۱۱ تیر ۱۳۹۹

تفهیم اتهام بنفشه جمالی در دادسرای فرهنگ و رسانه و آزادی با تودیع قرار

بنفشه جمالی، فعال حقوق زنان پیرو احضار قبلی صبح امروز چهارشنبه ۱۱ تیرماه با حضور در دادسرای فرهنگ و رسانه پس از تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالت آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح امروز چهارشنبه ۱۱ تیرماه ۱۳۹۹، بنفشه جمالی، فعال حقوق زنان با حضور در دادسرای فرهنگ و رسانه پس از تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالت آزاد شد.

در جریان این جلسه خانم جمالی توسط دادسرای فرهنگ و رسانه به اتهام “تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب” مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.
خانم جمالی پس از تفهیم اتهام نهایتا با تودیع قرار کفالت ۱۵۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.
بنفشه جمالی پیشتر پیرو طی ابلاغیه‌ای به دادسرای فرهنگ و رسانه در تهران احضار شده بود.

بنفشه جمالی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۶ در جریان تجمع اعتراضی روز جهانی زن (۸ مارس) در تهران، همراه با تعداد دیگری از شرکت کنندگان در مراسم بازداشت و مدتی بعد آزاد شده بود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38898

هەنگاو: طی روزهای گذشتە دو زن در شهرهای ارومیە و تکاب و یک دانشجوی نخبە در شهر سقز بە زندگی خود پایان دادەاند.

برپایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، روز سەشنبە ١٠ تیر ٩٩ (٣٠ ژوئن ٢٠٢٠)، یک زن ٦٠ سالە اهل روستای چورش ارومیە با هویت ” بسنا ئەحمەدی“ در یکی از مراکز درمانی ارومیە جانش را از دست داد.خودسوزی زن ٦٠ سالە در ارومیە و خودکشی دانشجوی نخبە در سقز

بە گفتە یک منبع مطلع، بسنا احمدی چند روز پیش بە دلیل مشکلات خانوادگی اقدام بە خودسوزی نمودە بود.

از سوی دیگر، روز دوشنبە ٩ تیر ماه، یک دانشجوی نخبە اهل سقز با هویت ”مصطفی تیموری“ کە دانشجوی دانشگاه کردستان شهر سنندج بودە بە دلیل مشکل تراشی های مسئولین دانشگاه جهت حضور در المپیاد و مخالفت درخواست وی برای گرانت خارج از کشور خود را حلق آویز و بە زندگی خود پایان دادە است. وی دانشجوی ترم ششم کارشناسی اقتصاد بودە است.

همچنین روز چهارشنبە ٤ تیر (٢٤ ژوئن)، یک زن جوان اهل تکاب با هویت ”زهرا نامداری“ بە دلیل مشکلات خانوادگی خود را حلق آویز و بە زندگی خود پایان دادە است. این زن جوان متاهل و مادر یک فرزند نیز بودە است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38896

یاسمین حنیفه طباطبایی از اعضای جبهه دموکراتیک ایران احضار شد

یاسمین حنیفه طباطبایی، فعال مدنی ساکن تهران و از اعضای جبهه دموکراتیک ایران به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب جهت رسیدگی به اتهامات، «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» احضار شد.

این شهروند روز هفتم آبانماه سال گذشته به همراه تعدادی از فعالان سیاسی در مسیر راه پاسارگاد توسط ماموران وزات اطلاعات، بازداشت‌شده بود.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، بر اساس احضاریه که به یاسمین حنیفه طباطبایی از طریق سامانه الکترونیکی قوه قضاییه ابلاغ‌شده است، از ایشان خواسته‌شده که ساعت ۹ صبح روز یک شنبه ۲۲ تیرماه ۱۳۹۹، برای رسیدگی به اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی» در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران حاضر شود.

ظهر روز هفتم آبان ماه‌، خانم طباطبایی به همراه حشمت طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک و برخی دیگر از اعضای این تشکل توسط نیروهای امنیتی در ایست بازرسی ایجادشده توسط مأموران امنیتی در مسیر راه پاسارگاد پس از شهرستان آباده بازداشت شد.

بر اساس این گزارش اتهامات مطروحه به این شهروند ساکن تهران، پس از بازجویی در محل توسط دادستان فارس تفهیم و تحت الحفظ به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات مستقر در زندان اوین منتقل شد.

خانم حنیفه طباطبایی روز ۲۲ آبان ماه ۱۳۹۸، پس از گذشت ۱۶ روز با تأمین وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به‌صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات مستقر در زندان اوین آزاد شد.​



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38893

نسرین جوادی جهت اجرای حکم حبس احضار شد

نسرین جوادی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر سال ۹۸ با دریافت ابلاغیه ای جهت اجرای حکم حبس به شعبه اجرای احکام دادسرای اوین احضار شد. این فعال کارگری در اردیبهشت ماه سال جاری و توسط دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران، نسرین جوادی، با دریافت ابلاغیه ای جهت اجرای حکم حبس به شعبه ۱ دادسرای اوین احضار شد.

در این احضاریه از وی خواسته شده است طی مدت ۵ روز خود را به این شعبه معرفی کند.

نسرین جوادی اواسط اردیبهشت ماه ۹۹ در دادگاه تجدیدنظر به تحمل ۵ سال حبس تعزیری قطعی محکوم شد.

بر اساس دادنامه صادره توسط دادگاه تجدید نظر، دو اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “اخلال در نظم عمومی” از میان احکام صادره در مرحله بدوی حذف و خانم جوادی از بابت اتهام ” اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس محکوم شده است.

نسرین جوادی (اعظم خضری) در مرحله بدوی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام ” اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس، از بابت اتهام ”تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال حبس و برای اتهام ”اخلال در نظم عمومی” به ۱ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و محرومیت استفاده از گوشی هوشمند و ممنوعیت عضویت در احزاب و گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم شده بود. با این حال در مرحله بدوی نیز به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد افدام علیه امنیت کشور” به عنوان مجازات اشد قابل اجرا بوده است.

نسرین جوادی روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸، همزمان با روز جهانی کارگر، به همراه ده‌ها تن دیگر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان مجلس بازداشت و در تاریخ ۸ خرداد ۱۳۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان قرچک آزاد شد.

نسرین جوادی کارگر سابق شرکت پخش تجهیزات پزشکی و بازنشسته تامین اجتماعی، عضو هیات موسس شورای کارگری بازنشستگان تامین اجتماعی (بستا) و از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران است.​



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38890

تداوم اعتصاب غذا؛ سکینه پروانه به بهداری زندان قرچک ورامین منتقل شد

سکینه پروانه، متهم سیاسی در زندان قرچک ورامین امروز سه‌شنبه ۱۰ تیرماه در سیزدهمین روز از اعتصاب غذای خود به دلیل افت شدید فشار و حال نامناسب جسمی به بهداری زندان منتقل شد.

خانم پروانه از روز پنج‌شنبه ۲۹ خردادماه با طرح خواسته توقف آزار و اذیت خانواده خود و همچنین در اعتراض به آزار و اذیت خود در دوره بازداشت اعتصاب غذا کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز سه‌شنبه ۱۰ تیرماه ۱۳۹۹، سکینه پروانه، متهم سیاسی در زندان قرچک ورامین در سیزدهمین روز از اعتصاب غذای خود به دلیل افت شدید فشار و حال نامناسب جسمی به بهداری زندان منتقل شد.

سکینه پروانه از روز پنج‌شنبه ۲۹ خردادماه با طرح خواسته توقف آزار و اذیت خانواده خود و در اعتراض به آزار و اذیت خود در دوره بازداشت، اعتصاب غذا کرده است.
سکینه پروانه پیشتر طی یادداشتی که توسط هرانا منتشر شد، روند بازداشت و آخرین وضعیت خود را شرح داد. خانم پروانه در بخشی از یادداشت خود نوشته است «در زندان قرچک نیز از حق ملاقات و تماس تلفنی با خانواده‌ام محروم هستم و کارت تلفن من توسط ماموران زندان و به دستور نهادهای امنیتی از من گرفته شده است. در حالی که تمامی زندانیان حق ثبت ۵ شماره در کارت تلفن خود را دارند من تنها شماره مادرم ثبت بود که آن را هم از من گرفتند. در بند ۳ زندان قرچک بدون رعایت اصل تفکیک جرایم نگهداری می‌شوم. بندی که هیچ زندانی سیاسی جز من درون آن نیست و تمامی این تبعیض‌ها به دلیل کرد بودن من است.»

خانم پروانه در بخش دیگری از این یادداشت در خصوص دلایل اعتصاب خود نیز نوشته است: «حال برای اعتراض به ظلم و ستمی که بر مردم مظلوم کردستان می‌رود و در اعتراض به ضرب و شتم، آزار و اذیت و توهین‌ها و تبعیض‌هایی که در مدت بازداشت تجربه کرده‌ام و همچنین با درخواست پایان یافتن آزار و اذیت خانواده، برادر و خواهرم که بارها احضار و تهدید شده‌اند دست به اعتصاب غذای نامحدود زده‌ام. من به عنوان یک شهروند حتی از داشتن وکیل مدافع نیز محروم شدم و وکیل من آقای پیام درفشان نیز اخیرا بازداشت شده است. این اعتصاب تا زمانی که جان در بدن دارم و نفس می‌کشم ادامه خواهد داشت. جسد من بر روی دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی خواهد ماند.»

سکینه پروانه در نیمه دوم سال ۹۸ توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر و پس از یک هفته نگهداری در بازداشتگاهی در مریوان و ۳ روز در سنندج، به بازداشتگاه اطلاعات سپاه تهران موسوم به بند ۲_الف زندان اوین منتقل شد. خانم پروانه پس از چند روز به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و سپس اوایل اسفند ۹۹ به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم پروانه فروردین امسال در پی شعارنویسی در زندان اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شد. انتقال خانم پروانه به زندان قرچک همراه با توهین و ضرب و شتم بوده است. وی به مدت چهار روز با دستبند و پابند در سلول انفرادی این زندان نگهداری شده و سپس به بیمارستان روان‌درمانی امین‌آباد در تهران منتقل و پس از ۲۵ روز به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل شد.

خانم پروانه نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهام “عضویت در گروه یا دستجات معاند نظام با هدف بر هم زدن امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از باب مجازات تکمیلی به ۲ سال ممنوعیت از عضویت در دستجات سیاسی محکوم شد. گفته می شود که پرونده دیگری نیز همچنان برای خانم پروانه مفتوح است. از سوی دیگر پیام درفشان وکیل مدافع سکینه پروانه نیز از تاریخ ۱۹ خردادماه امسال در بازداشت بسر می‌برد و در حال حاضر هیچ وکیلی برای پیگیری پرونده وکالت او را بر عهده ندارد.
سکینه پروانه، فرزند حسن، متولد ۱۳۶۷ از کردهای کرمانج اهل استان خراسان رضوی است. خانم پروانه هم‌اکنون بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در بند ۳ زندان قرچک ورامین (در کنار متهمان جرائم مرتبط با مواد مخدر) بسر می‌برد.

بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت بوده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38887

تایید حکم حبس فریبا عادلخواه در دادگاه تجدیدنظر

حکم صادره علیه فریبا عادلخواه، زندانی دوتابعیتی در زندان اوین در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد. وی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به شش سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بود که بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری قابلیت اجرایی دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، امروز سه‌شنبه ۱۰ تیرماه ۹۹، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه از تایید حکم صادره علیه فریبا عادلخواه، زندانی دوتابعیتی در زندان اوین توسط دادگاه تجدیدنظر خبر داد.

وی با اعلام این خبر گفت: “دادگاه بدوی قبلاً رأی صادر کرده بود که به دادگاه تجدید نظر ارسال شده بود که این دادگاه رأی بدوی را تأیید کرده‌ بود و این فرد به پنج سال حبس و در مورد دیگری به یک و نیم سال حبس محکوم شده که طبق قانون پنج سال حبس اجرا می‌شود”.

فریبا عادلخواه پیشتر توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” به ۶ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بود که بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری قابلیت اجرایی دارد.

به گفته سعید دهقان، وکیل مدافع خانم عادلخواه در حکم صادره اسم گابریل مارشال نیز ذکر شده اما حکمی برای او صادره نشده است.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم عادلخواه روز یکشنبه ۳۱ فروردین در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

فریبا عادلخواه در تاریخ ۱۷ خردادماه سال ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد. گابریل (رولان) مارشال، پژوهشگر فرانسوی نیز در ماه ژوئن حین سفر به ایران که برای دیدار با خانم عادل خواه صورت گرفته بود، بازداشت شد. آقای مارشال در تاریخ ۱ فروردین ۹۹ در چهارچوب معادله زندانی با جلال روح الله نژاد از زندان اوین آزاد شده و یک روز بعد ایران را به مقصد پاریس ترک کرد.

فریبا عادل‌خواه در رشته جامعه شناسی در دانشگاه استراسبورگ در شرق فرانسه آموزش دیده و دکترای خود را در “مردم شناسی اجتماعی و قوم شناسی” از مدرسه “مطالعات عالی علوم اجتماعی” در پاریس دریافت کرده است. وی سالیان درازی است که به عنوان پژوهشگر و مدیر پژوهش، در “بنیاد ملی علوم سیاسی “در پاریس به کار مشغول بوده است. همچنین علاوه بر حضور در مجامع علمی کشورهای مختلف جهان، در دانشگاه‌های ایران نیز با موضوعاتی چون اقتصاد و سیاست سخنرانی‌هایی را انجام می‌داده و به طور مرتب در حال رفت و آمد به ایران بوده است.

خانم عادل‌خواه نویسنده کتاب‌هایی مانند “انقلاب باحجاب: زن مسلمان ایرانی” و “مدرن بودن در ایران” است. در سال ۹۷ نیز کتاب دیگری با نام “هزار و یک مرز ایران: سفر و هویت” از او منتشر شد. این کتاب‌ها به زبان فرانسوی منتشر شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38886

ممنوعیت تک‌خوانی، نماد فرودستی زنان در مردسالاری اسلامی

جایگاه فرودست زنان در جمهوری اسلامی را می‌توان در حق خوانندگی‌ زنان دید: همخوانی، پس‌زمینه بودن. صدای زنان تا جایی اجازه دارد اوج بگیرد که صدای مرد بر آن چیره شود.

رابطه قدرت ایده‌آل میان زنان و مردان در زندگی شخصی و در جامعه نیز از منظر حاکمیت جمهوری اسلامی چنین است: زن ایده‌آل ضمیمه مرد است، باید زندگی را برای مرد و ساختار مردانه تسهیل و لذت‌بخش کند. نجیب و مطیع باشد، حجاب اجباری بر تن کند. سپس شوهر کند و در چهارچوب ازدواج یا صیغه همواره از نظر جنسی برای مرد آماده‌ به خدمت باشد و تمکین کند. تولید مثل کند و به پرورش فرزندان و خانه‌داری بپردازد. اگر شوهرش هوس کرد با زنان دیگری رابطه جنسی داشته باشد، خیانت محسوب نمی‌شود بلکه قانون به او حق ازدواج‌های متعدد را نیز بخشیده است.

پری ملکی از خوانندگان شناخته شده به همراه گروه “خنیا”
زنان در بازار کار هم وضع بهتری ندارند. تبعیض‌ها چندسویه‌اند اما صدای زنان نباید برای اعتراض بلند شود وگرنه در زندان‌های جمهوری اسلامی حبس می‌شوند. افزون بر نابرابری‌های بی‌شماری که در قانون اساسی، فرهنگ و عرف و بازار کار باعث تبعیض علیه زنان می‌شوند، ممنوعیت آواز خواندن زنان سال‌هاست زندگی هنری و شرایط اقتصادی هزاران زن خواننده را دشوار و آنها را سرخورده کرده و به حاشیه رانده است.

با اینکه در هیچ آیه‌ای از قرآن نیامده که آواز زنان حرام است اما بیش از ۴۰ سال حاکمیت جمهوری اسلامی، تک‌خوانی زنان ممنوع بوده و زنان بیشتر اوقات در نقش همخوان مجاز به خواندن بودند. بارها اجرای زنان را ممنوع کرده و برخی را ممنوع الکار کرده یا به زندان انداخته‌اند.

چندی پیش در شبکه‌های اجتماعی به مناسبت تولد فاطمه معصومه در ایران (روز دختر اسلامی) ویدئوی همخوانی غلام کویتی‌پور با دختری ۱۳ ساله به نام پریچهر منتشر شد و بر نقطه حساسی انگشت گذاشت: حق آواز زنان ایرانی.

کویتی‌پور، مداحی ۶۲ ساله که سرودهایش نماد انقلاب و جنگ است، چند روز پس از انتشار این ویدئو به همشهری آنلاین گفت که او مداح نیست، حماسه‌خوان است. کویتی‌پور برای اینکه اسلام به خطر نیفتد تاکید کرد که همخوانی با این دختر در یک استودیو صورت نگرفته است و گفت: «ایشان در استودیو حضور نداشتند و من مقداری از کار ایشان را شنیدم و پیشنهاد شد من این قطعه را دنبال کنم و تمرینی خواندیم.»

اما اسلام به خطر افتاد. مداحی جوان به نام میثم مطیعی در توییترش با طعنه نوشت: «وقتی ساز و تنبک در مداحی وارد شد، نتیجه‌اش می‌شود همین غلام کویتی‌پور که با دختری هم‌ترانه شود. مراقب پدیده مداحان عشق استودیو باشیم که همراه با موسیقی و ادا و اطوار، آن هم با هزار توجیه ناروا، صدمات جدی به سنت‌های دینی و میراث معنوی ما وارد می‌کنند.» به این عبارت « نتیجه‌اش می‌شود همین غلام کویتی‌پور که با دختری هم‌ترانه شود» توجه کنید. به نظر این مداح جوان، کویتی‌پور با هم‌ترانگی با پریچهر زن سنت معنوی این قشر را مخدوش کرده است؛ معنویت مردانه‌‌ای که با صدای زن متزلزل می‌شود.

ممنوعیت خوانندگی تبعیض اقتصادی مضاعف علیه زنان است
ممنوعیت آواز زنان به زندگی اقتصادی و امنیت مالی بسیاری از زنان خواننده آسیب زده و تبعیض‌های اقتصادی مضاعفی را به زنان تحمیل کرده‌است. در برخی کنسرت‌ها یا آلبوم‌های موسیقی از صدای زنان استفاده می‌شود اما دستمزدشان با مردان برابر نیست.

مریم ابراهیم‌پور، خواننده و نوازنده
در کانال یوتیوب هفدانگ، در خرداد ماه گفت‌‌وگویی از مریم ابراهیم‌پور منتشر شده که در آن او از شرایط دشوار خوانندگی زنان در ایران می‌گوید. مریم ابراهیم‌پور نوازنده ویولن، قیچک و خواننده موسیقی سنتی ایرانی است. او از سال ۱۳۷۱ عضو گروه موسیقی کامکارها و نوازنده ویلن ارکستر سمفونیک تهران است. زندگی او از کودکی با هنر و موسیقی و آواز آمیخته بوده است. ابراهیم‌پور درباره خوانندگی زنان می‌گوید:

«وقتی راننده تاکسی ازم می‌پرسد خانم چه‌کاره‌‌‌اید و من می‌گویم خواننده، شاخ در می‌‌آورد و می‌گوید خانم مگر خواننده زن هم داریم؟ خرجت را چطور در می‌آروی؟»

اگر چه خوانندگی منبع درآمد بسیاری از هنرمندان است اما وضعیت زنان خواننده در ایران متفاوت است. بسیاری از زنان خواننده هرگز از این راه نمی‌توانند امرار معاش کنند. درآمد خوانندگی برای زنان بسیار پایین است و اصلا با مردان مقایسه‌پذیر نیست. ابراهیم‌پور از یکی از آوازهایی که برای یک موسیقی خوانده مثال می‌آورد:

«برای کارگردانی نت‌های احساسی را می‌خوانم، نت‌هایی بسیار سخت. به من ۳۰۰ هزار تومان می‌دهند و به مردی که همراه با من خوانده ۶۴ میلیون تومان. تازه من جزو کسانی هستم که به من کار می‌دهند، چون در موسیقی‌های آقای انتظامی خوانده‌ام و مرا می‌شناسند.»

ممنوعیت تک‌خوانی توهین به زنان است
ممنوعیت آواز و تک‌خوانی افزون بر آسیبی که به زندگی اقتصادی و استقلال زنان وارد می‌کند، آنها را تحقیر می‌کند و به‌نوعی به هویت و توانایی زنان خواننده توهین می‌کند. مریم ابراهیم‌پور در این‌باره می‌گوید:

«زن خواننده را می‌خواهند که فقط لباس تنش کنند. اما وقتی روی صحنه می‌رویم مردم برای ما زنان کف می‌زنند. خیلی وقت‌ها شما مهم‌ترین فرد یک کنسرت هستید، حتی سی دی آلبوم را درباره شما ساختند، سال‌ها تجربه کسب کردید و … اما شما همخوان می شوید و صدای مرد خواننده روی صدای شما می‌آید. انگار نیستید، وجود ندارید.»

نوا جنگوک، خواننده و نوازنده
نوا جنگوک نیز در ایران به صورت حرفه‌ای به آوازخوانی و موسیقی پرداخته و در کنارش روانشناسی نیز خوانده است. او فرزند نوازنده سرشناس، استاد عطاءالله جنگوک، پژوهشگر و آموزگار موسیقی ایران است. نوا جنگوک سال گذشته در مصاحبه با خط صلح از تجربیاتش در نوازندگی و خوانندگی گفته است. به گفته او ممنوعیت‌های خوانندگی انگیزه او را کشتند:

« در طی این ۴۰ سال، تک خوانی برای زنان همیشه ممنوع بوده است. در حقیقت، زنان اجازه داشتند که فقط در شرایطی که صدایشان زیر صدای مرد یا مردانی پنهان شود، بخوانند؛ تا کم‌تر “تحریک کننده” باشد! در مورد تجربه شخصی می توانم بگویم که انگیزه من در این زمینه در ایران به شکلی نابود شد. وقتی از ممنوعیت صدای زن‌ها صحبت می‌کنیم، در واقع می‌توان آن را به تبعیض و خشونت علیه زنان بسط داد. اگرچه این از دل حکومت اسلامی و مذهب زده می‌آید، اما بخشی از آن هم به فرهنگ جامعه بر می‌گردد. دلیل این ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها به نوعی به ترس انسان بر‌می‌گردد. وقتی شما از چیزی می‌ترسید، سعی می‌کنید آن را نابود کنید، یا آن را پس می‌زنید. از این طریق، انگار دارید هراس روانی خودتان را دور می‌زنید. این شاید شکلی از یک مکانیسم دفاعی باشد در برابر ترس از آلوده شدن به گناه!»

به ممنوعیت آواز زنان اعتراض جمعی کنیم
در کشوری که در آن حق تشکیل سندیکاهای مستقل وجود ندارد، از اتحاد سخن گفتن دشوار است. اما در شرایط سرکوب هم کماکان باید از اتحاد سخن گفت، باید آن را جست، حتی وقتی در راه همبستگی مانع می‌تراشند. آیا خوانندگان سندیکا یا گروهی تشکیل داده‌اند که برای مبارزه با ممنوعیت صدای زنان مطالبه‌گری کنند؟ به نظر نمی‌رسد اعتراضی نظام‌مندی صورت گرفته باشد. نوا جنگوک در این‌باره می‌گوید:

«چطور در جامعه‌ای که این همه اساتید موسیقی داریم، “خانه موسیقی” داریم، هیچ کس به مسئله ممنوعیت صدای زنان در موسیقی اعتراض نمی‌کند؟ به نظرم به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسند آن‌هایی که به این موضوع اشاره‌ای کرده‌اند. جالب این‌جاست که این ستم، ستمی نیست که فقط شامل حال زنان می شود؛ بلکه بخشی از موسیقی هم به شکل غیر مستقیم نابود می‌شود. چرا که آهنگساز هم به ناچار، تنها برای صدای راست کوک یا صدای مردانه خواهد نوشت. شاید بدبینانه به نظر بیاید، اما مردان خواننده طی این سال ها از این کمبود استفاده هم کرده‌اند و باعث شده که بیشتر دیده و شنیده شوند.

جنگوک مسئولیت حمایت صنفی را تنها وظیفه مردان نمی‌داند و زنان را نیز نقد می‌کند. او معتقد است برخی از زنان نیز در این فضای تنگ و سرکوبگر به حذف و سرکوب یکدیگر می‌پردازند و سعی می‌کنند برای بقای خود به شرایط نابرابر نیز مانند فرصتی نگاه کنند که باید آن را در هوا بقاپند. او می‌گوید:

« به نظر من مسئله صرفاً به ممنوعیت و تبعیض اعمال شده از سوی حکومت بر زنان خلاصه نمی شود، بلکه ابعاد عمیق‌تر این پدیده این است که تحت چنین شرایطی که ز‌ن‌ها در موقعیت‌های برابر با مردان، فرصت رشد و بروز استعدادهای خود را ندارند و صدایشان گرفتار حبس و خفقان می‌شود، پیش می‌آید که گاه، حتی خود آن ها نیز کمر به حذف و سرکوب یکدیگر ببندند. دور از ذهن نیست که در چنین فضای رقابتی مسمومی، هنرمندانی با توانایی‌های خاص خود(در این مورد، حجم و رنگ صدا) و با بیان منحصر به فرد و ویژه، “درد مشترک” را از یاد برده و به دنبال فرصتی برای ابراز وجود، پا روی یکدیگر بگذارند.»

آواز زنان حرام است، آواز زنان حرام نیست
در تارنمای اندیشه قم که مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم است درباره چرایی ممنوعیت آواز زنان استدلال کرده‌اند که:

«زیبایی زن اگر به همراه آواز ظهور و بروز پیدا کند ناهنجاری‌‌هایی اجتماعی را به دنبال خواهد آورد. همانطور که در روایات هم آمده، مسئله زنا، فقط به اندام تناسلی نیست بلکه گوش و چشم و… هم زنائی دارند. در فقه بین صدای زن و مرد تفکیک شده، صدای زن مثل چهره زن یکی از زیبایی هاست و اگر ابراز شود ـ مثل بی‌حجاب آمدن یک زن در خیابان ـ موجب هوس نامحرم می‌شود. بنابراین این حکم قرآنی برای جلوگیری از مشکلات اجتماعی است.»

میان فقها و در حوزه علمیه توافق نظری در این باره وجود ندارد. مثلا محمد یزدی معتقد است که در اسلام تک‌خوانی زن حرام است و گفته که همه مراجع در این مورد متفق‌القول هستند. او حتی از خیلی از فقها فراتر رفته و گفته که «همخوانی‌هایی که در بین آنها تک‌خوانی زن باشد هم حرام است.» یزدی ترویج موسیقی را نیز حرام می‌داند. اما فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم دراین‌باره به «جهان‌صنعت» می‌گوید:

«در قانون و فقه هیچ پایه و اصول فقهی بر حرام بودن صدای زن وجود ندارد. در بحث‌های فقهی روایت‌های روشن و واضحی نیست که بگوییم صوت زن حرام است. برخی فقها می‌گویند در کنار آوازخوانی زنان مفسده است. در صورتی که معنای مفسده عریض و طویل است و معنای مشخصی ندارد. به صرف اینکه در کنار دوچرخه‌سواری و صوت زن مفسده است پس تمام فعالیت‌های زنان در جامعه را حرام کنیم کار اشتباهی است.

میبدی درباره مجازات‌های بی‌پایه و اساس زنان آواز خوان می‌گوید:

«بعد از انقلاب یک فقیهی آواز خواندن زنان را شرعا حرام اعلام کرد. ولی همان زمان آیت‌الله خمینی تک‌خوانی زنان را بلامانع اعلام کرد. چه‌بسا در هیچ کجای کتاب آسمانی ما نیامده که تک‌خوانی زنان حرام و ممنوع است. تنها یک آیه وجود دارد که ۱۰ تا معنای مختلف می‌شود از آن گرفت. حتی همان یک آیه هم به آواز خواندن مردان ایراد گرفته است. حال مشخص نیست به استناد کدام ماده قانونی زنان آواز خوان را بازداشت و حبس‌های طولانی‌مدت در نظر می‌گیرند. چنین برخوردهایی اصولا از پایگاه مذهبی سرچشمه نمی‌گیرد بلکه برخوردهای سیاسی احزاب و گروهای طیف‌های مختلف با هم است.»

ممنوعیت آواز زنان چه تفسیری بنیادگرایانه از آیات قرآن و آموزه‌های اسلام باشد، چه جنبه سیاسی داشته باشد نتیجه برای زنان ایرانی یکی است، تبعیض، سرکوب و خوار شمردن نیمی از مردم ایران. حسن روحانی، رییس جمهوری که ادعا می‌کند اسلام دین مردسالاری نیست، مسئول است به زنان پاسخ دهد که چه علت‌هایی جز مردسالاری و ارتجاع اسلامی بیش از ۴۰ سال زنان ایرانی را از حق آوازخوانی و تکخوانی آزاد محروم کرده‌اند؟



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38884

چالشِ بی‌مربی!

ایسنا/لرستان نخستین بانوی مدال‌آور ایرانی در میادین بین‌المللی وزنه‌برداری می‌گوید: همچنان نبود مربی چالش ماست.چالشِ بی‌مربی!

سیده الهام حسینی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: حتی باوجود شیوع کرونا تمریناتم را قطع نکردم و آن اوایل در خانه و الان در سالن تمرین می‌کنم.

وی با بیان اینکه فعلاً اردوی تیم ملی تشکیل نمی‌شود، تصریح کرد: در شهرستان دورود هستم و بعضی روزها در سالن هیئت و روزهایی نیز در سالن خودم تمرین می‌کنم.

حسینی در خصوص برنامه‌های تیم ملی گفت: در حال حاضر که برنامه‌ خاصی نداریم، چون زمان و مکان رقابت‌های قهرمانی آسیا فعلاً مشخص نشده است.

این وزنه‌بردار لرستانی با بیان اینکه پیش از شیوع کرونا رکوردهایم بهتر شده بود، افزود: چون زمان زیادی از آغاز رسمی وزنه‌برداری بانوان در کشور نمی‌گذرد با مرور زمان بهتر می‌شویم اما متاسفانه همچنان نبود مربی چالش ماست.

وی تصریح کرد: وقتی در شهرستان دورود هستم باید بدون مربی تمرین کنم و چون این رشته برای بانوان نوپا است مربی تخصصی بانو حتی در استان ما(لرستان) وجود ندارد.

حسینی با اشاره به امکانات دورود اضافه کرد: این امکانات برای حفظ آمادگی خوب است اما برای رسیدن به موفقیت در میادین بین‌المللی نیاز به امکانات بیشتری داریم.

عضو تیم ملی وزنه‌برداری بانوان با اشاره به اینکه در شهرستان دورود چند شاگرد دارد، افزود: افراد مستعدی هستند و بدون شک اگر شرایط فراهم باشد در آینده از آنان بیشتر خواهیم شنید.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38880

ملی‌پوش فوتسال زنان: از تصمیمات پراسترس سازمان لیگ کلافه شدیم

تهران- ایرنا- عضو تیم ملی فوتسال زنان گفت: مدتی است که سازمان لیگ تصمیمات خود را برای ادامه مرحله حذفی لیگ برتر از این شنبه به آن شنبه موکول می‌کند. آرامش نداریم و از این بلاتکلیفی کلافه و خسته شده‌ایم.ملی‌پوش فوتسال زنان: از تصمیمات پراسترس سازمان لیگ کلافه شدیم

«نسیمه غلامی» روز سه‌شنبه در گفت و گو با ایرنا اظهار داشت: سال گذشته تیم شرکت ملی حفاری اهواز تا روزهای پایانی در رده نخست جدول قرار داشت اما در مرحله پلی‌آف سوم شد. شاید با مس ر فسنجان بازی کنیم و ببازیم. به همین دلیل دوست داریم تا مرحله حذفی برگزار شود. نمی‌دانم چرا «شیرین نصیری» مسوول برگزاری مسابقات فوتسال زنان به ما می‌گوید این شنبه یا آن شنبه تصمیم قطعی برای تاریخ برگزاری مرحله پلی‌آف گرفته می‌شود. نمی‌دانم این شنبه چه زمانی می‌رسد.

وی افزود: از اسفند سال گذشته تاکنون در حال تمرین هستم و از تمرین بی‌هدف خسته شده‌ام. سازمان لیگ یا بگویند که این مسابقات برگزار می‌شود تا تکلیف خود را بدانیم یا اگر برپا نمی‌شود تصمیم دیگری بگیریم. اگر وضعیت خوزستان قرمز است چرا برای مردان اینگونه نیست و تنها برای فوتسال زنان رنگ وضعیت تغییر می‌کند. هیج فرقی بین زنان و مردان ورزشکار نیست. اگر فینال فوتسال مردان برپا شده فینال فوتسال زنان نیز می‌تواند برگزار شود.

عضو تیم هیات فوتبال خراسان گفت: خواهش می‌کنم هر چه سریعتر اعلام کنند که آیا این مسابقات برگزار می‌شود یا خیر. بازیکنان چهار تیم حاضر در مرحله پلی‌آف کلافه و خسته شده‌اند. اگر فصل آینده شهریور یا مهر آغاز شود، حداقل باید ۲۰ روز استراحت داشته باشیم. از طرف دیگر اردوهای تیم ملی و بازی‌های داخل سالن و جام ملت‌های آسیا را نیز پیش‌رو داریم.

وی یادآور شد: مسوولان فدراسیون فقط به فوتبال یا فوتسال مردان اهمیت می‌دهند و همانگونه که حتی مبلغ اندکی از پول‌های آنان را نمی‌گیریم، توجهی هم به ما نمی‌شود. یکسال بازی می‌کنیم و ۷۰ میلیون تومان می‌گیریم اما مردان در یک فصل پنج میلیارد تومان پول می‌گیرند. می‌دانم که فوتبال یک ورزش جهانی و اولین ورزش کشور است و در آن شکی نیست. اما اگر مسوولان فدراسیون اهمیت کمی هم برای ما قایل شوند، چیزی از آنان کم نمی‌شود.

غلامی ادامه داد: برای فصل جدید هنوز باشگاهی با من مذاکره نکرده است و باشگاه هیات فوتبال خراسان هم برای ماندن در این فصل هم چیزی به من نگفته است. زیرا هنوز لیگ امسال تمام نشده تا باشگاه‌ها بخواهند برای فصل جدید نظر بازیکنان را بپرسند. ۸۰ درصد از مبلغ قرارداد ما را هیات فوتبال تسویه کرد و ۲۰ درصد باقی مانده را پس از برگزاری مرحله حذفی پرداخت می‌کند. حتی اگر مسابقات برگزار نشود، احتمال دارد این مبلغ باقی مانده را پرداخت نکنند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38878

گذران سخت زندگی زیر سایه سنگین گرانی/فقر آتشی زیر خاکستر طلاق

یزد ـ گرانی افسارگسیخته و تبعات ناشی از آن تاب‌آوری مردم را به شدت کاهش داده تا جایی که حتی برخی آسیب‌های اجتماعی زیر سایه سنگین این معضل به شکل محسوسی در حال افزایش است.گذران سخت زندگی زیر سایه سنگین گرانی/فقر آتشی زیر خاکستر طلاق

خبرگزاری مهر گروه استان‌ها: آسیب‌های اجتماعی این روزها در حالی به یکی از دغدغه‌های مهم مردم و مسئولان تبدیل شده که ریشه بسیاری از این آسیب‌ها در مسائل اقتصادی است و اگر به این معضل به شکل جدی پرداخته شود و عزمی راسخ برای رفع آن اندیشیده شود، آنگاه خواهیم دید که آسیب‌های اجتماعی موضوعات چندان پیچیده‌ای نیستند.

وقتی گرانی به عنوان اصلی‌ترین معضل اقتصادی خانواده‌ها، معیشت آنها را دچار مشکل کرده، طبیعی است که پدیده‌هایی همچون طلاق، دختران و پسران فراری، اعتیاد و … روز به روز افزایش پیدا می‌کند.

مسئولانی که فرصتی برای نشستن پای درد دل آسیب‌دیدگان اجتماعی ندارند کافی است تا مروری بر صفحات رسانه‌ها داشته باشند تا ببینند کنکاش در زندگی افراد آسیب‌دیده، لاجرم آنها را به فقر اقتصادی می‌رساند.

طنزی که تبدیل به واقعیتی تلخ شد

وقتی کرونا بسیاری از خانواده‌ها را گردهم جمع و مردان و زنان بسیاری را وادار به قرنطینه‌های اجباری کرد، طنزهای بسیاری در شبکه‌های اجتماعی در مورد شلوغ شدن دادگاه‌های خانواده بعد از کرونا، شکل گرفت اما این شوخی‌ها این روزها جدی شده و آمار طلاق به ویژه طلاق‌های توافقی در استانی همچون یزد، روند افزایشی گرفته است.

اما بررسی بسیاری از پرونده‌های طلاق نشان می‌دهد آنچه بیشتر از کرونا توانسته به بنیان خانواده‌ها آسیب جدی وارد کند، گرانی‌های افسارگسیخته است، گرانی‌هایی که حالا دیگر سرپرستان خانواده‌ها را از تأمین نیازهای افراد خانواده عاجز کرده و بسیاری از آنها در تأمین ضروری‌ترین نیازهای اولیه یک زندگی ناتوان هستند.

در یزد با همکاری بهزیستی و دادگستری از چند سال پیش، طرحی به مرحله اجرا درآمد که در قالب آن، زوج‌های متقاضی طلاق ابتدا باید در چند جلسه مشاوره شرکت کنند و در صورتی که مشاور نیز نتوانست به حل مشکلات زوج‌ها کمک کند، آنگاه آنها را به مسیر قانونی طلاق هدایت کند.

این طرح اکنون زوج‌های زیادی را راهی مراکز مشاوره زیر پوشش بهزیستی کرده که نشستن پای صحبت آنها گرچه دردناک است اما واقعیت‌های پنهان زندگی مردم و علل بروز آسیب‌های اجتماعی نظیر طلاق را مشخص می‌کند.

خانمی که حدود ۴۰ سال سن دارد و همسرش در اتاق مشاور مشغول صحبت است، آنچنان متفکر و عاجز به نظر می‌رسد که ناخودآگاه توجهم را برای گفتگو جلب می‌کند. علت حضورش را جویا می‌شوم و او بلافاصله سر درد دلش باز می‌شود.

وقتی تأمین حداقل‌های زندگی سخت می‌شود

می‌گوید: از فروردین ماه مدام از صاحبخانه برای تخلیه خانه اخطار می‌گیریم و آرامشمان سلب شده، همسرم عرضه تهیه یک خانه معمولی را ندارد، اوایل برای جستجو به بنگاه‌های بسیاری مراجعه کردیم، حتی تصمیم گرفتیم وامی تهیه کنیم تا بتوانیم از پس این گرانی‌های عجیب و غریب بر بیاییم اما بعد از پرس‌وجو از بانک‌ها، همسرم گفت از عهده پرداخت اقساط وام بر نمی‌آیم.

در حالی که تلاش می‌کند بر خود مسلط باشد، می‌گوید: من خانه‌دار هستم و درآمدی ندارم با این حال سعی کردم با انجام کارهایی مثل سبزی خشک کردن، رب درست کردن و این قبیل کارها، کمک خرج خانه باشم اما هر چه ما بیشتر تلاش می‌کنیم، هزینه‌ها بیشتر می‌شود.

می‌گوید: هر دو طاقتمان تمام شده نه او دیگر توان کار بیشتر دارد و نه من کار بیشتری از دستم بر می‌آید با ماهی ۲ میلیون تومان درآمد نمی‌توانیم هم اجاره خانه پرداخت کنیم، هم به پول پیش خانه اضافه کنیم، هم خرج و مخارج دو فرزندمان را تأمین کنیم. من هم به عنوان یک زن خواسته زیادی ندارم یک خانه معمولی با یک زندگی معمولی می‌خواهم که همسرم از عهده همین هم بر نمی‌آید.

می‌پرسم با طلاق مشکل خانه حل می‌شود. بی‌درنگ پاسخ می‌دهد من که به خانه پدرم می‌روم او هم بالاخره مرد است و می‌تواند برای خود جایی برای خوابیدن فراهم کند.

همسرش مرد محترم و شریفی بود. صدایش از اتاق مشاور به گوش می‌رسید که از کار طولانی در کارخانه به اندازه کافی خسته هستم و دیگر تحمل غرولندهای زن و بچه‌ام را ندارم.

در فرصتی که دست داد تا با مشاور جوان این مرکز گفت‌وگو کنم، متوجه دلسوزی و ناراحتی او از بیچارگی برخی مراجعان شدم.

نامش مریم صالح‌نژاد است. می‌گوید: دلم برای زوج‌هایی که فقر و نداری و گرانی کمر آنها را خم کرده و طاقتشان را تمام کرده، می‌سوزد.

قناعت هم دیگر چاره‌ساز گرانی‌های افسارگسیخته نیست

می‌گوید: طی چند ماه اخیر، شاید به جرأت بتوانم بگویم ۹۰ درصد پرونده‌های مشاوره‌ای که رسیدگی می‌کنم، اختلاف بر سر مسائل مالی است گرچه برخی همسران از یکدیگر در این زمینه انتظارات غیرمتعارف دارند اما عده زیادی از آنها انسان‌های قانعی هستند که به حداقل‌های زندگی راضی اند اما شرایط بد اقتصادی، گرانی و تورم همین حداقل‌ها را نیز از آنها دریغ کرده و بر آنها را از نظر روانی بسیار تحت فشار قرار داده و آنها را به جان هم انداخته است.

این مشاور جوان می‌گوید: پیش از این طلاق‌ها عمدتاً دلایلی نظیر اختلافات فرهنگی، دخالت خانواده‌ها در امور زندگی فرزندانشان، اعتیاد یکی از زوجین، بیکاری و مشکلات اقتصادی داشت اما در طول چند ماه گذشته، اغلب پرونده‌ها دلیل مشترک عدم تأمین معیشت دارند.

وی می‌گوید: بیکاری بسیاری از زوجین را خیلی سریع‌تر به خط پایان رسانده اما در بسیاری از موارد، زوج شاغل است اما زور درآمد ناچیز او به مخارج این روزهای زندگی نمی‌رسد هر چند بسیاری از زنان قانع و صبور هستند اما صبوری هم اندازه دارد و تراژدی دردناک اینکه اغلب مردان هم تمام تلاش خود را برای کسب روزی حلال به کار گرفته‌اند.

افزایش درخواست طلاق از سوی مردان به دلیل ناتوانی از تأمین نیازهای خانواده

وی اعلام می‌کند: درخواست طلاق از سوی مردان به دلیل ناتوانی از تأمین هزینه‌های زندگی در یزد افزایش یافته یعنی به نوعی از روی ناچاری از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی می‌کنند.

هرچند آمارهای ارائه شده از سوی رئیس کل دادگستری یزد در مورد طلاق‌ها به ویژه طلاق‌های توافقی، در سال جاری نسبت به سال گذشته، کاهش نشان می‌دهد اما علل طلاق‌ها در سال جاری اغلب علل اقتصادی و ناسازگاری زوجین بر سر مسائل اقتصادی است.

رئیس کل دادگستری استان یزد در مورد آمار طلاق‌های توافقی در سال جاری به خبرنگار مهر گفت: در دو ماهه اول سال ۹۸ تعداد طلاق‌های توافقی در استان یزد ۲۱۹ مورد بوده که این آمار در مدت مشابه سال جاری به ۱۶۵ مورد رسیده است.

غلامعلی دهشیری افزود: طلاق‌های درخواست شده از سوی مردان در سال جاری به ۳۳ مورد رسیده است.

به نظر می‌رسد مسئولانی که دغدغه طلاق و آسیب‌های اجتماعی را دارند، اگر بتوانند چاره‌ای برای مهار گرانی‌ها بیاندیشند، می‌توانند بخش قابل توجهی از آسیب‌های اجتماعی به ویژه طلاق را نیز مهار کنند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38875