشور فنلاند زندگی می‌کرد و برای طلاق از همسرش به سردشت بازگشته بود.

با استناد به آمار به ثبت رسیده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، از ابتدای سال ۱۴۰۰ تاکنون (۴ ماه)، دست‌کم ۱۴ زن در شهرهای سردشت، سنندج، کرمانشاه، سقز، صحنه، دره‌شهر، ایلام، پاوه و به قتل رسیده‌اند که دلیل بیشتر این موارد اختلافات خانوادگی بوده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44921

منیره عربشاهی در گفتگو با رضا اکوانیان: ذات انسان در مقابل محدودیت واکنش منفی نشان می‌دهد

ماهنامه خط صلح – منیره عربشاهی، فعال مدنی زندانی و از مخالفان حجاب اجباری در ایران است. خانم عربشاهی پیشتر به مدت دو سال مجری برنامه بهداشت رادیو بوده و همچنین طی آن مدت در زمینه نمایشنامه‌نویسی رادیو نیز فعالیت داشته است.

این فعال مدنی همچنین در برنامه‌های اجتماعی حوزه کودکان کار به عنوان گزارشگر مشغول فعالیت بوده است. خانم عربشاهی پیش از این به عنوان دبیر مدارس استثنایی در مقطع دبستان و راهنمایی در استان البرز مشغول فعالیت بوده و مدتی نیز در مجله صنعت روز نویسندگی مطالب مختلف از جمله “اسپیرال گامی به سوی خود کفایی” را در کارنامه خود دارد. او و فرزندش یاسمن آریانی در فروردین ۹۸ به دلیل فعالیت در زمینه حقوق زنان در ایران بازداشت و نهایتا توسط دادگاه انقلاب تهران به حبس محکوم شدند. خانم عربشاهی که همراه با دخترش یاسمن آریانی دوران محکومیت خود را در زندان‌های اوین، قرچک ورامین و کچوئی کرج سپری می‌کرد، چندی پیش به مرخصی درمانی اعزام شد و روز جمعه ۱ مردادماه، با پایان ایام مرخصی به زندان کچویی کرج بازگشت. ماهنامه خط صلح طی گفت‌وگویی با وی به بررسی محدودیت‌هایی که در جامعه ایران برای زنان جوان وجود دارد پرداخته است، متن این گفت‌وگو در ادامه می‌آید:

خانم عربشاهی، شما و دخترتان، یاسمن آریانی از مخالفان حجاب اجباری در ایران هستید که به همین دلیل بازداشت و زندانی شدید. معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری به تازگی طی نشستی با بیان اینکه مسئولان حجاب را تبدیل به تابو کردند و آن را بدون حق پرسش مطرح کردند، گفته است: “رسانه‌های معاند و ضد دین همین مساله را در دست گرفته و سوار آن شدند و علیه کشور استفاده کردند”. نظر شما درباره صحبت‌های خانم ابتکار چیست؟ شما به عنوان یک کنشگر مدنی چه چیز را اصلی‌ترین عامل حجاب اجباری در جامعه ایران می‌دانید؟ سیاست یا دین‌خویی و فرهنگ مسلط؟ شما حجاب را تابو و یا برگرفته از فرهنگ می‌دانید یا اجباری از سوی حاکمیت؟
از نظر من حجاب حتی از اولویت‌های دین اسلام هم نیست؛ تا جایی که من می‌دانم در قرآن آیه‌ای که زن را وادار به پوشیدن موی سر خود کرده باشد وجود ندارد. البته باید بین حجاب به معنای پوشش موی سر و اندام با حجاب به معنای جدایی و حائل شدن دو مکان یا دو نفر که به‌طور خاص در قرآن به آن اشاره شده، تفکیک قائل شویم. دقیقا به خاطر ندارم! در حدیث یا در سوره و آیه‌ای از قرآن این مطلب را خوانده بودم که پیامبر اسلام به زنان خود امر کرده بود تا خود را در ملاء عام بپوشانند؛ به عبارتی حجاب کنند؛ اما این امر کنیزان و بردگان و حتی زنان عشایر و بیابانگرد را شامل نمی‌شد. احتمالا هدف محمد صرفا تفکیک زنان محرم خود از سایر زنان دیگر بوده است. وگرنه آن را به صورت یک بخشنامه‌ی کلی مطرح می‌کرد. لازم است در اینجا به ادامه‌ی سوال‌تان که پرسیدید آیا حجاب برگرفته از فرهنگ است پاسخ دهم؛ اگر مروری بر تصاویر ترسیم ‌شده توسط هنرمندان قرون گذشته داشته باشیم متوجه می‌شویم که زنان در عصر باستان در یونان، رم یهودیه و ایران و شاید تمدن‌های دیگر آن زمان سرهایشان را با پارچه‌ای مانند شال می‌پوشاندند و از لباس‌هایی بلند برای پوشش اندام خود استفاده می‌کردند. این امر نه به لحاظ تقدس و تدین بلکه یک فرهنگ رایج در آن دوران بوده است. با این مقدمه قصد دارم عرض کنم، حجابی که امروز در ایران به عنوان سمبل و نماد اسلامی مطرح و طبق فرمایشات نظام! خط قرمز جمهوریت‌شان است، فقط و فقط ناشی از حس برتری‌جویی، زن‌ستیزی، فرادستی‌انگاری، یک حکومت دیکتاتور و مردسالار است که تمایل دارد با در اختیار گرفتن کلیت حقوق انسانی زن، عقده‌های فروخورده خود را ارضاء کند. پس اولین قدمی که بعد ار پیروزی انقلاب و در سال ۵۸ برمی‌دارد، اقدام به تحقیر و تخفیف زن با این شعار است “یا روسری یا توسری”! این شعار بیانگر شروع خشونتی گسترده بر علیه زنان است. بالاخره با زور و قلدری زنان را از طبیعی‌ترین حق انسانی خود یعنی انتخاب نوع پوشش محروم کردند و در کمال بهت و تاسف شاهدیم که حتی زنان دیپلمات و خبرنگاران خارجی هم با پا گذاردن در خاک ایران از این مقوله خارج نیستند. حال آنکه در کشوری که مهد ظهور اسلام است چنین قانونی حاکم نیست.

به نظر شما محدودیت‌هایی که در جامعه ایران برای زنان جوان وجود دارد، چقدر از لحاظ روانی زنان جامعه ما را تحت تاثیر قرار داده است. به عنوان مثال مساله انتخاب پوشش و بحث حجاب اجباری، مساله نوع رفتار مثل خندیدن و آرایش کردن و… آیا این‌ها جمعیت زنان جوان جامعه ما را تحت تاثیر قرار داده‌اند؟ آیا افسرده کرده‌اند؟ خشن کرده و یا سرکوب کرده‌اند؟
این موضوع نمی‌دانم چقدر علمی است اما تجربه به ما آموخته ذات انسان به نحوی طراحی شده که همیشه در مقابل محدودیت و ممنوعیت‌ واکنشی منفی از خود بروز می‌دهد. حالا تصورش را بکنید که محدودیت‌ها غیرمنطقی و بیش از آستانه‌ی تحمل، به‌خصوص برای قشر جوان باشد. تمام انسان‌ها از بدو خلقت با روحی آزاد خلق شده‌اند با حق انتخاب و اختیار. پس وقتی روح آزاد انسانی در بکن، نکن‌های افراطی در تعصبات در تحجرات اسیر می‌شود، به یک‌باره لجام گسیخته شده و جوان، فرقی ندارد پسر یا دختر باشد، یا منفعل و ناکارآمد می‌شود (مثل دختران جوان معتادی که نمونه‌هایش را در زندان زنان قرچک ورامین و زندان کجوئی کرج شاهد بودم) می‌دیدم که آنها برای رها کردن خودشان از بی‌هویتی از اینکه باید مثل عروسک کوکی در جامعه‌ای دگم و بسته عمل می‌کردند، بی‌آنکه بستری مناسب برای حمایت و رشد و تقویت، روح مستعد، خلاق و هنرمندشان فراهم باشد و در کمال تاسف نه‌تنها این بستر مهیا نبوده بلکه با ابزارهای بازدارنده و سرکوب‌گر مواجه شده‌اند. دختران جوانی که عاشق رقصیدن، آواز خواندن یا مدل شدن بودند ولی به خاطر همین علایق بازداشت و متحمل حبس شدند. همان‌طور که قبلا گفتم تعداد زیادی از این دختران جوان و به تبع آن پسران جوان و مستعد برای فراموش کردن اصل خود و نیازهای مادی و معنوی‌شان رو به انواع مواد مخدر آورده در گوشه‌ای رها شدند. تعدادی دیگر برای پر کردن این خلاءهای معنوی و محدودیت‌های غیر انسانی عصیانگر، گستاخ و سرکش می‌شوند؛ مانند “هلیا” دختر جوانی که چندی است ویدئوی قمه‌کشی‌اش را در شبکه‌های اجتماعی و فضاهای مجازی می‌بینیم.

یا دختران جوانی که ناامیدانه از ادامه‌ی زندگی دست می‌شویند و مرگ را به زندگی در فضایی تاریک و بسته و استنشاق هوایی مسموم ترجیح می‌دهند؛ مانند دختر آبی که به خاطر منع ورود زنان به ورزشگاه و دیدن و تشویق آزادانه‌ی تیم مورد علاقه‌اش اقدام به خودسوزی کرد و جان عزیزش را از دست داد.

البته درصدی هم هستند که جسارت و شجاعت در وجودشان موج می‌زند و ترجیح می‌دهند به جای آنکه به خود آسیب جسمی یا روحی بزنند علیه سرکوب‌ها و تحقیرها و محدودیت‌هایی که مخالف طبیعت انسانی است، بایستند و مبارزه کنند. با هر هزینه‌ای که در قبالش ناچار به پرداخت باشند.

در اینجا اگر مانعی ندارد اجازه می‌خواهم تا خاطره‌ای از جوانی خودم تعریف کنم. این خاطره مربوط به دهه‌ی ۶۰ است. زمانی که تازه وارد دانشگاه شده بودم. در آن دوران دختری بودم بسیار شاداب و خندان با وجود تمام سختی‌های خاص آن زمان. به قول دوستانم حتی از ترک‌های دیوار هم خنده‌ام می‌گرفت؛ اما همین خنده‌ی ساده که باعث سلامت و بهداشت روان است و جسم را پُرتحرک و شاداب حفظ می‌کند، در من از سمت بزرگسالان به قدری سرکوب می‌شد که به تدریج احساس می‌کردم از نظر اخلاقی مشکل دارم! پس به دنبال راه‌حلی برای تعدیل این صفت خدایی می‌گشتیم تا اینکه تصمیم گرفتم دور از چشم خانواده به روانپزشک مراجعه کنم اما هیچ دکتر روح و روانی را نمی‌شناختم. در نتیجه به بهانه‌ی چکاب دندان از دندانپزشک آدرس روانکاو را جویا شدم. ایشان دلیل را از من جویا شدند و وقتی متوجه شدند علت چیست خندیدند و گفتند “این اقتضای سنت است، اگر امروز نخندی کی باید بخندی و ادامه دادن دلیل برای گریه زیاد است. بیخود دنبال روانکاو و روانپزشک نگرد، آنهایی که می‌گویند دختر زشت است بخندد مشکل دارند نه تو”. با اشاره به این خاطره به این نکته خواستم اشاره کنم که منع من از خندیدن آن هم در اوج جوانی به تدریج داشت اعتماد به نفسم را از بین می‌برد و اگر دنبال راهکار نبودم تبدیل به آدمی دل‌مرده، منزوی، بی‌حس و متنفر از آدم‌های اطرافم می‌شدم.

آیا این سرکوب زنان جوان در جمهوری اسلامی ایران در درازمدت باعث مخالفت با کاور شدن زنان شده است؟
باید خدمت‌تان عرض کنم کاور کردن زنان در جمهوری اسلامی با پوششی به نام حجاب اسلامی در واقع کاور کردن فکر و اندیشه‌ی زنان ایرانی است. زن‌ستیزان حکومت‌ جمهوری اسلامی ایران تلاش دارند تا با این پوشش اجباری زن را به ۱۴۰۰ سال پیش بازگردانند؛ نه ۱۴۰۰ سال پیش ایران، بلکه کشوری که امروزه خودش به این نتیجه رسیده که باید برای ارتقای جامعه و احیای فضایی سالم و اکتیو و پویا و پیش‌رونده لازم است دست از منیت‌های مردانه بشویند و دامنه‌ی محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها را از اطراف زنان کشورش بکاهد.

بله زنان و دختران جوان امروزه بخاطر تمام محدودیت‌های نابجا و خشونت‌های ناروا و قوانین غیرانسانی در مقابل این نماد “حجاب” قد علم کردند؛ زیرا همان‌طور که قبلا عرض کردم این پوشش به واقع کاور کردن تمام حقوق انسانی و طبیعی زنان است.

شما به مخالفت زنان ایرانی با محدودیت‌ها و خشونت‌های برآمده از دل حجاب اجباری اشاره کردید. این مخالفت‌ها توسط زنان در ایران در موارد بسیاری، بازداشت، شکنجه و زندان‌های بلندمدت برای معترضان در سنین مختلف در پی داشته است. آیا جوان بودن معترض به حجاب اجباری در نوع برخورد با او تاثیری دارد؟ تجربه میان برخورد امنیتی با شما و دخترتان یاسمن که از دو نسل با دو سن متفاوت می‌آیید چگونه بوده است؟
نه از باب توهین و تحقیر یا طول مدت حبس. همان‌طور که در جریان هستید برای من و دخترم یاسمن به یک اندازه حبس تعیین شد. به هر دوی ما توهین شد. به من از سوی قاضی مقیسه به‌خاطر آنکه لیاقت مادر بودن را نداشتم و حیف اسم مادر که روی من گذاشته شده! چرا؟ چون نتوانستم دخترم را آن‌طور که مورد پسند ایشان و نظام‌شان است تربیت کنم! اجازه می‌خواهم عین گفته‌ی قاضی مقیسه را نقل کنم. ایشان ضمن ایراد اتهامات من با طرح ۱۶ مصداق نگاهی از روی خشم به من انداختند و گفتند: “خیلی خبیث و کثیف هستی، به تو هم میگن مادر! به جای اینکه مانع دخترت بشی، خودت هم تشویقش می‌کنی و کنارش قرار می‌گیری. یا این توهین که “چی می‌کشی، قیافه‌ش رو ببین”. و یک مشت مزخرفات دیگر. اما در طول بازجویی به دخترم خیلی سخت گرفتند. بعد از کارتکس شدن یاسمن در زندان شهر ری (قرچک ورامین) او را به مدت ۱۰ روز در انفرادی وزرا در مکانی مثل قبر با نوری ضعیف و کم‌سو و سرد با دو پتوی پر شپش یکی برای زیر پا و دیگری رو، حبس کردند و مرا بعد از بردن یاسمن، به قرچک منتقل کردند. در تمام مدت بازجویی من و دخترم نتوانستیم همدیگر را حتی برای لحظه‌ای کوتاه ببینیم. با ورودم به قرنطینه‌ی قرچک پیگیر وضعیت یاسمن شدم ولی پاسخ درستی دریافت نمی‌کردم و از نظر روحی بسیار به هم ریخته بودم؛ چون تقریبا از ۱۰ روز قبل دخترم را ندیده بودم و امیدوار بودم در قرچک همدیگر را خواهیم دید اما نیروهای اطلاعاتی به نحوی برنامه‌ریزی کرده بودند که تا ۱۰ روز پس از آن نیز از دیدن دخترم محروم باشم. یک شکنجه روحی! حتی نمی‌دانستم دخترم کجاست. تا اینکه یک روز قبل از آزاد شدن دخترم از انفرادی مرا هم به وزرا بردند؛ به مسئولین آنجا مشخصات یاسمن را دادم و درخواست کردم اگر آنجاست به من بگویند و اجازه دهند برای یک لحظه ببینمش، اما منکر شدند. مرا به سلولی در نزدیکی در ورودی انداختند. من که حضور دخترم را حس می‌کردم ابتدا با صدایی آرام اسمش را به زبان آوردم در سلول کناری خانمی بود که شروع کرد به صحبت، من مشخصات دخترم را به او دادم و وقتی ایشان تایید کرد که یاسمن در آخرین سلول است. صدایم را بلند و بلندتر کردم تا اینکه یاسمن شنید. او هم با هیجان مرا صدا زد هر دو از پشت پنجره‌ی فلزی و کوچک سلول‌های‌مان گریه می‌کردیم و قربان‌صدقه هم می‌رفتیم؛ مامورین سر رسیدند و ما را با تهدید به اینکه “اگر ادامه بدهید هر کدام‌تان را به جایی دیگر و دور از هم منتقل خواهند کرد” ساکت کردند.

اما کار به همین‌جا ختم نشد. پس از گذشت ۵ ماه که در قرچک به سر بردیم با دستور حیات‌الغیب به زندان اوین منتقل شدیم.

تاریخ دقیق را به خاطر ندارم اما پس از گذشت فکر کنم ۱ یا دو ماه که از حضورمان در اوین می‌گذشت و حکم از سوی قاضی صادر شده بود و دوران محکومیت‌مان را می‌گذراندیم، ناباورانه برای بار دوم از سوی سپاه یاسمن را به مدت ۱ هفته به بند ۲ الف اوین برده و مورد بازجویی مجدد در خصوص همان پرونده قرار دادند! البته کاملا غیرقانونی و بر خلاف آیین‌نامه‌ی زندان‌ها بود. با این توضیحات می‌شود گفت در برخی موارد به‌خصوص بعضی حساسیت‌های افراطی روی یک زندانی خاص برخورد امنیتی متفاوت است که البته ربطی به سن و سال ندارد.

یکی از مسائل مهم زنان جوان در ایران این است که مهم‌ترین مسئله زنان چیست؟ سیاست‌گذاران،‌ برنامه‌ریزان، مدیران اجرائی، پژوهشگران و محققان مسائل زنان چه چیزهایی را باید در راستای بهبود وضعیت زنان، در اولویت و خط اصلی اقدامات خود قرار دهند؟
به عقیده‌ی من تمام مسائل مربوط به زنان مهم و اولویت دارند. بنابراین اهم و مهم برای من به شخصه بی‌مفهوم است. زیرا تمام ما زنان چه جوان و چه میانسال و یا کهنسال که اتفاقا آگاه به حقوق انسانی عرفی و قانونی خود هستیم، دغدغه‌هایی داریم که هر یک در جای خود برایمان حائز اهمیت است. بی‌تردید اولین اصل برای ما زنان حفظ و احترام به کرامت انسانی‌مان است که با احترام گذاردن به این اصل سایر حقوق نیز به صورت اتوماتیک رعایت خواهد شد. چون بحث کرامت به انسان است فارغ از هرگونه نگاه جنسیت‌گرایانه.

با این تفکر زن دیگر جنس نیست؛ بلکه انسانی است دارای تمامی حقوقی که باید شامل‌اش شود. مانند حق حضانت فرزند، حق قیمومیت، حق طلاق، اختیار و انتخاب نوع پوشش، کسب مقامات رده بالای کشوری و حتی لشکری، سهم برابر ارث، شهادت دادن برابر با مردان و موارد این‌چنینی که الان ذهنم یاری نمی‌کند.

نظر شما در خصوص تجربه زنانه از حجاب اجباری در تابستان و تاثیر آن بر سلامتی زنان جوان در جامعه ایران و به طور مشخص در خصوص وضعیت سلامتی و مسائل بهداشتی مرتبط با حوزه جنسی زنان چیست؟ تاثیرات ناشی از محدودیت‌های اعمال شده بر زنان جوان ایرانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
صددرصد نوع پوشش می‌تواند تاثیرات مثبت و یا منفی بر سلامتی جسم و روان تمام افراد جامعه داشته باشد. زن یا مرد و پیر یا جوان هم فرق ندارد. تصور کنید اسکیمویی در قطب پوششی داشته باشد که یک نفر در استوا یا جزایر هاوایی دارد یا بالعکس. بدون شک غیر قابل تحمل، آزاردهنده و مرگ‌آور است. پس نوع پوشش باید با توجه به اقتضای زمان و مکان باشد. در ایران به این امر به هیچ وجه توجه نمی‌شود. از نظر حکومت اسلامی ایران تمامی زنان باید از یک پوشش در تمام فصول سال تبعیت کنند. پوشاندن مو و کل اندام از بالاتنه تا مچ دست و قد مانتو تا دو وجب زیر زانو و شلوار بلند تا مچ پا.

گرچه امروزه از این نوع پوشش دهه‌شصتی تبعیت نمی‌شود و زنان در طی بیش از ۳۰ سال کوشیده‌اند تا تغییراتی در شکل و ظاهر پوشش خود ایجاد کنند؛ اما این تغییر جوابگوی بسیاری از مشکلات و تاثیرات مخربی که حجاب اجباری در رفتار و سبک زندگی به‌خصوص در دختران جوان ایجاد کرده، نبوده است. ما بسیاری از دختران زیبا و جوان را می‌بینیم که بارها و بارها خود را زیر تیغ جراحان زیبایی برده‌اند؛ یا با انواع پرسینگ به گو‌شه‌ی لب، زیر لب، کنار چشم، بالای ابرو، کنار بینی، روی دندان و یا با تتوها و خالکوبی‌های افراطی تلاش کرده‌اند تا حداقل قسمت‌هایی را که حکومت قادر به محدود کردن آن نبوده‌اند، در معرض دید قرار دهند؛ آنها گاها به دست آدم‌های ناشی دچار آسیب‌های فراوان و جبران‌ناپذیری شده‌اند. شاید بگویید استفاده از این نشانه‌های زیبایی در همه جای دنیا که حتی حجاب اجباری نیست توسط جوانان به کار برده می‌شود. من هم با این گفته موافقم. اما می‌خواهم عرض کنم استفاده‌ی بیمارگونه و عمل‌های زیاد زیبایی توسط خانم‌های ایرانی صرفا به خاطر مد و یا یک تب عمومی نیست. این تاثیر محیط محدود کننده‌ای است که نظام سلطه‌جو بر جوانان ما تحمیل کرده است. اجبار سبب می‌شود تا فرد هویتش را در لابه‌لای مجله‌های مد، فیلم‌ها و شخصیت‌های محبوب خود جست‌وجو کند. از این رو می‌کوشد لبانی مانند آنجلینا جولی، لبخندی مانند نیکول کیدمن، گونه‌هایی مانند فلان زن هنرمند و یا خواننده و … داشته باشد. او نه‌تنها دیگر خودش را دوست ندارد، بلکه تلاش می‌کند بیمارگونه از واقعیت‌های اطرافش بگریزد.

اما در حوزه‌ی سلامت جسم می‌بینیم که زنان ایرانی به صورت افراطی برای نشان دادن زیبایی خود از لوازم آرایشی زیادی استفاده می‌کنند که به لحاظ شیمیایی و غیر استاندارد بودن به چشم‌ها و پوست صورتشان آسیب می‌رساند. موها به خاطر نرسیدن هوا و نور خورشید دچار ریزش می‌شود. علاوه بر این استفاده از انواع وسایل برقی و حرارتی برای زیباتر جلوه دادن جلو و یا پشت مو که بیشتر در معرض دید است، غالبا فاقد طراوت و لطافت می‌شود. نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت است، کمبود ویتامین دی است؛ با اطمینان می‌گویم اکثر زنان ایرانی به‌خاطر بی‌بهره ماندن از تابش اشعه‌ی آفتاب بر مو و بدنشان از این ویتامین به‌طور طبیعی محروم هستند. با یک جست‌وجو در گوگل می‌توانید به علت بسیاری از بیماری‌هایی که ناشی از کمبود ویتامین دی است و امروزه به‌خصوص در میان زنان شیوع پیدا کرده پی ببریم. بیماری‌هایی مانند سرطان سینه، فشار خون بالا، دیابت، ام اس، بیماری‌های قلبی، استرس‌ها، کم‌خوابی‌ها و همین‌طور چاقی‌های مفرط.

با توجه به فرهنگ سنتی بخش‌های مختلف جامعه ایرانی، مبارزه با حجاب اجباری را باری بر دوش جوان‌ترها می‌دانید یا فکر می‌کنید تمامی شهروندان با بازه‌های سنی را می‌توان در این امر شریک کرد؟ چگونه؟
از نظر من مبارزه با حجاب اجباری تمام رده‌های سنی را در بر می‌گیرد و سنگینی این بار لزوما بر دوش دختران جوان نیست. ما خانواده‌های مذهبی و بسیار سنتی‌ای را دیده‌ایم که مادر کاملا محجبه است اما دختر یا دخترانش ملزم به انتخاب نوع پوشش مادر نیستند. زیرا اعتقاد به آزادی، اختیار و انتخاب دارند. در کلیپ‌های نه به حجاب اجباری زنان بسیار مسنی را دیدیم که به زحمت و با عصا و واکر راه می‌رفتند اما روسری‌شان را به حمایت از دختران و زنان مخالف حجاب برداشته و صدای آنان شدند. زمانی به ما و به کمپین نه به حجاب اجباری از سوی بسیاری از افراد و حتی فعالین مدنی و سیاسی خرده گرفته می‌شد که مگر تو انبوهی از مشکلات موجود را نمی‌بینی و مشکل ما این یک تکه پارچه است؟! و امروز با قطعی‌های مکرر برق، زنی از گرگان با برداشتن روسری و پرت کردن آن بر روی زمین صدای اعتراضش را بلندتر می‌کند و می‌گوید: “فقط این لعنتی را روی سر ما گذاشتید”. یعنی نماد خشونت و عقب‌ماندگی و مانعی برای پیشرفت و گرفتن حق را به زور بر سر ما کردید تا پس زده شویم و صدای‌مان در نطفه خفه شود. اما نخواهید توانست.

از سوی دیگر حالا یا در قالب شوخی و طنز و یا واقعیت، محمد شرقی، جانشین معاون هماهنگ کننده ناجا می‌گوید: دادن گل و هدیه به خانم‌های بی‌حجاب را در دستور کارمان قرار داده‌ایم؟! همین دو مورد نشان می‌دهد که چقدر روی حجاب زنان حساسیت وجود دارد. یکی از دل مردم است و آگاه به این امر که حجاب پوششی است برای اجحاف و زورگوئی و تمامیت‌خواهی و قلدری حکومت و دیگری مزدوری است درمانده از قوه‌ی قهریه؛ می‌کوشد تا برای نیل به مقصود با دادن گل و هدیه به زنان بی‌حجاب موضوع حجاب را به اصطلاح خودشان درون‌سازی کنند.

شما تجربه حبس در زندان قرچک ورامین، بند زنان زندان اوین و بند عمومی زندان کچوئی کرج را داشته‌اید. بر اساس تجربه شخصی‌تان چه تصویری از زیستن در کنار زندانیان زن و به طور مشخص زنان جوان زندانی و مشکلات آنان، چه از باب مسائل بهداشتی و چه از باب برخورد مسئولین زندان به تفکیک زندان و مردان در ذهن دارید؟
وقتی وارد زندان قرچک شدم چهره‌ای دیگر از زنان را دیدم. چهره‌ی‌ای که درصد بالایی از آن نتیجه‌ی ظلم و بی‌عدالتی حاکمیت است. در آنجا دختران جوان و زیبایی را دیدم که برای تامین مایحتاج خود و خانواده مجبور به سرقت، تن‌فروشی و حمل قاچاق شدند. زنانی که ترجیح دادند تا بدبختی‌هایشان را پای پایپ و چراغ پیک‌نیک و زرورق و وافور… دود کنند و به هوا بفرستند. از نظر وضعیت بهداشت و درمان تجربه‌ی من از سه زندان قرچک، اوین و کچوئی مشابه هم است؛ رسیدگی لازم به هیچ وجه صورت نمی‌گیرد، شاید در هر سه بهداری که من تجربه کردم فقط یک نفر از کادر پزشکی از حس انسانیت و دلسوزی برخوردار بوده ولی به لحاظ محدودیت‌های دارویی و امکانات پزشکی عاجز از رسیدگی لازم شده و برای التیام روح زندانی بیمار، محبت و همدردی‌اش را نثارش کرده است.

قبل از کرونا اعزام‌ها به‌ندرت صورت می‌پذیرفت. به خاطر دارم دختر بسیار جوانی که فقط ۱۹ سال داشت، از روی پله‌ی هواخوری افتاد، از ناحیه‌ی مچ دست آسیب جدی دید، به بهداری مراجعه کرد اما تنها خدمت بهداری به او دادن یک قرص مسکن برای تسکین دردش بود! اما لحظه به لحظه درد و ورم پا بیشتر می‌شد و مشخص شد که استخوان دستش شکسته و قرار شد به بیمارستان اعزام شود؛ با این حال و با وجود پیگیری‌های که انجام دادیم اعزام صورت نگرفت و آنقدر زمان برد که مچ دست کج جوش خورد.

بارها شاهد بی‌مبالاتی پرستاران در دادن قرص‌های اشتباه به زندانیان در دو زندان قرچک و کچوئی بودم و این امر گاها با مسمومیت زندانی همراه می‌شد. تغذیه به خصوص در قرچک فاقد ویتامین و پروتئین کافی است و اکثر زنان زندانی از کمبود ویتامین‌هایی مانند ب۱، ۲ و ۳ که در انواع گوشت مرغ و ماهی و سبزیجات است و یا ویتامین ث که در مرکبات یافت می‌شود محروم هستند. خرید محصولات گوشتی و سیفی برای زندانیانی که شرایط مالی خوب یا متوسطی دارند در اوین بیشتر و در کچوئی نسبتا امکان‌پذیر است. اما باید توجه داشته باشیم اکثر زندانیان زن این استطاعت مالی را ندارند و ناچارند غذای کم خاصیت زندان را میل کنند. بیگاری کشیدن از زندانیان یکی از معضلات حاکم بر دو زندان قرچک و کچوئی است.

اکثر زنان و دختران جوان یا میانسالان توانمند ناچارند برای کارفرمایان کارخانجات و شرکت‌های تولیدی در قبال مزدی اندک و ناچیز کار کنند. در زندان کچوئی این موضوع را هنگامی که مدیر کل سازمان زندان‌ها برای بازدید آمدند مطرح کردم و به ایشان فهماندم که در حکم هیچ‌یک از این زنان، کشیدن حبس با اعمال شاقه و بیگاری نیست و این اجحافی است که زندان در حق آنان می‌کند. برخی از این زندانیان واریزی ندارند علاوه بر این ناچارند حاصل دسترنج خود را برای خانواده‌هایشان در بیرون از زندان واریز کنند. حال تصور کنید برای یک ماه کار ۳۰ هزار تومان! آن هم با توجه به تورم دریافت کنند، واقعا شرم آور است؛ یا برای هر ۱۰۰ تا برس که هر کدام باید به تعداد ۱۵۰ سوزن زده شود، فقط مبلغ ۲۵ هزار تومان پرداخت می‌شود؛ حال آنکه یک برس در بازار به مبلغ ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان به فروش می‌رسد. سر انگشتان نیروی کار ارزان زندانی به خاطر کارهای ریز و سرانگشتی پینه زده و کمرها و کتف‌ها به خاطر خمیده بودن غالبا آزرده و دردمند است.

با سپاس از وقتی که در اختیار خط صلح قرار دادید.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44917

شیوع کرونا در بند زنان زندان اوین؛ رضوانه احمدخانبیگی به مرخصی درمانی اعزام شد

رضوانه احمدخانبیگی، فعال مدنی، امروز چهارشنبه ۶ مرداد از زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام شد. به دنبال بروز شدید علائم کرونا در میان تعدادی از زندانیان بند زنان زندان اوین و انجام تست از برخی زندانیان، تست کرونای خانم احمدخانبیگی ۸ روز قبل مثبت اعلام شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰، رضوانه احمدخانبیگی، فعال مدنی، از بند زنان زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام شد.

اعزام خانم احمدخانبیگی به مرخصی، هشت روز پس مثبت شدن تست کرونا و تشدید علائم این بیماری صورت گرفته است.
شیوع کرونا در بند زنان زندان اوین به حدی رسیده است که علاوه بر زندانیان، تعدادی از مسئولان این بند از جمله شهلا برنجی، افسر جانشین سرشیفت بند زنان اوین، الهام بهارمست و زینب شیردل، دو تن از سرشیفت های بند زنان اوین نیز با تست کرونای مثبت به مرخصی اعزام شده اند.

همچنین در پی شیوع ویروس کرونا در بند زنان زندان اوین، سپیده کاشانی، عالیه مطلب زاده، زهرا جمالی، زینب همرنگ و آرزو قاسمی، مژگان کاوسی، مریم سامقانی و گیتی پورفاضل به دنبال مثبت شدن تست کرونا و وضعیت نامناسب جسمی به مرخصی اعزام شدند.

گفتنی است روز شنبه ۲۶ تیرماه، صدرا عبداللهی همسر عالیه مطلب زاده، عکاس و فعال حقوق زنان محبوس در بند زنان زندان اوین، با انتشار فایل صوتی از همسر خود از شیوع ویروس کرونا در این بند و عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار خبر داده بود. خانم مطلب زاده در این فایل صوتی ضمن اشاره به شرایط نامناسب و غیر بهداشتی بند عنوان کرده بود؛ در پی شیوع ویروس کرونا در بند هرج و مرج ایجاد شده و نظافت انجام نمی شود. نگرانی ها از افزایش آمار ابتلا در این بند در کنار عدم رسیدگی پزشکی موجب بهم ریختن وضعیت روحی و روانی زندانیان شده است.

خانم احمدخانبیگی در تاریخ ۲۷ آبان ماه ۹۸ در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران بازداشت و به یکی از بازداشتگاه ‌های اطلاعات سپاه در تهران منتقل شد. وی نهایتا روز پنج‌شنبه ۲۱ آذرماه ۹۸ با پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه این نهاد امنیتی به بند زنان زندان اوین منتقل شد. او بهمن‌ماه ۹۸ توسط شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.

این حکم نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران عینا تائید شد و با استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری در خصوص او قابل اجرا خواهد بود.

خانم احمدخانبیگی پیش از آن در پرونده‌ای دیگر، در تاریخ ۲۶ دیماه ۹۷، در ارتباط با شعارنویسی در خیابان بازداشت و نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام” به ۴ سال و ۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی در تاریخ ۱۱ اسفندماه ۹۷، با تودیع قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. این حکم مدتی بعد در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. پس از تجمیع احکام صادره، از بابت هر دو پرونده ۵ سال زندان در خصوص او قابل اجرا است.

علیرغم سپری شدن ۲۳ ماه از مدت محکومیت ۵ ساله خانم احمدخانبیگی و همچنین ابتلای این زندانی به بیماری صرع و تشنج، تا کنون با آزادی مشروط وی موافقت نشده است.

خانم احمدخانبیگی در تاریخ ۲ تیرماه امسال، از زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام شد و روز پنجشنبه ۱۷ تیر با پایان ایام مرخصی به زندان اوین بازگشت.

وی پیش از این نیز در تاریخ ۲۹ مرداد ۹۹، از زندان اوین به مرخصی اعزام و مورخ ۳ شهریورماه همان سال به زندان بازگشت.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44913

آزادی اولدوز قاسمی با تودیع قرار از زندان تبریز

اولدوز قاسمی، شهروند ساکن تبریز امروز چهارشنبه ۶ مردادماه با تودیع قرار وثیقه به صورت وقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان تبریز آزاد شد. خانم قاسمی روز شنبه ۲ مرداد توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۰، اولدوز قاسمی، شهروند ساکن تبریز از زندان این شهر آزاد شد.

آزادی خانم قاسمی با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت وقت و تا پایان مراحل دادرسی صورت گرفته است.
روز شنبه ۲ مردادماه، شماری از شهروندان ساکن تبریز در حمایت از اعتراضات خوزستان به بی آبی و سوء مدیریت مسئولان که از شب پنجشنبه ۲۴ تیرماه آغاز شده است، دست به تجمع و راهپیمایی اعتراضی زدند. هرانا پیشتر طی گزارشی، از بازداشت دستکم سه شهروند به نام های محمد محمودی، داود رحیمی و صمد لادوندی‌ توسط نیروهای امنیتی در جریان این اعتراضات خبر داده بود. هرچند منابع محلی تعداد بازداشت شدگان را بیش از این تعداد عنوان کرده اند.

طی روزهای اخیر، قبل و در جریان این اعتراضات، شهروز برزگر، شاهین برزگر، امیر ستاری، وحید ابهری، مجتبی عبدلی‌، محمد مردی، یوسف سلحشور، نادر صادقیان، پرویز سیابی، سیامک کوشی و اولدوز قاسمی نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. خانم قاسمی مدتی بعد به زندان تبریز منتقل شده و سیامک کوشی، محمد محمودی، داود رحیمی و کریم اسماعیل زاده نیز طی روزهای گذشته با قرار آزاد شدند. از وضعیت شهروندان بازداشت شده دیگر اطلاع دقیقی در دست نیست.

الدوز قاسمی، پیش از این نیز سابقه بازداشت و محکومیت در پرونده خود دارد. وی در تاریخ ۴ خردادماه ۹۷ در مراسم دوازدهمین سالگرد کشته شدگان اعتراضات خونین خرداد ۸۵ در گلزار شهدای شهرستان نقده توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از گذشت چند روز با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود. نهایتا شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری دو نقده به ریاست قاضی کیومرثی رای به برائت وی از اتهامات داده و این حکم در دادگاه تجدیدنظر نیز عینا تایید شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44910

برای ناهید کیانی بعد بازگشت غریبانه از المپیک

نوشته محسن کیایی (بازیگر): امروز، تهران، فرودگاه امام خمینی سر صحنه فیلمبرداری بی گناهکیمیا علیزاده و در آغوش گرفتن ناهید کیانی پس از برد مقابل او / عکس | طرفداری

این دختر که می بینید به همراه خانواده اش یکی از قهرمانهای المپیکی ماست، ناهید کیانی، باورم نمیشد این کسی که انقدر غریبانه و تنها داره از فرودگاه خارج میشه همون قهرمانیه که چند روز پیش تو المپیک برای ایران میجنگید قهرمانی که رویارویش با هموطنش کیمیا علیزاده انقدر حاشیه داشت انقدر سیاسی شد و انقدر از یک مسابقه ورزش خارج شد که دیگه فقط یه مسابقه نبود، و این وسط همه کیمیا رو دیدن و ناهید کیانی که تمام تلاشش و برای رسیدن به المپیک کرده بود کمتر دیده شد.

حالا هم در برگشت از المپیک هیچکس در کنارش نیست جز خانواده اش همین بی مهریها باعث رفتن خیلی از قهرمانهای ما شد، باید مراقب امثال کیمیا ها و کیانی ها بود اینهمه غریب و تنها بودن برای یک قهرمان انصاف نیست، اون گلم تو دستش میبینید گروه ما بهش داده، نه فدراسیون و نه هیچ کس دیگه./امتداد

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44908

موتورسواری زنان: اصفهان ممنوع، تهران نامعلوم

رئیس پلیس راهوار استان اصفهان می‌گوید زنان مجاز به گرفتن گواهینامه موتورسیکلت نیستند. رئیس پلیس تهران می‌گوید هرکسی گواهینامه داشته باشد می‌تواند با موتور رانندگی کند، اما زنان توقیف می‌شوند.Motorrad fahren bleibt im Iran für Frauen verboten

سرهنگ محمدرضا محمدی، رئیس پلیس راهوار اصفهان روز سه‌شنبه ۵ مرداد (۲۷ ژوئیه) با اشاره به افزایش درخواست صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان گفت: «با توجه به آنچه در تبصره ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی آمده، صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان غیرمجاز است.»

یک روز پیشتر سردار محمد حسین حمیدی، رئیس پلیس راهوار تهران به خبرگزاری ایسنا گفته بود: «هرکسی گواهینامه موتورسیکلت داشته باشد، می‌تواند با موتور رانندگی کند.»

او سپس افزود: «در مورد موتورسواری زنان موارد محدود است که با آن برخورد شده و وسیله نیز توقیف شده است.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

تا پیش از وضع و تصویب قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹عموماً ممنوعیت صریحی در خصوص صدور گواهینامه موتور سیکلت برای زنان وجود نداشت، نگاه سلیقه‌ای در برخی شهرها موجب شد برخی زنان بتوانند گواهینامه موتورسیکلت بگیرند و برخی با “نه” مواجه شدند.

درهای کسب گواهینامه موتورسیکلت برای زنان با تصویب تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی در سال ۱۳۸۹ بسته شد. براساس این ماده «صدور گواهینامه رانندگی موتور سیکلت برای مردان برعهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است.»

مدتی قبل در همین خصوص یکی از بانوان ساکن اصفهان که برای گرفتن گواهینامه رانندگی موتورسیکلت به راهنمایی و رانندگی شهرستان اصفهان مراجعه کرده بود با پاسخ منفی مواجه شد اما او با طرح شکایت از نیروی انتظامی شهرستان مربوطه خواهان صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت شد.

در خصوص این پرونده دیوان عدالت اداری در مرداد ۱۳۹۸ با صدور یک رای بدوی اعلام کرد: «هیچ ممنوعیت قانونی برای زنان نسبت به گرفتن گواهینامه رانندگی موتور سیکلت وجود ندارد و تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی منعی برای این موضوع ایجاد نکرده است و این تصور را ایجاد نکرده که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نباید برای زنان گواهینامه موتورسیکلت صادر کند.»

البته پلیس راهور اعلام کرد که این رای، رای وحدت رویه نیست و فقط درباره یک پرونده صادر شده است.

حالا رئیس پلیس راهوار اصفهان بار دیگر گفته است: «اگر قرار بود بانوان هم گواهینامه رانندگی موتورسیکلت داشته باشند واژه مردان در این تبصره تاکید نمی‌شد و برای مردان و زنان عنوان می‌شد.»



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44904

کیمیا علیزاده: از راه دور به خاک خوزستان بوسه می‌زنم؛ فرزند ایرانم

در ادامه حمایت‌های هنرمندان، ورزشکاران، و چهره‌های مشهور برون‌مرزی از اعتراضات در ایران، کیمیا علیزاده، تکواندوکار پیشین تیم ملی ایران، با انتشار متنی در اینستاگرام خود از مردم خوزستان حمایت کرد. او همچنین به اظهارات مطرح‌شده علیه خود در صداوسیما واکنش نشان داد.کیمیا علیزاده

کیمیا علیزاده روز سه‌شنبه ۵ مرداد با انتشار متنی در اینستاگرام خطاب به همه کسانی که او را «هم‌وطن» خود می‌دانند نوشت: «از راه دور، به خاک خوزستان بوسه می‌زنم که هر چه داریم از همان خاک خشکیده است.»

خانم علیزاده که در المپیک توکیو زیر پرچم تیم پناهندگان مسابقه داد، می‌گوید با دیدن تصاویر اعتراضات نتوانسته بر احساسات خود غلبه کند و «اشک‌هایم از دیدن ویدیوهایتان بند نمی‌آمد.»

کیمیا علیزاده در پایان این متن نوشت: «من زنم. فرزند ایرانم. تکواندوکارم. با مبارزه بزرگ شده‌ام و به مبارزه ادامه می‌دهم. نام من کیمیا ست.»

طی روزهای گذشته نیز تعدادی از چهرهای مطرح موسیقی با انتشار عکس، پیام‌های نوشتاری، تصویری، و یا موزیک ویدئو در حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی، به سرکوب مردم توسط نیروهای حکومتی اعتراض کردند.

Iranian Artists
واکنش‌های هنرمندان ایرانی عرصه موسیقی در حمایت از اعتراضات مردمی خوزستان
در شرایطی که اعتراضات مردمی به بی‌آبی و مشکلات دیگر در شهرهای جنوبی، و برخی مناطق دیگر ایران ادامه دارد، بسیاری از هنرمندان، ورزشکاران، و چهره‌های مشهور برون مرزی با انتشار پیام‌های مختلفی در شبکه‌های اجتماعی، از معترضان و خواسته‌های آنها حمایت کردند.
کیمیا علیزاده همچنین با اشاره به واکنش‌های صداوسیما پس از مبارزه او با ناهید کیانی، آنها را «همان مردانی که سال‌هاست بلندگوی عادی‌سازی تبعیض جنسیتی شده‌اند … تحقیر زنانِ خود را در خانه کافی نمی‌دانند و در رسانه به اصطلاح ملی هم به زن‌ستیزی‌شان ادامه می‌دهند» دانست و از همه‌ رسانه‌هایی که «با جریان‌سازی غیراخلاقی صداوسیما همراهی نکردند» سپاسگزاری کرد.

کیمیای ۲۳ ساله، به همراه چهار ورزشکار ایرانی پناهنده دیگر، از سوی کمیته بین المللی المپیک سهمیه حضور در بازی‌های تابستانی ۲۰۲۰ توکیو را به دست آورد و در نخستین دیدار خود مقابل هموطنش ناهید کیانی مبارزه کرد و توجه رسانه‌ها را به خود اختصاص دهد.

علیزاده پس از خروجش از ایران، از نظام جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرد و جنسیت گرایی، حجاب اجباری و استفاده تبلیغاتی از ورزشکاران را به عنوان دلایل ترک کشور اعلام نمود.

اعتراضات گسترده در ایران که در پی بی‌آبی در چندین شهر خوزستان آغاز شد و پس از چند روز به استان‌های لرستان، اصفهان، آذربایجان شرقی، و اردبیل کشیده شد، با گسترده‌تر شدن در مناطق دیگری از کشور شامگاه دوشنبه ۴ مرداد برای دوازدهمین شب پیاپی در استان‌های تهران، البرز، و کرمانشاه ادامه یافت. بنا بر گزارش‌های مردمی، در این شب اینترنت با اختلال جدی مواجه بود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44901

بوکان؛ عظیمه ناصری بازداشت شد

امروز سه شنبه ۵ مرداد، عظیمه ناصری، شهروند ساکن بوکان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به یکی از بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه منتقل شد.

این شهروند روز شنبه ۲۰ دی‌ سال گذشته نیز بازداشت و اواسط بهمن با تودیع قرار وثیقه از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، امروز سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰، عظیمه ناصری شهروند ساکن بوکان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی به منزل شخصی خانم ناصری یورش بردند و وی را بازداشت و برای بازجویی به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در ارومیه منتقل کردند.

تا لحظه تنظیم این خبر، از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دست نیست.

عظیمه ناصری روز شنبه ۲۰ دیماه ۱۳۹۹، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و روز یکشنبه ۱۷ اسفندماه، با تودیع قرار وثیقه از زندان ارومیه آزاد شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44899

علی رغم ابتلا به کرونا؛ عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت ناهید تقوی در زندان اوین

ناهید تقوی، شهروند دو تابعیتی ایرانی-آلمانی علیرغم ابتلا به کرونا از رسیدگی پزشکی محروم مانده است. پیشتر خانم تقوی به دنبال انجام تست کرونا به همراه شماری از زندانیان دارای علائم به قرنطینه منتقل شده بود.

علیرغم شیوع گسترده کرونا در میان زندانیان بند زنان زندان اوین تاکنون با اعزام خانم تقوی به مرخصی موافقت نشده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ناهید تقوی، شهروند دو تابعیتی ایرانی-آلمانی علیرغم ابتلا به کرونا از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

پیشتر خانم تقوی به دنبال انجام تست کرونا به همراه شماری از زندانیان دارای علائم به قرنطینه منتقل شده بود. به گفته مریم کلارن، دختر ناهید تقوی، مادر وی از علائمی همچون تب، بدن درد شدید و حالت تهوع رنج می‌برد.
شیوع کرونا در بند زنان زندان اوین به حدی رسیده است که علاوه بر زندانیان، تعدادی از مسئولان این بند از جمله شهلا برنجی، افسر جانشین سرشیفت بند زنان اوین، الهام بهارمست و زینب شیردل، دو تن از سرشیفت های بند زنان اوین نیز با تست کرونای مثبت به مرخصی اعزام شده اند.

همچنین در پی شیوع ویروس کرونا در بند زنان زندان اوین، سپیده کاشانی، عالیه مطلب زاده، زهرا جمالی، زینب همرنگ و آرزو قاسمی، مژگان کاوسی و مریم سامقانی به دنبال مثبت شدن تست کرونا و وضعیت نامناسب جسمی به مرخصی اعزام شدند.

گفتنی است روز شنبه ۲۶ تیرماه، صدرا عبداللهی همسر عالیه مطلب زاده، عکاس و فعال حقوق زنان محبوس در بند زنان زندان اوین، با انتشار فایل صوتی از همسر خود از شیوع ویروس کرونا در این بند و عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار خبر داده بود. خانم مطلب زاده در این فایل صوتی ضمن اشاره به شرایط نامناسب و غیر بهداشتی بند عنوان کرده بود؛ در پی شیوع ویروس کرونا در بند هرج و مرج ایجاد شده و نظافت انجام نمی شود. نگرانی ها از افزایش آمار ابتلا در این بند در کنار عدم رسیدگی پزشکی موجب بهم ریختن وضعیت روحی و روانی زندانیان شده است.

هرانا نخستین‌بار در تاریخ ۲۸ مهرماه ۹۹ طی گزارشی از بازداشت خانم تقوی در منزل خود در تهران توسط نیروهای امنیتی در جمعه شب مورخ ۲۵ مهرماه ۹۹ خبر داد و گفت که ماموران در حین بازداشت اقدام به تفتیش منزل این شهروند کرده و برخی از وسایل شخصی او ازجمله لپ‌تاپ، تلفن همراه، پاسپورت‌ها و کتاب‌های وی را ضبط کرده و با خود بردند.

خانم تقوی در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۹۹ با پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه به بند زنان منتقل شده بود. خانم کلارن پیشتر گفته بود که مادرش از زمان بازداشت طی ۸۰ جلسه و معادل ۱۰۰۰ ساعت تحت بازجویی قرار گرفته است.

قاضی حاجی مرادی پیشتر در مراجعه خانواده این شهروند به دادسرا به آنها گفته بود که تنها وکلای مورد اعتماد قوه قضاییه اجازه دسترسی به این پرونده را دارند. وی همچنین افزوده بود که پرونده خانم تقوی تا زمانی که «او اتهامات خود را قبول نکند، به دادگاه ارجاع داده نخواهد شد.»

جلسه نخست دادگاه رسیدگی به اتهامات ناهید تقوی به همراه پنج متهم سیاسی دیگر روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت‌ماه، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران و دومین جلسه دادگاه در تاریخ ۲۳ خردادماه، در این شعبه برگزار شد.

ناهید تقوی، شهروند ۶۶ ساله دو تابعیتی ایرانی-آلمانی و مهندس معمار بازنشسته است. خانم تقوی در سال ۱۳۸۲ همراه با خانواده خود از ایران به آلمان مهاجرت کرد و طی ۱۵ سال اخیر بین ایران و آلمان در رفت‌وآمد بوده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44896

عظیمه ناصری فعال زن اهل بوکان بار دیگر بازداشت شد

فعال زن اهل بوکان که در جریان بازداشت‌های گسترده دی‌ماه سال گذشته بازداشت شده بود، بار دیگر بازداشت شد.عظیمه ناصری فعال زن اهل بوکان بار دیگر بازداشت شد

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ (۲۷ جولای ۲۰۲۱)، نیروهای اطلاعات سپاه، عظیمه ناصری فعال زن اهل بوکان را بازداشت و به یکی از بازداشتگاهی امنیتی در ارومیه منتقل کرده‌اند.

یکی از نزدیکان خانم ناصری در اینباره به خبرنگار هه‌نگاو گفت: “نیروهای اطلاعات سپاه ساعت ۶ بامداد به منزل آنها هجوم و عظیمه ناصری را بدون ارائه هرگونه برگه قضایی بازداشت و با خود برده‌اند”.

به گفته این منبع، نیروهای اطلاعات سپاه پس از بازداشت عظیمه ناصری وی را به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در ارومیه منتقل کرده‌اند و تاکنون دلیل بازداشت دوباره وی نامعلوم است.

عظیمه ناصری روز شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ (۹ ژانویه ۲۰۲۱) هم‌زمان با شروع موج جدید بازداشت شهروندان کُرد بازداشت شده بود که پس از دو ماه با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی و موقتاً آزاد گردید و هنوز نشست دادگاه وی برگزار نشده است



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44894

۴ مرداد ۱۴۰۰

تعرض به دختر نوجوان در پاتوق معتادان/ هیچ زور و تهدیدی در کار نبود!

ایران نوشت:پسر شرور که متهم است با تهدید و ضرب و شتم دختر نوجوانی را به پاتوق معتادان کشانده و به او تعرض کرده صبح روز گذشته در شعبه 11 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

رسیدگی به این پرونده از سال 99 با شکایت دختر جوانی به‌نام میترا آغاز شد. او در توتعرض به دختر نوجوان در پاتوق معتادان/ هیچ زور و تهدیدی در کار نبود!ضیح ماجرا به مأموران گفت: روز حادثه در حال گذر از کوچه‌ای در پایین شهر تهران بودم که یکی از جوان‌های معتاد محل به‌نام اکبر راهم را بست و با تهدید چاقو من را به خانه‌ای متروکه برد که پاتوق معتادان بود. در آنجا خیلی گریه و التماس کردم تا آزارم ندهد اما اکبر بی‌توجه به التماس هایم من را کتک زد و بعد هم کلید اتاقی که در طبقه بالای همان خانه بود را ازدوستش سعید گرفت و مرا به زور به آنجا برد و به من تعرض کرد.پس از اظهارات میترا وی به پزشکی قانونی معرفی شد و کارشناسان پزشکی قانونی تعرض به او را تأیید کردند.با اطلاعاتی که شاکی در اختیار مأموران قرار داده بود، سعید دستگیر شد اما اکبر به محل نامعلومی فرار کرده بود. شش ماه از این ماجرا گذشته بود که مأموران اکبر را شناسایی و بازداشت کردند و وی به اتهام تجاوز به عنف و سعید به اتهام معاونت در این جرایم به شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در ابتدای جلسه میترا در حالیکه وضعیت روحی مناسبی نداشت خواستار اشد مجازات برای هر 2 متهم شد و گفت: وقتی آن روز اکبر جلوی من را گرفت واقعاً فکر نمی‌کردم بخواهد چنین کاری بکند و فکر می‌کردم چون مواد مخدر مصرف کرده حالت طبیعی ندارد به همین خاطر این کار را کرده است. اما هنوز هم باورم نمی‌شود و هر شب با کابوس آن اتفاق هولناک از خواب بیدار می‌شوم به همین خاطر حاضر به گذشت نیستم.
در ادامه متهمان در جایگاه حاضر شدند. متهم ردیف اول با رد اتهامش مدعی شد به شاکی تجاوز نکرده است و در ادامه گفت: میترا خودش به آن خانه آمده بود من اصلاً کاری با او نداشتم. من اتهام رابطه نامشروع را قبول دارم اما به زور کاری انجام ندادم.
وی در پاسخ به این سؤال قاضی که اگر بی‌گناه بودی چرا فرار کردی نیز گفت: خانواده این دختر مقابل خانه‌مان آمده و با چوب و اسلحه من را تهدید به قتل می‌کردند. به همین خاطر از ترس فراری بودم.
سپس سعید به جایگاه رفت اما او هم اتهامش را رد کرد و گفت: من آن روز مشغول مصرف مواد بودم و حال طبیعی نداشتم. فقط دیدم اکبر همراه دختر جوانی به آنجا آمدند و با هم به طبقه بالا رفتند. من هیچ اطلاعی از ماجرایشان نداشتم. هیچ زور و تهدیدی هم در کار نبود. من فقط دیدم که با هم به طبقه بالا رفتند.
با پایان اظهارات متهمان و وکلای آنها قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44846

دشمن برای گرفتن حجاب فرزندان ایران برنامه‌ریزی کرده است

تهران- ایرنا- فرمانده نیروی هوایی ارتش با بیان اینکه دشمن با فضای مجازی جذاب و رایگان برای گرفتن عفاف و حجاب جوانان کشور برنامه‌ریزی کرده است بر نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی تاکید کرد.دشمن برای گرفتن حجاب فرزندان ایران برنامه‌ریزی کرده است

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا «امیر سرتیپ خلبان عزیز نصیرزاده» روز چهارشنبه در همایش عفاف و حجاب که در سالن همایش هتل نیروی هوائی برگزار شد، گفت: این مراسم به مناسبت ازدواج تعدادی از زوج‌های جوان و کارکنان نیروی هوایی و تقدیر و تشکر از تعدادی از خانواده‌های این نیرو در بخش عفاف و حجاب که در کوی‌ها و شهرک‌های ما زندگی می‌کنند برگزار شد.

فرمانده نیروی هوایی ارتش افزود: دشمن روی مسائل فرهنگی، اعتقادات، باورها و سنت‌های ما کار می‌کند تا آنها را از بین ببرد و برگزاری چنین برنامه‌هایی مانع از ادامه راه دشمن می‌شود.

وی فراهم کردن شرایط مناسب برای ازدواج آسان کارکنان نیروی هوایی را از جمله سیاست‌های این نیرو دانست و گفت: این سیاست برگرفته از فرمایشات رهبر معظم انقلاب، سفارشات و احکام دینی قرآن کریم است.

نصیرزاده با بیان اینکه امروزه جوانان سه مشکل شغل، مسکن و هزینه‌های ازدواج را مطرح می کنند، اظهار داشت: نیروی هوایی با استخدام جوانان مشکل شغل و در ادامه به نحوی موضوع مسکن را مرتفع ساخته و مشکل سوم را هم تا حدودی سازمان و بخشی هم کرونا حل کرده است.

وی ادامه داد: اگر کارکنان جوان از تهران جدا شده و در یگان‌های خارج از تهران خدمت کنند، در تمام آن پایگاه‌ها بلافاصله منزل سازمانی در اختیار آنها قرار می‌گیرد.

فرمانده نیروی هوایی ارتش با تاکید بر اینکه این نیرو در شهرک‌های سازمانی خود به دنبال نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی در بین کارکنان و خانواده‌ها است،‌ افزود: این موضوع از مطالبات اساسی رهبر معظم انقلاب است و نیروی هوایی برای اینکه سبک زندگی اسلامی در شهرک‌ها نهادینه شود به عفاف و حجاب توجه دارد و بر اساس بیان همه بزرگان، سلامت افراد و جامعه در گرو حفظ عفاف و حجاب است.

نصیرزاده با بیان اینکه دشمن برای گرفتن عفاف، حجاب و حیا از مردم ایران سرمایه‌گذاری و برنامه ریزی کرده است، اظهار داشت: دشمن برای رسیدن به این هدف فضای مجازی جذاب و رایگان همراه با جلوه‌های بسیار زیبا در اختیار فرزندان ما قرار داده است تا جوانان ما حیای خود را از دست بدهند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44843

نمایش خیانت زنان در فیلم‌ها و سریال‌ها تبعات وحشتناکی در پیش دارد/ بیش از 80 درصد جوانان به دلیل نداشتن حداقل‌ها از ازدواج محروم هستند

اردشیر گراوند گفت: به اعتقاد من ترویج زندگی‌های لاچری مانع ازدواج‌ها نشده است. نداشتن حداقل‌های زندگی‌ است که باعث شده بیش از 80 درصد جوانان نتوانند زندگی مشترک خود را آغاز کنند.نمایش خیانت زنان در فیلم‌ها و سریال‌ها تبعات وحشتناکی در پیش دارد/ بیش از 80 درصد جوانان به دلیل نداشتن حداقل‌ها از ازدواج محروم هستند

به گزارش برنا؛طبیعتا تولیدات فرهنگی اعم از سریال و فیلم سینمایی تاثیر شگرفی بر جوانان و سبک زندگی آنها می‌گذارد اما مشکل اینجاست که محتوای فیلم‌ها و سریال‌های ما چه در نمایش خانگی چه سینما و تلویزیون این روزها حاوی محتواهایی است که مناسب نیست و به نظر می‌رسد الگوسازی منفی را ترویج می‌دهد بنابراین جای سوال دارد که استانداردهای فرهنگی و خطوط قرمز وزارت ارشاد چیست که در سال‌های اخیر رشد سریال‌های ضد ارزش و خارج از شئون اخلاقیات و همچنین شاهد ترویج خیانت و طلاق هستیم؟ سریال‌هایی که می‌تواند بنیان‌های خانواده را به سمت‌وسوی ویرانی بکشاند که البته این فقط مخصوص شبکه نمایش خانگی نیست بلکه در فیلم‌های سینمایی و حتی سریال‌های رسانه ملی نیز دیده می‌شود و هشدار آسیب شناسان و روانشناسان را به دنبال داشته است. از طرفی دیگر موضوع ترویج زندگی های لاکچری و تجملاتی در فیلم ها و سریال ها آسیب دیگری ست که کارشناسان هشدار آن را سر دادند اما به گفته اردشیر گراوند، زندگی های لاکچری فقط مختص به افراد خاص جامعه است و نمی‌توان گفت همه مردم خواهان زندگی لاکچری هستند چون نمی‌توانند آن را تامین کنند بنابراین او از خانواده ها خواست تا با پرهیز از تجملات در موضوع جهیزیه فقط وسایل ابتدایی یک زندگی را فراهم کنند تا خود جوانان در کنار هم زندگی خود را بسازند.

yektanet.com

متاسفانه خیانت در فیلم‌ها و سریال‌ها به وفور دیده می‌شود/ نمایش خیانت زنان تبعات بسیار وحشتناک برای جامعه دارد

اردشیر گراوند، جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرنگار برنا در ابتدا با اشاره به تاثیر رسانه بر کاهش تمایل جوانان به ازدواج گفت: جامعه شناسی ارتباطات یک مبحثی در حوزه رسانه دارد که می‌گوید رسانه می‌تواند یک گاو خشک را شیرده کند بنابراین واضح است که فشار رسانه‌ها، تبلیغات، فیلم‌ها و سریال‌ها تاثیر بسیار زیادی بر سبک زندگی دارد و عملا فضای روانی موجود در کشور بر فضای اجرایی و عملیاتی تاثیر فراوانی می‌گذارد.

او در انتقاد از محتوای فیلم‌ها و سریال‌ها تصریح کرد: به اعتقاد من فیلم و سریال تاثیر بسیار زیادی در نوع سبک زندگی مردم می‌گذارد چون مردم و جوانان به فیلم و سریال دیدن علاقه دارند و ناخودآگاه محتوای آنها بر زندگی‌شان تاثیر می‌گذارد با این شرایط ما می‌بینیم که متاسفانه در آثار تصویری موضوع «خیانت» به وفور دیده می‌شد که در این میان اگر خیانت زن‌ها به نمایش گذاشته شود آثار و تبعات آن برای جامعه وحشتناک است چون فضای اجتماعی کشور ما تصوری از خیانت زنان ندارد و فقط یک تصویری از خیانت مردان دارد که البته آن را هم نپذیرفته است اما به طورکلی اگر خیانت زنان در محتوای آثار نشان داده شود باید منتظر تبعات آن بود.

بیشتر بخوانید:
چرا برخی از مردان خیانت می‌کنند؟
زوج های ورزشکار البرزی از زندگی مشترک موفق خود می‌گویند+ببینید
گراوند ادامه داد: باید در حوزه فیلم و سریال دقت کرد که آیا داستان می‌خواهد فعل «خیانت» را توجیه کند یا تقبیح؟ اگر یک داستان به سمت تقبیح و نشان دادن آثار بد آن برود خیلی بد نیست و می‌تواند به عنوان یک تلنگر از آن نام برد اما اگر خیانت یک سبک زندگی معرفی شود خیلی خطرناک است.

سیاست گذاران فرهنگی نظارت بیشتری بر محتوای آثار نمایشی داشته باشند

پیشنهاد ویژه خرید آجیل 4 مغز شور نیم‌کیلویی (پسته، بادام، فندق، بادام هندی) از باسلام
پیشنهاد ویژه خرید آجیل 4 مغز شور نیم‌کیلویی (پسته، بادام، فندق، بادام هندی) از باسلام

پیشنهاد امروز
yektanet-logo-sign
این جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی با بیان اینکه مردم به سمت آنچه ذهنیت‌شان تایید می‌‎کند، می‌روند گفت: یک اصلی در جامعه شناسی وجود دارد که می‌‎گوید در نظام اجتماعی آدم‌ها به دنبال چیزی می‌روند که ذهنیت‌شان را تایید کند و باعث لذت آنها شود یعنی سریال‌ها و فیلم‌هایی را می‌بینند که آنچه دوست دارند را تایید کند بنابراین اینگونه است که مردم بیشتر به سراغ فیلم‌ها و سریال‌های منفی می‌روند چون قسمت پنهان رفتار آنها را قلقلک می‌دهد بنابراین پیشنهادم به سیاست‌گذاران فرهنگی و صاحبان صدور مجوز این است که بیشتر بر محتوای فرهنگی دقت کنند و اجازه ندهند ذهن جوانان به چالش کشیده شود وگرنه که فیلمسازان به فکر گیشه خود هستند و برایشان اهمیت ندارد آیا این خوراک فرهنگی به درد مردم می‌خورد یا آنها را به راه کج می‌کشاند.

توقعات در جهیزیه باید تعدیل شود/ بیش از 80 درصد جوانان به دلیل نداشتن حداقل‌ها نمی‌توانند ازدواج کنند

او در ادامه این گفتگو به موضوع ازدواج آسان که شعار اصلی این روزها است اشاره کرد و گفت: طی 10 _20 سال اخیر سبک زندگی ایرانی به واسطه باسواد شدن مردم، تحصیلکرده دختران و همچنین رسانه‌ها تغییر و تحول جدی و اساسی پیدا کرده است و مردم به سمت تجملات رفتند درحالی که باتوجه به سطح تحصیلات دختران و پسران باید توقعات به خصوص در حوزه جهیزیه تعدیل شود اما شاهد این هستیم که هر روز وضعیت بدتر می‌شود.

گراوند ادامه داد: من معتقدم این زندگی‌های لاکچری که در اینستاگرام و فیلم‌ها و سریال‌ها نشان داده می‌شود محدود به قشر خاص جامعه است و الان برای یک دختر و پسر جوان همین بس است که یک خانه 60 متری اجاره کنند، 200 الی 300 نفر مهمان دعوت کنند و سر خانه و زندگی خود بروند که البته همین هم مستلزم داشتن یک شغل پایدار است که برخی جوانان از آن بی‌بهره هستند بنابراین ترویج زندگی‌های لاکجری مانع ازدواج‌ها نشده است این نداشتن حداقل‌های زندگی‌ست که باعث شده بیش از 80 درصد جوانان نتوانند زندگی مشترک خود را آغاز کنند.

خانواده‌ها فقط وسایل اولیه زندگی جوانان را تهیه کنند/ سطح توقعات خانواده‌ها و جوانان باید با امکانات کشور تعدیل شود

این جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی با تاکید براینکه خانواده‌ها فقط باید وسایل اولیه زندگی فرزندان خود را تامین کنند، گفت: فرهنگ جامعه ما باید به سمت و سویی برود که دختران و پسران از یکدیگر انتظاری نداشته باشند یعنی اینگونه نباشد که دختر بگوید حتما باید فلان مراسم عروسی برگزار شود و پسر بگوید جهیزیه حتما باید فلان برند باشد، درواقع وقتی دو نفر می‌خواهند بایکدیگر زندگی کنند باید زندگی را بسازند و از یکدیگر توقع بیجا نداشته باشند چون دوره اینکه دختر بگوید پسر باید فلان چیز را برای من تهیه کند دیگر گذشته و هم دختر و هم پسر باید کنار یکدیگر زندگی خود را بسازند.

او ادامه داد: در گذشته‌ها مرسوم بود پدر و مادرها وسایل اولیه زندگی فرزند خود را تهیه می‌کردند تا کمک خرج باشند اما متاسفانه این روزها خانواده‌ها خودشان بدتر هستند و برای خرید جهیزیه یا برگزاری مراسم خودشان را به هزار دردسر می‌اندازند درحالی که باید آنها فقط در حد وسایل اولیه زندگی به فرزندانشان کمک کنند نه اینکه ماشین ظرفشویی، ماکروفر و… بخرند درواقع باید سطح توقعات خانواده‌ها، جوانان و جامعه متناسب با امکانات کشور و خانواده‌ها باشد اما ما سطح زندگی را برای خودمان تعریف کردیم که با هیچکدام از اینها همخوانی ندارد.

زمان توقع داشتن دخترها از پسرها گذشته است/ دختر و پسر در کنار هم باید زندگی خود را بسازند

گراوند در پایان تاکید کرد: نخبگان، رسانه‌ها و معاونت امور جوانان باید فرهنگسازی کنند تا جوانان یاد بگیرند از یکدیگر توقع نداشته باشند و با همکاری و کمک یکدیگر زندگی‌شان را بسازند اما متاسفانه می‌بینیم برخی دخترها هرآنچه نداشتند و در فیلم‌ها سریال‌ها دیدند می‌خواهند در خانه شوهر به دست بیاورند غافل از اینکه همین مسائل است باعث بروز اختلافات و از بین رفتن انگیزه ازدواج می‌‎شود.

//انتهای پیام:۴



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44840

محدودیت‌های پوشش چگونه در ایران اجرا شد؟

اولین ممنوعیت پوشش در جمهوری اسلامی هم به ۱۳ اسفند ۱۳۵۷ و سخنرانی آیت الله خمینی در مدرسه رفاه برمی‌گردد…

در هفدهم اسفند سال ۱۳۵۷ که حدود هشت هزار نفر از زنان معترض به حجاب و لغو قانون حمایت از خانواده در دانشگاه تهران به تظاهرات خیابانی دست زدند. تظاهرات خیابانی زنان با خشونت مواجه شد… حسن روحانی در یکی از مصاحبه های خود توضیح داده که چگونه حجاب اجباری را از نهادهای نظامی آغاز کرده است.

حاشیه‌های ممنوعیت لباس چهارخانه

طرح ممنوعیت تولید و استفاده از لباس چهارخانه در روزگذشته بسیار خبرساز شد اما اسنادی به رویداد۲۴ رسیده که از این دست بخشنامه‌ها پیش از این نیز وجود داشته است. در این گزارش علاوه بر ممنوعیت‌های مختلف تولید پوشاک در ایران، به تاریخچه این ممنوعیت‌ها از ابتدای انقلاب تا کنون پرداخته شده است.

رویداد۲۴ لیلا فرهادی: در روز‌های اخیر خبری درباره یک بخشنامه عجیب و غریب رسانه‌ای شد. اتحادیه پوشاک مشهد اعلام تولید‌های مانتو حق ندارند از پارچه‌های چهارخانه استفاده کنند. صفحه تلگرامی اتحادیه پوشاک مشهد در پیامی به تولیدکنندگان و فروشندگان نوشته «بنا به دستور اداره اماکن، فروش هرگونه مانتو با طرح‌های چهارخانه ممنوع بوده و با متخلفان به شدت برخورد خواهد شد.»

البته سرهنگ امیر حسینی رئیس اداره اماکن مشهد در مصاحبه‌ای خواسته موضوع را تکذیب کند، اما در حقیقت آن را تایید کرده و گفته «استفاده از مانتو چهارخانه ممنوعیتی ندارد، اما استفاده از مانتو با طرح چفیه که بار معنوی دارد، ممنوع است و با آن به شدت برخورد می‌شود.»

همچنین جواد حسین پورحجار عضو هیأت مدیره اتحادیه پوشاک مشهد گفته با تولید کننده برخورد شده زیرا آنها کج‌سلیقگی کردند بنابراین در همان در همان روزهای اول از تولید این مانتوها جلوگیری شد زیرا در تمام دنیا یک سری طرح‌ها و اِلمان‌ها دارای ارزش است و اجازه نمی‌دهند از هر طرح و نشان استفاده شود؛ چنانچه هیأت مدیره هم موافق تولید مانتو با این طرح نبود.

این نخستین بار نیست که چنین قانونی مصوب می‌شود؛ پیش از این یکبار در دهه هفتاد روسری‌هایی با این طرح مد شده بود که بخشی از نیروهای انتظامی که بعدها گشت ارشاد نامیده شدند، با آن برخورد می‌کردند و کسانی که از چنین روسری‌هایی استفاده می‌کردند را بازداشت می‌کردند.

محدودیت‌های دیگر از جمله استفاده از مانتوهای جلوبار نیز هر ساله در تابستان تشدید می‌شود. در فصل تابستان با توجه به گرمای شدید هوا، معمولا خانم‌ها از مانتوهای سبک و نازک‌تر استفاده می‌کنند که جلوی آن باز است و این موضوع هر ساله در این فصل به افزایش برخوردهای گشت ارشاد با خانم‌ها می‌انجامد، با این حال و با وجود برخورد نیروهای نظامی، هنوز حکومت نتوانسته به این خواسته دست یابد و مقاومت‌هایی وجود دارد.

مجید نامی عضو هیات مدیره اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک ذر گفتگو با رویداد۲۴ به جلسه اخیر کارگروه مد و لباس اشاره کرده و گفته «در این جلسه گفتند تولید مانتوی جلو باز با پارچه که به آن پارچه چفیه می‌گویند ممنوع است که دلیل این ممنوعیت مسائل ایدئولوژیکی که به چفیه اطلاق می‌شود، است.»

عضو اتحادیه پوشاک کشور می‌گوید این ممنوعیت کلی است و مختص مشهد نیست و به همه اعلام شده است . هر سال بخشنامه‌های متعددی می‌دهند و در آن تولید مانتو با پارچه‌های مختلف از جمله تور یا لباس‌های بدن‌نما و تنگ را برای زنان ممنوع می‌کنند.

پیراهن‌های مدل مردانه به جای مانتو هم ممنوع شد

او گفته «یکی از مواردی که در بخشنامه جدید آمده، ممنوعیت استفاده از پیراهن مدل مردانه به عنوان مانتو برای زنان است که طبق دستورالعمل جدید گفته شده با آن هم برخورد خواهد شد.»

نامی درباره ضمانت اجرای این دست بخشنامه‌ها گفته «این قوانین از طریق کانال‌های رسمی و قانونی به شرکت‌های تولیدی شناسنامه‌دار ابلاغ می‌شود، ولی عملا این جور مانتو‌ها در مزون‌ها و فضای مجازی یا بوتیک‌های کوچک عرضه می‌شوند.»

او گفته «اگر چنین قوانینی به نحو صحیحی قانون‌مند نشود خودش تجارت زیرزمینی و غیر شفاف و قاچاق را زیاد می‌کند. وقتی دست طراح و تولیدکننده را خیلی ببندند، خلاقیت از بین می‌رود و مهمتر از آن باعث گسترش تجارت مخفیانه که توضیح دادم، خواهد شد.

مجید نامی عضو هیات مدیره اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک می‌گوید: از نظر قانونی کارگروه ملی مد و لباس که از زیرمجموعه‌های وزارت ارشاد است بحث ساماندهی تولید و عرضه لباس در کشور را در دست دارد. این ارگان دولتی بنا به بررسی‌هایی که می‌کند یا اطلاعاتی که به آن‌ها می‌رسد یک سری چارچوب‌هایی را برای نوع لباس اعلام می‌کند.

بخشنامه کارگروه مد و لباس

از دیگر قوانین عجیب و غریب نمونه‌ای بود که در قزوین اجرا شد؛ سال ۹۷ بخشنامه‌ای در قزوین ابلاغ شد که طی آن پوشیدن لباس آستین کوتاه توسط رانندگان تاکسی ممنوع اعلام شد. این طرح همان سال اجرا شد و با توجه به گرمای هوا در فصل تابستان خود به خود لغو شد اما همچنان مقاومت‌هایی برای اجرای آن قانون وجود دارد.

وزارت کشور، یکی از ۲۲ دستگاهی است که باید طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، مسؤول پیگیری موضوع حجاب و مسائل فرهنگی کشور باشد. کارگروه ملی مد و لباس و شورای عالی انقلاب فرهنگی دیگر ارگان‌های مسئول نحوه پوشش مردم هستند.

گشت ارشاد با نام رسمی «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» برنامه اجرایی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مسئول نظارت بر طرح‌های ارائه شده در حوزه مد و لباس است. این یعنی نهادهای بسیاری در ایران وجود دارند که سالانه بودجه‌های عظیمی دریافت می‌کنند که فقط تشخیص دهند مردم چه بپوشند و چه نپوشند.

حجت‌الاسلام سیف جمالی سرپرست دبیرخانه کارگروه مد و لباس به رویداد۲۴ گفته «کارگروه مجموعه‌ای از فعالیت دستگاه‌هاست و اعضای آن باید در این حوزه فعالیت‌هایی را داشته باشند که البته این فعالیت‌ها تا کنون بروز و ظهور چندانی نداشته است. بر اساس قانون، بودجه کارگروه باید توسط دستگاه‌های همکار تامین شود و براساس آنچه در وزارت ارشاد و سازمان برنامه‌ریزی آمده بودجه این کارگروه حدود ۵ یا ۶ میلیارد تومان است.»

به گزارش رویداد۲۴ هنوز مشخص نیست که بودجه این کارگروه طی سال‌های گذشته چگونه و در کجا هزینه شده است که به گفته سرپرست آن هنوز آثاری از آن را در بازار نمی‌بینیم. از سوی دیگر نقش اعضای این کارگروه نیز در طراحی مد و لباس نامشخص است، سازمان صنعت و معدن در این حوزه چه نقشی ایفا می‌کند و نقش آموزش و پرورش کدام است؟ وزارت ارشاد و صدا و سیما عهده‌دار کدام فعالیت در این خصوص هستند و اعضای این کارگروه حقوق خود را بابت ارائه کدام خدمات دریافت می‌کنند؟

عدم فعالیت و همکاری سازمان‌های دارای نماینده در کارگروه آنقدر محرز است که سیف جمالی سرپرست جدید دبیرخانه کارگروه ساماندهی مد و لباس از ضرورت ایجاد همگرایی میان این دستگاه‌ها سخن گفته و عدم موفقیت کارگروه را نتیجه عدم همکاری میان دستگاه‌های عضو می‌داند.

اولین ممنوعیت پوشش در جمهوری اسلامی هم به ۱۳ اسفند ۱۳۵۷ و سخنرانی آیت الله خمینی در مدرسه رفاه برمی‌گردد. در این سخنرانی آیت الله خمینی اعلام کرد: «در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارت‌خانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند. زن‌ها بروند، اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند، لیکن با حجاب شرعی باشند.»

در هفدهم اسفند سال ۱۳۵۷ که حدود هشت هزار نفر از زنان معترض به حجاب و لغو قانون حمایت از خانواده در دانشگاه تهران به تظاهرات خیابانی دست زدند. تظاهرات خیابانی زنان با خشونت مواجه شد و ناآرامی‌ها با سخنرانی رادیویی آیت‌الله طالقانی که می‌گفت «درباره حجاب اجباری در کار نیست» فروکش کرد، با این حال مدتی بعد حجاب اجباری در ایران تایید شد. حسن روحانی در یکی از مصاحبه های خود توضیح داده که چگونه حجاب اجباری را از نهادهای نظامی آغاز کرده است. در ۱۸ مرداد ۱۳۶۲ نخستین مصوبه قانونی در مورد پوشش از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت و رسما نحوه پوشش مردم تغییر کرد.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44838

با پایان مرخصی؛ منیره عربشاهی به زندان کچویی کرج بازگشت

منیره عربشاهی، فعال مدنی، امروز جمعه ۱ مردادماه، با پایان ایام مرخصی به زندان کچویی کرج بازگشت. خانم عربشاهی در تاریخ ۱۳ اردیبهشت‌ماه از زندان کچویی کرج به مرخصی درمانی اعزام شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰، منیره عربشاهی، فعال مدنی، با پایان ایام مرخصی به زندان کچویی کرج بازگشت.

خانم عربشاهی از تاریخ ۱۳ اردیبهشت‌ماه از زندان کچویی کرج با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی به مرخصی درمانی اعزام شده بود.
منیره عربشاهی علیرغم تاکید پزشکی قانونی در خصوص عدم تحمل حبس از رسیدگی پزشکی محروم مانده و با کارشکنی مسئولان کماکان دوران محکومیت خود را می‌گذراند. کارشکنی در اعزام منیره عربشاهی جهت درمان او نیز در حالی بود که پزشک متخصص غدد و پزشک مغز و اعصاب نیز پس از انجام آزمایشات به لزوم انجام عمل جراحی دیسک کمر و همچنین نمونه برداری و جراحی غده تیروئید او تاکید کرده‌ بودند و این موضوع نیز علیرغم موافقت کمیسیون و قاضی ناظر زندان، به دلیل امنتاع دادستان از ارائه پاسخ تاکنون بی‌نتیجه مانده بود.

با وجود اینکه در خصوص گواهی عدم تحمل حبس خانم عربشاهی، علاوه بر پزشکی قانونی، تائید ۳ پزشک معتمد دیگر به لحاظ اداری مورد نیاز است، او صرفا توسط یک پزشک ویزیت شده که عدم تحمل حبس را تائید کرده است با این حال خانم عربشاهی جهت ویزیت توسط دو پزشک دیگر تاکنون اعزام نشده بود.

دختر خانم عربشاهی، یاسمن آریانی از مخالفان حجاب اجباری در حالی که در تاریخ ۲۵ بهمن ۹۷ با پایان حبس از بابت محکومیت پیشین خود از زندان اوین آزاد شده بود، در تاریخ ۲۱ فروردین ۹۸ مجددا بازداشت و به بازداشتگاه وزرا در تهران منتقل شد. خانم عربشاهی یک روز پس از او بازداشت و به همراه فرزندش به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. آنها نهایتا در تاریخ ۲۲ مرداد ۹۸ از زندان قرچک ورامین به بند زنان زندان اوین منتقل شدند و مجددا در تاریخ ۳۰ مهرماه سال گذشته از بند زنان زندان اوین به زندان کچویی کرج تبعید شدند.

این دختر و مادر زندانی مردادماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه محاکمه و هرکدام از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۶ سال حبس تعزیری و در مرحله تجدیدنظر هرکدام مجموعا به ۹ سال و ۷ ماه حبس محکوم شدند. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال و شش ماه زندان در خصوص هر یک از آنها قابل اجرا است.

یاسمن آریانی نیز در تاریخ ۱۵ تیرماه از زندان کچویی کرج به مرخصی کوتاه مدت اعزام شد.

FacebookTwitterاشتراک گذاری



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44835

گزارشی از آخرین وضعیت گیتی ذوالفقاری در زندان اوین

گیتی ذوالفقاری، زندانی سیاسی از بهمن‌ماه سال گذشته دوران محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کند. خانم ذوالفقاری پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

این محکومیت در مرحله تجدیدنظر به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت. گیتی ذوالفقاری علیرغم شیوع کرونا در بند زنان و سپری کردن بیش از یک سوم از دوران محکومیت خود کماکان در حال تحمل حبس است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گیتی ذوالفقاری، زندانی سیاسی از تاریخ ۸ بهمن‌ماه ۹۹ دوران محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کند.

علیرغم سپری کردن بیش از یک سوم دوران محکومیت، تاکنون با اعزام به مرخصی و یا آزادی مشروط خانم ذوالفقاری موافقت نشده است. این امر در حالی است که شیوع کرونا در بند زنان زندان اوین به حدی رسیده است که علاوه بر برخی زندانیان، تعدادی از مسئولان این بند از جمله شهلا برنجی، افسر جانشین سرشیفت بند زنان اوین، الهام بهارمست و زینب شیردل، دو تن از سرشیفت های بند زنان اوین نیز با تست کرونای مثبت به مرخصی اعزام شده اند.
گیتی ذوالفقاری پیشتر در تاریخ ۵ آبان‌ماه ۹۲ توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او پس از ۵۲ روز با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد دشد.

این شهروند خردادماه سال ۹۵ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به قصد براندازی” به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. این محکومیت در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ تجدیدنظر استان تهران به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.
FacebookTwitterاشتراک گذاری



source https://zanan.bashariyat.org/?p=44833