۲۲ شهریور ۱۳۹۷

مقاله بی سوادی یعنی افزایش خودکشی

خودکشی در میان زنان ایرانی دو برابر مردان است چرا که عوامل اجتماعی بسیاری، تنها راه رهایی و نجات این زنان
را خودکشی قرار داده است.عوامل اجتماعی از قبیل فقر و بی کاری ،خشونت جنسی،بی مهری،اعتیاد و به خصوص افسردگی و اختلافات خانوادگی و بی سوادی هستند.




یکی از بزرگترین دلیل های این انتخاب عدم شناخت حقوق زنان و عدم حمایت از حقوق انان می باشد و همچنین بی سوادی تصمیم خودکشی را در ذهن زنان پررنگ تر می کند چراکه امارها نشان داده اند زنانی که دیپلم و لیسانس دارند برای ضربه زدن به همسر یا رهایی از مشکلاتی که جایی برای بازگو کردنشان ندارند کمتر از زنان بی سواد دست به خود کشی می زنند.

ازدواج هایی که از روی فقر فرهنگی و معیشیتی صورت می گیرد و کودک ۱۰ تا ۱۵ ساله را به عقد یک مرد ۸۰ ساله در می اورند و یا همسر چندم مردی برمیگزینند و به جای رشد کودک در مدرسه او را در اشپزخانه محبوس می کنند و اندیشه ها و باورهای او را می کشند.کودکی که هنوز نیازمند عروسک بازی است اما درگیر رشد و پرورش کودک دیگر می شود در نتیجه نمیتواند نقش مادر بودنش را به خوبی ایفا کند او پر از فشار است و جایی برای بازگو کردن دردهایش ندارد و همچنین به دلیل فقر فرهنگی حاکم در جامعه و مردسالاری به خصوص در روستاها اجازه ی طلاق را هم ندارد بنابراین هیچ دلیلی برای قوی ماندن در خود نمی بیند و مرگ را به جای لذت از زندگی برمی گزیند.اموزش و تعلیم و تربیت فرصت شکوفایی به زنان می دهد و انان را از نیازمندی به مردان در امان نگه می دارد اگر تمام زنان از حقوق خود اگاه شوند امار خودکشی ها بسیار افت خواهد کرد .

نااگاهی صلاح دولت جمهوری اسلامی ایران برای خاموش کردن مردم است و به همین دلیل برای سواداموزی زنان و ازدواج های زیر سن و تحصیل اجباری کودکان اقدام جدی صورت نداده اند.برای مثال هیچ قانونی وجود ندارد برای حمایت از زنانی که خودکشی تنها راه نجات انان از اذیت ها و ازارهای همسرشان است و قانونی نیست برای محکومیت مردانی که با خشونت های خود باعث ازار و اذیت زن و بچه ها می شوند و در نتیجه مادر خانواده دست به خودکشی می زند .

بی سوادی و فقر فرهنگی در جامعه باعث شده تا به جای درمان و مشاوره با روانپزشک و روانشناس یا مشاوره خانواده سکوت و خودکشی برگزیده شود.در یک جامعه بیسواد یا کم سواد، شاخص های سلامت جسمی، روانی و اجتماعی نیز در پایین ترین سطح قرار دارد، زیرا مردم به خوبی نمی دانند که چگونه از سلامت خود مراقبت کنند.

بیشترین خودکشی ها بین ۱۵ تا ۲۹ سال هستند و همچنان امار دقیقی از خودکشی در دسترس نیست چرا که مردم ننگ و ار می دانند اگر از خودکشی و ازار و اذیت هایشان سخن بگویند.

با توجه به شرایط اقتصادی ایران همچنان امار این خودکشی های بی رحمانه در حال افزایش است.

سواد به معنای مشارکت مدنی و بهبود سلامت است یعنی فرد باسواد باید بتواند مشکلات فردی، اجتماعی و اقتصادی‌اش را در این محیط حل کند در نتیجه می تواند مدیریت و کنترل مشکلات را در دست بگیرد و راه خودسازی را به جای

خود سوزی انتخاب کند.مجموع هشت میلیون و 800 هزار نفر بی سواد در ایران اعلام شده است که بیش از نیمی از این امار زنان هستند.

رئیس سازمان نهضت سوادآموزی علل ریشه کن نشدن بیسوادی در کشور را تشریح کرد و گفت: از عمده ترین دلایل این است که نمی‌توانیم کودکان 6 ساله را کامل تحت پوشش ببریم؛ این امر یک دلیل قانونی دارد و آن این است که آموزش الزامی نیست، در واقع همه قوانین ناظر بر رایگان بودن آموزش است، ولی ناظر بر اجباری بودن آن نیست و قانون اجبار افراد برای ثبت نام در دوره ابتدایی نداریم.

وی بیان کرد: قانون حمایت از کودک، تحصیل را حق کودک می داند و ولی اگر والدینی از رفتن فرزندش به مدرسه ممانعت کند هیچ پیگردی به همراهش نیست.88 درصد ترک تحصیل دلایل اقتصادی و اجتماعی دارد، بنابراین اگر بخواهیم مشکل را حل کنیم باید در این بخش سرمایه گذاری کنیم.

همچنین در نظر گرفتن پاداش باسوادی راهیست برای باسوادتر شدن افراد.رئیس سازمان نهضت سوادآموزی بیان کرد: جزو معدود کشورها و دولت‌ها برای پرداخت پاداش باسوادی هستیم، این رقم در سال 94، 130 هزار تومان در سال 95، 134 هزار تومان و اکنون 138هزار تومان است که به افرادی که باسواد می شوند تعلق می‌گیرد.

لازم به ذکر است یونسکو سوادآموزی بزرگسالان را اهرمی برای رسیدن به جامعه پایدار می‌داند.ریشه کنی بیسوادی نیازمند عزم ملی و حساس سازی تمام افراد و دستگاه ها می باشد به گفته این جامعه شناس، کشورهای توسعه یافته از دهه 70 مبارزه با بیسوادی را آغاز کردند و اکنون شاهد پیشرفت های چشمگیری در زمینه سلامت اجتماعی و روانی هستند.

جامعه شناس و اسیب شناس اجتماعی حمید مقصودی بیان کرد: دولت ها می توانند با هزینه اندک از چالش های بزرگ تر که ممکن است در آینده گریبان آنها را بگیرد پیشگیری کنند، کافی است امکان یادگیری معلومات و سواد پایه برای آحاد مردم فراهم شود.به امید انکه بی سوادی ریشه کن شده و امار خودکشی های بی رحمانه به حداقل برسد.
نیلوفر ایمانیان

ادامه واکنش‌ها به اعدام سه زندانی سیاسی در روزهای اخیر

Add caption


خبرگزاری هرانا – در ادامه واکنش‌ها نسبت به اعدام “زانیار مرادی”، “لقمان مرادی” و “رامین حسین پناهی” سه زندانی سیاسی، در بین نهادهای حقوق بشری، طی روزهای اخیر نیز نسرین ستوده، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر و گلرخ ایرایی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین با نگارش نامه‌هایی این واقعه را تسلیت گفتند. همچنین میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل ضمن ابراز تاسف از اعدام این سه زندانی گفت که “این اعدام‌ها علیرغم آن اجرا شدند که گزارشگران ویژه از عدم دادرسی عادلانه و شکنجه این افراد گفته بودند”.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۳۹۷، حکم اعدام “زانیار مرادی“، “لقمان مرادی” و “رامین حسین پناهی” سه زندانی سیاسی به اجرا در آمد و واکنش‌های زیادی را نیز به همراه داشت.
برخلاف تصورات اعدام این زندانیان در محل نامعلومی در تهران اجرا شد. امجد حسین پناهی برادر رامین در این خصوص بیان داشت که خانواده‌های اعدام شدگان توسط وزارت اطلاعات تهدید به بازداشت و به ایشان اعلام شده که پیکر بی‌جان رامین حسین پناهی تحویل خانواده داده نمی‌شود و خود دولت جنازه این زندانی را در مکان نامعلومی دفن کرده است.
تهدید خانواده‌ها و دفن پیکرها در محلی نامعلوم شامل زانیار و لقمان مرادی نیز شده است. امری که در مورد زندانیان سیاسی مسبوق به سابقه است.



روز یکشنبه بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار و زندانی سیاسی سابق طی یادداشتی بیان داشت که خانواده‌های لقمان و زانیار مرادی طی تماسی تلفنی به بهشت زهرا رفته و با پیکر بی‌جان فرزندان خود دیدار کرده اما مسئولان از تحویل پیکرها به خانواده‌هایشان خودداری کرده‌اند.
این اعدام‌ها واکنش‌های بسیاری را بین نهادهای حقوق بشری داشته است که کماکان نیز ادامه دارد.
در واکنش به اعدام این سه زندانی سیاسی کرد برخی احزاب اپوزیسیون کرد نیز با صدور اطلاعیه‌ای از اعتصاب در منطقه کردستان عراق طی روزهای آینده در اعتراض به اجرای این حکم خبر دادند.
در ادامه واکنش‌ها روز دوشنبه ۲۰ شهریورماه نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در زندان اوین با نگارش نامه‌ای سرگشاده این اعدام‌ها را نمونه‌ای دیگر از کشتارهای سال ۶۷ دانسته و گفت: “دستگاه قضایی ایران سه تن از هموطنان کرد را اعدام کرد، هموطنانی که طی دهه‌های متمادی تحت سرکوب و مظالم متعدد قرار داشته‌اند. حکم آنان که در روندی آشکارا غیرقانونی از دادگاه انقلاب صادر شده بود، ناعادلانه و مغایر با موازین حقوق بشر و قانون مصوب جمهوری اسلامی ایران بوده است. این در حالی است که دست‌کم پرونده‌های یکی از این افراد روند اعاده دادرسی خود را طی می‌کرد و چه بسا منجر به تبرئه ایشان می‌شد.



مادر نرگس محمدی؛ ظلم علیه او تا کجا؛ چرا با مرخصی دخترم موافقت نمی‌کنید

عذرا بازرگان، مادر نرگس محمدی نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر، در نامه‌ای خطاب به دادستان تهران از مسئولان خواست تا با مرخصی فرزند زندانی‌اش برای دیدن پدر موافقت کنند. مادر نرگس محمدی در نامه خود  نوشته است «چنانچه هنوز مصر بر محرومیت فرزندم هستند، لااقل با مأمورانشان او را یک ساعت پیش پدرش روانه کنند تا پدر پیرش از اضطراب ندیدن پاره تنش آرام گیرد.»
متن نامه عذرا بازرگان، مادر نرگس محمدی به عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران را به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر در ادامه بخوانید؛

جناب آقای جعفری دولت‌آبادی
دادستان محترم
چرا با مرخصی نرگس موافقت نمی‌کنید؟ ظلم علیه دخترم تا کجا؟
چهارمین پاییز هجران دخترم فرا می‌رسد. پدرش بیش از ۸۵ سال دارد و درگیر بیماری قلبی و فشار خون است. سال گذشته با گذراندن سه سکته قلبی لحظه به لحظه‌اش را با دلتنگی از دوری فرزند و نوه‌هایش گذراند. طی این ۴سال من و پدرش فقط ۴ بار نرگس را دیده‌ایم، چون هر دو بیماریم و توان رفتن به تهران و ملاقات عزیزمان را نداریم. مسئولان اوین شاهد ادعای ما هستند.
سال گذشته که پدر نرگس سه سکته هولناک را پشت سر گذاشت، دخترم از بیم ندیدن پدر حاضر شد با مأموران امنیتی و برای یک ساعت به بخش مراقبت‌های ویژه در بیمارستان زنجان بیاید که مورد موافقت مسئولان قرار نگرفت.
نرگس از دیدن دو فرزند، پدر، مادر و همسر محروم است در حالی‌که اختلاس‌گران و چپاول‌گران یا در خانه‌هایشان هستند و یا از تمام امکانات و امتیازات و همراهی مأموران امنیتی و قضایی برخوردارند  و این تبعیض ناروایی است.
تاکنون شاهد مرخصی زندانیان دلسوخته‌ای بودیم که پس از رخدادی دردناک پای از زندان بیرون گذاشته‌اند که آخرین آنها آقای عبدالفتاح سلطانی بود  و من بیم تکرار آن را برای فرزند خود دارم.
فرزند من مستحق صدور احکام سنگین علیه خود نبوده که در سن ۴۴ سالگی محکوم به ۲۲ سال زندان گردد که شنیدنش هم تابم می‌برد، چه رسد به تحمل حبس با شرایط بسیار سخت و محرومیت از دیدن عزیزانش و محرومیت از مداوا و معالجه بیماری‌ها و دردهایش. شنیدم دخترم سال‌ها و ماه‌ها با درد دست و پنجه نرم کرده و به ما نگفته تا نگران نشویم، اما شما و دادیارانتان از آن مطلع بوده‌اید. شنیدم درمانش انجام نمی‌شود و با بیماری در کنج زندان اوین روزگار سپری می‌کند. آه از بنیانم بر می‌خیزد و ناله سر می‌دهم. به این ظلم نزد خداوند شکواییه می‌دهم و دست بر آسمان بلند می‌کنم.
من به‌عنوان یک مادر که متعلق به خانواده‌ای مبارز بوده‌ام، در این سرزمین از مبارزه با ظلم خسته‌ام و اکنون از ظلمی که بر دختر بیگناهم روا می‌دارید شکایت دارم و از مسئولان می‌خواهم دست کم با این احکام حبس سنگین با مرخصی‌اش موافقت کنند و چنانچه هنوز مصر بر محرومیت فرزندم هستند، لااقل با مأمورانشان او را یک ساعت پیش پدرش روانه کنند تا پدر پیرش از اضطراب ندیدن پاره تنش آرام گیرد.
عذرا بازرگان

کمک خلبان افشاگر به یک سال حبس محکوم شد

کمک خلبانی که پیشتر به خاطر افشاگری در خصوص ناایمن بودن هواپیماهای یک شرکت دستگیر شده بود، از سوی شعبه دادیاری دادسرای جرایم رایانه‌ای به اتهام “نشر مطالب خلاف واقع”، به یک سال حبس و ۴۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد. سمیرا کاشی، وکیل مدافع شرکت هوایپمایی به شکایت این شرکت علیه کمک خلبان و رضا رشیدپور مجری تلویزیون به خاطر مسائل عنوان شده در برنامه حالا خورشید در دادسرای فرهنگ و رسانه اشاره کرد و گفت “این شکایت همچنان در شعبه بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه مطرح رسیدگی است و در مرحله ابلاغ قرار دارد”.


کمک خلبانی که چندی پیش فیلم دستگیری وی توسط نیروی انتظامی در فضای مجازی جنجال آفرید، از سوی دادگاه به یکسال حبس و ۴۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.
سمیرا کاشی، وکیل مدافع شرکت هوایپمایی روز سه شنبه درباره آخرین وضعیت پرونده فردی که چندی پیش در فضای مجازی عنوان شد کمک خلبان یک شرکت هواپیمایی است، به خاطر افشاگری در خصوص ناایمن بودن هواپیماهای این شرکت، دستگیر شده مدعی شد: “این فرد کمک‌خلبان کارآموز بود که چندی پیش به‌دلایل فنی و اخلاقی از سوی معلم خلبان خود مورد تأیید قرار نگرفت و شرکت هواپیمایی با او قطع همکاری کرد”.
این وکیل دادگستری در ادامه مدعی شد: “بعد از قطع رابطه، نامبرده مطالبی را بدون هیچ گونه مستندات و مدارک قانونی و فنی علیه شرکت هواپیمای، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام منتشر کرد و به همین خاطر در دادسرای جرایم رایانه‌ای، طرح دعوا کردیم. پس از طرح دعوا، پلیس فتا موضوع را بررسی کرد، متهم از سوی دادسرا احضار شد اما این فرد نه‌ تنها در دادسرا حاضر نشد بلکه به برنامه تلویزیونی «حالا خورشید» رفت و مطالب خلاف واقعی را مبنی بر ترمز و لاستیک نداشتن هواپیماها و برخی مسائل دیگر عنوان کرد”.

وکیل مدافع شرکت هواپیمایی ادامه داد: “نهایتاً برای این فرد از سوی شعبه دادیاری دادسرای جرایم رایانه‌ای به اتهام نشر مطالب خلاف واقع، کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد و دادگاه پس از برگزاری جلسه و استماع شکایت و دفاعیات متهم، وی را به یکسال حبس و ۴۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم کرد”.

وکیل مدافع شرکت هواپیمایی همچنین به شکایت این شرکت علیه کمک خلبان و رضا رشیدپور مجری تلویزیون به خاطر مسائل عنوان شده در برنامه حالا خورشید در دادسرای فرهنگ و رسانه اشاره کرد و گفت: “این شکایت همچنان در شعبه بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه مطرح رسیدگی است و در مرحله ابلاغ قرار دارد”.

۲۱ شهریور ۱۳۹۷

فوت زندانی در زندان................

خبرگزاری هرانا – سه زندانی محبوس در زندان ارومیه طی روزهای گذشته به دلیل عدم رسیدگی پزشکی و اعزام به موقع به بیمارستان جان خود را از دست داد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی روزهای گذشته سه زندانی محبوس در زندان مرکزی ارومیه در اثر بیماری و به دلیل عدم اعزام به بیمارستان و رسیدگی پزشکی جان خود را از دست دادند.

اسامی این افراد “غلامرضا توبراق قلعه با اتهامات مربوط به مشروبات الکلی”، “رضا ملک رضایی” و “سجاد جمالی‌فرد” توسط هرانا احراز شده است.

گفتنی‌ است سجاد جمالی‌فرد طی روز سه‌شنبه ۲۰ شهریور بعد از اعزام به بیمارستانی خارج از زندان و دو زندانی دیگر طی هفته گذشته در داخل زندان جان خود را از دست داده‌اند.

لازم به ذکر است با احتساب این سه زندانی، طی سال جاری دست‌کم ۵ تن در زندان مرکزی ارومیه به دلیل بیماری و محدودیت‌های اعزام به بیمارستان خارج از زندان جان خود را از دست داده‌اند.

هرانا ماه گذشته در گزارشی از جان باختن بک زندانی دیگر به نام “مولود ونوشه، اهل شهر مهاباد با اتهامات مربوط به مشروبات الکلی” به دلیل بیماری از ناحیه روده بزرگ و عدم رسیدگی پزشکی خبر داده بود.
پیش از این نیز نیز هرانا در گزارشی از فوت یک زندانی به نام “قربانعلی امیراسماعیلی” از بند ۲ اعصاب و روان (روان درمانی) زندان مرکزی ارومیه به دلیل عدم رسیدگی پزشکی خبر داده بود.
لازم به اشاره است زندانیان زندان مرکزی ارومیه به دلیل کمبود پرسنل و نبود پزشک در بهداری از مدت‌ها قبل با مشکلات مشابهی در خصوص درمان و پزشکی دست و پنجه نرم می‌کنند.
به عنوان نمونه، بهاالدین و داوود قاسم زاده، دو برادر زندانی محکوم به اعدام در این زندان که هر دو به علت قطع نخاع و شرایط بد زندان دچار عفونت در ناحیه پا شده‌اند، به دنبال وخامت وضعیت جسمانی و ممانعت مسئولان زندان از اعزام آنها به مراکز درمانی، روز سه‌شنبه ۲۲ خردادماه از رئیس زندان درخواست کردند که حکم اعدامشان هر چه سریع‌تر اجرا شود.

خرس‌های ایران در یک قدمی انقراض

دوگونه خرس قهوه‌ای و سیاه آسیایی که در ایران زیست می‌کنند هم‌اکنون به علت عوامل انسانی و طبیعت در فهرست سرخ اتحاد بین‌المللی حفاظت از محیط زیست و در آستانه انقراض قرار دارند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ از میان هشت گونه خرس موجود در دنیا، دوگونه خرس قهوه‌ای و
 خرس سیاه آسیایی در ایران زندگی می‌کنند ،ولی تعداد جمعیت هر دو گونه انگشت‌شمار شده و هیچ آمار مشخصی از تعداد اندک باقی مانده این گونه‌های آسیب‌پذیر در دست نیست.

اما علت چیست؟ چرا این دو گونه ارزشمند اسم خود را در فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست به ثبت رسانده‌اند؟
دلیل انقراض خرس‌های ایران چیست؟

وقتی با وجود تغییر اقلیم، خشکسالی و کمبود غذا زیستگاه خرس‌های ما همچون خودشان آسیب‌پذیر می‌شود دست عوامل سودجو چون شکارچیان، زمین‌خواران، توسعه گردشگری و صنعت و معدن به راحتی بستر آسیب‌پذیر آماده آن‌ها را به نابودی سوق می‌دهد.

مریم موسیوند کارشناس محیط طبیعی در این باره می‌گوید: جنگل‌های زاگرس که زیستگاه مناسبی برای خرس قهوه‌ای محسوب می‌شود سالهاست که دچار تخریب شده؛ پس تخریب زیستگاه‌ها، نا‌آگاهی مردم در برخورد با این گونه، خشکسالی، کمبود غذا، شکار به وسیله متخلفین این عرصه این‌ها همه دلایل کاهش پررنگ جمعیت خرس‌های ایرانی است.

4سال سیاه خرس و دخالت انسان

سال گذشته به دلیل کشته شدن 20خرس قهوه‌ای و 2قلاده خرس سیاه به عنوان سال سیاه خرس نامگذاری شد.

مریم موسیوند کارشناس محیط طبیعی در این خصوص معتقد است:امسال نیز تاکنون 10قلاده خرس قهوه‌ای کشته شده که در همه این موارد انسان دخالت مستقیم داشته است.

خرس‌های ایران در لیست سرخ انقراض

تخریب زیستگاه خرس قهوه‌ای در ایران موجب شده تا اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست(IUCN) در گزارش سالانه خود از وضعیت حیات وحش جهان نام این جانور را از سال 2004 در فهرست گونه‌های در معرض تهدید قرار دهد.

مریم موسیوند در خصوص خرس‌های سیاه نیز می‌گوید: خرس سیاه آسیایی هم‌اکنون در فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست (IUCN) در آستانه انقراض قرار دارند و هیچ آمار مشخصی از تعداد اندک باقی‌مانده جمعیت این‌گونه زیبا در ایران در دست نیست.

جریمه شکار خرس

امسال که افزایش جریمه شکار در بین حیات وحش کشورمان را شاهد بودیم، جریمه شکار خرس از 500هزار تومان به 50میلیون تومان افزایش یافت.

مریم موسیوند در این باره معتقد است: افزایش جریمه شکار خرس کار بسیار خوبی بود که باید ادامه داشته باشد ولی باید اطراف مناطق حفاظت‌شده که زیستگاه این گونه‌ها‌ی در معرض خطر انقراض است به گونه‌ای مدیریت شود تا دست زمین‌خواران از آن کوتاه گردد و افراد محلی همجوار با این مناطق در برخورد با این حیوانات از کشتن و صدمه‌زدن به آن‌ها خودداری کنند.

زیستگاه‌های خرس‌ها در ایران

خرس‌ها در مناطق مرتفع و نیمه‌مرتفع رشته‌کوه زاگرس و البرز، مناطق جنگلی خزر، علفزارهای مرتفع کوهستانی، دره‌های پایین‌دست جنگل‌های ایران، خراسان شمالی تا آذربایجان و از آذربایجان تا لرستان بین سنک‌های بزرگ، میان سوراخ‌های طبیعی ؟ یا ریشه‌های درختان مشغول زندگی هستند.

زاد و ولد خرس‌های ایران نسبت به دنیا کمتر است

خرس قهوه‌ای به خصوص مادر، بسیار به غذای گوشتی وابسته است اما در سال‌‌های اخیر به علل مختلف، طعمه‌های گوشتی از دسترس دورشده‌اند تا جایی که خرس قهوه‌ای در لرستان کمترین زاد و ولد خرس‌ها را در دنیا دارا بوده است.

مریم موسیوند کارشناس محیط طبیعی در این خصوص معتقد است: خرس‌های مادر هرچقدر که سنشان بالاتر می‌رود تعداد توله‌هایی که هر بار به دنیا می‌آورند بیشتر می‌شود اما اکنون خرس‌های کشور ما اغلب یک توله یا دو توله به همراه دارند و سه توله همراه خرس مادر به ندرت دیده می‌شود.

فیزیک خرس‌های ایران

خرس‌های قهوه‌ای و سیاه آسیایی خیلی فرصت حیات ندارند چرا که به راحتی از طبیعت حذف می‌شوند، حس بویایی فوق‌العاده‌ای دارند و به همین دلیل اجسام مختلف را تفکیک می‌کنند و در واقع تنها از این طریق به زندگی خود ادامه می‌دهند، بینایی آن‌ها به شدت ضعیف است، این حیوانات شبگرد هستند و اگر در روزها دیده شوند یعنی آرامش کافی داشته و از دست انسان‌ها دور مانده‌اند.

مریم موسیوند کارشناس محیط طبیعی در این خصوص می‌گوید: خرس‌ها بر خلاف ظاهر خود می‌توانند مسافت زیادی را با چهاردست و پا با سرعتی متجاوز از 50کیلومتر بدوند در موقع نزاع و بازی اغلب به‌روی دوپا می‌ایستد و قادرند از درختان کوتاه بالا بروند.

موسیوند درباره تغذیه خرس‌های کشورمان معتقد است: خرس قهوه‌ای به خوردن عسل علاقه زیادی دارد، این گونه جثه بسیار بزرگ و قد 170تا 250سانتی‌متری را به خود اختصاص داده و در مناطق غرب ایران رنگ اکثر آن‌ها روشن‌تر از مناطق شمالی است و خرس‌های سیاه که جثه‌ی کوچکتری دارند در بالا رفتن از درخت‌ها و خوردن میوه‌های درختی خصوصاً خرما مهارت دارند.

فرهنگ‌سازی در بین مردم محلی

متأسفانه خرس‌ها در بین روستاییان حیوانات چندان محبوبی نیستند و در اکثر مواقع مردم بومی از روی نا‌آگاهی در مواجهه با خرس‌ها راهی جز کشتن آن‌ها پیدا نمی‌کنند. وقتی خرس‌ها به‌خاطر رفع نیاز‌ غذایی خود به محل زندگی انسان‌های همجوار خود؛ روستاها، چادرها یا چراگاه‌های عشایر پناه می‌برند در موارد زیادی با وجود ترس و ناآگاهی مردم بومی کشته‌ می‌شوند و این مشکلات تنها با فرهنگ‌سازی و ارتقای سطح آگاهی مردم در خصوص این گونه در اکوسیستم حاضر در منطقه رفع خواهد شد چراکه در خلقت خداوند نباید دخالت کرد، وجود هر حیوانی در طبیعت بنا به علم خداوند در آن منطقه الزامی بوده و مطمئناً نبود آن خساراتی را به بار خواهد آورد که در درازمدت مشخص می‌شود.

به مناسبت روز ملی مبارزه با خشونت علیه حیوانات

شهریورماه ۱۳۹۰ انتشار تصاویری از کشتار بی رحمانه یک خرس قهوه ای ماده و دو توله اش، در حالیکه شکم توله خرس ها زنده زنده پاره شده بود و در همان حال به آغوش مادر غرق در خون خود پناه می بردند، آنقدر دردناک و تکان دهنده بود که برای نخستین بار موجی از اعتراض و انزجار عمومی را به دنبال داشت و احساسات بسیاری از مردم کشور را جریحه دار کرد.
پس از این اتفاق تلخ، ۲۰ شهریور به همت گروه های حامی محیط زیست و حیوانات بعنوان روز ملی مبارزه با خشونت علیه حیوانات نامگذاری شد.
امیدواریم این روز نقطه آغازی  برای پایان کشتار و اعمال خشونت بر علیه حیوانات باشد.

جنایت محیط زیستی سپاه

سپاه جنگل کوھستانھای ھانی گرملە پاوە در استان کرمانشاە را بە آتش کشید. این جنایت محیط زیستی تحت عنوان جلوگیری از مخفی شدن نیروھای مخالف کرد انجام میشود.

ممانعت از اعزام مصطفی دانشجو به مرکز درمانی علیرغم دستور دادیار ناظر بر زندان


مصطفی دانشجو، وکیل دادگستری و از فعالان حقوق دراویش گنابادی محبوس در زندان اوین که از بیماری حاد ریوری و قلبی رنج می‌برد، با وجود دستور دایار ناظر بر زندان اوین مبنی بر اعزام به مراکز درمانی تخصصی به دلیل جلوگیری مسئولان زندان اوین در اعزام وی، از رسیدگی درمانی محروم مانده است.


d985d8b5d8b7d981db8c-d8afd8a7d986d8b4d8acd988



به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از مجذوبان نور، با وجود دستور مستقیم دادیار ناظر بر زندان اوین مبنی بر اعزام مصطفی دانشجو به مراکز درمانی تخصصی، مقام‌های مسئول زندان اوین از اعزام او به بیمارستان جلوگیری کرده‌اند. مصطفی دانشجو وکیل دادگستری و از مدیران وبسایت مجذوبان نور به بیماری حاد قلبی و آسم شدید مبتلاست و به گفته پزشکان تشدید بیماری وی نتیجه حبسی است که از سال ۹۰ تا ۹۴ متحمل شده است. وی در تاریخ ۳۰ تیر ماه به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شده اما بدون دریافت خدمات درمانی لازم به زندان بازگردانده شد. این وکیل زندانی شامگاه ۱۶ تیر در خانه مادری خود توسط هفت مامور مسلح بازداشت و پس از ۴۵ روز نگهداری در سلول انفرادی ۲۰۹ بازداشتگاه وزارت اطلاعات به قرنطینه زندان اوین منتقل و از آنجا به بند ۴ که مخصوص نگهداری مجرمان مالی و اقتصادی است منتقل شد. دستور بازداشت آقای دانشجو پیرو پرونده‌ای که در سال ۹۶ برای وی تشکیل شده و با عناوین اتهامی مرتبط با درویشان بازداشت شده در حادثه موسوم به گلستان هفتم، از سوی شعبه سوم بازپرسی امنیت تهران صادر شده است.
حقوق بشر در ایران در هفته گذشته در گزارشی از عدم اعزام این فعال حقوق بشر به مرکز درمانی خبر رسانی کرده بود .
این فعال حقوق دراویش اردیبهشت ماه سال گذشته بنا بر نامه‌ حراست کل دانشگاه آزاد از ادامه تحصیل محروم شد. همچنین پروانه وکالت وی نیز در جریان دفاع از حقوق دراویش طریقت نعمت‌اللهی گنابادی با گزارش نهادهای امنیتی لغو و سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ را همراه سایر مدیران وبسایت مجذوبان نور و وکلا و فعالان حقوق دراویش تحت عناوین اتهامی “عضویت در فرقه ضد امنیتی دراویش، اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان” در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس بود و در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴ با پایان یافتن مدت محکومیتش از زندان آزاد شد.

۱۹ شهریور ۱۳۹۷

حکومت ایران اجرای حکم زندانیان سیاسی کرد را فوراً متوقف کند!!

گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل: حکومت ایران اجرای حکم زندانیان سیاسی کرد را فوراً متوقف کند.


UN rights experts call on Iran to halt imminent executions of Iranian Kurds



UN rights experts call on Iran to halt imminent executions of Iranian Kurds




September 8, 2018

Iran Human Rights (IHR); Sep 7, 2018: Javaid Rehman, Special Rapporteur on the situation of human rights in the Islamic Republic of Iran, and Agnes Callamard, Special Rapporteur on extrajudicial, summary or arbitrary executions, have appealed to Iran to halt the imminent executions of Iranian Kurd prisoners Zanyar Moradi, Loghman Moradi and Ramin Hossein Panahi.

Earlier today, IHR had called for immediate international reactions to stop the possible executions. 
The full statement:

GENEVA (7 September 2018) – UN human rights experts have appealed to Iran to halt the imminent executions of Iranian Kurd prisoners Zanyar and Loghman Moradi, amid serious concerns that they did not receive a fair trial and were tortured during pre-trial detention. They also reiterated calls to halt the execution of Mr. Ramin Hossein Panahi.

“We urge the Government of Iran to immediately halt their executions and to annul the death sentences against them in compliance with its international obligations,” the experts said in a joint statement, following reports that they will be executed on 8 September.


“We are alarmed by information received that Zanyar and Loghman Moradi suffered human rights violations before and during their trial, including torture and other ill-treatment and denial of access to a lawyer,” they said. The two men are cousins.

“The death sentences were imposed after judicial proceedings which do not appear to have fulfilled the most stringent guarantees of fair trial and due process, which are required under international human rights law,” the experts said.

They also expressed concerns over the condition of Zanyar Moradi who has reportedly suffered serious health complications since his initial period of detention when he was repeatedly tortured and ill-treated.

The experts also expressed concern after receiving information indicating that another Kurdish prisoner held at the same prison, Mr. Panahi, will be executed at the same time. They reiterated previous calls to halt his execution and annul his death sentence in light of the reports that he did not receive a fair trial and has been tortured in detention.

Zanyar and Loghman Moradi were arrested in August 2009 for the alleged murder of the son of an Imam in Marivan, Kurdistan province. Reports received indicate that they were detained at Sanandaj Intelligence Detention Centre for a period of nine months after their arrest. During this time, no formal charges were brought against them, and they were unable to challenge the legality of their detention.

They were subjected to torture and other ill-treatment including severe beatings and being tied up in restricted stress positions. They were also threatened with rape in order to compel them to confess to the murder. They were subsequently transferred to a number of other locations and thereafter to Raja’i Shahr prison in Karaj in December 2010 where they have since remained on death row. 

In December 2010, Branch 15 of the revolutionary court in Tehran sentenced them to death by public hanging on charges related to moharebeh (“enmity against God”) and involvement in the murder. The trial apparently lasted only 20 minutes and they were denied access to a lawyer during the pre-trial and trial proceedings. During the trial, they both denied the charges in court and explained that they had confessed to the crimes only due to torture following their initial arrest. The Supreme Court subsequently upheld their convictions, and no investigation was undertaken into the claims of torture.

Zanyar Moradi has suffered severe chest and back pain, as well as a broken rib following the ill-treatment he was subjected to, and has been admitted to hospital on a number of occasions as a result during his imprisonment. 

The two individuals were reportedly transferred to solitary confinement on 5 September, their families were requested to visit them, and their access to telephones have been restricted, raising fears of their imminent execution.