۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹

تشدید بحران اقتصادی در ایران در پی شیوع کرونا و تاثیر آن بر زنان و خانواده‌های ایرانی

با شیوع گسترده ویروس کرونا در شهرهای مختلف ایران و آغاز قرنطینه بسیاری از شهروندان برای پیشگیری از ابتلا به این ویروس مجبور به ترک کار خود شده‌اند. این خانه‌نشینی اجباری آمار خشونت‌خانگی در ایران را نیز افزایش داده است.

تا جایی که وزارت بهداشت در پیامکی از شهروندان ایرانی خواسته است برای دریافت خدمات اجتماعی روانی در صورت مشاهده یا مواجهه با موارد کودک آزاری و همسر آزاری در این دوران با اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی ایران، تماس بگیرند.

شهلا انتصاری، فعال مدنی در ایران
شهلا انتصاری، فعال مدنی، روز چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت در گفتگو با صدای آمریکا با اشاره به گزارش اخیر اورژانس اجتماعی در رابطه با افزایش خشونت خانگی در میان خانواده‌ها در پی شیوع ویروس کرونا گفت که شیوع این ویرس در ایران تاثیر سوء بسیار بر خانواده‌های آسیب‌پذیر و محروم جامعه، همچون بیکاران و اقشار فقیر جامعه، گذاشته است؛ تاثیری که به گفته این فعال مدنی عدم پاسخگویی به نیازهای افراد خانواده اضطراب و فشار بیشتری را روی اعضای خانواده، به خصوص بر کودکان و زنان، وارد کرده است.

براساس اطلاعات موجود مقامات جمهوری اسلامی از همان ابتدا هیچ‌گونه حمایت مالی از مردم را در دستور کار خود قرار ندادند و همین امر زندگی قشر زیادی از مردم را با مشکلات روبرو کرده است. مشکلات معیشتی می‌تواند یکی از عوامل افزایش خشونت خانگی در پی خانه‌نشینی و ترک کار شهروندان ایرانی برای پیشگیری از ابتلا به ویرس کرونا باشد.

در حال حاضر بر اساس آمار رسمی در ایران، که صحت آن مورد تردید است، شمار جان باختگان کرونا در کشور به ۵۹۵۷ نفر رسیده و آمار مبتلایان نیز ۹۳ هزار و ۶۵۷ نفر گزارش شده است. این در حالی است که‌ پیش‌بینی می‌شود آمار واقعی در ایران به مراتب بالاتر از ارقامی که روزانه از سوی مقامات جمهوری اسلامی اعلام می‌شود، باشد و‌ مقامات حاضر نیستند میزان واقعی مرگ و ابتلای شهروندان ایرانی به این ویروس را به عموم مردم اعلام کنند.



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37786

تجاوز و کودک آزاری؛ خودکشی دختر ۱۵ ساله به دنبال بارداری ناخواسته

یک دختر ۱۵ ساله به دنبال تجاوز و بارداری ناخواسته، از طریق حلق‌آویز کردن دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داد. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از رکنا، دختر ۱۵ ساله به دنبال تجاوز و بارداری ناخواسته خودکشی کرد.

بر اساس این گزارش، آصف ۳۲ ساله طی یک سناریوی عاشقانه رزیتا ۱۵ ساله را وارد رابطه کرده و با وعده عاشقانه که با یکدیگر زندگی رویایی را در آینده خواهند داشت و از خواهر او جدا می شود قربانی را وارد رابطه پنهانی کرده و در آخر بارداری ناخواسته رزیتا از دامادشان او را وادار به خودکشی و دار زدن خود کرد.

به گفته خانواده دختر نوجوان، آن ها که با جسد آویزان دخترشان مواجه شدند با نامه ای رو به رو شدند که در آن قربانی دامادشان را متهم کرده بود.

با شکایت خانواده به اداره پلیس و بازگشایی پرونده تجاوز آصف متهم تحت بازجویی قرار گرفت و بدون قرار وثیقه راهی زندان شد.



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37784

خواهر علی یونسی دانشجوی بازداشتی در ایران: وقتی در خیابان می‌زنید، در انفرادی چه شکنجه‌ای می‌کنید؟

با گذشت پانزده روز از بازداشت «علی یونسی» فعال دانشجویی و از نخبگان دانشگاه صنعتی شریف در تهران، خانواده این دانشجو از وضعیت سلامت او ابراز نگرانی کرده و خواستار توضیح مقامات درباره علت بازداشت این دانشجو شدند.علی یونسی، و امیرحسین مرادی، دانشجویان دانشگاه شریف تهران روز جمعه ۲۲ فروردین توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شدند.

آیدا یونسی، خواهر علی یونسی، با انتشار یک ویدئو در صفحه توئیتر خود خطاب به مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف گفته است: «کجای قوانین نوشته می توان یک جوان ۲۰ ساله را مورد ضرب و شتم قرار داد و پدر و مادرش را با صورت خونی شوکه کرد؟»

او با اشاره به ضرب وشتم علی یونسی در زمان بازداشت، افزود: «وقتی علی را این گونه در خیابان زدید و به خانه آوردید، در انفرادی چه شکنجه‌ای می‌کنید؟»



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37780

آیا زنان بحران کرونا را بهتر مدیریت کرده‌اند؟

تهران – ایرنا – روزنامه انگلیسی گاردین در مقاله‌ای با اشاره به موفقیت نسبی زنان حاکم بر برخی از کشورهای کرونازده نوشت که این زنان نشان دادند که قدرت، قاطعیت، احساس و عواطف مکمل یکدیگر و لازمه یک حکمرانی صحیح هستند.آیا زنان بحران کرونا را بهتر مدیریت کرده‌اند؟

گاردین امروز در نوشتاری با عنوان «آیا حاکمان زن در مدیریت بحران کرونا موفق‌ترند؟ » نوشتند: از آلمان تا نیوزلند و از دانمارک تا تایوان، زنان، بحران کرونا را با اعتماد به نفس مدیریت کرده‌اند. بسیاری از کشورها مانند ویتنام، چک، یونان و استرالیا که مردان در راسشان هستند به خوبی عمل کرده‌اند ولی مدیریت تنها معدودی از حاکمان زن سوء بوده است.

در بخش هایی از مقاله گاردین با اشاره به عملکرد سرانی همچون جاسیندا آردن نخست وزیر ۳۹ ساله نیوزلند که با پخش زنده ویدئوهایی در فضای مجازی از مردم می‌خواهد تا در خانه بمانند و جان دیگران را نجات دهند یا آنگلا مرکل صدراعظم آلمان که ویدئوی توضیحات وی در مورد کنترل شیوع ویروس کرونا میلیون‌ها بار در فضای مجازی دید شده و همچنین مت فردریکسن و ارنا ولبرگ نخست وزیران دانمارک و نروژ که توانسته‌اند با قاطعیت مرزها را بسته و اماکن عمومی را برای کاهش شیوع کرونا تعطیل کنند، آمده است:

استنتاج ما از این عملکرد هر چه باشد، متخصصان هشدار می‌دهند در حالیکه زنان در میان کشورهایی که بحران را به خوبی مدیریت کرده‌اند، به نحو نامتناسب و تا حد نسبتن حیرت آوری جلوه کرده‌اند، تفکیک سران مرد و زن دولت‌ها در دسته بندی‌های مشابه الزامن مفید نیست.

شاید عوامل پیچیده‌ای در کار باشد. کاتلین گرسون (Kathleen Gerson) استاد جامعه شناسی دانشگاه نیویورک متذکر شد که احتمال انتخاب سران زن در فضای سیاسی‌ای که دولت از حمایت نسبی و اعتماد برخوردار باشد، بیشتر است که در این حالت تفاوت خاصی میان زن و مرد نیست.

به گمان گرسون، علاوه بر این ممکن است برای مردان دشوارتر باشد که از کلیشه‌های رفتاری‌ای که از آنها در کسوت ریاست انتظار می‌رود، عدول کنند. به دلیل آنکه حاکمان برتر، قوی، قاطع و قادر به بروز عواطف هستند، زنان شاید بتوانند به نحوی عمل کنند که نمایانگر آن باشد که این خصائص ناقض یکدیگر نبوده و مکمل هم و لازمه یک حکمرانی خوب هستند.



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37778

فاطمه ملکی: حکم سه و سال نیم حبس فرزندم سیاسی است

فاطمه ملکی، مادر علی نوری‌زاد که از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به سه سال و نیم زندان محکوم شده است، حکم فرزندش را “سیاسی” خواند و تاکید کرد که این حکم برای تحت فشار گذاشتن محمد نوری‌زاد صادر شده است.صدا] فاطمه ملکی، خواستار حمایت جامعه جهانی برای آزادی همسر و ...

علی نوری‌زاد، فرزند محمد نوری‌زاد است و ۲۲ دی ماه ۱۳۹۸ در جریان اعتراضات به ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط موشک سپاه، بازداشت شد.

به گفته فاطمه ملکی فرزند او و دیگر کسانی که برای ابراز همدردی با بازماندگان سقوط هواپیمای اوکراینی توسط موشک سپاه به خیابان رفتند “باید مورد تشویق قرار بگیرند نه این‌که زندانی شوند.”

ملکی در گفتگو با کمپین حقوق بشر در ایران روند دستگیری و صدور حکم را اینطور شرح داد: «علی روز ۲۲ دی ماه که برای همدردی با بازماندگان سانحه هوایی یعنی سقوط هواپیما رفته بود توسط سپاه بازداشت و در یک قرارگاهی تحت بازجویی قرار گرفته بود. یک روز بعد از بازداشت به زندان اوین منتقل و ۲۰ روز بعد با وثیقه ۸۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. اما ۱۹ فروردین در یک دادگاه غیابی او را به سه سال و نیم زندان به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور محکوم کردند.»

محمد نوری‌زاد، پدر علی نوری‌زاد، از ۱۹ تیر ۱۳۹۸ در بازداشت به‌سر می‌برد. او یکی از ۱۴ امضاکننده بیانیه درخواست استعفای آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی است. دادگاه انقلاب مشهد ۱۳ بهمن ماه او را به ۱۵ سال حبس تعزیری، ۳ سال تبعید به ایذه و ۳ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد.



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37775

پیکاسوی معروف اینستاگرام و همسرش به ۱۶ سال زندان محکوم شدند

«سیداحمد معین شیرازی»، معروف به «پیکاسو معین» و قهرمان کیک بوکسینگ با انتشار ویدیویی در اینستاگرام، از صدور حکم ۱۶ سال حبس خود و همسرش، «شبنم شاهرخی» از سوی دادگاه انقلاب خبر داد.

او در ویدیویی که در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، توضیح داده است به دلیل متهم شدن به چهار اتهام به همراه همسرش، در شهریور ۱۳۹۸ مجبور به خروج از کشور شده‌اند.

این زوج جوان متهم به «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «اشاعه فساد و فحشا»، «جریحه‌دار کردن عفت عمومی» و «انتشار محتوای مبتذل و مستهجن» هستند. مستندات و مصادیق این اتهامات برگرفته از محتویات اینستاگرام پیکاسو و همسرش بوده‌اند.

شبنم شاهرخی، همسر پیکاسو معین در حالی به این اتهامات محکوم شده است که در اینستاگرام فعالیت اندکی دارد و بیشتر عکس‌ها و فیلم‌های منتشر شده از او توسط همسرش انجام شده است.

پیکاسو و همسرش از سوی ماموران وزارت اطلاعات طی دو جلسه بازجویی شده‌اند و پس از آن، پرونده آن‌ها به دادسرای زندان «اوین» ارسال شده است. شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «ایمان افشاری» به شکل غیابی این زوج را برای چهار اتهام، به ۱۶ سال زندان محکوم کرده است.

بیشترین مجازات آن‌ها مربوط به اتهام اشاعه فساد و فحشا است که پیکاسو معین برای این اتهام، به هفت سال و شبنم شاهرخی به شش سال زندان محکوم شده‌اند.

پیکاسو معین امروز (۱۰ اردیبهشت) رو به دوربین ‌گفته به دلیل همین پرونده قضایی و نگرانی از بازداشت شدن و به علت رفتار نامنصفانه‌ای که با او و همسرش شده است، دیگر به ایران برنمی‌گردد: «به دلیل این حکم دیگر به ایران برنمی‌گردیم. در ضمن دل‌مان هم شکسته است. ما واقعا شهروندان خوبی بودیم؛ بد نبودیم. اگر ایران ما را نمی‌خواهد، ما هم چه اصراری داریم که در ایران باشیم. من زندگی که در آلمان داشتم، در ایران هم داشتم و حالا در ترکیه.»

پیکاسو معین چه کسی است و چرا تا این حد برای دستگاه امنیتی کشور مهم شده است؟

پیکاسو یک شهروند معمولی ساکن تهران بود که به دلیل پست‌هایش که بیشتر حاوی عکس‌هایی از ورزش، تمرین‌های بوکس و تصاویر خانوادگی با همسر و کودکانش بود، معروف شد. او نمایشی از یک ورزشکار خوش‌تیپ و خانواده دوست را ارایه می‌داد و به این شکل به یکی از چهره‌های تاثیرگذار در اینستاگرام تبدیل شده است.

البته گاهی نیز درباره اتفاقات اجتماعی و فرهنگی جامعه اظهارنظر می‌کرد؛ از شرکت کردن در «کمپین نه به پلاستیک» تا «کمپین کمک به ساخت شهری بهتر برای عبور و مرور معلولان». پست‌های او در اینستاگرام معمولا بیش از ۱۰۰ هزار لایک می‌خورند.

چندین عکس و ویدیو هم از مادر و پدرش به اشتراک گذاشته بود؛ مادری محجبه و پدری که ظاهری مذهبی دارد. برخی کاربران شبکه مجازی نوشته‌اند که پدر او وابسته به سپاه پاسداران است اما صحت این ادعا هنوز مشخص نیست.

پیکاسو معین که دارای مدرک دکترای طب سوزنی است، در سال ۲۰۰۰ وارد آکادمی ورزش «اسکرا» در آلمان، در رشته بوکس شد و تاکنون قهرمان چندین مسابقه شده است. او چند سال پیش به ایران بازگشت، با شبنم شاهرخی ازدواج کرد و زندگی کوچکش را در تهران ساخت. اما به یک باره در شهریور ۱۳۹۸، به همراه خانواده‌اش از ایران خارج شد و از آن زمان تاکنون در ترکیه زندگی می‌کند.

پیکاسو معین در پست اینستاگرامی امروز خود می‌گوید ۱۰ ماه پیش او و همسرش به یکی از خانه‌های وزارت اطلاعات در چهارراه «ولیعصر» تهران احضار شده‌اند و طی بازجویی‌های جداگانه که حدود هفت ساعت طول کشیده است، به سوال‌های عجیب و غریب بازجویان پاسخ داده‌اند: «به ما اتهاماتی را وارد کردند و ما نپذیرفتیم. اما آن‌ها می‌گفتند شما برعلیه خدا، دین، حکومت و انسانیت گام‌های برداشته‌اید که از نظر ما واضح است ولی فقط الان می‌خواهیم بدانیم شما به قصد این کار را کرده‌اید یا اشتباه مرتکب شده‌اید و یا عامل نفوذی امریکا و اسراییل و جاسوس هستید.»

به گفته او، بازجویان در انتهای بازجویی به آن‌ها گفته‌اند که جاسوس نیستند ولی گمراه شده‌اند: «گفتند حالا دو راه وجود دارد، یا بروید زندان و اصلا هم برایشان مهم نبود که ما بچه داریم، یا همکاری کنید و دیگر ننویسید. خواستند که همان جا تعهد بدهیم. ما هم تعهد دادیم. خواستند پست‌های انتقادی و اجتماعی دیگر ننویسم و عکس بی‌حجاب از همسرم نگذارم. به آن‌ها گفتم ما در خانه‌ خود بی‌حجاب بودیم و هرگز عکس بی‌حجاب در خیابان منتشر نکرده‌ایم. گفتند نه، عکس در حریم خصوصی هم نمی‌تواند در شبکه مجازی منتشر شود. گفتم این احمقانه است. گفتند از نظر ما درست و از نظر شما احمقانه است. روی بعضی از عکس‌ها خیلی حساس بودند؛ مثلا روی عکسی که مادرم باحجاب در کنار همسرم بی‌حجاب ایستاده بود. می‌گفتند شما می‌خواهید بگویید هرکسی می‌تواند زندگی خود را با هر جور عقیده‌ای داشته باشد ولی ما این را قبول نداریم. می گفتند این‌ها با هم هم‌خوانی ندارند. خواستند دیگر نامی از پدرم نیاورم و عکسی هم از او نگذارم!»

پیکاسو معین در ادامه می‌گوید: «به من گفتند تو بی‌سوادی، مگر تو سیاسی هستی که درباره مسایل اجتماعی و سیاسی نظر می‌دهی؟ گفتم اما ما شهروندیم، چه طور در زمان انتخابات روحانی، فعالیت‌مان آزاد بود؟ به او رای دادیم چون فکر کردیم اصلاحات تغییر ایجاد می‌کند. حالا الان که رییس‌جمهوری به وعده‌اش عمل نکرده است و ما انتقاد می‌کنیم، شهروند بی‌سواد شدیم؟»

به گفته پیکاسو معین، پس از این بازجویی هفت ساعته و تعهد دادن آن‌ها، تقریبا هزار عکس را از اینستاگرام خود حذف کرده‌اند: «تمام عکس‌ها با همسرم را حذف کردم و مدتی رعایت کردیم و فیلمی نگذاشتیم. ما به تعهدمان عمل کردیم. گفتند به کسی چیز نگو و ما هم نگفتیم.»

با این حال، آن‌ها دوباره از سوی ماموران وزارت اطلاعات احضار شدند و از آن‌ها خواسته‌ شد پست‌های بیشتری را حذف کنند. مدتی بعد، در نهایت طبق احضاریه رسمی، به دادسرای زندان اوین احضار شدند؛ احضاری که بازداشت چند ساعته و در نهایت آزادی با قرار وثیقه را به دنبال داشته است. پرونده آن‌ها به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب منتقل شد و در این نقطه، آن‌ها ترک کشور را به ماندن و زندان رفتن ترجیح دادند.

پیکاسو معین در ویدیویی که از خود منتشر کرده است، می‌گوید: «دیگر فهمیدیم با زندگی‌مان دارد بازی می‌شود. هنوز متعجب هستیم که چه کار کردیم که مستحق این چینن رفتاری بودیم. معنی انتقاد آیا تبلیغ علیه نظام است؟ فعالیت ورزشی ما آیا مستهجن بود.»

او می‌گوید: «فکر می‌کردیم لابد می‌خواهند بلایی سرمان بیاورند که دیگران بترسند چون ما که کاری نکرده و جرمی مرتکب نشده بودیم. بعد از آن مطمئن بودیم که با دادگاه عادی روبه‌رو نخواهیم شد و حتما ما را به زندان می‌اندازند. من زن و دو بچه دارم. خودم هیچ، نمی توانستم با حضور آن‌ها حتی یک روز هم به زندان بروم. بنابراین بدون این که به کسی چیزی بگویم، زندگی خود را رها کردیم و یک شبه از کشور خارج شدیم.»

این زوج به تازگی از طریق وکیل‌ خود متوجه شده‌اند دادگاه برای آن ‌ها در مجموع ۱۶ سال حکم زندان داده است.
پیکاسو می‌گوید آن‌ها این حکم را قبول ندارند: «حتما از طریق وکیل‌ خود به آن اعتراض می‌کنیم.»

اما تخریب، تهدید و حتی اعترافات تلویزیونی از اینفلوئنسرها از سوی مقامات امنیتی و انتظامی ایران در طی سال‌های اخیر به فعالیتی مشخص تبدیل شده است.

تیر۱۳۹۷، دختر ۱۷ ساله‌ای به نام «مائده هژبری» به دلیل انتشار ویدیوهایی از رقص‌هایش بازداشت و در مقابل دوربین‌های بازجویانش مجبور به اعتراف تلویزیونی شد. او در این اعتراف اجباری با گریه اظهار پیشمانی کرد و گفت: «قصد من این‌ها که می‌گید واقعا نبود.»
در این برنامه تلویزیونی، از سه نوجوان دیگر نیز به دلیل فعالیت‌هایشان در اینستاگرام بازخواست شد. همه آن‌ها با چهره‌های محو و صداهای لرزان از انتشار عکس‌ها و فیلم‌های خودشان اظهار ندامت کردند. حرف‌های آن‌ها در مستندی به نام «بی‌راهه» برای مخاطبان صداوسیما پخش شد.

پیش‌تر از آن، جوانانی که آهنگ «هپی» را بازسازی کرده بودند، بازداشت و در مقابل تلویزیون از آن‌ها اعتراف گرفته شده بود.

«ریحانه طراواتی»، یکی از این جوانان رقصنده سال‌ها بعد در دفاع از مائده هژبری در توییتر خود نوشت: «من را در سن ٢٣ سالگى بازداشت کردید به جرم شادى، مائده را در سن ١٨ سالگى به همان جرم مسخره! با نسل بعد چه خواهید کرد؟»

«محمدجواد منتظری»، دادستان کل کشور یازدهم بهمن ۱۳۹۷ گفته بود: «سالم‌سازی فضای مجازی و فیلترینگ از کشیده شدن جوانان به سمت قتلگاه جلوگیری می‌کند.»
«طرح سالم‌سازی فضای مجازی» اصطلاحی است که از سال ۱۳۹۵ و توسط دبیر شورای عالی فضای مجازی به کار گرفته شد. «ابوالحسن فیروزآبادی» گفته بود: «برای سالم‌سازی فضای مجازی نیازمند نهضت تولید محتوا هستیم. بسیاری از کاربران این فضا به دلیل فقدان محتوای مناسب و سالم در معرض- به تعبیر مقام معظم رهبری- لغزش قرار می‌گیرند.»

پس از حرف‌های دادستان کشور در بهمن ۱۳۹۷، بسیاری از اینفلوئنسرها یک‌باره عکس‌های بی‌حجاب خود را حذف کردند و با حجاب کامل به فعالیت در فضای مجازی ادامه دادند و در شناسنامه صفحات آن‌ها جمله «تابع قوانین جمهوری اسلامی» اضافه شد. همان‌وقت خبرهایی مبنی بر احضار و تهدید آن‌ها به بستن صفحات اینستاگرامی انتشار یافت.​



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37773

بازداشت اشرف نفری، فعال توییتری در شهریار

استان‌وایر- «اشرف نفری»، فعال توییتری و دانشجوی رشته ریاضی «دانشگاه خواجه نصیر طوسی» از سوی نیروهای امنیتی در شهریار بازداشت شد.

گزارش شده که خانم نفری روز هفتم اردیبهشت بازداشت و با پایان بازجویی‌ها، با صدور قرار وثیقه به زندان «قرچک» ورامین منتقل شده است.

وی با قرار وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی به زندان قرچک ورامین منتقل شده است و تکلیف پرونده‌اش هم مشخص نیست.

یک منبع مطلع هم گفته است: «ماموران بدون ارایه هیچ توضیحی، او را در خانه بازداشت کرده و با خود برده‌اند.»

از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه اشرف نفری اطلاعی در دست نیست.



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37769

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

توانمندی زنان در عرصه ی ورزش



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37765

هشدار مدیرکل بهزیستی لرستان نسبت به کاهش سن و افزایش اعتیاد به موادمخدر در میان زنان

کرم یاری، مدیرکل بهزیستی لرستان از کاهش سن اعتیاد و افزایش اعتیاد زنان به موادمخدر در این استان خبر داد.

مدیرکل بهزیستی لرستان در اولین جلسه سال ۹۹ کمیته فرهنگی و پیشگیری اعتیاد در بهزیستی این استان گفت: «سن اعتیاد پایین آمده و نوع اعتیاد از مردان به سمت زنان در حال افزایش است.»

یاری با بیان اینکه زمان دسترسی افراد به مواد مخدر به کمتر از ۱۰ دقیقه رسیده است، گفت: «افراد جوان و مولدی که می‌توانستند یک عنصر مفید در جامعه باشند به دلیل عدم پیشگیری و آگاهی‌های لازم دچار اعتیاد شده‌اند.»

مدیرکل بهزیستی لرستان گفت که باید خطرات موادمخدر را با برنامه‌ریزی‌های هدفمند به خانواده‌ها و کودکان گوشزد کنیم که در این میان آموزش و پرورش در آگاهی بخشی دانش‌آموزان و افزایش قدرت نه گفتن نقش کلیدی دارد.

یاری بخشی از دلایل گسترش موادمخدر در ایران را ترانزیت مواد مخدر از ایران عنوان کرد و گفت: « کشور معبر خیلی از نقل و انتقالات مواد مخدر بوده و این وظیفه ما را برای پیشگیری سنگین‌تر می‌کند.»



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37763

نگاهی دوباره به قتل‌های سریالی زنان

عامل اصلی وقوع این قتل‌ها، همان بیماری روانی است که می‌تواند عقده‌های جنسی یا روانی و اجتماعی سرکوب شده باشد. حال منشأ این بیماری روانی کجاست؛ عوامل متعددی وجود دارد مثل تروماها و آسیب‌های روانی دوران کودکی.بالاترین: ریشه یابی قتل های زنجیره ای زنان

به گزارش ایسنا، روزنامه جام جم نوشت: «هنوز هم خاطره تلخ قاتلان سریالی را که در آن، فقط زنان را به قتل می‌رساندند، در ذهن‌ مردم باقی مانده است. قاتلانی که با خونسردی عجیبی، زنان و دختران جوان را به قتلگاه خود کشانده و جان‌شان را می‌گرفتند. روزها و شب‌های پر از استرس و اضطراب، خواب و آرامش از چشمان بسیاری از مردم رخت بربسته بود و در میان ترس و بیم و امید هر لحظه منتظر وقوع قتلی جدید یا خبر دستگیری و مجازات قاتلان بودند. این هفته با مرور جنایت‌هایی سریالی که زنان قربانی آن بودند، به بررسی انگیزه‌های این جنایت‌ها پرداخته‌ایم.

پرسه خفاش شب در خیابان‌های تهران

یکی از معروف‌ترین قاتلان سریالی، غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب بود که با تاریک شدن هوا، سراغ شکارهای خود می‌رفت. خفاش شب لقبی بود که رسانه‌ها به او داده بودند. آلت قتاله او، یک پیکان زهوار در رفته سفیدرنگ بود که قاتل، قفل در را از داخل ماشین از کار انداخته بود تا قربانیانش پس از فهمیدن نیت او، موفق به فرار نشوند. خوشرو، اهل یکی از روستاهای خراسان بود. به سن نوجوانی که رسید، سرقت‌هایش را شروع کرد. هر بار که دستگیر می‌شد، با تجربه‌های بیشتری از زندان آزاد و دوباره مرتکب جرم می‌شد. ماجرای قتل‌های سریالی زنان از محله‌های تازه‌ساز شهرک المپیک آغاز شد و به‌ خیابان‌های اطراف ورزشگاه آزادی و زمین‌های خالی حوالی اتوبان‌های غربی تهران رسید.

اولین شکار خفاش شب، ۱۳ فروردین ۷۶ اطراف پارک چیتگر پیدا شد. زن ۵۴ ساله‌ای که قرار بود به بهشت زهرا برود اما پلیس جسدش را در حالی‌ که دست و گردنش بریده و جسدش سوخته بود، پیدا کرد. جسد بعدی را پلیس در باغی در کرج در شرایطی‌ که گردن و سینه‌اش با چاقو دریده شده و سوزانده شده بود، پیدا کرد.

الهه، شکار بعدی خفاش شب بود. خوشرو او را وقتی که قصد داشت برای عیادت از بیماری به بیمارستان برود، ربود. قاتل غرب تهران حتی به بچه‌ها هم رحم نکرد و مدتی بعد مادر و کودکی را با همان شیوه قبلی در بلوار آسیا کشت و به آتش‌کشید.

طعمه بعدی او، یک دانشجوی دختر دندانپزشکی بود که از همدان به تهران آمده بود اما شبانه او را از ترمینال دزدید و پلیس جسد سوخته او را با دست و پای بسته پیدا کرد. در این بین، دختران و زنانی هم بخت‌شان بلند بود که توانستند از چنگ قاتل شب‌های تهران بگریزند. وی سرانجام در یک ایست‌بازرسی شبانه بسیج دستگیر شد و در نهایت ۹ بار قصاص و ۲۱۴ ضربه شلاق حکمی بود که دادگاه برای او صادر کرد و سحرگاه ۲۲ مرداد ۷۶ به دار مجازات آویخته شد.

قاتل طناب سفید با ۴۹ فقره قتل

کشف جسد زنی ۶۴ ساله در حوالی کرج، پیدا شدن جسد دختری حدودا ۱۸ ساله در اطراف اردبیل، کشف جسد یک مادر و کودک دو ساله‌اش، پیدا شدن جسد یخ‌زده زنی به‌ نام خدیجه در حوالی میانه توسط ماموران ژاندارمری بستان آباد که همگی با طناب سفید رنگی خفه شده بود، آغاز ماجرایی بود که خواب را به چشم خیلی‌ها حرام کرده بود. تا زمان دستگیری قاتل در ۲۴ بهمن ۶۴، اجساد زیاد دیگری در حوالی شهرهای تهران، تاکستان و قزوین پیدا شد.

داستان دستگیری قاتل از آن‌جایی کلید خورد که خواهر یکی از قربانیان شهادت داد آخرین بار او را با یک شورولت رویال سبزرنگ با پلاک ارومیه دیده بود. با کمک راهنمایی‌ و رانندگی آمار تمام شورولت‌های رویال پلاک ارومیه استخراج شد و در نهایت ماموران به مجید سالک محمودی رسیدند و او را در میدان بهارستان تهران دستگیر کردند. پس از دستگیری، مجید بدون هیچ مقاومتی خود را اهل ارومیه معرفی کرد و تمام قتل‌ها را به گردن گرفت. او همچنین در اعترافاتش گفت زمانی که در زندان بود، متوجه ارتباط همسرش با پسرخاله‌اش شد و بنابراین شروع به کشتن زن‌ها کرد.

بخش‌هایی از گفته‌های مرحوم احمد محققی، اولین بازپرس ویژه قتل عمد را در مورد قاتل طناب سفید بخوانید: «ما بازپرس‌ها هنگام بازجویی یک متهم دوست داریم دائما دروغ بگوید. دروغ‌هایی که پر از تناقض است و باعث دستگیری آنها می‌شود اما این قصه درباره مجید جور دیگری بود. او آن قدر خونسرد درباره بعضی مسائل دروغ می‌گفت که انگار راست می‌گوید. بابت همین گاهی اوقات می‌ترسیدم مبادا تخلفی از او از قلم افتاده و حق یک خانواده که چند ماه دنبال گمشده خود بوده‌اند، تضییع شود. با این حال در پایان بازپرسی و تکمیل پرونده مجید او را به انفرادی زندان قصر فرستادم تا محاکمه‌اش شروع شود. در نهایت هشتم خرداد ۱۳۶۵ با این که سپرده بودیم مواظب باشید قاتل خودکشی نکند خبر رسید که او خودش را حلق‌آویز کرده است. ما برای جلوگیری از این ماجرا از همان روز اول سپرده بودیم که قاشق، چنگال و حتی ملحفه در اختیارش نگذارند که مبادا خود را دار بزند اما او با رشته کردن پتو، طنابی ساخته و خود را در سلول انفرادی حلق‌آویز کرده بود.»

قاتل عنکبوتی

قاتل سریالی دیگری که نام او تا مدت‌ها بر سر زبان‌ها بود و سعید حنایی بود. او از سال ۷۹ قتل‌هایش را کلید زد و تا سال ۸۰ جنایت‌هایش را ادامه داد. آن‌ طور که او پس از دستگیری ادعا کرده بود، هدفش از جنایت، پاکسازی چهره شهر از زنان و دخترانی بود که کارهای خلاف شرع و عرف انجام می‌دادند.

پس از دستگیری، او در دادگاه با طرح این ادعا که یک فرد مذهبی است، گفت هدفش از قتل این زنان، انتقام از راننده تاکسی بود که مزاحم همسرش شده بود. به گفته خودش، وقتی نتوانسته بود با مردان مقابله کند، تصمیم گرفت از زنان انتقام بگیرد.

شیوه جنایت‌های قاتل عنکبوتی این‌ طور بود که زنان را پس از خفه کردن درون یک چادر سیاه می‌پیچید و در حاشیه شهر رها می‌کرد. هرچند فرضیه تجاوز نیز مطرح بود اما او این اتهام را رد کرد و گفت از نظر او تجاوز بسیار زشت و مذموم است.

او در تمام جلسات دادگاه، هرگز از جنایت‌های خود ابراز پشیمانی نکرد و گفت: «اگر دستگیر نمی‌شدم، همین‌ طور به جنایت‌هایم ادامه می‌دادم تا تعداد مقتولان را به ۱۵۰ نفر برسانم.»

قاتل در دادگاه مدعی شده بود: «تا پیش از کشتن این آدم‌ها، باران نمی‌آمد و قحطی شده بود. همین که اطراف حرم را از وجود زن‌های تن‌فروش پاک کردم، باران آمد. آن‌ موقع فکر کردم که بارش باران به معنی تایید اعمال من توسط خداست. من با این افراد که دارای چهره‌هایی مشخص و متمایز از دیگران بودند، صحبت کرده و با آنها مبلغی را طی می‌کردیم و پس از آوردن آنها به منزل در یک حرکت غافلگیرانه از پشت سر به مقتولان حمله کرده و گلوی‌شان را می‌فشردم و پس از یک تا دو دقیقه با روسری به طور کامل آنها را خفه کرده و در چادرشان می‌پیچیدم.»

باغبانی با ۱۶ فقره پرونده قتل

فرید بغلانی از دیگر قاتلان زنجیره‌ای بود که نام و آوازه‌اش به عنوان قاتل سریالی در دهه ۸۰ در آبادان پیچید و تا سال‌ها، ترس و وحشتی خفقان‌آور را مهمان ناخوانده خانه‌های آبادانی‌ها کرده بود. بغلانی از ۱۲سالگی با پدربزرگ خود زندگی می‌کرد و به‌واسطه نفرتی که پدربزرگش از زنان داشت، او نیز از زنان متنفر شده بود. سال ۸۳ بود که گزارش اولین قتل زن به پلیس آگاهی آبادان مخابره شد.

تحقیقات در زمینه یافتن قاتل آغاز شد و این بررسی‌ها تا سال ۸۶ همچنان ادامه داشت. شباهت نحوه قتل‌ها، پلیس را به این نتیجه رساند که با یک قاتل سریالی روبه‌رو هستند. از سال ۸۳ تا ۸۷ او در مجموع ۱۳ زن و دختر و یک پسر را در آبادان و نیز دو زن دیگر را در خرمشهر به قتل رساند. شیوه قتل‌های او نیز این‌ طور بود که با دوچرخه‌اش گوشه‌ای کمین می‌کرد و پس از تمام شدن کارش که باغبانی بود، با دوچرخه اطراف شهر پرسه می‌زد و پس از مشاهده زن یا دختری تنها، او را به قتل می‌رساند و جسدش را در گوشه‌ای پنهان می‌کرد. سن و سال قربانیان برای بغلانی مهم نبود و تنها جنسیت برای او اهمیت داشت.

قاتل مینی‌بوس‌سوار

قاتل سریالی مینی بوس‌سوار، اهل قزوین بود. ماجرا از اردیبهشت ماه سال ۸۸ آغاز شد که زن سالخورده ای پس از خارج شدن از خانه‌اش، مفقود شد. ماموران در جست‌وجوی زن گمشده بودند که فردی، پلیس قزوین را در جریان یافتن جسد زن سالخورده‌ای قرار داد. با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد این همان زن گمشده است که خفه شده و پول و طلاهایش نیز سرقت شده است. ماموران در پی یافتن قاتل او بودند که این بار خبر رسید زن دیگری به قتل رسیده است. با گسترش تحقیقات برای پیدا کردن قاتل، گزارش سومین قتل نیز به پلیس مخابره شد. پلیس با بررسی هر سه قتل متوجه شد با یک قاتل سریالی روبه‌رو است. با اضافه شدن دو جسد دیگر به این مجموعه قتل‌ها، پلیس تحقیق از مردی را آغاز کرد که حضور مشکوک یک راننده مینی‌بوس را به پلیس گزارش کرده بود.

قاتل پس از دستگیری در اعترافات خود گفت: «به خاطر مشکلات مالی تصمیم گرفتم از زنان سرقت کنم. آنها را به عنوان مسافر سوار خودرو می‌کردم و در میانه راه بعد از خفه کردن و اطمینان از مرگ‌شان، پول و طلاهای‌شان را سرقت و اجساد را در حاشیه‌ شهرها رها می‌کردم. انگیزه‌ام از قتل‌ها فقط مشکلات مالی نبود، بلکه وقتی زن مسافری را سوار کردم، حس درونی‌ای به من می‌گفت باید او را به قتل برسانی.»

قاتل مینی بوس سوار، سحرگاه روز پنج شنبه پنجم خرداد ماه سال ۹۰ به دار مجازات آویخته شد.

ریشه‌یابی قتل‌های زنجیره‌ای

دکتر آرش حقیقت‌فرد (جرم‌شناس): «مهم‌ترین علت وقوع قتل‌های زنجیره‌ای که در آن اغلب زنان به قتل می‌رسیدند، وجود بیماری‌های روانی زمینه‌ای در قاتلان است. حتی در قتل‌هایی که جنبه مالی دارد، یعنی قاتلانی که طلای زنان را سرقت کرده و بعد آنان را می‌کشند یا پس از تجاوز، اقدام به قتل می‌کنند، مبنا و انگیزه تمام این قتل‌ها، بیماری روانی زمینه‌ای است. به‌ طور کلی در این افراد معمولا رد پای بیماری‌های روانی بسیار شدید مانند شیزوفرنی یا سایکوزها یا پارانوئیدها مشاهده می‌شود. در واقع، عامل اصلی وقوع این قتل‌ها، همان بیماری روانی است که می‌تواند عقده‌های جنسی یا روانی و اجتماعی سرکوب شده باشد. حال منشأ این بیماری روانی کجاست؛ عوامل متعددی وجود دارد مثل تروماها و آسیب‌های روانی دوران کودکی.

ضمن این‌ که عوامل روانی، یک‌سری پایه‌های ژنتیکی دارد که فرد را مستعد ابتلا به بیماری‌های روانی می‌کند اما در مجموع عامل موثر، همان فاکتور اجتماعی است، مانند: تحقیرهای دیگران، عقده‌های جنسی سرکوب شده و میل به انتقام از اجتماع که جامعه را علت شکست‌شان در زندگی می‌دانند و دنبال انتقامگیری هستند.

برخی از قاتلان سریالی می‌گویند مزاحمت مردان برای زنان یا رفتارهای خلاف شرع برخی زنان باعث شده تا دست به قتل بزنند. بله؛ این عامل تحریک‌کننده است اما آیا یک انسان متعارف در مقابل چنین تحریکی، اقدام به قتل می‌کند؟ بنابراین مهم‌ترین عامل همان بحث بیماری‌های روانی است.

با توجه به این‌ که قتل و تجاوز در تمام دنیا جرم سنگینی است، مجازات جایگزین و تخفیفی برای آن در هیچ کجای دنیا وجود ندارد و هیچ سیستم قضایی برای آن مجازات ارفاقی نمی‌گذارد.

نگاه جامعه جنسیت‌زده است

دکتر افسر افشارنادری – (جامعه‌شناس): «این‌ که چرا در این قتل‌های سریالی، زنان به قتل می‌ر‌سند، برگرفته از نگاه جنسیتی است که جامعه به زنان دارد، یعنی چون جنسیت زن را کمتر و ضعیف‌تر می‌داند، به همین دلیل، کشته شدن یا اذیت و آزار این جنسیت را یک موضوع طبیعی جلوه می‌دهد و نادیده می‌گیرد. وقتی چنین دیدگاهی در جامعه و در فرهنگ وجود داشته باشد، خواه‌ناخواه قتل‌های زنجیره‌ای نیز رخ می‌دهد. حالا سوال این است که چرا این اتفاقات برای مردان نمی‌افتد؛ آن هم در حالی‌ که بسیاری از مردان خشونت می‌کنند و مرتکب جرم می‌شوند اما هرگز نمی‌بینید مردان درگیر قتل‌های زنجیره‌ای شوند. این به‌ خاطر همان نگاه جنسیت‌زده‌ای است که زن را مستحق تنبیه می‌داند.

باید نگاه جامعه به زن و مرد برابر شده و نگاه انسانی به این موجود زنده داشته باشد و این اتفاق نمی‌افتد مگر با تغییر قوانین، آیین نامه‌ها و ادبیات جامعه.»



source http://zanan.bashariyat.org/?p=37760