
source https://zanan.bashariyat.org/?p=53369
هرانا

خبرگزاری هرانا – دنیا عبادی پور، شهروند ساکن تهران با گذشت حدود یک ماه از زمان دستگیری کماکان به صورت بلاتکلیف در زندان قرچک ورامین بسر میبرد. همزمان، امیرعماد میرمیرانی، معروف به جادی و همایون سلیمانی شهروندان بازداشتی با تودیع قرار وثیقه آزاد شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یک شهروند در تهران بازداشت شد.
هویت وی دنیا عبادی پور احراز شده است.
خانم عبادی پور حدود یک ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شده است. تاکنون از دلایل بازداشت وی اطلاعی در دست نیست.
از سوی دیگر، امیرعماد میرمیرانی، معروف به «جادی» با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تاپایان مراحل دادرسی از زندان تهران بزرگ آزاد شد.
آقای میرمیرانی برنامه نویس و فعال حوزهٔ تکنولوژی های جدید، در اواسط مهرماه در جریان اعتراضات سراسری بازداشت شد. وی اواخر آبان از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد و از حق دسترسی به وکیل محروم مانده بود.
علاوه براین، امروز سه شنبه ۲۲ آذرماه ۱۴۰۱، همایون سلیمانی، دانشجوی دانشگاه علم و صنعت با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
روز شنبه مورخ ۱۴ آبان ماه، آقای سلیمانی، دانشجوی مهندسی برق ورودی ۹۸ دانشگاه علم و صنعت توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده بود.
تا لحظه تنظیم این گزارش از اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دست نیست.
اینترنشنال

در آستانه رایگیری در سازمان ملل متحد برای تصویب قطعنامه اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون مقام زن این سازمان، اسناد رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند حکومت با اعمال فشار بر گروهی از چهرههای دانشگاهی، از آنان خواسته است برای ممانعت از تصویب این قطعنامه، مکاتباتی انجام دهند.
قطعنامهای از سوی آمریکا با هدف اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد به دلیل سرکوب سیستماتیک زنان در ایران از جمله در جریان خیزش سراسری ارائه شده است که قرار است روز چهارشنبه ۲۳ آذر به رای گذاشته شود.
اما بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، وزارت علوم دولت ابراهیم رئیسی، متونی را از طریق برخی دانشگاهها از جمله دانشگاه فردوسی مشهد برای استادان دانشگاه فرستاده و از آنان خواسته است با ارسال ایمیلهایی، کشورهای عضو کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد را از رای به قطعنامه آمریکا منصرف کنند.
در یکی از این متنها به نام «محکومیت امریکا در حرکت حذف ایران» که از استادان خواسته شده آن را ارسال کنند، با تکرار ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر «مداخله خارجی» در خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، آمده است: «اگر اقدام آمریکا برای لغو عضویت ایران در کمیسیون مقام زن به نتیجه برسد، رویه خطرناکی را در سیستم سازمان ملل ایجاد خواهد کرد و رویه برابری دولتهای عضو در این سازمان بینالمللی را زیر سوال خواهد برد و این بدعت در روند کار سازمان ملل است.»
همچنین در ادامه این متن ادعا شده است: «اساسا جایگاه ایالات متحده آمریکا در این کمیسیون، مخدوش و غیرقابل پذیرش است چرا که این کشور یکی از بزرگترین ناقضان حقوق زنان در جهان به شمار میآید.»
نویسندگان این متن حکومتی مدعی شدهاند جمهوری اسلامی درباره وضعیت زندانیان زن در زندانهای آمریکا افشاگری کرده است.
این در حالی است که روز سهشنبه ستاد حقوقبشر قوهقضاییه در واکنش به بیانیه وزیران خارجه آمریکا و هشت کشور دیگر درباره حقوق زنان در ایران نوشت: «نقض حقوق زنان و دختران در کشورهای غربی به طور اعم و کشور آمریکا به طور اخص، بسیار اسفناکتر و فاجعهبارتر از سایر نقاط جهان است.»
همچنین در متن دیگری با عنوان «محورهای قابل طرح مربوط به اقدامات یکجانبه آمریکا و ایده اخراج ایران از کمیسیون مقام زن» ضمن مرور تلاش آمریکا برای اخراج جمهوری اسلامی از این کمیسیون، تاکید شده است که این اقدام «در تاریخ بیسابقه» است.
در یکی از بندهای این متن آمده که عضویت جمهوری اسلامی در کمیسیون مقام زن «اجماع گروه آسیایی» را به همراه داشته و «انتظار میرود که این کشورها با توجه به فقدان ادله محکم آمریکا و ماهیت غیرسازنده این رویکرد در پیشبرد حقوق زنان ایران، با اقدام آمریکا مخالفت کنند.»
تاکید جمهوری اسلامی بر مخالفت کشورهای آسیایی با قطعنامه آمریکا در حالی است که پیشتر در جریان رایگیری قطعنامه علیه جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، برخی کشورهای آسیایی مثل پاکستان و ارمنستان به این قطعنامه رای منفی دادند.
در حالی که جمهوری اسلامی در جریان سرکوب خیزش سراسری ایرانیان علیه حکومت ایران، بسیاری از دختران و زنان و مردان از جمله نوجوانان و کودکان را به قتل رسانده، در این متن مدعی شده که در جریان به عضویت درآمدن در کمیسیون مقام زن به «موفقیت چشمگیری» رسیده، زیرا ۴۳ عضو از ۵۴ کشور عضو این کمیسیون به عضویت ایران رای مثبت دادند.
همچنین نویسندگان این متن مدعی «آمارهای درخشان» جمهوری اسلامی در زمینه حقوق زنان شده و نوشتهاند زنان در سطوح مختلف اداری، مدیریتی، آموزشی و مشاغل در ایران، «حضور و مشارکت» دارند.
این در حالی است که در سالهای اخیر جمهوری اسلامی محدودیتهای گستردهای را علیه زنان اعمال و حتی ورود دختران به برخی رشتههای دانشگاهی را ممنوع کرده است.
تلاش برای خانهنشین کردن زنان شاغل و همچنین محدودیتهای ورزشی برای زنان و حتی ممانعت از ورود آنان به ورزشگاهها برای تماشای رقابتهای ورزشی از جمله فوتبال، از دیگر اقدامات جمهوری اسلامی علیه زنان است.
همچنین جمهوری اسلامی در این متن مدعی شده که «الگوی سوم زن محجبه مسلمان را در جهان» عرضه کرده است. این در حالی است که اکنون بسیاری از فعالان حقوق زنان در ایران در زندان به سر میبرند و برای کسانی چون نسرین ستوده و نرگس محمدی، دو فعال حقوق بشر زن احکام زندان طولانی مدت صادر شده است.
با وجود این تلاشهای جمهوری اسلامی، فعالان زن به ویژه در ماههای اخیر به خوبی توانستهاند ماهیت ضدزن جمهوری اسلامی را به جهانیان نشان دهند.
نازنین بنیادی، فعال حقوق بشر ایرانی هم در این باره گفته است که حتی درخواست برای اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد ریشه در تلاش مدافعان حقوق زنان ایران دارد و هر گونه اقدام برای ترسیم این موضوع به عنوان تلاشی تحت رهبری غرب، صدای این مدافعان را نفی میکند.
جمهوری اسلامی کمی پیش از این رایگیری با اقداماتی چون خبرسازی درباره تعطیل شدن «گشت ارشاد» تلاش کرده بود تا حدودی فضا را به نفع خود تغییر دهد اما ماهیت جعلی بودن این اقدام جمهوری اسلامی خیلی زود روشن شد.
رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، با اشاره به رایگیری روز چهارشنبه برای حذف ایران از کمیسیون مقام زن گفته است: «هیچ معنایی ندارد که ایران بخشی از کمیسیونی باشد که به ترویج حقوق زنان میپردازد در حالی که دقیقا عکس آن عمل میکند.»
ایرانوایر

من، «شایا گلدوست»، زن ترنس و کنشگر جامعه رنگینکمانی هر هفته دوشنبه در اینستاگرام «ایرانوایر» با یکی از اعضای جامعه رنگینکمانی درباره مسایل و مشکلات مربوط به این قشر گفتوگو میکنم. میهمان این برنامه، «آسیه امینی»، شاعر و تحلیلگر مسایل اجتماعی است و به مناسبت «روز جهانی منع خشونت علیه زنان»، درباره خشونتهایی که همه زنان در نظام جمهوری اسلامی تجربه کرده و میکنند، صحبت میکنیم.
«آسیه امینی»، شاعر و نویسنده ساکن نروژ با سابقه روزنامهنگاری در داخل و خارج از ایران است این روزها بیشتر به تحقیق و تحلیل مسایل اجتماعی میپردازد. او در حوزه پژوهش، کارهای مختلفی در رابطه با اعدام، مسایل جنسیت و آزادی بیان انجام داده است.
امینی عضو هیاتمدیره «انجمن قلم نروژ» و «کمیته نویسندگان زندانی» است.
او تحصیل کرده کارشناسی ارتباطات و رسانه، کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی در حوزه برابری و تنوع و همچنین یک دوره آموزش عالی در حوزه حقوق بشر در بیزنس است.
تجربههای امینی در ایران و کارهای پژوهشی او در مقوله زنان، کودکان و اعدام، او را با خشونتهایی که همه زنان در نظام جمهوری اسلامی به شکلی تجربه میکنند، آشنا کرده است. از «آسیه امینی» میپرسم خشونت علیه زنان و تجربیات خشونت علیه زنان در سایه جمهوری را چهگونه تعریف میکند؟
– همانطور که میتوان به این سوال به صورت کلی جواب داد، میتوان بسیار هم وارد جزییات شد. در این ۱۶ روزی که دنیا درباره خشونت علیه زنان صحبت میکند، باید تمایزی جدی قائل شویم با آنچه در دنیا به عنوان خشونت جنسی و جنسیتی نام میبریم که میتواند به سنتها، شرایط طبقاتی، شرایط اجتماعی و خیلی چیزها ربط داشته باشد با آنچه در ایران اتفاق میافتد که شکلی از خشونت قانونی است. این خشونتها علیه زنان به شکل قانونی اتفاق میافتند؛ یعنی برای آن بودجه تعیین میشود، در حوزه سیاست برنامهریزی میشود و در مکانیزمهای اجتماعی نفوذ کرده و به صورت خشونت نهادینه شدهای به هنجار تبدیل میشود. در واقع، وقتی درباره جمهوری اسلامی حرف میزنیم، درباره مکانیزم سیاسی خشونت علیه زنان صحبت میکنیم. ایران نه تنها کنوانسیون منع خشونت علیه زنان را امضا نکرده است و آن را اجرا نمیکند بلکه قوانین بسیاری مانند حق طلاق، حجاب اجباری و غیره علیه زنان است. به همین دلیل، بسیاری از فعالان حقوق زنان از دهه ۸۰ به این نتیجه رسیدهاند که با وجود قوانین اسلامی، تلاش برای رسیدن به برابری و احقاق حقوق زنان در ایران، آب در هاون کوبیدن است.
ایدئولوژی جمهوری اسلامی که بر پایه مذهب است، در تمام چهار دهه اخیر سعی کرده است که زنان را در تمامی عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به حاشیه براند و شهروند درجه دو به حساب بیاورد. این ایدئولوژی چه نفعی برای جمهوری اسلامی داشته و سرکوب زنان در این سالها چه کمکی با بقای نظام کرده است؟
– پاسخ دادن به این پرسش بیش از آن که نیازمند تحلیلهای علمی باشد، به تجربه زیست ما زنان در ایران برمیگردد؛ تجربه زیست زنانی که تاریخ ۵۰ ساله اخیرشان با متحجرترین بخش از جامعه طرف بوده است که تلاش میکنند جامعه پیشرفت نکند و به سمت جلو نرود. یکی از ابتداییترین اختلافاتی که «روحالله خمینی» با «محمدرضا شاه پهلوی» پیدا داشت، اعطای حق رای به زنان بود. اولین اتفاقی که بعد از جمهوری اسلامی رخ داد، حذف زنان و محروم شدن از ابتداییترین حقوق انسانی خود بود که آنها را رسما به شهروند درجه دوم تبدیل کرد. تنها پاسخی که در تمام سالهای فعالیت و کارهای پژوهشی خود یافتهام، این است که نظام همه سعی خود را میکند تا جامعه را در ساختار متحجری که خواستهاش است، نگه دارد. وقتی جامعه پویا است، زنان تحصیل کرده هستند، فعالیت اجتماعی دارند و در صحنه هستند، برای رسیدن به آن جامعه متحجری که آمال و آرزوی خمینی و ادامه دهندگان راه او بوده، حذف و به حاشیه رانده شدهاند.»
در تمام این سالها جامعه ایران به سمتی پیش رفت که تنوع و گوناگونی را از دست داد. تنوعهای سیاسی، مذهبی، جنسی و جنسیتی و… بخشی از این تنوع جامعه رنگینکمانی هستند که بیشترین سرکوب را تجربه کردهاند و از یک دهه گذشته این سرکوب و خشونت به صورت آشکارا انجام میشود. نظام حاکم از مرحله انکار وجود این جامعه به سرکوب آشکار، نفرتپراکنی، بیمارپنداری و انگانگاری اعضای جامعه رنگینکمانی رسیده است. وقتی درباره خشونت علیه زنان صحبت میکنیم، منظور همه زنان است، هر کسی که خود را به عنوان زن هویتیابی میکند، جدا از جسم و ظاهر اندام جنسی که با آن زاده شده است و جنسیتی که بر اساس آن به او نسبت داده شده است. زنان جامعه رنگینکمانی در تجربه این خشونتهای سیستماتیک با همه زنان در جامعه شریک هستند و چه بسا در مواردی این خشونتها را به شکل مضاعف تجربه کردهاند. از «آسیه امینی» پرسیدم که تجربه شما به عنوان تحلیلگر اجتماعی و فعال در زمینه حقوق زنان، در مواجهه با زنان که هویتهای چند لایهای یا متقاطع دارند، چه بوده است؟
«وقتی که راجع به گوناگونی و هویت جنسی و جنسیتی صحبت میکنیم در کل دنیا از نظر پرداخته شدن به عنوان یک پدیده اجتماعی و از منظر قانونی و قانونگذاری بسیار جدید است. مسئلهای که نیاز به بازپروری فکرها در حوزه آموزش و تربیت شدن دوباره جوامع دارد. اما در جامعه سیاسی امروز ایران را متفاوت میکند با جوامع در حال تغییر و پیشرفته دنیا، این است که تنوعها و گوناگونی جنسی و جنسیتی، جدا از مشکلات اجتماعی و فرهنگی، جرمانگاری شده است. اینکه از افراد این جامعه دیگریسازی میکند و بعد مجازات میکند. جامعه ما میبایست خود را برای فردای بعد از جمهوری اسلامی آماده بکند، آماده برای پذیرش گوناگونی به صورت فرهنگی و قانونی. که البته این امر نیاز به آموزش در همه زمینهها و استفاده از همه ابزارهای آموزشی دارد.
در آینده ایران آزاد، راه سختی در پیش خواهیم داشت، البته که تغییر برای هیچ جامعهای کار آسانی نیست، سختی بیشتر ما از این جهت است که چهل و چهار سال حکومتی داشتیم که تلاش کرده است با سانسور، حذف، جرمانگاری، هنجارسازی، واقعیت موجود پذیرفته شده در دنیا را انکار کند. میبایست از علم، فرهنگ و روشهای گفتگو برای آمادهسازی جامعه استفاده کنیم. تلاش برای پذیرش این موضوع که قبل از اینکه با چه اندام جنسی به دنیا میآییم یا خود را در چه گروه جنسی و جنسیتی تعریف میکنیم، یک انسان هستیم و این انسان بودن باید ما را به یکدیگر پیوند بدهد. تاکید بر این موضوع که دوگانگی جنسی و جنسیتی محصول اجتماعی شدن انسانهاست نه طبیعت آنها. با وجود راه سختی که در پیش داریم اما من امیدوارم، امید به فردایی بهتر و رو به جلو در ایران آزاد.»
ایرانوایر

سازمان گزارشگران بدون مرز جایزه سال ۲۰۲۲ شجاعت را امشب ۱۲ دسامبر ۲۰۲۲ به نرگس محمدی، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر محبوس اهدا کرد.
این جایزه به خاطر تلاش خانم محمدی درباره زندانیان، و شکنجه سفید و فعالیتهای مدنی او در سالهای اخیر به او تعلق گرفت.فرزندان دوقلوی خانم محمدی که سالهاست از او جدا شده و در فرانسه زندگی میکنند، پیام او را که از داخل زندان نوشته شده و با شعار زن، زندگی، آزادی به پایان رسید، خواندند.
نام خانم محمدی را جان دوندار، روزنامهنگار روزنامه جمهوریت ترکیه اعلام کرد.
نرگس محمدی کتاب شکنجه سفید را در گفت و گو با زندانیان درباره سلول انفرادی نوشته است. این کتاب یکی از موضوعات مورد بحث این جلسه بود.
ایرانوایر

پیام نرگس محمدی که از زندان فرستاده پس از اعلام نام او برای دریافت جایزه شجاعت سازمان گزارشگران بدون مرز توسط فرزندان او قرائت شد.
متن پیام نرگس محمدی به شرح زیر است:
از اینکه فرصتی فراهم آوردهاید تا پیامی برایتان بنویسم بسیار خرسندم و از اینکه در محفل تلاشگران آزادی بیان پیامم شنیده میشود مفتخرم . در میان بیش از ۶۰ زندانی سیاسی زن در زندان اوین و در روزهایی که سرزمین من درگیر اعتراض و خیزش مردم و سرکوب و خشونت حکومت است، این پیام را می نویسم .
مردم ایران سال برای احقاق حقوق اساسی خود و مبارزه با استبداد و حکومت دینی راههای پر هزینه بسیاری را طی کردهاند اما متاسفانه حکومت به جای پاسخ دادن به مطالبات مردم ، به سرکوب ، کشتار خیابانی ، اعدام ، زندان ، بازداشت ، اخراج از کار و تحصیل و شکنجه و حبس در سلولهای انفرادی برای اخذ اعترافات دروغ و بیاساس برای نمایش تلویزیونی و ارائه به دادگاههای غیر قانونی و وابسته به سیستم امنیتی روی آورد و نتیجه آن خیزش مردم و اعتراضات خیابانی برای اعلام صریح گذار از نظام ج.ا. و تلاش برای تحقق دموکراسی و حقوق بشر است که امروز شاهد آن هستیم ، سرکوب زنان که بخشی از هویت، ایدئولوژی و استراتژی حکومت دینی سرکوبگر بود . اکنون به جایی رسیده که زنان به خاطر اصرار بر حق انتخاب پوشش ، جان خود را از دست میدهند ، در این شرایط صحبت از آزادی بیان دشوار است .
در سرزمینی که زنان و مردان به خاطر بیان دیدگاههای خود ، سالها در حسرت آزادی عمر خود را سپری میکنند صحبت از آزادی رویاگونه است . در این سرزمین و در میان همه ◦ رنجها و بیمها و امیدها ، در شرایطی که پس از تحمل سالها حبس ، دوباره در زندان هستم و حتی از شنیدن صدای کودکانم محرومم ، با دلی سرشار از شور و امید و سرزندگی و با اطمینان به تحقق آزادی و عدالت در سرزمینم ، زندان را سپری میکنم . ما به دنبال پیروزی هستیم ، پیروزی ما شکست استبداد برای همیشه در تاریخ کشورمان و تحقق دموکراسی و حقوق بشر و استحکام و قدرتمندی جامعه مدنی است .
ما برای پیروزی نیاز به قدرت داریم . قدرت ما در همبستگی و حمایت جهانی فزونی خواهد یافت و من تقاضای حمایت مؤثر دارم ، همچنین تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی و فعالان مدنی و مبارزان،مخالفت جهانی با احکام ادعام برای معترضان. جنبشهای اجتماعی میتواند قدرتی به جامعه مدنی و فضای عمومی بخشد که رسیدن به دمکراسی را تسهیل میکند .
پیام من شنیده شدن خواست ما مردم ایران یعنی گذار از نظام استبدادی و تلاش برای تحقق دموکراسی و حقوق بشر است . به تمام کسانی که در ایران با خبر رسانی برای این اعتراض تلاش می کنند تشکر می کنم اکنون بسیاری از آنان در زندان هستند یا تحت فشار قرار دارند.
به امید پیروزی نرگس محمدی
زندان اوین
ایرانوایر

جمعی از زندانیان سیاسی زن محبوس در زندان اوین با انتشار نامه ای، اعدام معترضان در ایران را محکوم کرده و از مردم ایران خواستهاند تا با حضور در خیابانها و سر دادن شعارهایی درباره لغو حکم اعدام، مانع کشته شدن معترضانی شوند که جان آنها در خطر است.
این زنان در نامهای که توسط خبرگزاری حقوقبشری هرانا در روز دوشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۱ منتشر شده، از تحصن خود در مقابل دفتر افسر نگهبانی بند زنان اوین در همراهی با معترضان خبر داده و از مردم نیز خواستهاند تا با اقدامهای مشابه مانع از اجرای احکام اعدام برای سایر بازداشتشدگان اعتراضات و سرکوب بیشتر معترضان شوند.
امضاکنندگان این نامه همچنین نوشتهاند: «برای پاره کردن ریسمان دور گلوی جوانانمان و برای درهم شکستن چوبههای برافراشته مرگ به پاخیزیم. راه دیگری وجود ندارد! اینبار خیابانهای شهر را با فریاد “اعدام را متوقف کنید” تسخیر کنیم و اعتصابات را با قدرت و فراگیری بیشتر ادامه دهیم.»
نامه زندانیان زن متحصن در زندان اوین که توسط ۱۸ تن از زنان فعال مدنی، سیاسی و زنان امضا شده ، همچنین اعدام محسن شکاری، اولین اعدامشده اعتراضات کنونی را «جنایتی آشکار» خطاب کرده است.
این زنان در ادامه بر لزوم همبستگی مردم برای نجات جان بازداشتشدگان و توقف آنچه که «چرخه قتل حکومتی» خوانده شده، تاکید کردهاند.
امضاکنندگان این نامه خانمها «نرگس محمدی»، «بهاره هدایت»، «فرنگیس مظلوم»، «صبا کردافشاری»، «سپیده قلیان»، «فریبا اسدی»، «الناز اسلامی»، «گلرخ ایرایی»، «نسرین جوادی»، «زهره داوری»، «زهره زیوری»، «زهره سرو»، «زهرا صفایی»، «گلاره عباسی»، «مرضیه فارسی»، «عسل محمدی»، «پرستو معینی» و «پوران ناظمی»، هستند.
این نامه در حالی صادر شده که دومین اعدام اعتراضات کنونی، یعنی «مجیدرضا رهنورد»، معترض ۲۳ ساله اهل مشهد که سحرگاه دوشنبه ۲۱ آذرماه در مشهد و در جمع بسیجیان و نیروهای امنیتی به وقوع پیوست.
آقای رهنورد، متهم شده بود که از طریق کشتن دو بسیجی با چاقو، «محاربه» با خدا کرده است. به گزارش فعالان و نهادهای حقوقبشری، این جوان ۲۳ ساله از لحظه بازداشت تحت شکنجه شدید بوده و حتی ماموران دست او را شکسته بودند.
بی بی سی
بیژن راستی عموی آیدا راستی از حال جسمی او در زندان به ما گفت : آیدا راستی شهروند بهایی بیست و هشت ساله است که هشتاد روز پیش، ساعت نه و نیم شب در خانه اش توسط ماموران لباس شخصی بازداشت شد.
با وجود تلاش های بسیار آیدا از حق داشتن وکیل برخوردار نیست و همچنان اجازه ورود وکیل به پرونده داده نشده است
به گفته خانواده او، نزدیک به دوماه بازجویی آیدا ادامه داشته در حالی که هیچ مدرک و سند مجرمانه در منزل آیدا کشف نشد و خانواده او حدس میزنند کل اتهامات آیدا با تکیه بر صفحه اینستاگرامش بوده است
به گفته بستگان، آیدا بدلیل بازداشت و بازجویی طولانی مدت و شرایط نامناسب زندان دچار ضعف عصبی شده و تحمل وضعیت زندان را ندارد.
آناهیتا شمس گفتگویی کرده با بیژن راستی عموی آیدا راستی.
ایرانوایر

«گوهر عشقی»، مادر «ستار بهشتی»، وبلاگنویس کشته شده در بازداشت، از افزایش فشارها و تهدیدها علیه خود و اعضای خانوادهاش خبر داد.
مادر ستار بهشتی یکشنبه ۲۰آذر۱۴۰۱، در پیامی ویدیویی اعلام کرد که او و خانوادهاش تهدید شدهاند. مادر ستار بهشتی تاکید کرد: «اگر اتفاقی برای ما بیفتد، مسوولش رهبر است.»
او ضمن انتشار این ویدیو در حساب کاربریاش در شبکه اجتماعی توییتر، خطاب به نیروهای حکومتی نوشت: «یازده سال است که خنجر زهرآگینات بر تنم نشسته اما، من و ما ایستادهایم، تا تو و اربابت را، یا از این خاک بیرون کنیم، یا در این خاک…!»
گوهر عشقی از اعتراضات سراسری در ایران حمایت کرده و به اجرای حکم اعدام «محسن شکاری» اعتراض کرده بود.
رادیوفردا

مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی ۹ مرداد امسال و در آغاز موج جدیدی از سرکوب بهاییان ایران دستگیر شده بودند.
جامعه جهانی بهایی با انتشار بیانیهای اعلام کرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دوباره برای مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی که ۱۰ سال حبس تحمل کرده بودند، حکم ۱۰ سال زندان صادر کرده است.
این بیانیه که روز یکشنبه ۲۰ آذر منتشر شد، میافزاید حکم ۱۰ سال زندان در دادگاهی یک ساعته که بیشترین قسمت آن به «توهین و تحقیر از جانب قاضی نسبت به متهمین» گذشت صادر شده است.
جامعه جهانی بهایی میگوید همزمان با اقدامات خشونتبار و سرکوبگرانه مقامات حکومت جمهوری اسلامی ایران علیه شهروندان خود، دو زن بهایی، مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی، پس از گذراندن ده سال در زندان، برای دومین بار به حکم بیرحمانه ده ساله حبس محکوم شدهاند.
در بیانیه این جامعه آمده است که ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، به این دو نفر بهدلیل اینکه از حبس قبلی خود «درس نگرفتهاند»، پرخاش کرد.
مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی ۹ مرداد امسال و در آغاز موج جدیدی از سرکوب بهاییان ایران دستگیر شده بودند.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی یک روز پس از بازداشت همزمان دهها شهروند بهایی در شهرهای مختلف ایران، به این شهروندان اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» زد.
بنابر گزارشها از ایران، نیروهای امنیتی به خانه دهها شهروند بهایی در نقاط مختلف ایران یورش بردند و ضمن تفتیش و ضبط وسایل شخصی این شهروندان، شماری از آنها را از جمله مهوش ثابت شهریاری و فریبا کمالآبادی را دستگیر کردند.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی روز ۱۰ مرداد مدعی شد که بازداشتشدگان «مستقیماً با کانون صهیونیستی موسوم به بیتالعدل در ارتباطِ تشکیلاتی بودند».
بیتالعدل اعظم که شورای بینالمللی آیین بهایی بهشمار میرود، در شهر حیفا اسرائیل واقع است.
جامعه جهانی بهایی میگوید از زمان دستگیری مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی، بیش از ۳۲۰ بهایی مورد آزار و اذیت فردی قرار گرفتهاند: «در زمانهای مختلف در شیراز، استان مازندران و در سایر نقاط کشور دهها نفر بازداشت شدهاند. خانههای متعلق به بهائیان در روستای روشنکوه تخریب شدهاند. نقشههای حکومتی برای تخریب وجهه بهاییان از طریق نفرتپراکنی و پروپاگاندا برملا شده است. در حال حاضر حداقل ۹۰ بهایی در زندان به سر میبرند یا با استفاده از پابند الکترونیک به شکل تحقیرآمیزی تحت کنترل هستند».
جمهوری اسلامی ایران آیین بهاییت را به رسمیت نمیشناسد و مقامات قضایی بارها بهاییان را «جاسوس و دشمن» خوانده و احکام اعدام، بازداشت، زندان و محرومیت از تحصیل و کسبوکار علیه آنها صادر کردهاند.
مدافعان حقوق بشر و نهادهای بینالمللی همواره با اشاره به بازداشت گسترده و احکام سنگین علیه شهروندان بهایی، رفتار حکومت جمهوری اسلامی را «نقض سیستماتیک حقوق بشر» میدانند.