
source https://zanan.bashariyat.org/?p=52072
رادیو فردا

در حالی که یک مقام قضایی مدعی شده که نیکا شاکرمی، دختر ۱۷ سالهای که پس از ۱۰ روز بیخبری، جسد او در کهریزک پیدا شد، از بالای یک ساختمان به پایین «پرتاب» شده است، یک سند جدید حاکی است که مرگ او بر اثر «صدمات متعدد ناشی از اصابت جسم سخت» بوده است.
محمد شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی استان تهران، روز چهارشنبه ۱۳ مهر گفت که «بررسی فیلم دوربینهای محل» نشان میدهد «در بامداد روز حادثه خانم نیکا شاکرمی با کولهپشتی همراه وارد ساختمان میشود و زنگی زده نمیشود زیرا ساختمان نیمه کاره بوده و درب با هل دادن باز شده است».
او افزوده که منزل آتش شاکرمی، خاله نیکا، «در کوچه مجاور این ساختمان و دو پلاک بالاتر از محل کشف جسد است. هنوز انگیزه ورود این خانم به ساختمان نیمهکاره مشخص نشده است».
آقای شهریاری همچنین مجهولالهویه بودن جسد نیکا شاکرمی در سردخانه کهریزک را این موضوع عنوان کرده که «کولهپشتی این خانم در پشت بام ساختمان مجاور کشف شد».
پیش از این آتش شاکرمی، خاله نیکا که در حال حاضر در بازداشت به سر میبرد، گفته بود که نیکا قرار بود به خوابگاه خواهرش برود و به همین دلیل، شناسنامهاش را به همراه داشت.
همراه داشتن شناسنامه موجب شده است که بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی و روزنامهنگاران مستقل، به اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی مبنی بر مجهولالهویه بودن این نوجوان تردید کنند.
سرپرست دادسرای جنایی استان تهران در اظهارات خود چندینبار تاکید کرده که نیکا شاکرمی از بالای یک ساختمان، «پرتاب» شده و افزوده: «در آزمایشهای کالبد شکافی و معاینه جسد، آثار شکستگیهای متعدد در ناحیه لگن، سر، اندامهای فوقانی و تحتانی، دستها و پاها و در رفتگی لگن مشاهده شد که نشان میدهد فرد از بلندی پرت شده است».
این ادعا در حالی است که خانواده شاکرمی گفتهاند که به آنها اجازه داده نشد تا پیکر دخترشان را مشاهده کنند و آنها تنها بخشی از سر و صورت وی را دیدند.
اظهارات این مقام قضایی در شرایطی منتشر شده که بیبیسی فارسی با انتشار نامه قبرستان بهشت زهرا در تهران، گزارش کرده که علت فوت وی «صدمات متعدد ناشی از اصابت جسم سخت» عنوان شده است.
سرپرست دادسرای جنایی استان تهران در اظهارات خود به دلایل بازداشت خاله و دایی نیکا شاکرمی و نیز «دزدیدن» جنازه وی بدون حضور خانواده و در روستایی دورافتاده، توضیح نداده است.
هدیه کیمیایی، خبرنگار، در حساب توئیتری خود نوشته که خاله و دایی نیکا بازداشت شدهاند تا «عمق جنایت» مشخص نشود.
با افزایش ابهامها در پرونده کشته شدن این نوجوان اهل خرمآباد، بازنشر هشتگ نیکا شاکرمی تا اواسط روز چهارشنبه به بیش از یکمیلیون و سیصد هزار توئیت رسید.
پیش از اظهارات روز چهارشنبه سرپرست دادسرای جنایی استان تهران، خبرگزاریهای تسنیم و فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، گزارشهایی با همین مضمون منتشر کرده بودند.
ايران امروز
مهدیه محمدخانی، خواننده ایرانی با انتشار پستی در اینستاگرام خطاب به نیروهای امنیتی گفت:
«ممنون که گذرنامهام را گرفتید و یادآوری کردید جای من ایران و خاک پاک وطن است. چه خوب که میخواهید اینجا بمانم و برایتان آزادانه آواز بخوانم».
خانم محمد خانی روز پنجشنبه ۷ مهرماه از ضبط پاسپورت و ممنوعالخروج شدنش در فرودگاه خبر داد.
این دومین بار است که او ممنوعالخروج میشود. پیش از این هم یک بار در سال ۹۴ ماموران امنیتی مانع از خروج این خواننده ایرانی از کشور شده بودند.
مهدیه محمدخانی دو روز پیش نیز در پستی در اینستاگرامش خطاب به دوستدارانش نوشته بود:
حال من خوب است
اما تو باور نكن
همراهان مهربانم كه جوياى احوالم بوديد بینهايت از محبت شما ممنونم… ايران هستم و در خاك وطنم.
دل و جانم براى وطن و مردمم ميتپد.
خيلى زود اينروزهايم را شرح خواهم داد.
ههنگاو

گلاله وطندوست از وکلای پایه یک دادگستری و یکی از فعالین شناخته شده حوزه زنان در مریوان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو، گلاله وطندوست روز دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ (۳ اکتبر ۲۰۲۲) در سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و هیچ اطلاعی از سرنوشت و محل نگهداریش در دسترس نیست.
گفتنیست که گلاله وطندوست طی سالهای اخیر بارها توسط نهادهای امنیتی احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته است.
گلاله وطندوست از وکلای پایه یک دادگستری و یکی از فعالینی است که طی سالهای اخیر در زمینه حقوق زنان و حقوق کودکان فعالیت داشته است و مطالبی را در این زمینهها منتشر نموده است.
کمپین فعالین بلوچ

نیروهای نظامی ۵ دختر دانش آموز بلوچ اهل سرباز و نیکشهر را در بلوک بازار شهر چابهار بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
به گزارش کمپین فعالین بلوچ، روز چهارشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۱، پنج دختر دانش آموز بلوچ ۱۵ تا ۱۷ ساله توسط نیروهای نظامی در چابهار بازداشت شدند.
هویت این پنج دختر بلوچ “س رئیسی”، “آ رئیسی”، “م عمرزهی” اهل بخش کیشکور شهرستان سرباز، “ف بلوچ” و “ع بلوچ” اهل آهوران شهرستان نیکشهر برای کمپین احراز شده است.
گفته می شود این پنج دختر بلوچ که فامیل یکدیگر و همکلاسی بودند، به همراه هم برای خرید روزانه به بلوک بازار چابهار (بازار سنتی) رفتند که توسط نیروهای نظامی بازداشت شده اند.
یک منبع مطلع به گزارشگر کمپین گفت: «خانواده این دختران جهت پیگیری به اداره اطلاعات چابهار مراجعه و نیروهای نظامی به آنها اعلام کردند که در صورت رسانه ای نشدن، دختران آنها روز شنبه ۹ مهرماه آزاد خواهند شد.»
این منبع در ادامه گفت: «این دختران روز شنبه نیز آزاد نشده و خانواده ها با مراجعه دوباره به اداره اطلاعات، با خبر انتقال آنها به زاهدان مواجه شدند.»
نیروهای نظامی و قضایی اتهام این دختران را حضور در اعتراضات چابهار عنوان کرده اند؛ در حالی که در روز چهارشنبه اعتراضی صورت نگرفته و این اعتراضات چابهار روز سه شنبه بوده است.
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

در جریان اعتراضهای جاری در شهرهای بوکان، دهگلان، سنندج، مهاباد، اشنویه و کامیاران دستکم هشت شهروند توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی؛ طی روزهای اخیر دستکم هشت شهروند به نامهای، محمد حاجی رسولپور، فردین فتحی، روژان قادری، باوان لطفی، امید رسولپور، آرمان نوریزاد، صلاح باتمانی و امیر ندیمی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس این گزارش، شامگاه روز شنبه نهم مهرماه، محمد حاجی رسولپور، زندانی سیاسی سابق اهل بوکان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
دهگلان؛ روز پنجشنبە هفتم مهرماە، فردین فتحی ۳٦ سالە در محل کارش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و از سرنوشت وی اطلاعی در دسترس نیست.
سنندج؛ روز شنبه نهم مهرماه، روژان قادری که روز سهشنبه بیست و نهم شهریورماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
مهاباد؛ باوان لطفی، دانشجوی کارشناسی نقاشی دانشگاه ارومیه روز سهشنبه بیست و نهم شهریورماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و از سرنوشت وی اطلاعی در دسترس نیست.
اشنویه؛ روز چهارشنبه ششم مهرماه، یک شهروند به نام “امید رسولپور” فرزند اسماعیل در محل کارش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
آرمان نوریزاد، فعال کارگری که دو هفته پیش توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت شده بود، ساعتی پیش آزاد شد.
کامیارا ن صلاح باتمانی از فعالین مدنی شهرستان کامیاران و یکی از معترضان به کشته شدن ژینا امینی توسط نیروهای امنیتی کامیاران بازداشت شدە و سرنوشتش نامعلوم است.
امیر ندیمی از فعالین مدنی شهرستان کامیاران و یکی از معترضان به کشته شدن ژینا امینی توسط نیروهای امنیتی کامیاران بازداشت شدە و سرنوشتش نامعلوم است.
VOAPNN

چهار دهه پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، تنشها در جمهوری اسلامی به اوج خود رسیده است. آیزیک چورتنر روزنامه نگار نشریه آمریکایی نیویورکر با نوشتن این مطلب برای بررسی اعتراضات اخیر ایران با فاطمه شمس، استاد دانشگاه ادبیات فارسی در دانشگاه پنسلوانیا، شاعر، و نویسنده گفتوگو کرده است که از سال ۲۰۰۹ در تبعید به سر میبرد.
نیویورکر مینویسد مرگ مهسا امینی، دختر ۲۲ ساله سقزی باعث گستردهترین اعتراضها در ایران از سال ۲۰۰۹ شد. این اعتراضات شامل اقدام زنان در برداشتن حجاب بوده است، حجابی که داشتن آن دستور حکومت محافظهکار ایران است. حکومتی که در حال حاضر، به نوشته این مجله، علی خامنهای «بیمار» آن را رهبری میکند، سعی کرده دسترسی به اینترنت را نیز محدود کند.
فاطمه شمس درباه تفاوت اعتراضات جاری با اعتراضات گذشته میگوید «شعار اصلی این انقلاب «زن، زندگی، آزادی» است. می توانید این را با یکی از شعارهای اصلی جنبش انقلابی ۱۳۵۷ مقایسه کنید که «نان، کار، آزادی» بود. این شعار اصلی حزب کمونیست کارگر بود که از جنبش انقلابی روسیه الهام گرفته بود.
اما در اینجا، تمرکز، هسته اصلی این جنبش انقلابی، استقلال بدنی زنان، و بازپس گیری استقلال بدنی زنان است. شمس در بخش دیگری از سخنانش میگوید در پی قتل وحشیانه مهسا امینی به دست گشت ارشاد جمهوری اسلامی، این شعار خاص در فضای مجازی به شدت پخش شد. این شعار ابتدا توسط کسانی که در مراسم تشییع جنازه او در شهر سقز در کردستان شرکت کرده بودند خوانده شد. و سپس در سنندج و اکنون واقعاً در سراسر ایران آن را می شنوید. آن را در مناطقی مانند کلیشاد و سودرجان (استان اصفهان) می شنوید. در شهرهایی مانند مشهد در استان خراسان، در اصفهان. در جنوب غربی ایران در خوزستان. بنابراین در حال حاضر، حتی در سطح بین المللی، در تمام اعتراضات بین المللی در دو هفته گذشته، این شعار را می شنوید. او در بخش دیگری از سخنانش میگوید این شعار حاصل دهه ها فعالیت و تلاش زنان کرد است.
به گفته این نویسنده، زنان کرد از جمله در ترکیه برای اولین بار از این شعار استفاده کردند. و عبدالله اوجالان در سال ۱۹۹۸ سخنرانی بسیار معروفی ایراد کرد که در آن گفت که زنان اساساً اولین اسیر تاریخ هستند و تا زمانی که آزاد نشوند هر جنبشی محکوم به نابودی است. به گفته فاطمه شمس در این مرحله، از اعتراضات واقعاً این شعار اشاره به این دارد که چگونه زنان در رهبری این جنبش انقلابی در ایران نقش محوری داشتهاند.
فاطمه شمس در پاسخ به تفاوت اعتراضات جاری با اعتراضات «جنبش سبز» میگوید به نظر او این جنبش در حال حاضر و انباشته همه نارضایتی ها و رنج های اجتماعی سیاسی، جنسیتی، قومیتی، مذهبی در چهل و چهار سال گذشته است. اما همچنین، قطعاً بر تاریخ بسیار طولانیتری متکی است که ما را واقعاً به صد و پنجاه سال پیش، به اواسط قرن نوزدهم میبرد. شمس فکر میکند که اعتراضات جاری «قطعاً ادامه قیام سبز سال ۲۰۰۹ است. و من فکر می کنم یکی از روشهایی که میتوان این دو حرکت را با هم مقایسه کرد، تصاویر نمادین دو زن به نام ندا آقاسلطان است که او نیز زنی جوان، زیبا و جسوری بود که در حالی که چشمانش به سمت دوربین چرخیده بود، به طرز فجیعی در ژوئن ۲۰۰۹ کشته شد.»
اما از نظر تفاوت، به نظر شمس، در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸)، هنوز امیدی برای اصلاحات وجود داشت. مردم آنجا هنوز در خیابان ها برای یک انتخابات آزاد و عادلانه شعار می دادند. شعار اصلی این بود «رای من را پس بده». هنوز این اعتقاد بود که میتوان جمهوری اسلامی را اصلاح کرد، به این معنا که اگر یک انتخابات عادلانه و یک انتخابات آزاد برگزار شود، معترضان احتمالاً می توانند نامزدی داشته باشند که تا حدودی نماینده امیدها و خواسته های آنها باشد. «انقلاب» امروز کاملاً بدون رهبری است، به این معنا که هیچ یک از چهرههای قبلی، شخصیت های سیاسی مانند محمد خاتمی که رئیس جمهوری سابق ایران بود، از هیچ یک از اینها فراخوانی نمی شوند.
فاطمه شمس میگوید که او فکر میکند این «بیرهبر» بودن این اعتراضات در ایران یک نقطه قوت است چرا که به گفته او این امر سرکوب این جنبش را برای نیروهای امنیتی و حکومت بسیار دشوار کرده است. شمس میگوید در جریان اعتراضات جنبش سبز به محض اینکه حکومت میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، محمد خاتمی و مهدی کروبی را در حصر خانگی قرار دارد، اعتراضات تقریباً تعطیل شد.
به گفته شمس با دستگیری آنها یک حس درماندگی و ناامیدی شدید به وجود آمد. در این مرحله، «من فکر میکنم یکی از دلایلی که برای حکومت بسیار دشوار و چالشبرانگیز شده است تا به یک پاسخ یا راه مؤثری برای تعطیل کردن اعتراض فعلی دست پیدا کند، این است که آنها واقعاً نمیتوانند دنبال یک شخصیت خاص بروند.»
شمس در پاسخ به این سوال که چرا فکر میکند این اعتراضات اکنون در حال وقوع است میگوید که تیرماه سال جاری، زنی به نام سپیده رشنو که بیست و هشت ساله بود، بلافاصله پس از انتشار تصاویری در فضای مجازی که نشان میداد او در حال آزار و اذیت شدن در اتوبوس به دلیل «پوشش نامناسب» است دستگیر شد. او یک نویسنده بود و یک هنرمند. او از جمله زنانی بود که در پی معرفی این «روز ملی حجاب و عفاف» که از سوی حکومت وضع شده بود، دستگیر شدند. فاطمه شمس میگوید این روز را ابراهیم رئیسی در همان ماه اول ریاست جمهوری خود و در راستای کارزارش برای اسلامیسازی کشور، مطرح کرد. و یکی از مواردی که وی بر آن تاکید کرد اجرای قانون پوشش کشور بود، اما با فهرست جدیدی از محدودیتها.
به گفته شمس، بنابراین این، این گشتهای حجاب، و حضورشان در خیابانها و فعالیت هایشان از زمان روی کار آمدن رئیسی تشدید شده است. خانم رشنو دستگیر شد و «بعد از آن تا حدود سه هفته، ما واقعاً نمیدانستیم کجاست. هشتگی منتشر شد که «سپیده رشنو کجاست؟» و سپس در ۳۰ ژوئیه او را با چهرهای شکنجه شده به تلویزیون دولتی آوردند. او را وادار کردند جلوی دوربین بنشیند. از چهره اش کاملاً مشخص بود که احتمالاً به اندازه کافی نخوابیده است و نه تنها تحت شکنجه روحی، بلکه زیر شکنجه جسمی نیز بوده است. گروههای حقوق بشر گزارش دادند که او به بیمارستان منتقل شده است. او پس از بازداشت به دلیل خونریزی داخلی به بیمارستان منتقل شد. او را جلوی دوربین گذاشتند و اعتراف کردند که اشتباه کرده، باید حجابش را رعایت میکرد.»
به گفته فاطمه شمس، این دستگیری و پخش اعتراف پس از آن «فقط خشم درست کرد. بنابراین آنچه امروز می بینیم این خشمی است که قبلا وجود داشت و فکر میکنم تشدید شده است. و برای بسیاری از آن زنانی که دهه ۱۹۸۰ را گذرانده اند، چهره و لباس پوشیدن او(سپیده رشنو) در مقابل دوربین، یادآور دهه ۱۹۸۰ و یادآور اعترافات اجباری و شکنجه های زندانیان سیاسی و زنان در آن سالها بود. بنابراین اساسا یک ترومای جمعی» فعال شد.
به گفته شمس اما این دوره نیز زمانی است که کشور به سختی از بیش از دو سال محدودیتهای همهگیری ویروس کرونا خارج شده است. محدودیتهای اقتصادی زیادی به دلیل تحریمها علیه کشور ایجاد شده است. در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹، دو اعتراض وجود داشت، اما آنها بیشتر اقتصادی بودند. آنها در پاسخ به آب کثیف بودند و در پاسخ به قیمت نان. حالا تخم مرغ به یک کالای «لوکس» تبدیل شده است. مردم (حتی از قشر متوسط) با دشواری میتوانند مرغ بخرند. «من در مورد ایرانیان طبقه متوسط صحبت میکنم. میلیونها ایرانی در حال حاضر زیر خط فقر زندگی میکنند. و سپس این لایه های عمیق فساد دولتی بود که چهار ماه پیش نیز در سقوط ناگهانی برج (متروپل) در کلانشهر خوزستان نمود پیدا کرد….ده ها نفر کشته شدند.» شمس میگوید آنچه امروز میبینیم، رسیدن همه این عوامل نارضایتی به هم است. این استاد ادبیات فارسی میگوید نباید اهمیت جنبش کرد یا مطالبات آن را در اعتراضات جاری دست کم گرفت. او میگوید یک تفاوتی که اعتراضات جاری با «جنبش سبز» دارد این است که اعتراضات جنبش سبز را به طبقه متوسط نسبت میدادند و «ندا آقا سلطان هم خودش از یک خانواده طبقه متوسط در تهران میآمد. مهسا امینی از طبقهای پایینتر بود، اهل یک شهر مرزی کردی. او تازه کار پیدا کرده بود و تازه وارد دوران زنانگی و تبدیل شدن به یک زن مستقل شده بود. و ناگهان زندگی او تراژیک ترین و وحشیانه ترین شکل کوتاه شد. و من فکر می کنم که او نشان دهنده محرومیت مادام العمر نه تنها زنان کرد، بلکه مردم کرد به عنوان یک اقلیت قومی در ایران است که به طور هدفمند و سیستماتیک در معرض ظلم و تبعیض حکومتی قرار گرفته اند.»
فاطمه شمس در پاسخ به این سوال نیویورکر که آیا جمهوری اسلامی با حمله فرامرزی به کردستان عراق ممکن است درصدد به سواستفاده باشد پاسخ مثبت میدهد و میگوید «اما مردم مناطق کردنشین برای خودمختاری تلاش نمی کنند. من فکر می کنم که حکومت سعی دارد آنچه را که در حال حاضر اتفاق می افتد دستکاری کند و بگوید که تمامیت کشور در معرض تهدید است. این نیست. این مطالبی است که آنها در چهار دهه گذشته از آن استفاده کردهاند. کردها در ایران در حال حاضر درباره خودمختاری صحبت نمیکنند. این (اعتراضات) در مورد حقوق اولیه بشر است. این در مورد استقلال بدنی زنان است. این در مورد پایان دادن به ستم دولتی علیه گروه های قومی و اقلیت های مذهبی است. و در واقع فعالان کرد بسیار سخت کوش و بسیار حساس بوده اند که فقط بر روی آرمان ها و مطالبات جنبش کرد تمرکز نکنند.» فاطمه شمس تاکید میکند که این جنبش اعتراضی جاری یک شعاری هم دارد که (زن زندگی آزادی) به گفته او در اصل از جنبش کردها می آید که در ۴۴ سال گذشته، در خط مقدم رویارویی با سرکوب جمهوری اسلامی بودهاند. شمس با اشاره به بیانیهای که در روز جمعه از سوی جمعی از روحانیون چند مدرسه علمیه امضا و منتشر شد که هر گونه همکاری با این حکومت را حرام دانسته اند میگوید پیشبینی آینده اعتراضات بسیار دشوار است.
او اما میگوید که از این به بعد یک اعتصاب سراسری در زمینه متوقف کردن همکاری با حکومت پیش خواهد آمد. شمس در بخش دیگری از این مصاحبه بسیار طولانی میگوید که مورد دیگری اهمیت زیادی دارد این است که در اعتراضات جاری ما نسل جدیدی از ایرانیان بین ۱۷ تا ۳۰ ساله را در خیابان می بینیم که ارزش ها و هنجارهای آنها کاملاً متفاوت است حتی با ما که در دهه ۱۹۸۰ به دنیا آمدهایم.
خبرگزاری هرانا

گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی سابق، علیرغم گذشت حدود یک هفته از زمان دستگیری، کماکان در وضعیت بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرد. وی طی تماسی که با خانواده خود داشته، از درد شدید کمر و شکم به دلیل ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی در حین بازداشت خبر داده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱، گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی سابق، علیرغم گذشت ۶ روز از زمان دستگیری، کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرد.
وی طی تماسی که با خانواده خود داشته، از درد شدید کمر و شکم به دلیل ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی در حین بازداشت خبر داده است.
یک منبع مطلع در این رابطه به هرانا گفت: “ماموران امنیتی در زمان بازداشت در منزل خانم ایرایی را شکسته و وارد اتاق او شده اند. همچنین ماموران با لگد به شکم وی ضربه زده که باعث شده او به کابینت اتاق برخورد کند و این امر موجب آسیب شدید در ناحیه کمر و شکم وی شده است.”
گلرخ ایرایی، روز دوشنبه ۴ مهرماه، توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران بازداشت شد. نیروهای امنیتی در جریان بازداشت اقدام به تفتیش منزل و ضبط برخی از لوازم شخصی وی کرده اند.
خانم ایرایی پیشتر نیز به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت داشته است. در آخرین مورد وی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این او را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروهها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به وی ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
فروردینماه سال گذشته خانم ایرایی در حالی که از برگزاری جلسه دادگاه هیچگونه اطلاعی نداشت توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به صورت غیابی از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال زندان، ۲ سال محرومیت از عضویت در گروهها و دستجات سیاسی و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.
گلرخ ایرایی، نهایتا روز دوشنبه ۱۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۱، از زندان آمل آزاد شد.
رادیو فردا

گلشیفته فراهانی، هنرپیشه سرشناس ایرانی، از «سکوت دولت» پاریس در قبال اعتراضات ایران انتقاد کرد و گفت در فرانسه میترسند پس از حمایت از اعتراضات ایران، به «اسلامهراسی» متهم شوند، در حالی که اعتراضات کنونی در ایران به اسلام ربطی ندارد، بلکه برای آزادی زنان و مردان است.
خانم فراهانی که پیشتر در حساب خود در اینستاگرام از موضعگیری نه چندان محکم فرانسه در جریان اعتراضها در ایران انتقاد کرده بود، در گفتوگویی با نشریه فرانسوی پاری ماچ گفت: «چرا فرانسه که در خط مقدم همه مسائل مربوط به دفاع از حقوق بشر قرار دارد، این قدر سکوت کرده است؟»
او با اشاره به حمایت گسترده فرانسه از اوکراین در برابر تهاجم روسیه افزود: «چرا برج ایفل به رنگ [پرچم] ایران درنیامد، در حالی که قبلا به رنگ پرچم اوکراین درآمده بود.»
پیشتر گروهی از دانشگاهیان و روزنامهنگاران ایرانی با انتشار بیانیهای و همچنین برخی از روزنامهنگاران و سیاستمداران فرانسوی با نوشتن مقالات یا گفتوگو با رسانهها از عدم پشتیبانی شخص امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه از اعتراضات ایران انتقاد کرده بودند.
فرانسه دارای پرجمعیتترین اقلیت مسلمان در میان کشورهای اروپایی است و موضوع حجاب اسلامی زنان مسلمان این کشور یکی از موضوعات داغ در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری فرانسه بود.
پیشتر حمایت مکرون از انتشار کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در نشریه شارلی ابدو، موجی از تظاهرات اعتراضی را در دیگر کشورها از جمله ایران، پاکستان و ترکیه موجب شد، اما مکرون در جریان انتخابات از پیشنهاد ممنوعیت حجاب اسلامی در فضاهای عمومی حمایت نکرد.
گلشیفته فراهانی به پاری ماچ گفت: «در فرانسه تابوهای زیادی در رابطه با اسلام وجود دارد. اما در ایران امروز مبارزه با حجاب نیست، بلکه زنان بدون حجاب یا محجبه برای آزادی خود مبارزه میکنند.»
او با اشاره به سیر مبارزات زنان ایرانی برای تن ندادن به حجاب از زمان طاهره قرهالعین ادامه داد: «وقتی حجاب در ایران اجباری شد، پدرم قیام نکرد… پانزده سال پیش، در جشنواره فیلم برلین زمانی که از حجاب نداشتن روی فرش قرمز نگران نبودم، اصغر فرهادی کارگردان «درباره الی» از من حمایت نکرد، حتی جنبش «من هم» کاملا زنانه بود. اما [اکنون] همه چیز در حال تغییر است.»
اصغر فرهادی در روزهای اخیر با انتشار یک پیام ویدئویی به زبان انگلیسی از هنرمندان سراسر جهان خواسته از اعتراضات ایران حمایت کنند.
خانم فراهانی به حضور مردان ایرانی در اعتراضات کنونی در کنار زنان برای احقاق حقوق زنان اشاره کرد و گفت: «این اولین بار در تاریخ ایران و حتی بشریت است که مردان برای زنان جان میدهند. همچنین این اعتراضات در خاورمیانه است، منطقهای از جهان که در آن زنان کمتر از هیچ در نظر گرفته میشوند.»
این بازیگر مطرح سینمای ایران و جهان بار دیگر از دولت پاریس انتقاد کرد: «چرا فرانسه به آنها «آفرین» نمیگوید؟ چرا سانفرانسیسکو حمایت میکند، اما پاریس نه؟»
اشاره او به اقدام شهرداری سانفرانسیسکو در حمایت از معترضان ایرانی است. همچنین در روزهای اخیر شهرداری آمستردام با به نمایش درآوردن تصویر مهسا امینی بر روی ساختمان یک موزه با مردم معترض در ایران اعلام همبستگی کرد.
گلشیفته فراهانی تاکید کرد: «این [اعتراضات] ربطی به دین ندارد، بلکه مبارزه برای آزادی زنان و مردان است.»
با وجود موضعگیری وزارت خارجه فرانسه در زمینه سرکوب اعتراضات ایران، مکرون پس از بازگشت از نیویورک هنوز درباره تحولات ایران موضعگیری رسمی نکرده است.
این در حالی است که رهبران بسیاری از کشورهای غربی، به ویژه آمریکا، کانادا، ایتالیا و آلمان صریحا از اعتراضات جاری در ایران حمایت کردهاند.
رئیس جمهور فرانسه در نیویورک برای اولین بار با ابراهیم رئیسی نیز دیدار کرد که این دیدار نیز انتقادهای گستردهای را از سوی ایرانیان مخالف حکومت جمهوری اسلامی به دنبال داشت.
رادیو فردا

صالحنیکبخت، وکیل خانواده مهسا امینی از جلسه ویژه با کمیسیونی پزشکی در پزشکی قانونی تهران خبر داد و گفت: مسئولان پزشکی قانونی گفتهاند ممکن است علت مرگ مهسا امینی مشخص نشود.
صالح نیکبخت در گفتوگو با رادیو فردا عنوان کرد، مسئولان پزشکی قانونی به او و پدر مهسا گفتهاند شاید نتیجه تحقیقات تنها نشان دهد که مرگ مهسا امینی بر اثر ضربه خارجی رخ نداده است.
صالح نیکبخت همچنین خبر داد که سال ۱۳۸۶ مهسا امینی تحت عمل جراحی تودهای در مغز در منطقه بالای چشم در بیمارستان میلاد قرار گرفته است. با این همه به گفته پزشک وی که در جلسه روز شنبه حضور داشته، این عمل جراحی هیچ تاثیری بر زندگی عادی او نداشته است.
صالح نیکبخت در نهایت تاکید کرد که نتیجه اعلام شده از سوی پزشکی قانونی را تا زمانی که هیات پزشکان معتمد خانواده امینی، پرونده پزشکی مهسا امینی را بررسی نکنند، نمیپذیرند.
پیش از این محمد حسن آصفری، نایب رئیس کمیسیون امورداخلی کشور در مجلس شورای اسلامی گفته بود پزشکی قانونی برای ارائه گزارش درباره مهسا امینی تنها تا پایان این هفته فرصت دارد.