۱۲ دی ۱۳۹۹

زن برای ترک اعتیاد باید شوهرش را حمایت کند

ایسنا/همدان یک روانشناس با تأکید بر اینکه فرد معتاد به تنهایی و بدون کمک خانواده نمی تواند اعتیاد را ترک کند بلکه به کمک خانواده خود احتیاج دارد، گفت:زن برای ترک اعتیاد باید شوهرش را حمایت کند همسر باید علاقه، صمیمت، تعهد و وفاداری عاطفی خود را به شوهرش بروز دهد و امنیت و حمایت های لازم را برایش فراهم کند.

دکتر مسیب یارمحمدی واصل در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه بیماری اعتیاد یک نشانه خیلی مهم و تکراری دارد که آن هم عود و برگشت مجدد به مصرف موادمخدر است، اظهار کرد: خانواده ها باید این نشانه های عود را بشناسند و به فرد بیمار کمک کنند.

وی مطرح کرد: اعتیاد مردان تأثیرات زیادی بر خانواده و به ویژه زنان تحمیل می کند چراکه این نوع بیماری در فرد منجر به افسردگی همسر، انزوای خانواده، کاهش رضایت از زندگی، تخریب شخصیت و بیان مشکلات همسر در خانواده و وارد شدن به یک رابطه جدید می شود.

یارمحمدی واصل تصریح کرد: روش هایی که می توان برای درمان این نوع بیماری به کار برد، این است که همسر علاقه، صمیمت، تعهد و وفاداری عاطفی خود را به شوهرش بروز دهد و امنیت و حمایت های لازم را برایش فراهم کند و از همه مهمتر پاسخگوی نیازهایش باشد و اهمیت و حساس بودنش را بفهماند.

وی خاطرنشان کرد: اگر زن رابطه عاطفی را برای همسر معتادش به کار نگیرد، رفته رفته منجر به خیانت زناشویی، افزایش خشونت در خانواده، از بین رفتن رضایت زناشویی، کاهش محبت و صمیمت و طلاق روانی و عاطفی و … می شود.

این روانشناس افزود: در حالیکه از نظر علمی این فرد به یک بیماری سخت و مزمن مبتلا شده است، همانند زمانی که یکی از اعضای خانواده مبتلا به یک بیماری جسمی مانند سرطان می شود که هر چه دارد می فروشد و هزینه درمان او می کند، پس در مورد بیماری اعتیاد هم باید اینگونه عمل کنیم.

عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه بوعلی سینا در پایان مطرح کرد: فرد معتاد به تنهایی و بدون کمک خانواده نمی تواند اعتیاد را ترک کند بلکه به کمک خانواده خود احتیاج دارد.

انتهای پیام



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41739

کسب و کارهای آسیب دیده کوچک زنان روستایی بندرعباس بر اثر بیماری کرونا حمایت می شود

ایسنا/هرمزگان مدیرهماهنگی ترویج کشاورزی اظهار کرد: در راستای موافقتنامه همکاری صندوق حمایت از توسعه فعالیتهای کشاورزی زنان روستایی بندرعباس و سازمان ملل متحد، کسبکسب و کارهای آسیب دیده کوچک زنان روستایی بندرعباس بر اثر بیماری کرونا حمایت می شود و کارهای آسیب دیده کوچک زنان روستایی بر اثر بیماری کرونا حمایت می شود.

لاله بشیرزاده صبح امروز(۱۰ دی ماه) در تشریح این خبر اظهار کرد: در راستای موافقتنامه همکاری صندوق حمایت از توسعه فعالیتهای کشاورزی زنان روستایی بندرعباس و سازمان ملل متحد، کسب و کارهای آسیب دیده کوچک زنان روستایی در اثر بیماری کرونا حمایت می شود.

وی همچنین در خصوص اقداماتی که تاکنون در راستای این توافق نامه انجام شده است، خاطرنشان کرد: جهت حمایت از کسب و کار افراد مشغول در کارگاه های خیاطی ۳ هزار کیسه پارچه ای نگهداری نان و۴۵ هزار ماسک پارچه ای جهت توزیع بین روستائیان در این کارگاه ها دوخت شده است، با هدف تجهیز این کارگاه ها تعداد ۱۵ دستگاه چرخ خیاطی جک فول اتومات ، ۱۵ اتوی بخار، ۲ عدد میز برش و ۲ عدد قیچی عمود بر برقی شماره ۵ نیز به آنها اهدا شد.

مدیرهماهنگی ترویج کشاورزی سازمان جهادکشاورزی استان هرمزگان همچنین اظهار کرد: برگزاری کلاس های آموزشی روش های پیشگیری از بیماری کرونا ، توزیع ۳۰۰۰ بروشور آموزشی چگونگی رعایت پروتکل های بهداشتی ، اهدای بسته های بهداشتی شامل ۴۵۰۰۰ ماسک ، ۳۰۰۰ مایع ضد عفونی کننده، ۱۵۰۰۰۰ دستکش با هدف پیشگیری از انتشار ویروس کووید ۱۰ از دیگر اقداماتی است که در راستای این توافق نامه انجام شده است.

بشیرزاده در پایان خاطرنشان کرد: توزیع یارانه های مشروط و حمایت از کارگاه های خانگی مشاغل کشاورزی زنان روستایی از دیگر اشکال حمایتی قرارداد مزبور می باشد که در حال انجام بوده و پس از اتمام به اطلاع عموم می رسد.

انتهای پیام



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41737

زنان سمنانی در چه سنی مادر می شوند/ افزایش مرگ و میرها در استان

ایسنا/سمنان مدیرکل ثبت احوال استان سمنان میانگین سنی مادران سمنانی که برای اولین بار صاحب فرزند می شوند را نزدیک به ۳۰ سال اعلام کرد.زنان سمنانی در چه سنی مادر می شوند/ افزایش مرگ و میرها در استان

‍ قندالی، مدیرکل ثبت احوال استان سمنان روند ولادت ها در این استان را نزولی اعلام و اظهار کرد: روند میزان ولادت های این استان در پنج سال اخیر نزولی بوده است .

وی با اشاره به افزایش سند ازدواج و متعاقب آن افزایش سن فرزندآوری افزود: متوسط سن‌ مادرانی را که برای اولین‌ بار صاحب فرزند می‌شوند ۲۹.۶۴ سال است.

مدیرکل ثبت احوال استان از کاهش رویدادهای تولد در استان خبر داد و خاطرنشان کرد: از ابتدای فروردین تا آذر ۹۹ براساس آمارهای دریافتی پنج هزار و ۶۷۶ ولادت در استان سمنان ثبت شد که این رقم به نسبت مدت مشابه سال گذشته ۷ درصد کاهش یافته است.

قندالی با اشاره به تاخیر در فرزندآوری در سال های ابتدایی زندگی مشترک اضافه کرد: به ترتیب ۸.۵ و ۸.۱ درصد از فرزندآوری زوج های جوان در استان سمنان در سومین و چهارمین سال ازدواج آنان بوده است.

وی به دلبستگی مردم استان به نامگذا ی های مذهبی پرداخت و گفت: بیشترین فراوانی نام پسران و دختران متولد شده در استان سمنان به ترتیب امیرعلی و علی و فاطمه و زهرا است.

مدیرکل ثبت احوال استان سمنان با بیان اینکه امسال شمار نوزادان پسر از نوزادان دختر بیشتر بوده افزود: براساس آمار ، در استان سمنان به ازای ۱۰۰ دختر ، ۱۰۶ پسر از فروردین تا آذر ۹۹ متولد شد.

وی روند آمار طلاق در استان سمنان در پنج سال گذشته را نزولی برشمرد و اظهار کرد: روند میزان وفات در استان سمنان رو به افزایش است و میانگین سن فوت شدگان در استان ۷۰.۵۳ سال است.

وی به ماندگاری زوج ها در استان اشاره و تصریح کرد: براساس آخرین آمار، محل زندگی ۸۸ درصد زوج ها و ۹۵.۳ درصد زوجه هایی که در استان سمنان سند ازدواجشان ثبت شده است در استان سمنان است.

قندالی گفت: از ابتدی فروردین تا آذر ۹۹ براساس آمار ارائه شده ۶۷۴ مورد طلاق در استان سمنان گزارش شده که این رقم به نسبت مدت مشابه سال گذشته ۱.۲ درصد کاهش یافته است.

مدیرکل ثبت احوال استان روند مرگ و میر در این استان را رو به افزایش برشمرد و گفت: میانگین سن فوت شدگان در استان ۷۰.۵۳ سال است.ضمن اینکه امسال به ازای ۱۰۰ زن فوت شده در استان سمنان ۱۳۳ مرد در استان سمنان فوت شده است.

انتهای پیام​



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41735

هیچ مشکلی برای بازنگری در قانون اساسی نداریم/ قوه قضائیه سندی مبنی بر تخلفات قالیباف به شورا ارسال نکرد/ میزان تاثیر شورای نگهبان در کاهش مشارکت مردم زیر یک درصد است/ تایید صلاحیت زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری منوط به نظر آقایان در شوراست

عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان با استناد به نظرسنجی‌های صورت گرفته از سوی دستگاه‌های دولتی می‌گوید میزان تاثیر شورای نگهبان در کاهش مشارکت مردم به دلیل ردصلاحیت‌هایی که در انتخابات صورت می‌گیرد،هیچ مشکلی برای بازنگری در قانون اساسی نداریم/ قوه قضائیه سندی مبنی بر تخلفات قالیباف به شورا ارسال نکرد/ میزان تاثیر شورای نگهبان در کاهش مشارکت مردم زیر یک درصد است/ تایید صلاحیت زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری منوط به نظر آقایان در شوراست زیر یک درصد است. وی با دفاع از نظارت استصوابی معتقد است محدودیت‌های قانونی در هیچ نظام سیاسی نافی آزاد بودن و آزادی عمل مردم نیست و در صورت نبودن این محدودیت ها ممکن است مردم به یک قاتل رای دهند! سخنگوی شورای نگهبان درباره انتقاداتی که در زمینه تایید صلاحیت رئیس مجلس به دلیل برخی اتهامات در زمینه املاک نجومی مطرح می‌شود می‌گوید نمی‌توان مطالب رسانه‌ها را ملاک بررسی صلاحیت‌ها قرار داد. او می‌گوید ما وقتی یک پرونده را بررسی می‌کنیم، انبوهی از گزارش‌ها به دست ما می‌رسد اما اینکه تا چه حدی این گزارش‌ها مستند است و رسمیت دارد به تشخیص اعضای شورای نگهبان بستگی دارد. کدخدایی درباره کاندیداتوری نظامیان در انتخابات می گوید در سایر کشورها نیز غالب افرادی که در پست‌های ریاست جمهوری حاضر شدند، سابقه نظامی‌گری داشته‌اند. وی با اعلام موافقت ضمنی با این مساله در عین حال تعیین مقررات سخت‌گیرانه‌تر برای حضور نظامیان در انتخابات را امر معقولی می‌داند. سخنگوی شورای نگهبان تایید صلاحیت زنان برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری را منوط به نظر آقایان در این شورا عنوان می‌کند و در عین حال امیدوار است زنان در این دوره مصداق رجل سیاسی شوند. کدخدایی با اشاره به اینکه هیچ مشکلی برای بازنگری در قانون اساسی نداریم، می‌گوید در قانون اساسی ما ظرفیت‌های مختلفی وجود دارد که تا همین سال‌های اخیر هم از آن استفاده نشده بود، وقتی هنوز ظرفیتی که در قانون اساسی هست را استفاده نکرده‌ایم چرا باید به سراغ بازنگری آن برویم؟

مشروح گفت‌وگوی ایلنا با سخنگوی شورای نگهبان به شرح ذیل است:

میزان تاثیر شورای نگهبان در کاهش مشارکت مردم زیر یک درصد است

پیش از برگزاری انتخابات مجلس یازدهم در گفت‌وگو با رسانه فرانسوی گفتید اگر مشارکت پایین باشد هم تازه مثل فرانسه می‌شویم. چه شده که مشارکت مردم که زمانی از آن به عنوان مشروعیت بخشی و مقبولیت نظام نام برده می‌شد اکنون به این سطح اندک از اهمیت رسیده است. این پارادوکس را چگونه تعریف می‌کنید؟

من پارادوکسی نمی‌بینم، چون باید تفکیک کنیم. یک بحث سیاسی و اجتماعی و یک بحث حقوقی مطرح است. از جهت حقوقی وقتی سوالی از من پرسیده می‌شود می‌گویم مشارکت ارتباطی با بحث انتخابات ندارد. هر تعدادی از مردم آمدند انتخابات برگزار می‌شود و مشکلی از این جهت وجود ندارد. پاسخ من به خبرنگار فرانسه همین بود.

اما مشارکت برای فضای عمومی، فضای سیاسی و برای مقبولیت نظام خوب است. من هم معتقدم خوب است. لیکن باید به دنبال دلایل و عوامل کاهش مشارکت بگردیم؛ در نظرسنجی‌هایی که دستگاه‌های دولتی برای ما فرستادند، میزان تاثیر نظرات شورای نگهبان در بررسی صلاحیت‌ها در کاهش مشارکت بسیار اندک بود به طوری که در جدولی که تنظیم کرده بودند در پایین‌ترین رده قرار داشت و زیر یک درصد بود.

اما موضوع معیشت، مسائل اقتصادی و شعارهایی که مسئولان می‌دهند در این جدول رقم بالایی داشت. همین اکنون در نظرسنجی‌ها دلایل و عوامل کاهش مشارکت چیست؟ قطعاً مسائل معیشتی، اقتصادی و مدیریتی و همین وعده‌هایی که می‌دهند، است. نمی‌خواهم بگویم ما مقصر نیستیم اما سهم ما به همان اندازه که نظرسنجی‌ها می‌گویند، اعلام شود. به گونه‌ای مطرح نشود که اگر شورای نگهبان فردی را تأیید می‌کرد همه موضوعات حل می‌شد.

در مجلس یازدهم تنها صلاحیت ۷۵ نفر از نمایندگان پیشین تأ‌یید نشد، اما مردم به ۱۱۷ نفر رأی ندادند؛ آنجا شورای نگهبان مقصر بود؟ چرا رویکرد مردم منفی بود؟ از همه طیف‌ها هم افرادی که می‌توانستند رأی بیاورند، بودند.

انتخابات ما آزاد است

محدودیت‌های قانونی در هیچ نظام سیاسی نافی آزاد بودن و آزادی عمل کردن مردم نیست

موضوع این است که باید انتخابات آزاد باشد و خود مردم اختیار انتخاب داشته باشند.

اولاً که انتخابات ما آزاد است، تاکید می‌کنم انتخابات ما آزاد است. اما آزادی را چه تعریف می‌کنید؟

می‌گویید آزادی در رانندگی؛ اما آیا می‌توانید از چراغ قرمز عبور یا خط عابر پیاده عبور کنید؟ خیر. باید مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت کنیم. آزادی مغایرتی با محدودیت‌های قانونی ندارد. باید به این موضوع توجه شود اکنون قانون به ما چنین چیزی را گفته است. اصل ۹۹ قانون اساسی گفته است که نظارت کنیم و قانون انتخابات نیز در طول ادوار مختلف حتی سال‌های ابتدای انقلاب تاکنون گفته است که چگونه نظارت و عمل کنید؛ شرایطی را قرار داده و گفته است شورای نگهبان و وزارت کشور چه کارهایی انجام دهند. در حال حاضر نیز، انجام می‌شود.

اصل ۹۹ قانون اساسی بگوید شورای نگهبان نظارت نکند، مگر منِ کدخدایی یا اعضای شورای نگهبان بیکار هستیم که بی‌جهت اقدام می‌کنیم؟ پس محدودیت‌های قانونی در هیچ نظام سیاسی نافی آزاد بودن و آزادی عمل کردن مردم نیست.

در هیچ نظام سیاسی به قاتل و کلاهبردار اجازه کاندیداتوری نمی‌دهند

چگونه می‌توان نظارت استصوابی را به گونه‌ای پیش برد که جای نگرانی برای هیچ جریانی از مردم وجود نداشته باشد؟

قانون اصلاح شود، جای هیچ نگرانی دیگر وجود نخواهد داشت. اما منطقاً در نظام سیاسی تمام دنیا به کسی که کلاهبردار یا قاتل است اجازه نمی‌دهند که در مجلس حاضر شود.

ممکن است مردم یک قاتل را انتخاب کنند

یعنی می گویید که مردم یک قاتل را انتخاب می کنند؟

بله ممکن است.

اگر قانون بگوید عدم التزام به اسلام و قانون اساسی مشکلی ندارد، شورای نگهبان حرفی ندارد

امام خمینی(ره) فرمودند که هر انتخاب مردم بکنند و اینکه اشتباه باشد فصل الخطاب است. ضمن اینکه آقای هاشمی در کتاب خاطراتشان شروع نظارت استصوابی را از سال ۷۱ اعلام می‌کنند.

نه؛ از حضرت آیت الله صافی دبیر وقت شورای نگهبان بپرسید که می‌‌گویند وقتی دیدم که اسامی حزب توده در لیستی منتشر شده بود به وزارت کشور نامه دادم که اینها نمی‌توانند در انتخابات شرکت کنند. چون قانون می‌گوید این افراد باید به قانون اساسی و اسلام ملتزم باشند. آیا حزب توده می‌توانست حضور پیدا کند؟ اگر قانون گفت که هیچ مشکلی نباشد و لا به شرط باشد طبیعتاً شورای نگهبان هم حرفی ندارد.

نمی‌توان مطالب رسانه‌ها را ملاک بررسی صلاحیت‌ها قرار داد

تاکنون سندی درباره تخلفات قالیباف به دست ما نرسیده است

اعضای شورای نگهبان تشخیص می‌دهند که گزارش‌ها درباره افراد مستند است یا نه

پس از انتشار اظهارات شهردارتهران مبنی بر بازپس‌گیری املاک شهرداری از تیم آقای قالیباف و همسر وی، در افکار عمومی این انتقاد از شورای نگهبان مطرح شد که چرا با این حجم از تخلفات اقتصادی و با وجود پرونده سنگین قائم مقام وی، آقای قالیباف تأیید صلاحیت شد. توضیح شما در این خصوص چیست؟

در همه موارد نظارت بر رفتار افراد نیازمند مستندات است؛ در برخی از این موارد مستندات در واقع باید ایجابی باشد به عنوان مثال در خصوص حسن شهرت، ما هیچ وقت حکم قضایی نمی‌خواهیم چون چنین حکمی اصلا وجود ندارد بلکه باید براساس تحقیقات محلی به دست بیاید اما زمانی که اتهامات این چنینی به افراد وارد می‌شود، نیازمند این هستیم که دستگاه قضایی به ما اعلام نظر کند.

همانطور که اشاره کردید، پرونده‌هایی وجود دارد. ما معمولاً از مراجع رسمی استعلام می‌کنیم که یکی از آنها قوه قضاییه است به هر حال قوه قضاییه باید به ما اعلام کند که پرونده‌ای هست یا در جریان است. چنین موضوعاتی به ما اعلام نشد و مطالب تنها در رسانه‌ها مطرح شد که نمی‌توان مطالب رسانه‌ها را ملاک بررسی صلاحیت‌ها قرار داد. بنابراین پرونده ایشان هم مانند پرونده‌های دیگر مورد رسیدگی قرار گرفت و مطالبی که در پرونده بود، بیان شد و نهایتاً با رأی مثبت اعضای شورای نگهبان روبرو شد و در واقع تاکنون سندی در این خصوص به دست ما نرسیده است.

در برخی مواقع ما نیاز به محکمه قضایی نداریم مانند حسن شهرت یا اعتقاد و التزام به قانون اساسی اما این موضوع به نوعی کلاهبرداری و سوءاستفاده مالی است که طبق قانون نیازمند احکام قضایی یا گزارش‌های مستند است.

ما وقتی یک پرونده را بررسی می‌کنیم، انبوهی از گزارش‌ها به دست ما می‌رسد اما اینکه تا چه حدی این گزارش‌ها مستند است و رسمیت دارد با تشخیص اعضای شورای نگهبان است.

چرا آقای علی مطهری رد صلاحیت شد؟ دلیل رد صلاحیت علی مطهری چه موضوعی بود؟

دلیل رد صلاحیت آقای مطهری موضوعات اقتصادی نبوده است بلکه دلایل دیگری مطرح بوده که به خودشان نیز گفته شده است و با یکی از اعضای شورای نگهبان صحبت کردند که از ایشان خواستیم اجازه دهند گفتگوها با دوربین ثبت و ضبط شود، اما آقای مطهری اجازه ندادند بهترین راه این بود که اجازه می‌دادند آن گفت‌وگو ضبط شود تا امروز شاهد این اختلافات نباشیم.

در بررسی صلاحیت‌ها، مستندات ارسالی برای شورای نگهبان ملاک است

یکی از ائمه جمعه کشور هم به دلیل عدم التزام به اسلام از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد، دلیل رد صلاحیت ایشان چه بود؟

همه ما انسان هستیم و انسان جایزالخطاست؛ هیچ تفاوتی ندارد که شخص روحانی یا مکلا، زن یا مرد باشد مستندات ارسالی برای شورای نگهبان ملاک است. سوابق بسیاری از افراد و‌ مقامات توسط شورای نگهبان بررسی شد و رد صلاحیت شدند اما امروز مسئولیت دولتی دارند و مقامات دولت هستند، ما به آنها اعتراض نکردیم؛ اگر این اشخاص خلاف‌هایی داشتند یا رفتاری داشتند که موجب سلب صلاحیت شده به این معنا نیست که ما جار بزنیم که این شخص این تخلفات را داشته است؛ در مجموع ما مستنداتی نسبت به همه آنها داشته‌ایم.

آقای باهنر هم اظهاراتی در این خصوص داشتند؛ نظر شما در خصوص اظهارات آقای باهنر چیست؟

من آقای باهنر را در مجمع دیدم مطالبی را به ایشان گفتم که آیا شما خبر دارید که چه اتفاقاتی افتاده است؟ ما مجاز نیستیم که مطالب پرونده‌ها را اعلام کنیم اما همه اینها ثبت و ضبط شده است و به خود اشخاص نیز اطلاع داده شده است.

به نظر شما اینکه اشخاص بسیاری از جانب شورای نگهبان رد صلاحیت شدند و امروز در سایر پست‌ها دارای مسئولیت هستند، دلیل این تفاوت در دیدگاه‌ها چیست؟

اشخاصی تخلف داشتند و از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شدند اما امروز وزیر و معاون وزیر هستند؛ ما چاره‌‌ای نداریم و شورای نگهبان نمی‌تواند مدعی نهادهای دیگر شود. شورای نگهبان در زمان انتخابات اجازه بررسی صلاحیت‌ها را دارد و بیش از این وظیفه ما نیست و طبیعتاً ما نمی‌توانیم مانع زندگی افراد شویم. اگر نهاد خودشان به این نتیجه رسید، موضوع دیگری است اما شورای نگهبان فقط در انتخابات تکلیف دارد.

حتی برای ارسال به قوه قضاییه نیز تکلیفی نداریم، اگر جرمی صورت گرفته باشد و قوه قضاییه از ما درخواست کند، طبیعتاً ما اعلام خواهیم کرد.

شورای نگهبان مظلوم است

اصلاح طلبان معتقدند که شورای نگهبان در صلاحیت‌ها سیاسی رفتار کرده و اکثراً اصلاح طلبان هستند که صلاحیتشان توسط شورای نگهبان تأیید نمی‌شود. نظر شما در این خصوص چیست؟

شورای نگهبان همیشه مظلوم است؛ از شما به عنوان رسانه می‌خواهم مقایسه استقرایی نسبت به همین رد و تأیید صلاحیت‌هایی که در مجلس یازدهم انجام شد، داشته باشید. مشکل ما این است که از لحاظ قانونی و شرعی نمی‌توانیم دلایل رد صلاحیت‌ها را برای مردم اعلام کنیم. اما خود فرد را به شورای نگهبان دعوت می‌کنیم و مسائل را به او می‌گوییم اما فرد می‌رود می‌گوید شورای نگهبان سیاسی برخورد کرده است. در همین دور از انتخابات مجلس برخی از همین نمایندگان که حسب ظاهر اصولگرا بودند بعد از اینکه رد صلاحیت شدند، در مجلس و حتی جا‌های دیگر علیه شورای نگهبان و من حرف زدند.

آیا این رد صلاحیت‌ها هم سیاسی بود؟ اگر شورای نگهبان می‌خواست سیاسی عمل کند چرا آنها را رد کرد؟ حتی برخی از آنها افراد برجسته‌ای در مجلس بودند، اما شورای نگهبان با هیچ کسی تعارف نکرد. باید به پرونده‌ها بازگردیم؛ هیچ کس به دلیل اینکه اصلاح‌طلب است در شورای نگهبان رد نشده و نخواهد شد. مثل این است که بگویید چرا مردم به حدود ۱۱۷ نفری که شورای نگهبان آنها را تأیید کرده بود، رأی ندادند؛ آیا اصلاح طلب بودند؟ بروید ببینید که چه طیفی بودند. افرادی بودند که شورای نگهبان آنها را تأیید کرده بود اما در نهایت شورای نگهبان باید هزینه آن را بدهد.

بپذیریم که بیشتر کسانی که رد می‌شوند از اصلاح‌طلبان هستند.

شاید تعداد ثبت نام کنندگان آنها بیشتر باشد؛ نمی‌دانم.

افراد ردصلاحیت شده بعد از دیدن پرونده‌شان، تشکر کردند و رفتند

افراد شناخته شده بیشتر از آنها رد می‌شود…

افرادی در این دوره از مجلس بودند که صلاحیتشان تأیید نشد اما چون رابطه بدی با آنها ندارم، دعوتشان کردم و پرونده‌شان را به خودشان نشان دادم؛ آنها تشکر کردند و رفتند. آیا رفتم بیرون بگویم چرا؟ ای‌کاش خود این افراد بگویند که دلایل رد صلاحیتشان توسط شورای نگهبان چه بوده است.

قانون اصلاح شود، دلیل ردصلاحیت‌ها را می‌گوییم

اگر خود افراد درخواست کنند، شما پرونده آنها را منتشر می‌کنید؟

قانون این اجازه را به ما نمی‌دهد. قانون می‌گوید پرونده افراد محرمانه است، بنابراین ما با درخواست فرد هم نمی‌توانیم آن را مطرح کنیم. اگر قانون اصلاح شود و این بار از روی دوش ما برداشته شود ما می‌توانیم این جلسات را در حضور رسانه‌ها برگزار می‌کنیم.

مصوبات اخیر مجلس در خصوص عدم استعفای بسیاری از مسئولان این شائبه را به وجود آورده که این مصوبات تضمینی برای حفظ صندلی این افراد است یعنی اگر این افراد به طمع ریاست جمهوری در انتخابات حاضر شوند اما رأی نیاورند، صندلیشان حفظ خواهد شد و این با شعار «ما شیفته خدمتیم نه قدرت» منافات دارد. نظر و موضع شورای نگهبان در این خصوص چیست؟

قانون‌ انتخابات هنوز به دست ما نرسیده است که ما ببینیم تصویب نهایی چیست؛ طبیعتاً مصوبه باید به دست ما برسد و پس از آن ما اظهار نظر کنیم بنابراین اظهارات من در چارچوب سؤال شماست.

اما تاکنون دو بخش در حوزه انتخابات ریاست جمهوری باید استعفا دهند، کسانی که در اجرای انتخابات نقش دارند و کسانی که در نظارت بر انتخابات هستند یعنی تقریباً مسئولان شورای نگهبان و وزارت کشور، اما سایر نهادها از این جهت نیاز به استعفا ندارند.

این بر خلاف انتخابات مجلس است؛ ما در مجلس می‌گوییم که از پست هم باید استعفا دهید به گونه‌‌ای که به هیچ وجه در پست قبلی حضور نداشته باشید اما در همه انتخابات ریاست جمهوری در چهل سال گذشته این چنین نبوده است. این کار تبعات زیادی دارد، رییس جمهور کنونی نمی‌تواند برای دوره دوم انتخابات شرکت کند. به دلیل جایگاه ریاست جمهوری تاکنون نیز در قانون این روش نبوده است.

اگر برای رییس جمهور استثنا قائل شویم برای دیگر افراد نیز می‌توان استثنا قائل شد. جایگاه‌ قوا فرقی با یکدیگر ندارد. جایگاه ریاست جمهوری در سایر کشورها یا نظام‌های سیاسی دیگر در همین حد است. در مجلس احتمال این سوءاستفاده است و چنین موضوعی در نظر گرفته شده است اما در هیچ کشوری چنین نیست. جایگاه ریاست جمهوری در نظام‌های سیاسی جایگاهی است که چنین تصوری نسبت به آن نیست و غالب جوامع نیز این روش را انتخاب کرده‌اند.

در سایر کشورها غالب افرادی که در پست‌های ریاست جمهوری حاضر شدند، سابقه نظامی‌گری داشته‌اند

تعیین مقررات سخت‌گیرانه‌تر برای حضور نظامیان در انتخابات امر معقولی است

در آخرین اصلاحات قانون انتخابات، نمایندگان دست افراد نظامی را برای کاندیداتوری در انتخابات بازگذاشته‌اند اما محدودیت‌هایی برای احزاب در نظر گرفته‌اند. این در حالی است که مسلماً برای انتخابات احزاب باید حضور فعال داشته باشند. به نظر شما این نقض غرض نیست و با قانون اساسی تناقض ندارد؟

اینها سؤالات سیاسی است و من به بُعد سیاسی ورود نمی‌کنم و از بـعد حقوقی آن می‌گویم که زمانی که قانونگذار حقی را برای همه اقشار در نظر گرفته و این بر گرفته از اصول و مبانی است که در آن نظام سیاسی مورد قبول است، نمی‌توانیم به این شکل به این موضوعات بپردازیم که نظامی‌ها حضور داشته باشند یا نداشته باشند؛ ما می‌توانیم مقررات شدیدتری در نظر بگیریم به عنوان مثال بگوییم که نظامیان باید استعفا دهند و در پست نظامی‌شان نباشند یا اینگونه شرایط که سختگیرانه‌تر باشد.

در سایر کشورها نیز غالب افرادی که در پست‌های ریاست جمهوری حاضر شدند، سابقه نظامی‌گری داشته‌اند اما مشکلی از این جهت نداشتند که چون در گذشته نظامی بوده‌اند بنابراین امروز نباید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند. صرف اینکه سابقه نظامی‌گری محدودیت ایجاد کند به نظر من از جهت حقوقی قابل توجیه نیست اما اینکه مقررات شدیدتری برای نظامیان در نظر بگیریم، در انتخابات امر معقولی است.

به طور کلی شورای نگهبان موافق حضور نظامیان است یا خیر؟

شورای نگهبان لابشرط است و برای شورای نگهبان فرقی نمی‌کند؛ ما نمی‌دانیم این قانون نیز چگونه توسط مجلس مصوب خواهد شد و چه مواردی در نظر گرفته خواهد شد اما آنچه مهم است این است که محرومیت‌ها اندک باشد یعنی محرومیت‌های کمتری شاهد باشیم و قانونگذار سعی نداشته باشد که این محدودیت‌ها را توسعه دهد.

در بند یک اصلاح قانون انتخابات در نظر گرفته شده است که دبیران احزاب نمی‌توانند شرکت کنند، آیا این تعیین ویژگی‌ها که تعداد افراد واجد شرایط ثبت نام را از چند میلیون نفر به کمتر از ۳-۴ هزار نفر کاهش می‌دهد، برخلاف اصل ۳ قانون اساسی تفسیر نمی‌شود؟

من ممکن است شخصاً با شما موافق باشم اما باید صبر کنیم مصوبه به دست ما برسد و پس از آن اعلام نظر کنیم.

شورای نگهبان با کسی رودربایستی ندارد

اگر مصوب اصلاح قانون انتخابات در چارچوب سیاست‌های شورای نگهبان نباشد، ایراد خواهیم گرفت

کدخدایی

تعیین این ویژگی‌ها برای ثبت نام در ماده یک و همچنین تعیین معیارهای تشخیص رجل مذهبی و رجل سیاسی در حالی که شورای نگهبان این شاخص‌ها را در دی ماه سال ۹۶ تصویب کرده، آیا تداخلی در کار شورای نگهبان ایجاد نمی‌کند؟

پس از ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات که دو بخش را بر عهده شورای نگهبان گذاشته بودند، تعیین شاخص‌های رجل سیاسی و رجل مذهبی و مدیر و مدبر بودن بر عهده شورای نگهبان گذاشته شد و شورای نگهبان بررسی‌های مثبتی انجام داد و به یک جمع‌بندی رسید و آن جمع بندی را برای مجلس ارسال کرد و در رسانه‌ها منتشر کرد.

نگاه شورای نگهبان همان جمع‌بندی است چون فراتر از آن نیز شورای نگهبان نمی‌توانست کاری انجام دهد. اگر بخواهد در چارچوب قانون تعریفی داشته باشیم و شرایطی را مدنظر قرار دهیم، مستلزم این است که مجلس این را وضع کند، اگر مصوب نهایی مجلس در چارچوب همان سیاست‌ها و نظر شورای نگهبان باشد، طبیعتاً اشکال ندارد اما اگر خارج از آن باشد، شورای نگهبان با کسی رودربایستی ندارد و ایراد خواهد گرفت.

تایید صلاحیت زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری بستگی به نظر آقایان در شورای نگهبان دارد

آیا در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو تعریف مشخصی از «رجل سیاسی» ارائه خواهد شد؟ یک بار برای همیشه موضع شورای نگهبان در این خصوص را بفرمایید، آیا زنان تأیید می‌شوند؟

اول اینکه بحث این که خانم‌ها می‌توانند در برخی از پست‌ها باشند یا نباشند و بحث‌های عمیق فقهی، حقوقی و فرهنگی دارد که اکنون نمی‌خواهم به آنها بپردازم، اما تاکنون نیز شورای نگهبان کسی را به دلیل زن یا مرد بودن محدود نکرده است.

در اظهار نظری که بعد از ابلاغ سیاست‌های کلی، شورای نگهبان اعلام کرد گفتیم که اکنون نمی‌توانیم تصمیم‌گیری کنیم و بگوییم که خانم‌ها نمی‌توانند در انتخابات شرکت کنند. البته خانم‌ها نیز مانند آقایان که ثبت نام کرد‌ه‌اند و صلاحیت آنها بررسی شده است اما اینکه چرا خانمی در صلاحیت‌ها تأیید نشده است، تأیید نشده است دیگر.

اگر در ثبت نام‌های دوره اخیر و در میان دوره مجلس خبرگان توجه کرده باشید برخی از خانم‌ها شرکت کردند در حالی که تا پیش از این خانم‌‌ها شرکت نمی‌کردند. اما اینگونه نبود که ممنوعیت یا محدودیتی وجود داشته باشد اما حالا باید به جلو برویم ببینیم اگر خانم‌ها ثبت‌نام کردند نظر اعضای شورای نگهبان چه خواهد شد. امیدوار هستیم که خانم ها جز افرادی باشند که تأیید می‌شوند.

چقدر امیدوار هستید که این اتفاق بیفتد؟

این بستگی به نظر آقایان در شورای نگهبان دارد.

نظر حدودی اعضای شورا چیست؟

اینکه برای زنان ممنوعیتی اعلام کنند وجود نداشته است اما اختلاف نظر وجود دارد.

هرگونه تغییر درباره مدت زمان برگزاری انتخابات نیازمند قانون است

نایب رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس اخیراً گفته‌اند که این امکان وجود دارد در صورت ادامه شیوع ویروس کرونا، انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ در چند روز متوالی برگزار شود، شورای نگهبان چه رویکردی در این خصوص دارد و آیا این امکان وجود دارد؟

اینکه شرایط از جهت شیوع ویروس منحوس کرونا چگونه باشد، بحثی است که باید نزدیک انتخابات بررسی شود. خوشبختانه وزیر کشور نیز توضیحات خوبی را پس از مصاحبه من ارائه کردند. قبلاً برخی دوستان در وزارت کشور صحبت‌هایی داشتند که ممکن است روزهای انتخابات اضافه شود؛ از آنجایی که قانون تصریح کرده است که رأی‌گیری باید در یک روز باشد و آن روز نیز جمعه تعیین شده است، هرگونه تغییر نیازمند قانون است. بنابراین این تغییراتی که در رسانه‌ها به آن اشاره می‌شود باید حتماً به قانون تبدیل شود.

نکته دوم از جهت اجرایی است که آیا لازم است دو یا سه روز انتخابات برگزار شود؟ فکر می‌کنم ضرورتی از این جهت نیست و باید راهکارهای دیگری داشته باشیم؛ برای ما مهم، سلامت مردم است. در مسأله انتخابات برای شورای نگهبان سلامت مردم یک اصل است که البته برای همه باید اینگونه باشد.

طبیعتاً با همکاری وزارت کشور می‌توانیم اقدامات زیادی را انجام دهیم که سلامتی مردم را تضمین کند. به عنوان مثال در انتخابات مجلس چون بحث کرونا در پنجشنبه بعد از ظهر (یک روز پیش از انتخابات مجلس یازدهم) مطرح شد، موضوع را پیگیری و روز جمعه اعلام کردیم که برای رأی گیری، استامپ و اثر انگشت لازم نیست بنابراین این مسائل را می‌توان در قالب توافق اجرایی حل کرد.

اکنون نیز می‌گوییم تعداد صندوق‌ها را در شعبی که حجم بالایی از مردم شرکت در آن حضور پیدا می‌کنند، افزایش دهیم و همچنین اینکه تعداد کارکنان و هیأت‌های اجرایی را به گونه‌ای افزایش دهند که مردم کمتر معطل شوند. این تدابیر اجرایی قابلیت انجام شدن دارند. شورای نگهبان و وزارت کشور نیز در این زمینه مشغول رایزنی هستند هر کدام از موارد که با قانون اساسی منافات نداشته باشد را می‌توانیم آن را انجام دهید.

امکان تغییر روز وجود دارد؟

خیلی بعید است مگر اینکه واقعاً اتفاق خاصی بیفتد. با توجه به اینکه انتخابات در اواخر خرداد ماه برگزار می‌شود و هوا نسبتاً گرم است، یکی از راهکارهایی که مطرح می‌شود این است که به جای برگزاری انتخابات در محیط بسته، در فضای باز رأی گیری صورت گیرد اما خیلی بعید می‌دانم که نیاز باشد روز انتخابات را تغییر دهیم.

مخفی بودن آرا برای ما بسیار مهم است

سواد الکترونیک در سراسر کشور بالا نیست

زمینه برای الکترونیکی برگزار کردن انتخابات چقدر فراهم است؟ آیا می‌توان امیدوار بود که در ۱۴۰۰ برای نخستین بار انتخابات ایران الکترونیکی برگزار شود؟

این مسأله بیشتر به دوستان در وزارت کشور باز می‌گردد، البته الکترونیکی شدن انتخابات الزامی است که بارها بر آن تأکید کرده‌ام و هر چه زودتر باید مقدمات آن را فراهم کنیم تا به این مرحله برسیم. البته ما در طول سال‌های گذشته با همکاری وزارت کشور بسیاری از مراحل انتخابات را الکترونیکی کرده‌ایم. اما اکنون منظور صندوق الکترونیکی و تعرفه الکترونیکی است که به صندوق رأی انداخته می‌شود. در اینجا مباحث مختلفی بین کارشناسان فنی و امنیتی وجود دارد که اگر این صندوق ها شروع به کار کردند،‌ آیا مخفی بودن آرا برای ما تضمین می‌شود؟

در اصل ۶۲ قانون اساسی بر مخفی بودن آرا انتخابات مجلس تاکید شده است اما در مورد سایر انتخابات نیز صدق می‌کند. با توجه به اینکه این سیستم‌ها همه چیز را ثبت و ضبط می‌کنند آیا امکان این نیست که خدای ناکرده رأی افراد جایی ثبت شود و بعد مشخص شود که افراد به چه کسی رأی داده‌اند. مخفی بودن آرا برای ما بسیار مهم است و این مسئه را بارها به دوستان وزارت کشور گفته‌ایم، آنها نیز پیشنهادهایی داشتند که مورد بررسی قرار گرفت که اگر بتوانیم آنها را انجام می‌دهیم.

موضوع دیگر این است که خواه یا ناخواه سواد الکترونیک در سراسر کشور بالا نیست، با توجه به اینکه بین ۱۲ تا ۱۸ ساعت زمان برای انتخابات داریم، اگر کسانی به همین دلیل نتوانستند رأی خود را به صندوق بیاندازند مسئولیت آن با چه کسی است؟ بنابراین باید امکانات بیشتری را فراهم کنیم تا مردمی که سواد الکترونیک کمتری دارند نیز به راحتی بتوانند رأی خودشان را به صندوق بریزند. دغدغه‌هایی از این جنس داریم که بازگشت می‌کند به صیانت و پاسداری از رأی مردم، چرا که آرای مردم حق الناس است. با همکاری تنگاتنگی که با دوستانمان در وزارت کشور داریم سعی می‌کنیم مسأله پیش برود هرگاه به نتیجه برسیم آن‌ها را عملی خواهیم کرد.

این مسأله نیز وجود دارد که آیا آرایی که به صندوق ریخته می‌شود به همان شکل نیز خوانده می‌شود؟ اکنون که ‌آرا به صورت کاغذی است هر شناسنامه باید یک تعرفه داشته باشند و ته سوش‌ها معرف این است که چه تعداد رأی به صندوق ریخته شده است. اما در رأی گیری الکترونیک ممکن است ۱۰۰ رأی داده شود اما در پایان رأی‌گیری دستگاه آرا را کمتر یا بیشتر بشمارد. در خود آمریکا نیز برخی از اساتید فنی حتی این امکان را به نمایش گذاشتند که ممکن است شما بر سر صندوق به آقای زید رأی بدهید اما نتیجه رأی به آقای عمر باشد، یعنی بتوان نتیجه را عوض کرد. به همین منظور حفظ آرا مردم برای ما بسیار مهم است.

در آمریکا ایالت‌هایی که رأی‌گیری‌ها به صورت الکترونیک برگزار شد این مشکلات را داشتند که درباره آن اقدامات قضایی نیز صورت گرفت، در این میان برخی از کشورها نیز متهم شدند بنابراین ما باید از این موضوع اطمینان پیدا کرده، سپس درباره اجرایی شدن آن اقدام کنیم.

اعلام نظر یک روزه ما درخصوص مصوبه« اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» موضوع جدیدی نبود

در مواقعی شاهد بودیم که مجلس یازدهم طرح هایی به شورای نگهبان ارسال می‌کند که برای دولت بار مالی دارد و شورای نگهبان پس از بررسی‌ و اطلاع از محل تامین مالی طرح، نظرش را اعلام می‌کند اما در مصوبه اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها اینگونه نبود و اظهارات اخیر رئیس سازمان انرژی اتمی نشان می دهد که به بار مالی این طرح چندان توجهی نشده است.

این یک موضوع حقوقی است و دوستان دولت هم در جریان هستند؛ البته من هم از آقای صالحی تعجب کردم که چطور بدون اطلاع این فرمایشات را داشتند، آقای صالحی دوست ما هستند و رفیق قدیمی هستیم اما خیلی از ایشان تعجب کردم که بدون اطلاع مطالبی را درباره شورای نگهبان گفتند.

ما لوایح و طرح‌های دو فوریتی داریم؛ دو فوریتی به این معناست که بعضاً اعضای شورای نگهبان در مذاکرات مجلس شرکت می‌کنند و ما باید ظرف ۲۴ ساعت اعلام نظر کنیم. این موضوع مربوط به امروز نیست و چهل سال است که انجام می‌شود، در مجالس قبل نیز چنین بود بنابراین اعلام نظر یک روزه ما موضوع جدیدی نبود.

از طرف دیگر مصوبه ابتدا که به دست ما رسید، ایراد داشت چون مصوبه براساس یک مصوبه شورای عالی امنیت ملی تصویب شده بود، ما آن مصوبه را از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی خواستیم و ملاحظه کردیم که شرایط در آن ذکر نشده است، شرایط را در قالب ایراد به مجلس اعلام کردیم؛ چون روز چهارشنبه بود صبح دوفوریتی به دست ما رسید و از آنجایی که دو فوریتی‌ها باید خارج از نوبت در دستور قرار گیرد، اعضای شورا بررسی کردند و ایراد گرفتند و به مجلس ارسال شد؛ مجلس مجدداً تشکیل جلسه داد و مصوبه را برای ما فرستاد و اعضای شورای نگهبان بررسی کردند و مشخص شد که با مصوبه شورای عالی امنیت ملی منطبق است. بنابراین اعلام نظر نهایی کردیم.

من از معاونت حقوقی ریاست جمهوری و برخی از مسئولان دولتی تعجب کردم که گفته بودند شورای نگهبان خیلی سریع نظر داده است چون دوستان دولت در جریان هستند.

در خصوص بار مالی نیز مصوبات این چنینی زیاد داریم؛ طبق اصل ۷۵ قانون‌اساسی طرح‌هایی که بار مالی دارند باید محل تأمین آنها تعیین شده باشد و اگر محل تأمین آنها تعیین شده باشد، مشکلی ندارد البته ممکن است دولت بحث کارشناسی داشته باشد که اینها مذاکرات دولت و مجلس است و در هنگام بررسی طرح نیز نمایندگان دولت در‌ مجلس حضور داشتند و توضیحاتشان را دادند و با این وجود مجلس این طرح را تصویب کرده است یعنی نظر کارشناسی مجلس این بوده که همین طریق تأمین کننده است، از سوی ما نیز که با اصل ۷۵ تطابق دادیم، منافاتی نداشت و تأیید شد.

ما هیچ مشکلی برای بازنگری در قانون اساسی نداریم

کدخدایی 2

موضع شورای نگهبان درباره اصلاح قانون اساسی و اظهارات اخیر رئیس جمهور چیست؟

ما هیچ مشکلی برای بازنگری در قانون اساسی نداریم. چرا که هر قانونی نیاز به بازنگری و اصلاح دارد. قوانین انسان ساخته هستند و در زمانی با یک خرد جمعی تدوین می‌‌شوند، اما ممکن است در زمان دیگری افراد دیگری نظر دیگری داشته باشند. به همین دلیل در قوانین اساسی راه بازنگری را باز گذاشتند. از جمله در قانون اساسی خودمان که این موضوع در اصل ۱۷۷ مطرح شده است. پس مسأله خیلی مهمی نیست. گفته می‌شود برخی افراد اجازه بازنگری در قانون اساسی را نمی‌دهند. اصلاح قانون اساسی شرایطی از لحاظ حقوقی دارد که اگر انجام شود می‌توان آن را انجام داد.

اما از لحاظ شرایط لایحه قانون اساسی، اساتید حقوق عمومی می‌گویند هر قانونی چه قانون اساسی و چه قانون عادی) باید تمام ظرفیت‌های آن به کار گرفته شود بعد از آن اگر نیاز به اصلاح داشت آن را اصلاح کنند. به طور مثال قانونی وضع می‌شود اما سه ماه بعد قانونی خلاف آن به تصویب می‌رسد؛ این یا بر اساس کارشناسی غلط و سهل انگاری بوده یا شرایط آنقدر تغییر کرده است که ظرف سه ماه نیازمند اصلاح قانون هستیم.

در قانون اساسی ما ظرفیت‌های مختلفی وجود دارد که تا همین سال‌های اخیر هم استفاده نشده بود، وقتی هنوز ظرفیتی که در قانون اساسی هست را استفاده نکرده‌ایم چرا باید به سراغ بازنگری آن برویم؟ سوال شما را با این سوال پاسخ می‌دهم که آیا همه ظرفیت‌های قانون اساسی را استفاده کرده‌ایم که اکنون نیاز به بازنگری و اصلاح آن باشد؟ اگر پاسخ مثبت است هیچ کسی حرفی ندارد مسیرش را طی کند و بازنگری انجام شود اما وقتی شرایط بازنگری وجود ندارد چرا باید حرف آن را بزنیم.

برخی حتی می‌گویند پست ریاست جمهوری را حذف کنیم و جایگاه نخست وزیری را بازگردانیم! این کار را انجام دهیم تا دوباره به همان مشکلی که قبلا داشتیم برسیم؟

آیا در انتخابات ۱۴۰۰ شرکت می کنید؟

خوشبختانه شرط شرکت ما در انتخابات برخلاف دیگران این است که استعفا دهیم. اگر استعفا دادم حتماً شرکت می‌کنم.؟!

چرا قاطع نمی‌گویید؟

در نشست اخیری که داشتم اعلام کردم که قصد کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را ندارم.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41732

محیط‌های روشنفکری ایران غرق در فضاهای تک جنسیتیِ مردانه‌ هستند/ حرمسراها از دنیای مجازی سردرآورده‌اند

شیرین کریمی می‌گوید انگ‌زنی به زنان فمینیست بازارِ گرمی دارد و فکر می‌کنم دلیل این بداندیشی و انگ‌زنی دعوا بر سر مکان است بر سر جایگاهی که مرد در حوزه‌ی عمومی دارد و محیط‌های روشنفکری ایران غرق در فضاهای تک جنسیتیِ مردانه‌ هستند/ حرمسراها از دنیای مجازی سردرآورده‌اندحضور چشمگیر زنان در حوزه‌ی حال این گروه از مردان را بد کرده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، شیرین کریمی دانش‌آموخته‌ی علوم اجتماعی از دانشگاه تهران است و تاکنون آثار متعددی در حوزه اندیشه‌سیاسی و نقد اقتصاد سیاسی نوشته و ترجمه کرده است. جدیدترین اثری که با ترجمه او اخیرا منتشر شده، یکی از مهم‌ترین اثرهای افسانه نجم‌آبادی، محقق جنسیت و تاریخ زنانگی است. به بهانه‌ی انتشار کتاب “چرا شد محو از یاد تو نامم؟” با او گفتگو کردیم.

درباره‌ی دلیل رفتن به سراغ ترجمه‌ی مقالات افسانه نجم‌آبادی و تجربه‌ خود از فضاهای فکری مردانه در ایران بگویید؟

ترجمه و گردآوری مقاله‌های خانم نجم‌آبادی را حدود چهار سال پیش شروع کردم، تعداد مقالات بیش از آن بود که در مجموعه‌ی «چرا شد محو از یاد تو نامم؟» آمده است. شیوه‌ی برخورد من با دنیای اطرافم شیوه‌ای پدیدارشناختی است، یعنی (متأسفانه) آنقدر که باید فمینیست نیستم. آنچه می‌بینم، درک می‌کنم، تجربه می‌کنم و به آگاهیِ باواسطه یا بی‌واسطه از آن دست می‌یابم، چیزی است که ذهنم با آن درگیر می‌شود و درباره‌ی آن فکر می‌کنم و با آن مثل یک پدیده مواجه می‌شوم. آدم چیزهایی را می‌فهمد، چیزهایی را نمی‌فهمد، خطا می‌کند و دوباره سعی می‌کند بفهمد. وقتی در دانشگاه شیراز و تهران درس می‌خواندم، حواسم به فضاهای فکری جلب شد و در آن فضا من البته بیشتر تماشاگر بودم، و بعد با پدیده‌ای به نام هموسوشالیتی (Homosociality) آشنا شدم، یعنی فضاهای اجتماعی که در آن فقط یک جنس حضور دارند، فضاهایی که در آن یا همه مرد هستند یا همه زن هستند (جنس‌های غیر از دوگانه‌ی زن / مرد احتمالاً یا در هر دو جای می‌گیرند یا در هیچ‌کدام و دچار وضعیتی مبهم شده‌اند)، برای واژه‌ی هموسوشالیتی معادل فارسی «همباشی» را انتخاب کرده‌ام، از وقتی از وجود پدیده‌ی همباشی آگاهی پیدا کردم تقریباً هر روز به چشمم می‌آید و بعد از آن زندگی دشوارتر شد.

همباشی را در فضاهای فکری و روشنفکری ایران هم می‌بینم، فضاهای تک جنسیتیِ مردانه، متفکران همه مرد هستند و زنان بیشتر یا منشی هستند یا مسئول روابط عمومی یا البته خانه‌دار. زنانی می‌بینم که نقش ملازم، دنباله‌رو، شاگرد، طرفدار، معشوق، همسر یا منشی به آنها محول شده است (می‌بینید که همین نقش‌ها هم تنوع گسترده‌ای دارند و زن می‌تواند خیال کند خودش یکی را انتخاب کرده است)، زنی را نمی‌بینم که فکر کنم ممکن است من هم در آن فضاها جایی داشته باشم. البته زنانی هستند، ولی اغلب در بیان‌گریِ اندیشمندانه و مناظره و گفت‌وگو و سخنرانی تا جایی پیش می‌آیند و بعد پا پس می‌کشند.

ترس در وجود زنان را حس می‌کنم. این ترس در خود من هم هست. ما زنان فارغ‌التحصیل رشته‌های علوم انسانی مشکلاتی داریم، ممکن است بگویید مردان هم دارند و ممکن است بگویید فارغ‌التحصیلان علوم فنی هم مشکل دارند. بله، کیست که انکار کند؟ من در اینجا از عینک خودم نگاه می‌کنم و درباره‌ی پدیده‌ای که با آن درگیرم حرف می‌زنم، به همین دلیل با آثار زنان اندیشمندی مثل نجم‌آبادی، جودیت باتلر، نانسی فریزر و فاطمه مرنیسی سروکله می‌زنم و اگر بتوانم ترجمه می‌کنم. دنبال روش‌شناسی و شیوه‌ی نگاه آن‌ها به جهان هستم. چیزی که در دانشگاه یاد نگرفتم. در دانشگاه فقط فهمیدم برای من و زنانی مثل من جایی نیست. گذشته از فضای فکری تک‌جنسیتی، پای مسائل انسانی در کار است، مسائلی که یک پاسخ و یک توضیح ندارند، معلول‌ها چند علت دارند، چندعاملی‌بودن روشن است، ولی برای ورود به دانشگاه باید از میان چهار جواب فقط یکی را انتخاب کرد. به این دو دلیل نخواستم تحصیلات دکتری را در این سیستم دانشگاهی ادامه بدهم و رفتم دنبال آگاهی از شیوه‌ی تحقیق و شیوه‌ی اندیشیدن متفکران و پژوهشگران پرکار و مؤثر در جهان. ما زنان فارغ‌التحصیل رشته‌های علوم انسانی پس از بیرون‌آمدن از دانشگاه به لحاظ کاری و تأمین معیشت وضعیت خوشایندی نداریم. از یک فضای فکری مردانه که پیشاپیش از آن اخراج شده بودیم به فضای عاری از فکر مردانه‌ی دیگری وارد می‌شویم که در آن پیشاپیش نقش‌مان تعریف شده است. با درسی که خوانده‌ایم هیچ‌چیز جور درنمی‌آید. آدم‌های ضدونقیضی می‌شویم.

زمانی به عنوان مستمع آزاد، سر کلاس دکتر یوسف اباذری نشسته بودم و بحث بر سر شیوه‌ی خوانش انقلاب مشروطه بود. او به کتاب حکایت دختران قوچان نوشته‌ی خانم نجم‌آبادی اشاره کرد و جمله‌ای گفت که (مضمونش) در خاطرم ماند و به دنبالش رفتم: نجم‌آبادی «خوانشی جنسیتی از انقلاب مشروطه دارد. مردان می‌گویند عوامل اصلی روشن‌شدن آتش انقلاب مشروطه فلک‌کردن تاجران قند بازار تهران و شهادت دو طلبه‌ی مرد بود و نجم‌آبادی می‌گوید عامل (یکی از عوامل اصلی) بالاگرفتن شعله‌ی انقلابِ مشروطه فروختن و گم‌شدن دختران قوچان بود!» وقتی این حرف را شنیدم مثل کسی که در تاریکخانه‌ی ذهنش نوری تابیده شده باشد از جا بلند شدم و رفتم سراغ متون نجم‌آبادی. آیا خوانش جنسیتی پاسخی برای سرگردانی و تبیینی برای «بی‌جایی»ِ من در فضای فکری مردانه‌ی ایران بود؟ باید می‌فهمیدم. وقتی با متن‌های افسانه نجم‌آبادی درگیر شدم، ذهنم درگیر مسائلی از این دست بود و این متون توضیح و تفسیری برای آن مسائل فراهم می‌کردند.

صورت‌بندی تنانه از جامعه ما در دوره‌های مختلف دچار چه تحولی شده است؟ آیا اساسا حوزه عمومی در پرتو هویت جنسی تبیین شده است؟

این سوالی نیست که بتوانم پاسخ کاملی به آن بدهم ولی چیزهایی به ذهنم می‌رسد. در این مجموعه مقاله‌ای هست به نام «چرا شد محو از یاد تو نامم؟»، موضوعِ مقاله از این قرار است که در یکی از سال‌های قحطی و گرسنگی، برخی از دهقانانِ مستمند زنان و دختران جوان را در ازای پرداخت مالیات فروختند. تعدادی دیگر از آنان در یورش ناگهانی برخی از قبایل ترکمان با توافق اهالی روستا در ازای غنیمت جنگی برده شدند. از سرنوشت دختران قوچان کوچکترین اطلاعی در دست نیست. جدایی دختران قوچان از دامان خانواده‌ی پدری و از آغوش مادر وطن هرگز جبران نشد، این شاید تصادفی نبود و بی‌شک جبران‌ناپذیر بود. در فرهنگ غالب آن زمان (و شاید هنوز هم)، به یک معنا «ناموس از دست‌رفته،» آبروی ناموسی، بازیافتنی نیست؛ مثل آب رفته که به جوی بازگشتنی نیست. اگرچه ماجرای دختران قوچان اهمیتی ملی و کم‌نظیر یافت، اما به تعبیر نجم‌آبادی احتمالاً به نتیجه نرسیدن این پیگیری بی‌ارتباط با این معضل فرهنگی نبوده باشد. دختران ازدست‌رفته «پس‌گرفتنی» نبودند. شاید بتوان گفت که «آمال پنهانی»، حتی پنهان از خود خانواده‌های آنان، و «آرزوی قلبی ملت» نیافتن آنان بود. شاید از یادبردن «دختران» (و حکایت آنان) پیوندی با این بار متضاد فرهنگی «ناموس از دست‌رفته» داشت؛ نهایت غیرت ملی پیگیری این ماجرا و تلاش برای یافتن مقصران بود؛ ولی با دختران باز یافته (اگر باز می‌یافتندشان) ملت چه می‌توانست بکند؟ در بازگشت، آنان نماد «بی‌آبرویی ملی» می‌شدند. اینها همه احتمال است ولی مسئله تن زن است که دست خورده و دیگر جایی ندارد، و مردان پس از این باید حواس‌شان را بیشتر جمع کنند و مکان و فضا را مدیریت کنند.

حوزه‌ی عمومی حوزه‌ی مردان است و در دنیای امروز می‌بینیم که برخی از مردان تفاسیر فمینیستی ارائه می‌دهند زیست جهان فمینیسم را کالبدشکافی می‌کنند ولی توان گفتگو و تاب حضور زنان در کنارشان را ندارند، نوعی بداندیشیِ عاری از فکر در جریان است. انگ‌زنی به زنان فمینیست بازارِ گرمی دارد و فکر می‌کنم دلیل این بداندیشی و انگ‌زنی دعوا بر سر مکان است، بر سر جایگاهی که مرد در حوزه‌ی عمومی دارد و حضور چشمگیر زنان در حوزه‌ی حال این گروه از مردان را بد کرده است. به‌واقع حال مردی را بد کرده است که دو دستی به جایگاهش چسبیده و نمی‌خواهد صندلی‌اش را با دیگران، به‌خصوص با زنان قسمت کند.

فاطمه مرنیسی فمینیست مراکشی خوانشی مفصل از شهرزادِ هزارویکشب دارد و از این لحاظ کارش شبیه به نجم‌آبادی می‌شود، به زعم مرنیسی مردان شرقی با کنترل و تقسیم‌بندی «فضا» زنان را مدیریت و منفعل می‌کنند و مردان غربی با کنترل «زمان» این کار را می‌کنند. درباره‌ی «زمان» در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر بحث کرد، اما درباره‌ی «فضا» می‌توان گفت دختران قوچان دیگر مکانی نداشتند که متعلق به آن‌ها باشد، در حرکت‌های جمعی انقلاب مشروطه هرگاه زنان حضور پیدا کردند خیلی زود از سوی مردان به سمت اندرونی‌ها هدایت می‌شدند، هرچند مقاومت‌های مهمی هم صورت گرفت. ما هنوز با مسئله‌ی حوزه‌ی عمومی و بودن در «کدام مکان؟» درگیریم. در دنیای امروز «فضا» تغییراتی کرده است. حدود صدسال پیش ما نهادی به اسم «حرمسرا» داشتیم، مردان متمول، شاهان و شاهزادگان، خوانین و تجار چند همسر و بعضی چند زن صیغه‌ای داشتند و نهادی به اسم «حرمسرا» مکان و نظام زندگی خانوادگی بود. در دنیای امروز هنوز حرمسرا وجود دارد، این نوع مکان دگرگون شده است، باز هم به بحثی از مرنیسی اشاره می‌کنم، او می‌گوید شاید شرکتی مدرن در یک ساختمان شیشه‌ای بسیار مدرن در خیابان شانزه‌لیزه‌ی پاریس وجود داشته باشد، به ظاهر همه‌چیز جدید و دموکراتیک است، ولی در داخل آن یک حرمسرا وجود دارد، مرد قدرتمند میانسالی تعدادی زن جوان دور خودش جمع کرده است و یک نهاد ارباب‌-برده یا فرادست-فرودست تشکیل داده‌اند، زنان جوان در دل‌ربایی و خوش‌خدمتی به مرد (ارباب مدرن) با هم رقابت می‌کنند، گاهی رقابت‌های ترسناک و شرورانه.

باید ببینید در ایران ما این حرمسراهای جدید چطور کار می‌کنند. مسئله بر سر مکان است، ببینید شما زن جوان و شما مردی که تا حدی به قدرت یا اعتبار یا شهرتی در جامعه رسیده‌اید در دنیای امروز آیا زن حرمسرا هستید یا مرد ارباب؟ در ماجرای افشاگری‌های اخیر در ایران تعدادی از این حرمسراهای مدرن به ما معرفی شدند، برخی از مردان مشهور یا موفق زنان را دور خودشان جمع می‌کنند و به روش خودشان حرمسرا تشکیل می‌دهند. در این روایت‌ها مسئله بر سر تجاوز جنسی به زنان است، ولی مسئله‌ی من مکان و مکان‌هایی است که در دنیای امروز که تشکیل شده است، این مکان می‌تواند در دنیای مجازی باشد و کاملاً آنلاین مدیریت شود. مردان موفق می‌توانند هر روز با ده‌ها دختر جوان در ارتباط باشند و به شیوه‌ای آن‌ها را اطراف خودشان و در حرمسرای مدرن به شیوه‌ای سیال و هوشمندانه نگه دارند. این پدیده‌ای است که در جامعه‌ی امروز ما رایج شده است. در این حرمسراها ممکن است تجاوز جنسی هم صورت نگیرد، گرچه در بلندمدت تجاوز روحی حتماً صورت می‌گیرد و نتیجه‌اش ترومای ترسناکی می‌شود. در این حرمسراهای مدرن ممکن است ارتباط تا ابد آنلاین باقی بماند و ممکن است یک زن، زنِ چند حرمسرای مدرن باشد و مرد ارباب به‌راحتی می‌تواند ارباب‌بودنش و حرمسرایش را انکار کند، این مکان‌های جدید سیال است و هنوز ناشناخته. بیمارگونه است، تاریک است و آسیب‌زاست. ولی چند سال است این نوع حرمسراها تشکیل شده‌اند. باید متوجه باشید که ممکن است شما ناآگاهانه در این مکان سیال؛ مرد ارباب باشید یا زن حرمسرا؟ درباره‌ی این نوع «مکان» بیشتر می‌توان بحث کرد.

قرائت مولف کتاب و به‌طور کلی پروژه‌ی ایشان چه نسبتی با وضعیت امروز ما دارد؟

افسانه نجم‌آبادی در تفسیر تاریخ بر جنسیت و سکسوالیته تمرکز می‌کند. ما وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم چه زنانی را می‌بینیم؟ مهدعلیا، مادر ناصرالدین‌شاه قاجار که ۴۰ روز بر مملکت ایران سلطنت کرد، زن توانمند و عاقلی بوده است، ولی چه خوانشی از او شده است او را فاسد و قاتل اصلاح‌طلب‌ترین مرد سلسله‌ی قاجار، امیرکبیر می‌دانند. زلیخای نیکوترین داستانِ کتاب مقدس را داریم و شهرزادِ هزارویکشب و محبوبه‌ی بامداد خمار که در دهه‌ی هفتاد خورشیدی با او آشنا شدیم و فروغ فرخزاد و شیرین نظامی گنجوی و قره‌العین و پروین اعتصامی و صدیقه دولت‌آبادی و مادربزرگ‌ها و مادران و سایر زنانی که در هستی و کیستی ما نقش داشته‌اند. اینها زنان دنیای ما هستند، ما زنان ایران تمام این زنان را در خود داریم و گاه جنبه‌های از این زنان از ما سربرمی‌آورند. اما از این زنان خوانش‌های مردانه شده است. گاهی خوانش‌هایی بسیار غیرمنصفانه و عاری از درک و فهم موقعیت زنان و حتی از عاری از احترام به شعور زنان شده است. اما در سال‌های اخیر در سه چهار دهه‌ی اخیر زنان روشن‌اندیشی از جمله افسانه نجم‌آبادی در ایران، فاطمه مرنیسی در مراکش، گایاتاری اسپیواک در هند و… آغاز به اندیشیدن و نوشتن به شیوه‌ای بدیع کردند. تاریخ را از منظر جنسیت مطالعه کردند. در خوانش مردانه‌؛ زلیخا زنی زناکار و خطاکار است، او به ساحت مردی مقدس تجاوز کرده است و باید با فقر و تنهایی و زشتی مجازات شود، شهرزادِ هزارویکشب تازه‌عروسی است که با روایتِ داستان‌هایی درباره‌ی مکر زنان شوهر سلطنتیِ جانی‌اش را آرام می‌کند و محبوبه دختری است که به خانواده‌ی اشرافی پدری‌اش پشت می‌کند عاشق رحیم نجار کارگر می‌شود و در نهایت با نازایی و تنهایی و سرباربودن تنبیه می‌شود! اینها خوانش‌های مردانه از ماجراهایی است که بر سر این زنان آمده است. نجم‌آبادی این داستان‌ها را اینطور نمی‌خواند. او عاملیت زنان را می‌بیند، امکان‌هایی را می‌بیند که زلیخا و محبوبه برای رسیدن به معشوق ایجاد می‌کنند و بی‌پروا فعال می‌شوند و به زعم نجم‌آبادی دلیل اینکه زنان جوان در دهه‌ی هفتاد قصه‌ی محبوبه را می‌خواندند همین بود که آن‌ها در این داستان این امکان‌ها را می‌دیدند. نجم‌آبادی پرده از قدرتی برمی‌دارد که پیش از آن در ساحت فهمِ به‌بیان‌نیامده‌ی زنان جای داشت. چرا من در دنیای امروز شهرزاد هزارویکشب و زلیخای نیکوترین داستان قرآن و محبوبه‌ی بامداد خمار را دوست دارم و داستان آن‌ها را می‌خوانم؟ چون عاملیت او و حضور مؤثرش را در فضا (مکان) می‌بینم. نجم‌آبادی این را به روی کاغذ می‌آورد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41730

عواقب اعتیاد زنان بسیار خطرناک‌تر از مردان است

دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر فارس با اشاره به جایگاه زن در استحکام بنیان خانواده و پیشبرد اهداف متعالی جامعه گفت: اعتیاد زنان برای جامعه به مراتب از مردان بسیار خطرناک‌تر است.عواقب اعتیاد زنان بسیار خطرناک‌تر از مردان است

به گزارش ایلنا و به نقل شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر فارس، سلیمان کرمی در بازدید یکی از مراکز اقامتی میان‌مدت درمان اعتیاد ویژه زنان در شیراز بیان کرد: آسیب‌های اجتماعی خصوصا اعتیاد در جامعه زنان، اثرات خسارت‌بار و جبران ناپذیری را برای فرد، خانواده و اجتماع در پی دارد و به همین دلیل باید به شکل ویژه مد نظر قرار گیرد.

کرمی با بیان اینکه یکی از گروه‌های هدف سوداگران مرگ، زنان هستند، گفت: در یکی دو دهه اخیر قاچاقچیان بسیار تلاش کردند اعتیاد و مصرف انواع مواد مخدر را در میان زنان گسترش دهند.

کرمی زنان را عضوی مهم در استحکام بنیان خانواده برشمرد و گفت: زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت کشور و ستون‌های خانواده از جایگاهی مهم برخوردار هستند. اعتیاد زنان را مجبور به در پیش گرفتن زندگی مجرمانه خواهد کرد و آسیب‌های بسیار فراگیری را در پی خواهد داشت.

دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر فارس به عواقب خطرناک مصرف مواد مخدر اشاره و اضافه کرد: زنی که درگیر اعتیاد می‌شود به همراه آن پذیرش اجتماعی از او سلب خواهد شد و متأسفانه دیگر جایی در میان خانواده، دوستان و جامعه نخواهد شد.

کرمی عنوان کرد: هر پدیده اجتماعی زاییده جامعه است و افزایش آمار اعتیاد در میان زنان ایرانی نیز مانند هر مسئله اجتماعی دیگر زاییده عوامل گوناگون فردی، خانوادگی و اجتماعی بوده و باید آن را در سطوح مختلف جامعه بررسی کرد.

ترویج باورهای غلط از عوامل مهم اعتیاد زنان

او گفت: ترویج باورهای غلط مبنی بر مصرف مواد برای کاهش وزن، آرامش، مقابله با مشکلات روحی و… از عمده دلایل ابتلا و گرایش زنان به اعتیاد است.

کرمی با تاکید بر اینکه زنان باید آگاه باشند و به این حربه‌ها و شیوه‌های فریبکارانه توجه نکنند، اضافه کرد: حتی ابتلای یک زن به اعتیاد هم برای جامعه زیاد تلقی می‌شود، چراکه عواقب اعتیاد در زنان بیش از مردان بوده و از کرونا خطرناک‌تر است.

وجود ۵ مرکز ترک اعتیاد زنان در فارس

وی گفت: اعتیاد زنان تبعات مستقیم و غیرمستقیمی بر خانواده و جامعه تحمیل می‌کند که نیازمند اجرای دقیق برنامه‌ها و سیاست‌های پیشگیری از اعتیاد است.

دبیر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر استان فارس بیان کرد: در حال حاضر از مجموع ۱۰۴ مرکز اقامتی درمان اعتیاد در فارس، ۵ مرکز با ظرفیت حدود ۳۰۰ نفر به درمان زنان معتاد اختصاص‌ یافته است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41728

زنان سرپرست خانوار بدون وثیقه، ضمانت‌نامه دریافت می‌کنند

مدیرعامل صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تعاون، گفت: این صندوق با دادن وثیقه تعاونی‌ها، نیازمندی‌های واقعی آن‌ها را تامین می‌کند، زنان سرپرست خانوار نیز بدون وثیقه می‌توانند از سوی صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تعاون ضمانتنامه دریافت می‌کنند.زنان سرپرست خانوار بدون وثیقه، ضمانت‌نامه دریافت می‌کنند

به گزارش ایلنا به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مهدی حسین نژاد (مدیرعامل صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تعاون) در مراسم نهمین جشنواره ملی تعالی مدیریت تعاونی، گفت: تعاونی‌ها در ذات خود دارای مسئولیت اجتماعی هستند، تعاونی‌هایی که مسئولیت اجتماعی را می‌پذیرند از سوی صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تعاون حمایت می‌شوند.

وی تصریح کرد: در دوره تصدی آقای شریعتمداری در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بخش تعاون دچار تحول شد.

وی افزود: از منظر شرکتی اگر بخواهیم از مسئولیت اجتماعی را تعریف کنیم باید تمام ابعاد در این زمینه دیده شود.

حسین نژاد در تشریح حمایت‌های این صندوق گفت: این صندوق با دادن وثیقه به این تعاونی‌ها، نیازمندی‌های واقعی آن‌ها را تامین می‌کند، زنان سرپرست خانوارنیز بدون وثیقه می‌توانند از سوی صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تعاون ضمانتنامه دریافت می‌کنند.

حسین نژاد بر ضرورت رعایت قوانین و مقررات بدون کاغذبازی و رعایت تکریم ارباب رجوع و احترام در صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تاکید کرد و افزود: در این صندوق به اصل مسئولیت‌های اجتماعی، بشردوستانه و کمک‌های مومنانه توجه خاصی می‌شود.

مدیرعامل صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تعاون با تشریح ابعاد اصل مسئولیت اجتماعی از منظر این صندوق گفت: در این زمینه با رعایت مسئولیت اجتماعی، منافع نهایی باید به مردم برسد.

وی با اشاره به اینکه رعایت مسئولیت اجتماعی در این صندوق به کاهش شکایت‌ها منجر شده است بر لزوم رعایت رویکرد مسئولیت اجتماعی و احترام متقابل و تعامل با مردم تاکید کرد و افزود: این فرآیند منجر به دوستی و ارتباط دو طرفه می‌شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41726

افزایش نگرانی‌های پزشکی؛ تداوم بازداشت و بلاتکلیفی ناهید تقوی در زندان اوین

ناهید تقوی، شهروند دو تابعیتی ایرانی-آلمانی با گذشت ۷۷ روز از زمان دستگیری کماکان در یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری می‌شود.ناهید تقوی، شهروند دو تابعیتی بازداشت شد | کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی خانم تقوی طی آخرین تماس تلفنی با خانواده خود با خانواده‌اش از افزایش قند خون و دریافت داروی دیابت نوع دوم خبر داده است. این شهروند ۶۶ ساله، چندی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته و از بیماری فشار خون بالا رنج می‌برد.

به گزارش خبرگزاری هرانا،خانم تقوی روز یکشنبه ۷ دیماه طی آخرین تماس تلفنی با خانواده خود از افزایش قند خون و دریافت داروی متفورمین که مختص دیابت نوع دوم است، خبر داد.

مریم کلارن، دختر خانم تقوی طی روزهای اخیر با انتشار بیانیه‌ای در خصوص وضعیت سلامت مادرش نوشته است: “سلامتی مادرم به سرعت وخیم‌تر می‌شود. او در آخرین تماس خود با دایی من در ۲۷ام دسامبر، به او گفته است که از داروی متوفورمین که دارویی برای دیابت نوع دوم است، استفاده می‌کند. در ۳ سال گذشته مادرم با یک برنامه غذایی و ورزشی موثر که شامل دو یا سه ساعت پیاده‌روی در هوای تازه بود، به صورت موفق قند خونش را کنترل کرده بود. اکنون پس از ۷۳ روز حبس انفرادی در زندان اوین و استرس ۷۳ روز بازجویی،‌ دیابتش دوباره پس از ۳ سال بازگشته است.”

او در ادامه ضمن درخواست آزادی فوری مادرش افزوده است: “به گفته پزشکان اگر دیابت مادر ۶۶ ساله من کنترل نشود، منجر به آسیب کلیه، مشکلات عصبی، حمله قلبی و سکته مغزی خواهد شد.”

وکیل مدافع این شهروند دو تابعیتی علیرغم تداوم بازداشت ناهید تقوی تاکنون به پرونده موکل خود دسترسی نداشته است. خانم تقوی چندی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته و از بیماری فشار خون بالا نیز رنج می‌برد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41724

سیزدهمین سال حبس؛ زینب جلالیان دوران حبس ابد را در تبعید زندان یزد می گذراند

زینب جلالیان، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان یزد، در سیزدهمین سال حبس همچنان محروم از مرخصی و بدون چشم‌اندازی از آزادی، حکم حبس ابد خود را تحمل می‌کند. خانم جلالیان با وجود مشکلات پزشکی همچون ناخونک چشم، ناراحتی کلیه و بیماری زمینه‌ای آسم از رسیدگی پزشکی محروم است.زینب جلالیان این زندانی سیاسی طی ۸ ماه گذشته به ۴ زندان مختلف کشور تبعید شده است. یکی از وکلای خانم جلالیان، وکالت خود را مدت‌ها پیش لغو و امیرسالار داودی، دیگر وکیل وی نیز به حبس محکوم شده و در حال سپری کردن مدت محکومیت خود است. در حال حاضر هیچ وکیلی برای پیگیری پرونده، وضعیت پزشکی و یا اعزام این زندانی سیاسی به مرخصی وکالت او را بر عهده ندارد.

به گزارش هرانا، این زندانی سیاسی در تاریخ ۸ اردیبهشت امسال به دلایل نامشخصی از زندان خوی خارج و نهایتا در تاریخ ۱۳ اردیبهشت به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل و مجددا در تاریخ ۵ تیر از زندان قرچک ورامین به زندان کرمان تبعید شد. زینب جلالیان پس از ۳ ماه نگهداری در اتاق کوچکی در قرنطینه زندان کرمان به زندان دیزل آباد کرمانشاه منتقل شد. او نهایتا آبان‌ماه امسال در چهارمین انتقال خود طی ۸ ماه گذشته به زندان یزد تبعید شد.

زینب جلالیان در سال ۱۳۸۶ بازداشت و در سال ۱۳۸۸ به اتهام خروج غیرقانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه از طریق عضویت در یکی از گروه‌های مخالف نظام به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تایید اما با یک درجه تخفیف مورد عفو قرار گرفته و محکوم به حبس ابد تقلیل یافت.

بنا به گفته خانم جلالیان، وی در زمان بازداشت از طریق شلاق بر کف پا، مشت به شکم، کوباندن سر به دیوار و تهدید به تجاوز مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41722

اقدام به خودکشی یک دختر ۱۵ ساله در زیرگذر شهر گچساران

یک دختر ۱۵ ساله شامگاه پنج‌شنبه در محل زیرگذر گچساران اقدام به خودکشی کرد.چه کسانی اقدام به خودکشی می کنند/توجه به سابقه روانپزشکی - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

منابع محلی گزارش دادند که یک دختر نوجوان ۱۳ تا ۱۵ ساله شامگاه پنج‌شنبه با پرت کردن خود از بالای زیرگذر شهر گچساران اقدام به خودکشی کرد.

برای منابع از جان‌باختن این دختر نوجوان بر اثر خودکشی خبر دادند اما محسن جلیل، رییس فوریت‌های پزشکی کهگیلویه و بویراحمد، با تایید اقدام به خودکشی این دختر نوجوان، گفت که نیروهای اورژانس با انجام عملیات احیا او را به بیمارستان منتقل کردند.

رییس فوریت‌های پزشکی کهگیلویه و بویراحمد گفت که این دختر ۱۵ ساله در ساعت ۱۹ و ۵۵ دقیقه اقدام به خودکشی کرد و پس از سقوط از زیر گذر گچساران وضعیت وخیمی داشت که با سطح هوشیاری ۵ از ۱۵ تحویل بیمارستان رجایی گچساران شد.​منبع:اینترنشنال



source https://zanan.bashariyat.org/?p=41720