۳ اردیبهشت ۱۴۰۱

مریم رحمانی به دادسرای اوین احضار شد

خبرگزاری هرانا

مریم رحمانی، فعال حقوق زنان از طریق تماس تلفنی به شعبه یک بازپرسی دادسرای اوین احضار شد. از خانم رحمانی خواسته شده که روز یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه در این دادسرا حاضر شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، مریم رحمانی، فعال حقوق زنان از طریق تماس تلفنی به شعبه یک بازپرسی دادسرای شهید مقدس احضار شد.

طی این احضار تلفنی از خانم رحمانی خواسته شده که در روز یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه در این دادسرا حاضر شود.
در شهریورماه ۱۴۰۰، نیروهای امنیتی منزل مریم رحمانی را مورد تفتیش قرار داده و برخی از وسایل شخصی او را ضبط کرده و با خود بردند.

مریم رحمانی در صفحه شخصی خود در این باره نوشت: “از ۲۴ شهریور ماه با حضور نیروهای امنیتی در منزل و تفتیش و بردن وسایلم درگیر هستم تاکنون که هرچند برخی از وسایلم را بازگردانند؛ اما کتابهایم را نگه‌داشتند. موبایلی که برگرداندند شارژ خالی می‌کند و لپتاپم را شکسته‌اند و به زور می‌خواستند بنویسم که ظاهر وسایل سالم است. لپتاپم را فورمت شده تحویلم دادند و من حتی یک عکس از گذشته‌ام یک نوشته از مجموعه روایت‌هایم از یک شبه‌خانواده ندارم. مقالات و پایان‌نامه‌ و پژوهش‌هایی که نیمه‌کاره بوده همه نیست شده است. یکشنبه باید به خاطر گناه نکرده با وثیقه بروم”.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49599

اقدام به خودکشی یک دختر نوجوان در کرمانشاه

خبرگزاری هرانا

روز چهارشنبه ۳۱ فروردین‌ماه یک دختر نوجوان ۱۵ ساله در کرمانشاه قصد خودکشی از طریق پریدن از روی پل را داشت که با مداخله نیروی انتظامی از اقدام وی جلوگیری شد. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، روز چهارشنبه ۳۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۱، یک دختر نوجوان ۱۵ ساله در کرمانشاه قصد خودکشی از طریق پریدن از روی پل عابرپیاده را داشت که با مداخله نیروی انتظامی از اقدام وی جلوگیری شد.

بنابر اظهارات رئیس پلیس کرمانشاه، علت اصلی این اقدام، مشکلات خانوادگی عنوان شده است.

براساس این گزارش این دختر نوجوان با حضور ماموران نیروی انتظامی و پس از ساعتی صحبت و اقدامات مشاوره ای، از اقدام به خودکشی منصرف شده است.

سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49601

۲ اردیبهشت ۱۴۰۱

روایت آتنا دائمی از زندان؛ معاوضه طلای زنان کُرد ایرانی با غذا

IRANWIRE

پنج سال محکومیت خود را در سه زندان لاکان رشت،‌ زندان زنان قرچک و زندان اوین سپری کرده است و می‌گوید، صحنه‌هایی که از رنج زنان و کودکان دیده است، هرگز فراموش‌اش نمی‌شود و هربار گوشه‌ای جدید از اتفاقات دردآور زنان برایش زنده می‌شود.

«آتنا دائمی»، فعال مدنی و مدافع حقوق بشر است که از آذر ۱۳۹۵ در زندان بود و بهمن‌ماه سال گذشته پس از حدود پنج سال از زندان آزاد شد.

در گفت‌وگویی زنده با «ایران‌وایر» در مورد حقوق پایمال شده کودکان و زنان روایتگری کرده است. او می‌گوید:‌ «مشکلات عدیده کودکان و زنان از سخت‌ترین مشاهدات من در زندان‌هایی بوده که دوره محکومیت‌ام را در آن‌ها گذرانده‌ام. شرایط کودکان و زنان بسیار بغرنج است. مسائل حقوقی زندانیان به هیچ عنوان در زندان توسط مسئولان زندان پیگیری نمی‌شود. در میان زندانیان سیاسی چون آگاهی بیشتر است، شرایط از بندهای عمومی بهتر است؛ البته مطالبه‌گری هم با تهدید مسئولان زندان همراه است. ولی در بند سیاسی همدلی میان زندانیان سیاسی بسیار بیشتر است. شرایط بندهای عمومی خیلی سخت‌تر است.»

آتنا دائمی درباره شرایط زندانیان در بند زنان زندان اوین می‌گوید: «تا سال‌ها در بند زنان زندان اوین تلفن نداشتیم. وقتی هم بود، با محدودیت در دسترس ما قرار داشت. در بند سیاسی تا سال‌ها مرخصی یا آزادی مشروط داده نمی‌شد. البته در سال‌های اخیر کمی اوضاع فرق کرده است.»

به گفته این فعال حقوق کودکان،‌ زندانیان بند عمومی اجازه مطالبه‌گری ندارند و با انواع شیوه‌ها مورد تهدید قرار می‌گیرند. تمام امکاناتی هم که در زندان اوین به دست آورده‌اند، خود زندانیان و یا زندانیان سابق با اعتصاب غذای طولانی به دست آورده‌اند. آن‌ها ماه‌ها با اعتصاب غذا و تغذیه با کیک‌های بسته‌بندی و یا نان و پنیر خالی روزگار گذرانده‌اند تا بتوانند به جای استفاده از غذای زندان، خودشان آشپزی کنند؛ بلکه غذای بهتری بخورند و به کودکان هم غذای بهتری بدهند. کودکان پا به پای بزرگسالان در این رنج شریک هستند.

وکیل بند کیست؟

برای گزارش داخل بند و هرگونه درخواستی،‌ بندهای زندان هرکدام یک رابط دارند که به او «وکیل بند» گفته می‌شود.

وکیل بند رابط بین زندانیان و افسر نگهبانی و مسئولان زندان است. واسطه‌ای که می‌تواند همزمان هم کمک حال زندانیان باشد، هم از آن‌ها اخاذی کند. آتنا دائمی با توضیح در مورد موقعیت استراتژیک وکیل بند در زندان‌های ایران برای زندانیان می‌گوید:‌ «وکیل بند را معمولا خود مسئولان زندان انتخاب می‌کنند تا از طریق او روی زندانیان نفوذ داشته باشد. چون خواسته زندانبان‌ها را اجرایی می‌کنند و هر خبری را از داخل زندان به گوش آن‌ها می‌رسانند و زندانیان را تحت سلطه دارند. ولی ما زنان و البته مردان در زندان اوین تلاش کردیم که وکیل بند را خودمان انتخاب کنیم. بارها برای این مساله تنبیه و از سوی رییس زندان تهدید به قطع شدن جیره غذایی شدیم. برای مدتی هم جیره‌مان را قطع کردند و در بند سیاسی جیره غذایی نگرفتیم؛ ولی وکیل بند را خودمان انتخاب کردیم.»

آیا زندانیان و کودکان غذای سالم در زندان‌ها دارند؟

آتنا دائمی غذای زندان‌های ایران را بسیار ناسالم و غیربهداشتی توصیف می‌کند. گوشت یا در غذای زندان اصلا نیست و یا اگر باشد، به قدری کم است که قابل اندازه‌گیری نیست. غذایی که در زندان به زنان و حتی کودکان داده می‌شود، از «کُنجاله» که غذای دام است، تهیه و بین زندانیان توزیع می‌شود. نه تنها زنان شیرده و باردار بلکه کودکان خردسال هم از همین غذا مصرف می‌کنند. او در توضیح شرایط غذای زندان می‌گوید:‌ «برنج‌های زندان بسیار کیفیت بدی دارد و بعد از مدتی با خوردن آن، زندانیان ورم کرده و مشکلات گوارشی پیدا می‌کنند. زندانیان جرائم عمومی اصلا اجازه شکایت از این شرایط را ندارند. در حالی که این حق را دارند که حداقل غذای گرم و یا طعم‌دار داشته باشند؛ ولی از این حق هم محروم هستند.»

کیفیت غذا برای کودکان در زندان‌ها چگونه است؟

آتنا دائمی می‌گوید، برای اینکه ارتباط او با سایر زندانیان قطع باشد، او را به بند مادران در زندان قرچک ورامین منتقل کرده‌ بودند. او توضیح می‌دهد:‌ «کیفیت غذا در بند مادران هم از کیفیت مناسبی برخوردار نبود. تنها تغییرات جزیی در پخت غذا داده شده بود. از جمله اینکه برای مثال در پخت آش در بند مادران از مقدار بسیار کمی گوشت هم استفاده می‌شد که طعم خوبی هم نداشت و در مورد کیفیت آن هم و اینکه چه نوع گوشتی و گوشت چه نوع حیوانی است، همیشه بین زندانیان بحث بود.»

این فعال حقوق کودکان با اشاره به ناعادلانه بودن توزیع غذا در زندان می‌گوید:‌ «بوی غذایی که برای بند مادران پخته و توزیع می‌شد، با سایر غذاها کمی متفاوت‌تر بود، کمی هم طعم‌دار بود. به همین دلیل زندانیان دیگر از استشمام عطر این غذاها حسرت می‌خوردند. اما در غذای بند مادران همچنان کُنجاله استفاده می‌شد. فقط برخی از مواد غذایی بیشتر از سایر بندها در پخت غذاها استفاده می‌شد.»

وضعیت زندانیان و کودکان و نوزادان معتاد در زندان چگونه است؟

به گفته آتنا دائمی زندانیان را با هر جرمی داخل زندان رها می‌کنند؛ حتی گاهی انگار زندان موسسه ترک اعتیاد است که معتادان را برای ترک به آنجا می‌فرستند. در بین این معتادان کودکان و نوزادان معتادی که تازه از مادر متولد شده‌اند نیز دیده می‌شوند. نوزادانی که باید آن‌ها را هم ترک داد. این مسئولیت‌ها به عمده خود زندانیان جرائم عمومی گذاشته شده است. آنها که درد کشیده‌اند و خودشان یک‌بار این راه را رفته‌اند؛ وگرنه زندانبان‌ها حتی به معتادانی که به بند آورده می‌شوند، دست هم نمی‌زنند. در عوض به راحتی بین آن‌ها اختلاف می‌اندازند و خودشان را کنار کشیده و شاهد دعوا و کتک‌کاری بین زندانیان می‌نشینند. حتی زندانیان را علیه یکدیگر تحریک می‌کنند که از هم شکایت کنند.

ولی همه زندانیان وارد شده به زندان‌ها شبیه هم نیستند. زندانیان به مادران باردار و زنان با بچه‌های کوچک بیشتر از سایرین کمک می‌کردند.

ماجرای زنان داعش زندانی در اوین چه بود؟

«یک شب حدودهای ساعت سه نیمه‌شب به ناگاه در بند سیاسی زندان اوین صدای گریه بچه پیچید. همه سراسیمه بیدار شدیم. چنین اتفاقی بسیار عجیب بود. درهای بند ما را بستند. به کسی اجازه خروج از اتاق‌ها را ندادند. مدت‌ها بود که کنار اتاق ما اتاق دیگری در حال تعمیر بود. صدای بچه از اتاق جدید می‌آمد. بین زندانیان سیاسی کسی بچه نداشت و منتظر تولد نوزاد هم نبودیم.

برای پرس‌وجو رفتیم و متوجه شدیم ۱۶ نفر از زنان کُردِ ایرانی که می‌گفتند، از زنان اعضای داعش در سوریه بوده‌اند و به همراه کودکانشان به ایران پناه آورده بودند، به زندان اوین منتقل شده‌اند. اوایل برای آن‌ها از بازداشتگاه ۲۰۹ غذا می‌آمد؛ چون تمام طلایی را که این زنان به همراه داشتند، ضبط کرده بودند و به جای آن غذای بهتر از غذای زندان برایشان می‌آوردند. حتی هزینه موکت و یخچال داخل اتاق‌شان را هم از خودشان گرفته بودند. غذا هم به هزینه خودشان بود. برای بچه‌های آنها هم سوپ و فرنی می‌آوردند؛ ولی اجازه نمی‌دادند که با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم.»

خانم دائمی می‌گوید، یک روز یکی از این زنان زندانی کُرد حق و حقوق بیشتری مطالبه کرده بود؛ به همین دلیل مسئولان زندان با آن‌ها لج کردند و از آن زمان به بعد این زنان هم باید از غذای بند ما می‌خوردند.

چرا سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا بین زندانیان شیوع دارد؟

کیفیت بد مواد غذایی از جمله مواردی است که آتنا دائمی در مورد آن تاکید دارد و می‌گوید، یکی از دلایل انواع بیماری گوارشی که اکثر زندانیان به آن مبتلا بودند، همین غذای ناسالم و مواد اولیه بد است. کودکان هم از همین غذا تغذیه می‌شدند. این فعال حقوق کودک توضیح می‌دهد:‌ «سبزی برای پخت غذا در زندان اوین به صورت خشک به داخل زندان می‌رسید و به قدری خاک و سنگ ریزه داشت که تا ۱۶ مرتبه آن را می‌شستیم. هر بار قورمه سبزی می‌خوردیم؛ کاملا سنگریزه را در دهان احساس می‌کردیم و این شرایط در هر سه زندانی که من بودم؛ اوین، لاکان رشت و قرچک ورامین مشابه بود.»

آتنا دائمی بعد از اعتصاب غذایی که در زندان داشت «کیسه صفرا» از دست داد؛ او توضیح می‌دهد: «اکثر زندانیان در داخل زندان به مشکل سنگ کلیه یا سنگ کیسه صفرا بر می‌خوردند. در زندان اوین زندانیان زیادی اطراف من مورد عمل جراحی قرار گرفته و کیسه صفرا از دست دادند. من هنوز هم با مشکل کلیه دست و پنجه نرم می‌کنم.»

دائمی با اشاره به اینکه کودکان هم در همین شرایط سخت با مادران خود قربانی می‌شدند، توضیح می‌دهد که بند مادران زندان قرچک کمی بهتر از بقیه بوده و در واقع ویترین این زندان محسوب می‌شده است. به گفته خانم دائمی مهمان‌های ویژه برای بازدید از زندان به این بند برده می‌شدند یا حتی برنامه‌های تلویزیونی مثل برنامه «ماه عسل» برای ضبط تصاویری از زنان زندانی به بند مادران قرچک که شکل بهتری داشت و تخت‌های دو طبقه به جای سه‌طبقه داشت، برده می‌شدند.»

در کنار تمام سختی‌ها آتنا دائمی از همدلی‌ها و کمک‌های مهربانانه زندانیان به یکدیگر می‌گوید؛ هرچند زندانبان‌ها برای تفریح آن‌ها را به جان یکدیگر می‌انداختند؛ سوءاستفاده برای لحظه‌ای فراغت و رفع روزمرگی.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49591

راندن زنان از بازار کار

صدای مردم

 

نرخ مشارکت اقتصادی زنان به یکی از کمترین رقم ها در دهه اخیر سقوط کرده است. در فاصله دو سال همه‌گیری کرونا نزدیک به یک میلیون نفر زن از بازار کار بیرون رانده شده‌اند.

آخرین گزارش مرکز آمار ایران از شاخص‌های نیروی کار در سال ۱۴۰۰ به کاهش نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال زنان گواهی می‌دهد.

نرخ مشارکت اقتصادی زنان به رقمی کمتر از ۱۳ درصد (۱۲٬۸) افت کرده است که در مقایسه با یک سال قبل‌تر – اسفند ۱۳۹۹- نیم درصد کاهش را نشان می‌دهد. نرخ اشتغال زنان هم به ۱۰٬۹ درصد رسیده که دو دهم درصد از اسفند ۱۳۹۹ کوچکتر است.

نرخ مشارکت اقتصادی ۱۲٬۸ درصدی زنان کمترین میزان مشارکت اقتصادی این بخش از جمعیت ایران از سال ۱۳۹۴ تاکنون به شمار می‌رود. در سال ۱۳۹۳ مرکز آمار نرخ مشارکت اقتصادی زنان را ۱۲ درصد اعلام کرده بود که یکی از پایین‌ترین رقم‌های مشارکت اقتصادی زنان از زمان استقرار جمهوری اسلامی است.

در سال ۱۳۹۵ مرکز آمار ایران به عنوان متولی اعلام شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی اعلام کرد در آمارگیری از نیروی کار تغییراتی ایجاد کرده است. بر اساس گزاره‌های این مرکز، چنانچه فردی در هفته منتهی به آمارگیری یک ساعت کار کرده باشد و همچنین کارگران بدون مزد مشاغل خانگی و خانوادگی، و سربازان نیروی نظامی نیز شاغل محسوب می‌شوند.

این تعریف از اشتغال یا مشارکت اقتصادی سبب شده است که شاخص های نیروی کار و آمار بیکاری در گزارش‌های رسمی با واقعیت موجود فاصله زیادی داشته باشد.

روند کاهشی نرخ مشارکت اقتصادی و نسبت اشتغال زنان از سال ۱۳۹۸ آغاز شده و سال به سال شتاب بیشتری گرفته است.

در سال ۱۳۹۸ نرخ مشارکت اقتصادی زنان به بالاترین رقم در دهه ۱۳۹۰ رسید. اما یک سال بعد، یعنی در پایان سال ۱۳۹۹، نزدیک به یک میلیون (۹۰۲ هزار و ۷۵۱) نفر از جمعیت فعال اقتصادی در گروه زنان کاسته شد و نرخ مشارکت اقتصادی بیشتر از ۳ درصد نزول کرد.

کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال ۱۳۹۹ ممکن است بیشتر از هر عامل دیگری متأثر از همه‌گیری کرونا باشد که مشاغل «غیررسمی» و موقت را بیشتر از دیگر گروه‌های شغلی تهدید کرد و از بین برد.

بر اساس اعلام مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران همه ‌گیری کرونا بالغ بر یک میلیون و پانصد هزار شغل را از بین برده است. این وزارتخانه ادعا کرده است که بیش از دو سوم مشاغلی که از کرونا آسیب دیده بودند، احیاء شدند.

با این حال روند کاهشی مشارکت اقتصادی زنان به رغم ادعای مسئولان حکومتی مبنی بر بازگشت کسر بزرگی از مشاغل آسیب دیده در سال گذشته، تداوم داشته و به گواه آمارهای دولتی بیشتر از ۱۱۱ هزار زن شاغل یا جویای کار، از بازار کار خارج شده‌اند.

همزمان با کاهش نرخ مشارکت اقتصادی، نسبت اشتغال زنان نیز روند کاهشی داشته است. نسبت اشتغال زنان که همواره رقمی معادل کمتر از یک چهارم این شاخص برای مردان بوده، در سال ۱۳۹۵ به عنوان سال مبداء ۱۱٬۸ درصد گزارش شده است و پس از آن در یک مسیر افزایشی که بخشی از آن می‌تواند از کاهش تحریم های اقتصادی متأثر از توافق هسته‌ای ناشی شده باشد، به ۱۴ درصد در سال ۱۳۹۸ رسیده است. اما در سال ۱۳۹۹ با افت ۲٬۳ درصدی به ۱۱٬۷ درصد کاهش یافته و در سال ۱۴۰۰ به کمترین رقم یعنی ۱۰٬۸ درصد رسیده است.

روزنامه شرق در فروردین ۱۳۹۹، در فاصله کوتاهی پس از اعلام رسمی همه‌گیری کرونا از بیکاری ۶۰۰ هزار نفر در فاصله یک ماه- یعنی روزهای پایانی اسفند ۱۳۹۸ تا نیمه دوم فروردین ۱۳۹۹- خبر داد و نوشت که بخش بزرگی از بیکارشدگان را زنان تشکیل می‌دهند.

بررسی جمعیت زنان شاغل در فاصله سال ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ نشان می‌دهد ۶۶۲ هزار و ۸۵۲ نفر از جمعیت زنان شاغل کاسته شده است.

کاهش همزمان نرخ مشارکت اقتصادی و نسبت اشتغال سبب کاهش تصنعی نرخ بیکاری در سال‌های اخیر شده است، به گونه‌ای که در یک دوره شش ساله نرخ رسمی بیکاری در گزارش های مرکز آمار سه درصد کوچکتر شده و از ۱۲٬۴ درصد به ۹٬۴ درصد رسیده است.

نرخ بیکاری زنان که در سال‌های گذشته همواره نزدیک به دو برابر نرخ بیکاری مردان بوده هم متأثر از کاهش نرخ بیکاری کل به صورت تصنعی کوچکتر شده و از ۲۰٬۷ درصد به ۱۱٬۴ درصد نزول کرده است. این رقم اما با واقعیت وضعیت زنان در بازار کار ایران همخوان نیست.

علاوه بر تبعیض‌های گسترده جنسیتی در قوانین کار در ایران، زنان برای ورود به بازار کار با آزارهای جنسی و جنسیتی و نبود قوانین حمایتگرانه و بازدارنده مواجه‌اند که خود مانع بزرگی برای ورود و ماندن در این بازار محسوب می‌شود. بیکاری زنان که به طور وسیعی در قوانین و عرف جامعه ایران عادی‌سازی شده است، علاوه بر تحمیل خشونت اقتصادی بر آن‌ها، خطر خشونت خانگی را هم افزایش می‌دهد. رضا جعفری، رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در آذر ۹۸ از ناامنی خانه برای زنان و به‌ویژه زنان خانه‌دار و «بیکار» خبر داد و گفت بر اساس داده‌های این سازمان، ۹۸ درصد از زنانی که تحت خشونت همسرشان قرار دارند، خانه‌دار یا «بیکارند».

استثمار زنان در مشاغل غیررسمی

یکی از سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در دهه های اخیر راندان زنان از بازار کار به مشاغل خانگی و غیررسمی بوده است.

یک گزارش مرکز آمار ایران که سال ۱۳۹۹ منتشر شد نشان می‌داد ۶۳ درصد از جمعیت سه میلیون و ۵۶۷ هزار نفری زنان شاغل در مشاغل «غیررسمی» اشتغال دارند.

سهم بزرگ “اقتصاد پنهان” از استثمار: ۵۸ درصد کارگرانْ غیررسمی هستند

مشاغل غیررسمی به آن دسته از مشاغلی گفته می‌شود که کارگران آن فاقد قرارداد کار و بیمه هستند و دستمزدی کمتر از حداقل دستمزد مصوب دریافت می‌کنند. به اذعان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سال گذشته هفت میلیون نفر در مشاغل رسمی مشغول به‌کار بودند. گزارش نهادهای حکومتی در ایران نشان می‌دهد که مشاغل غیررسمی بیشترین آسیب‌پذیری از کرونا را داشته‌اند.

مرکز آمار ایران در پاییز ۱۳۹۹ اعلام کرد که در مقایسه با پاییز یک سال قبل تر ۷۷۷ هزار نفر از جمعیت زنان شاغل کاسته شده است.

این گروه از شاغلان بیشتر در مشاغل بخش خدمات از جمله رستوران و کافه‌ها، فروشگاه‌های پوشاک و یا به عنوان منشی در دفاتر پزشکان و وکلا مشغول به کار بودند.

زن‌زدایی از بازار کار

نگاه سیاستمداران ارشد جمهوری اسلامی به زنان برای نیمی از جمعیت ایران از ویروس کرونا خطرناک‌تر بوده است. تصویب قوانین یا بخشنامه‌هایی که موجب محدودیت بیشتر برای اشتغال زنان می‌شود و ترویج مشاغل کوچک خانگی برای زنان در سال‌های اخیر یکی از اولویت‌های دولت و مجلس شورای اسلامی بوده است.

بنا بر اعلام مسئولان کمیته امداد، این نهاد خیریه به تنهایی نزدیک به نیم میلیون شغل خانگی ایجاد کرده است. بنیاد برکت وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان نیز دو نهاد دیگر مروج و ایجاد کننده مشاغل خانگی در مناطق حاشیه‌نشین و محروم هستند.

از زمان آغاز به کار ابراهیم رئیسی عضو هیئت مرگ کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ در مقام رئیس دولت جمهوری اسلامی، دولت به دنبال قوانین محدودکننده بیشتری برای حضور زنان در بازار کار و سوق دادن اجباری آن‌ها به خانه نشینی و کار خانگی است. رئیسی معتقد است که زنان نباید در مشاغل شیفتی و شبانه کار کنند و وظیفه اصلی‌شان خانه‌داری است. مانع بزرگی که بیشتر از پنج برابر مردان زمان زنان شاغل در بیرون از خانه را می‌گیرد و به آن دستمزد و بیمه‌ای تعلق نمی‌گیرد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49587

فراخوان جلسه سخنرانی کمیته دفاع از حقوق زنان ۳۰ آپریل ۲۰۲۲

کمیته دفاع ازحقوق زنان برگزار میکند

از شما فعالین حقوق بشر، آگاهان و همکاران گرامی دعوت می‌شود تا ما را در این جلسه ی سخنرانی همراهی فرمائید

سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث و گفتگو

سخنرانان و موضوع سخنرانی:

نازنین فانی :

گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق زنان در فروردین ۱۴۰۱

کیمیا قزلباش :

بررسی ماده  ۲ کنوانسیون منع  هر گونه خشونت علیه زنان و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

زهرا یزدی هاشمی:

طلاق و حق حضانت فرزند

شراره هادیزاده رئیسی:

روز جهانی مطبوعات

آیلار اسماعیلی :

شهروندان LGBT

تبادل نظر، پرسش و پاسخ در پایان هر بخش

بحث آزاد:

حق برابری (در بهره مندی از امکانات رفاهی و تفریحی)

در پایان پیش بینی و برنامه ریزی فعالیت های ماه آینده

زمان : روز شنبه  تاریخ ۳۰ آپریل  ۲۰۲۲ ساعت  ۱۹:۰۰به وقت اروپای مرکزی

مکان:

۱. فضای مجازی زووم

https://zoom.us/j/8057930858?pwd=OTB2U2xEYkd3UlgxRUY5WG43ZlM5dz09

۲ . فضای مجازی یوتیوب

https://www.youtube.com/channel/UCcEgwhyDjX8eJAgN0KgEoMw

۳. اپلیکیشن کانون (پخش مستقیم از تلویزیون)

مسئول جلسه: مهرنوش ایمانی چگینی
منشی جلسه: شهلا شاهسونی
ضبط صدا و تدوین: ماریا هری، علیرضا حجتی
ادمینها: مینا آقابیگی، شهلا شاهسونی، شهین تاج فتح زاده

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق زنان



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49585

سرگردانی چند ساعته؛ انتقال گلرخ ایرایی به دادسرای اوین و بازگشت به زندان آمل

خبرگزاری هرانا

گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی روز سه‌شنبه ۳۰ فروردین‌ماه بدون اطلاع قبلی از زندان آمل خارج و به دادسرای اوین منتقل شد، اما پس از ساعت‌ها بلاتکلیفی مجددا به این زندان بازگردانده شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه‌شنبه ۳۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۱، گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی بدون اطلاع قبلی توسط ماموران از زندان آمل خارج شد.

به گفته یک منبع مطلع، خانم ایرایی ساعت ۴:۳۰ صبح روز گذشته بدون آمادگی و اطلاع قبلی از قرار انتقال فوری خود به تهران مطلع شد. اما پس از حضور در شعبه ۱ واحد اجرای احکام دادسرای اوین، امیرحسین تاریان رئیس این شعبه از احضار او اظهار بی اطلاعی کرده و نهایتا دستور بازگشت او به زندان آمل را صادر کرد.
گلرخ ایرایی که پیشتر از تاریخ ۳ آبان ۹۵ در حال تحمل محکومیت حبس خود به دلیل فعالیت های مدنی در زندان اوین بود، با پرونده جدیدی در دوران حبس مواجه شد. او در تاریخ ۱۹ فروردین ۹۸ با پایان دوران محکومیت از بابت پرونده پیشین و با تودیع قرار از بابت پرونده جدید از زندان اوین آزاد شد اما مدت کوتاهی پس از آزادی در تاریخ ۱۸ آبان ماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران بازداشت و جهت تحمل حبس از بابت پرونده جدید به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

خانم ایرایی در این پرونده جدید توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این او را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به وی ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.

این زندانی سیاسی در تاریخ ۲۳ آذرماه ۹۹ در حالی که دوران محکومیت خود را سپری می‌کرد، همراه با ضرب و شتم از زندان قرچک به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد و در تاریخ ۵ بهمن‌ماه ۹۹، پس از ۴۳ روز بازجویی به زندان قرچک ورامین بازگردانده شد. او دقایقی پس از انتقال به زندان قرچک بدون تحویل گرفتن وسایل شخصی و لباس‌های خود مجددا به بند زنان زندان آمل تبعید شد.

فروردین‌ماه سال گذشته خانم ایرایی در حالی که از برگزاری جلسه دادگاه هیچگونه اطلاعی نداشت توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به صورت غیابی از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال زندان، ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و دستجات سیاسی و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49583

افسانه عظیم زاده و نگار مسعودی به واحد اجرای احکام احضار شدند

خبرگزاری هرانا

افسانه عظیم زاده، فعال حقوق کودک و نگار مسعودی، عکاس و مستندساز، به واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار شدند. این دو شهروند توسط دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۶ سال و ٨ ماه حبس تعزیری و جزای نقدی محکوم شده بودند که در نهایت دادگاه حکم صادره را به جزای نقدی تبدیل کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، افسانه عظیم زاده، فعال حقوق کودک و نگار مسعودی، عکاس و مستندساز، به واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار شدند.

بر اساس دادنامه شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ایمان افشاری، نگار مسعودی از بابت اتهامات “اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت علیه نظام” به تحمل ۴ سال و ٨ ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام تشویق به فساد و فحشا به پرداخت ٨٠ میلیون تومان جزای نقدی و همچنین افسانه عظیم زاده از بابت اتهام اقدام علیه امنیت ملی به تحمل ٢ سال حبس تعزیری محکوم شدند. دادگاه با استناد به بند ب ماده ۶ قانون مصوبه هیئت وزیران، حبس قابل اجرا را مناسب ندانسته و هر دو متهم را به پرداخت جزای نقدی محکوم کرد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این دو شهروند، روز یکشنبه ۲۶ دی‌ماه، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.

افسانه عظیم زاده روز دوشنبه ۲۴ آذرماه ۹۹، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. خانواده عظیم زاده در تاریخ ۲۹ آذرماه همان سال، پس از مراجعه به دادسرای اوین از نگهداری او در بند دو الف زندان اوین مطلع شدند. این فعال حقوق کودک روز سه‌شنبه ۷ بهمن‌ماه ۱۳۹۹، با تودیع قرار وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین آزاد شد.

افسانه عظیم زاده از موسسین جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان در سال ۱۳۸۲ است. وی بیش از ۱۵ سال در زمینه آموزش و مددکاری کودکان کار فعالیت کرده است.

همچنین نگار مسعودی در تاریخ ۸ آبان‌ماه ۹۹، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۰ دی‌ماه با تودیع قرار وثیقه ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.

خانم مسعودی پیش از این نیز، طی ابلاغیه ای جهت اخذ آخرین دفاعیات در خصوص اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به دادسرای اوین احضار شده بود.

نگار مسعودی، متولد ۱۳۶۴، عکاس، مستندساز، دارای مدرک کارشناسی عکاسی و کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر است. خانم مسعودی در کنار کار عکاسی و برگزاری نمایشگاه‌های عکس، چند فیلم کوتاه و بلند را نیز کارگردانی کرده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49581

۳۱ فروردین ۱۴۰۱

نماینده شیراز: دولت برای خرید چادر به زنان سوبسید دهد

خلیج فارس

علیرضا پاک فطرت نماینده شیراز و زرقان با بیان اینکه قطعا شورای فرهنگ عمومی باید قوانین اجرایی در بخش حجاب ارائه دهد و وضعیت حجاب را در تمام بخش ها مشخص کند، گفت: متاسفانه وضعیت حجاب بعضی از خانواده های مسئولان مناسب نیست که این مهم سبب شده تا تاثیر مطلوبی بر مردم نداشته باشند.

به گزارش خلیج فارس؛ نماینده شیراز وزرقان با بیان اینکه مردم ما در موضوع بی‌حجابی و بد حجابی مشکل دارند نه مسافران خارجی و گردشگرانی که به ایران می آیند ، گفت: متاسفانه وضعیت حجاب برخی از خانواده های مسئولان مناسب نیست که این مهم سبب شده تا تأثیر مطلوبی بر مردم نداشته باشند.

علیرضا پاک فطرت با بیان اینکه تا زمانی که به این دیدگاه نرسیم که گردشگری سبب اشتغالزایی و ورود ارز به کشور می شود نمی توان انتظار رونق در این صنعت را داشته باشیم، گفت:به نظرم گردشگران خارجی در ایران بیشتر از خودمان حجاب را رعایت می‌کنند.

نماینده شیراز و زرقان با اشاره به اینکه گردشگرانی که به ایران می آیند از قوانین کشور تبعیت می کنند، تصریح کرد: در این بخش راهنمایان تور باید آموزش های لازم را در بخش قوانین کشور به گردشگران ارائه دهند.

پاک فطرت با اشاره به اینکه شورای فرهنگ عمومی باید تلاش خود را برای رعایت حجاب روی مردم کشور و شهر به کار گیرد و کارهای لازم را بر موضوعات فرهنگی مردم انجام دهد، بیان کرد: در حال حاضر شاهدیم که وضعیت حجاب در خیابان، ملا عام و …. مناسب نیست و این در حالی است که قانون مناسبی در بخش حجاب در کشور وجود ندارد و دولت باید برای خرید چادر به زنان سوبسیت دهد و چادر مقاطع دبیرستانی را به صورت رایگان تامین کند.

نماینده شیراز و زرقان با بیان اینکه قطعا شورای فرهنگ عمومی باید قوانین اجرایی در بخش حجاب ارائه دهد و وضعیت حجاب را در تمام بخش ها مشخص کند، گفت: متاسفانه وضعیت حجاب بعضی از خانواده های مسئولان مناسب نیست که این مهم سبب شده تا تاثیر مطلوبی بر مردم نداشته باشند.

پاک فطرت با اشاره به اینکه ذکر این نکته ضروری است که برخی از مردان کشورهای همسایه با هدف بی بند و باری به ایران می آیند، ادامه داد: متاسفانه مشکلات اقتصادی یکی از دلایل مهم در این بخش است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49552

ارسال پیامک کشف حجاب برای مجری چادری صدا و سیما

IRANWIRE

مژده لواسانی، مجری چادری صدا و سیمای جمهوری اسلامی در اینستاگرام خود نوشته که از نیروی انتظامی پیامکی مبنی بر کشف حجاب دریافت کرده است.

مژده لواسانی، مجری چادری صدا و سیمای جمهوری اسلامی در اینستاگرام خود نوشته که از نیروی انتظامی پیامکی مبنی بر کشف حجاب دریافت کرده است.

خانم لواسانی با انتشار متن این پیامک نوشته: «استودیوی برنامه ما در محوطه نمایشگاه بین‌المللی است و من هر شب همین ساعت ۲۱:۳۰ که در پیام آمده است از درب مجاور باشگاه انقلاب با ماشین خودم وارد نمایشگاه میشوم و طبیعتاً با همین پوشش؛ شالی که در عکس مشاهده می‌کنید! چادر! ساق دست! آماده اجرا!»

وی ادامه داده است: «دوست عزیزی که این حجاب را کشف حجاب دیده به نظرم یا با ما شوخی داشته یا باید به بینایی‌سنجی مراجعه کند. وقتی این پیامک برایم آمد هم خندیدم و هم بابت این همه بی دقتی که هر روز اتفاق می‌افتد و احتمالاً جریمه‌های زیادی هم در پی دارد تاسف خوردم.»

خبرگزاری مهر هم برای پیگیری این موضوع با مژده لواسانی تماس گرفته و به نقل از او نوشته است: «جالبی ماجرا اینجاست که ساعت و مکانی که در پیامک آمده درست است و من دقیقاً در همان نقطه بوده ام اما حجاب من هیچ ایرادی نداشت چرا که اولاً من محجبه هستم و دوماً حجابم دقیقاً همان حجابی بود که آن شب روی آنتن رفتم.»

وی به مهر گفته: «باید مشخص شود چه افرادی با چه نیتی این گونه پیامکهای اشتباهی برای افراد ارسال می‌کنند.»

تیمور حسینی جانشین رئیس پلیس راهور ناجا درباره ارسال پیامک کشف حجاب برای این مجری چادری صدا و سیما گفت: اولا که پیامک‌ها به صورت دستی و از طریق افراد ارسال می‌شوند نه از طریق دوربین‌ها، دوماً این فرد برای بررسی موضوع باید به ۱۹۷ شکایت کند.

وی افزود: زمانی که شما به ۱۹۷ شکایتی را اعلام می‌کنید تشکیل پرونده می‌شود و موضوع تا وصول نتیجه پیگیری می‌شود.

پلیس جمهوری اسلامی مدت‌ها است که در طرحی تحت عنوان «ناظر یک» اقدام به ارسال پیامک‌های مبنی بر کشف حجاب در خودرو برای زنان کرده و آن‌ها را تهدید به اقدام «قانونی» در صورت تکرار می‌کند.

حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، پیش از این با ادعای جرم بودن « بی حجابی» گفته بود: «بارها اعلام کرده‌ایم، خودرو حریم خصوصی نیست و کشف حجاب در آن، جرم محسوب می‌شود، بر همین اساس طرح ناظر یک را راه‌اندازی کرده‌ایم.»



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49548

زنان قیم نمی‌خواهند؛ واکنش‌ها به پیشنهاد «کمک برای اعتراف» یک سینماگر

IRANWIRE

پس از انتشار بیانیه صدها زن سینماگر در اعتراض به «خشونت، آزار و باج‌گیری جنسی» در سینمای ایران، هانیه توسلی، ترانه علیدوستی، سمیه میرشمسی، غزاله معتمد و مارال جیرانی توسط امضا کنندگان این بیانیه برای پیگیری تشکیل کمیته مستقل بررسی سوء رفتارهای جنسی در سینمای ایران، انتخاب شدند

آخرین روایت‌های آزاری که صفحه جنبش می‌تو فارسی منتشر کرده است، «ابوالفضل کاهانی»، نویسنده، کارگردان و برادر کوچکتر «عبدالرضا کاهانی» را به رفتارهای آزارگرانه جنسی متهم می‌کند. بعد از انتشار این روایت‌ها، عبدالرضا کاهانی متنی در حساب کاربری اینستاگرام خود منتشر کرد و با اشاره به این نکته که «از اولین کسانی بوده که بیانیه ۸۰۰ زن سینماگر را امضا کرده است»، خطاب به آن‌ها نوشت: «من شاهد درد و دل‌ها و اشک‌های برخی از شما بوده‌ام. من بارها و بارها سنگ صبور شما بوده‌ام. اگر امکان اعتراف ندارید، به شما کمک خواهم کرد. در اولین فرصت منتظر شما هستم و چنانچه نشد، اعتراف‌های شما را در راستای خدمت به خود شما در پنج دقیقه بیان می‌کنم و جنبشی که اگر چه دیر اما سرانجام پا گرفته است را جان می‌بخشم.»

برخی از زنان همراه با جنبش می‌تو، ادبیات کاهانی را دور از الگوی همدلی و به نوعی قلدرمآبانه تلقی کرده و به این یادداشت واکنش نشان دادند. صفحه می‌تو در واکنش به این یادداشت نوشت: «تهدید راوی با افشای روایت رنج‌اش بدون رضایت او! چه یادآوری مهمی برای جامعه زنان که چرا باید حواسشان با این اعلام حضورها و اما و اگرهای مردانه باشد!»

پیش از این نیز شماری از فعالان حقوق زنان به ادبیات مردسالارانه برخی از همراهان جنبش می‌تو انتقاد کرده بودند. این گزارش به دنبال پاسخی برای این پرسش است که برای همراهی با صداهای منکوب شده و تحت تبعیض زنان که امروز علیه آزارگری‌ها و سوءاستفاده از قدرت در عرصه‌های مختلف بلند شده چگونه باید بود؟

***

تعیین تکلیف برای زنان به بهانه حمایت

اغلب انتقادها به ادبیات عبدالرضا کاهانی به این مسئله بر می‌گردد که او در یادداشت کوتاهش با گوشزد کردن اینکه چه کاری درست است و چه کاری غلط نه در جایگاه یک همراه، که از موضع قدرت زنان آزاردیده را مخاطب قرار داده و آن‌ها را تهدید کرده است که روایت‌های آن‌ها را با نام قربانی و آزاردیده افشا می‌کند.

مینا خانی، از همراهان جنبش می‌تو، در این‌باره می‌گوید: « چه راحت و چه سریع برای جنبشی که دارد به خاطر حفظ عاملیت جنسی، انتخاب و نقش‌آفرینی سرکوب شدگان جنسی و جنسیتی می‌کوشد، تعیین خط و استراتژی می‌کنید. به جای اینکه نقش خود را در پروار کردن این مناسبات مردسالار بکاویید باز هم به شکل نمادینی «او مرد مثلا حامی» شد قیم زن. شد تعیین تکلیف کننده.»

سمانه سوادی، فعال برابری‌خواه و یکی از همراهان جنبش می‌تو درباره اظهارات عبدالرضا کاهانی به ایران‌وایر می‌گوید:‌« خیلی مشخص نیست آقای کاهانی دارد چه می‌گوید. آیا دارد در واکنش به روایت‌های آزار برادرش به دنبال تطهیر اوست و می‌گوید بروید دنبال دانه‌درشت‌ها در حالیکه یکی از نقدها به جنبش می‌تو همین بوده که روایت افراد عادی و غیرچهره عموما شنیده نمی‌شود؛ درحالیکه رنج آزار برای همه آزاردیدگان رنج است و آزارگران اعم از مشهور و غیرمشهور باید در برابر رفتارشان پاسخگو باشند. ما کسی به نام آزارگر بزرگ و کوچک نداریم.»

این فعال برابری جنسیتی در خصوص بخش دیگری از یادداشت کاهانی می‌گوید: « از بخشی از صحبت‌های کاهانی اینگونه برداشت شده که خطاب به زنان آزاردیده می‌گوید شما از ساختار قدرت برای رسیدن به جایگاهتان سوءاستفاده کرده و در مورد اتفاقاتی که برایتان افتاده مقصر هستید. »

سمانه سوادی با تاکید بر کلمه «اعتراف» در یادداشت کاهانی می‌گوید: «متن به شکلی نوشته شده که انگار به زنان آزار دیده می‌گوید شما قبلا در این‌باره با من درددل کردید و حالا بیایید اعتراف کنید نشان می‌دهد او در پس ذهنش آزاردیده را فرد مقصر و گناهکاری می‌داند که حالا بابت این قصور باید بیاید و اعتراف کند.»

حمایت‌ از زنان با ادبیات مردسالارانه

از دیگر مردان حامی بیانیه زنان سینماگر ایرانی «بابک کریمی» هنرپیشه نام‌آشنای سینمای ایران بود. او با حضور در برنامه صفحه دو شبکه بی‌بی‌سی فارسی گفت: « من از مردان سوالی دارم شما خواهر دارید دختر دارید دلتان می‌خواهد کسی با او چنین کاری بکند و چنین دوراهی پیش پای او بگذارد؟»

اشاره او به درخواست‌های جنسی مردان در برخی موقعیت‌ها بود که زنان را تحت فشار می‌گذارند که یا باید قید پیشرفت را بزنند یا برای کسب آن موقعیت به درخواست‌های جنسی آن‌ها تن بدهند.

پروانه حسینی استاد مطالعات جنسیت و یکی از فعالان حقوق زنان که در همان برنامه شرکت داشت در واکنش به این ادبیات آن را بازتولید همان نگاه مردسالارانه‌ای دانست که بخشی از مشکلات زنان در ایران را منجر می‌شود.

این فعال برابری‌خواه در حساب کاربری خود هم نوشت: «همان‌طور که در برنامه گفتم و پیشتر هم نوشته‌ام کد مشترک بین حکومت و آزارگر جنسی و حتی بعضی مردان «حامی» زنان «محافظت» است که پشتش کنترل‌گری پنهان است. بابک کریمی مشکل ‎آزار جنسی در سینما را فرهنگی می‌داند. می‌گوید اگر مردان همه را خواهر خود بدانند درست می‌شود. من می‌گویم این ادبیات ناموسی خودش مشکل ما است. با درس اخلاق درست نمی‌شود. زنان باید در مقامات بالاتر و همچنین کمیته ویژه ای که خواستار آن هستند حضور داشته باشند .»

تجاوز نشد، خودشان خواستند

اظهارات «پولاد کیمیایی» در واکنش به روایت‌های آزار در سینمای ایران نیز از دیگر واکنش‌هایی بود که بازخوردهای زیادی داشت. او با تاکید بر اینکه «آزار جنسی و تجاوز در همه جا اتفاق می‌افتد» برخی از راویان جنبش می‌تو را در دروغگویی متهم کرد و در یک ویدیو کوتاه گفت: « به بعضی‌ها تجاوز نشده، خودشان خواستند و حالا دارند نقش دختر مظلوم را بازی می‌کنند.»

بنفشه جمالی از فعالان شناخته شده حقوق زنان در واکنش به این اظهارات نوشت: «تربیت مرد سالار یعنی همین،یعنی میشی پولاد کیمیایی و وقتی همکارانت از درد و رنج و آزار جنسی که دیدند می‌نویسند به جای اینکه بگویی در کنارشان هستی و برای رنجی که کشیدند متاسفی انگشت اتهام را به سمت قربانی میگیری و به سبک مجری ۲٠:۳٠ میگویی خودت خواستی که به تو تجاوز شد.»

پیش از پولاد کیمیایی، «رضا کیانیان» بازیگر سینما با اشاره به این نکته که آزار و اذیت زنان فقط محدود به جامعه سینمایی نیست برخی از مصادیق آزار جنسی که زنان در زندگی روزمره با آن مواجه می‌شوند را برشمرد و مدعی شد « این موارد در سینما بزرگتر و خبری‌تر می‌شود چون سینما بزرگ‌ترین و فرا گیرترین رسانه است.»

کیانیان در ادامه مدعی شد در حالیکه « زن مدرن می‌تواند حق وحقوق خود را به دست بیاورد» بیانیه زنان سینماگر معترض به آزارهای جنسی در سینما « زن را بیشتر ضعیف و کمتر قدرتمند نشان داده است و باید تصحیح شود.»

برخی از فعالان برابری‌خواه حقوق زنان اما این شیوه حمایت رضا کیانیان را مورد انتقاد قرار دادند. مینا خانی در واکنش به رضا کیانیان در حساب کاربری اینستاگرامش نوشت: « جناب کیانیان، نویسنده‌ای آمریکایی در سال ۲۰۰۸ مفهومی برای این کار شما خلق کرد به نام «منزپلین» ما آن را در فارسی «مرضیح» ترجمه‌ کرده‌ایم و این مفهوم دارد همین کار شما را توضیح می‌دهد: «وقتی مردان بدیهیات یا اموری که زن در آن تخصص دارد را برایش توضیح می‌دهند، در صورتی که خود از آن موضوع کمتر می‌دانند.»

حمایت نهادهای قدرت و دل پر درد زنان آزار دیده

یکی از بیانیه‌هایی که در ابتدا این تصویر را به خوانندگان می‌داد که در حمایت از آزاردیدگان سینمای ایران منتشر شده بیانیه « انجمن بازیگران سینمای ایران» بود. در بخشی از این بیانیه آمده بود: «از همه بازیگران به ویژه زنان بازیگری که مورد خشونت و تعرض جنسی قرار گرفته‌اند درخواست می‌کند بدون واهمه از نام و عنوان و جایگاه افراد، شکایات خود را طریق شورای صیانت خانه سینما تا صدور و اجرای حکم پیگیری کنند.»

این بیانیه که با «محکوم کردن هرگونه خشونت و آزار جنسی» اعلام کرده بود که «قاطعانه و با تمام توان تا مجازات متخلفین در کنار شاکیان خواهد ایستاد و اجازه هیچ‌گونه مصلحت‌اندیشی و گذشت و سازش بر سر اصول و حرمت انسانی و آبرو و حیثیت سینمای» را نخواهد داد خیلی زود با واکنش زنان دست‌اندرکار سینما و آزاردیدگان مواجه شد. آن‌ها بدون اشاره به نام فرد مشخصی عنوان کردند این بیانیه از طرف هیئت مدیره انجمنی منتشر شده که یک نفر از آن‌ها با «چهار اتهام تعرض و تجاوز» روبروست اما همچنان در «آغوش گرم خواهرانه و برادرانه» دیگر اعضای این انجمن پذیرفته شده است.

جنبش می‌تو ایران پیشتر چند روایت آزار از «حبیب رضایی» یکی از اعضای انجمن بازیگران سینمای ایران را منتشر کرده است.

دومین ادعای حمایت از زنان آزار دیده این‌بار از سوی چهره‌ای در دولت ابراهیم رئیسی منتشر شد که به مجموعه‌ای از رفتارها و اظهارنظرهای زن‌ستیزانه شهره است. «انسیه خزعلی» معاون رییس جمهور ایران ۱۵ فروردین ۱۴۰۱ در صفحه اینستاگرام خود یادداشتی منتشر کرد و ضمن اشاره به «خلا قوانین و دستورالعمل‌های قانونی در حمایت از آزاردیدگان در محیط کار» نوشت: «معاونت زنان و خانواده بر خود لازم می‌داند که گوش شنوای مطالبات زنان هنرمند در عرصه سینمای ایران باشد و با دعوت از این عزیزان و با همکاری نهادهای مسئول و متولی برای طراحی سازوکار لازم صیانت از شان و منزلت زنان در این حوزه یاری می‌رساند. »

در واکنش به این یادداشت، «شقایق نوروزی» که خود یکی از هنرمندان عرصه سینما و تئاتر در ایران بوده و پیشتر درباره آزار جنسی بازیگران زن در عرصه سینما صحبت کرده است از انسیه خزعلی خواست با توجه به نقش خود در دولت و اختیاراتی که دارد افرادی را که در رسانه‌های ایران «تعبیر‌های خشونت آمیز جنسی» در مورد زنان را با روایت خشونت جنسی یکی می‌کنند پاسخگو کند.

انسیه خزعلی از پا ننشست و چند روز بعد نیز در حساب کاربری خود در توییتر خود از برگزاری نشستی با برخی هنرمندان سینماگر و امضاکنندگان بیانیه زنان دست‌اندرکار سینما خبر داد.

در دومین مورد نیز ترانه علیدوستی بازیگر سینما و سمیه میرشمسی هر دو از اعضا هیات پیگیری مطالبات زنان فعال در سینما و تئاتر اعلام کردند «تا جایی که هیات در جریان است، زنان امضاکننده به دیدار کسی نرفته‌اند.»

پس از انتشار بیانیه صدها زن سینماگر در اعتراض به «خشونت، آزار و باج‌گیری جنسی» در سینمای ایران، هانیه توسلی، ترانه علیدوستی، سمیه میرشمسی، غزاله معتمد و مارال جیرانی توسط امضا کنندگان این بیانیه برای پیگیری تشکیل کمیته مستقل بررسی سوء رفتارهای جنسی در سینمای ایران، انتخاب شدند.

بنابر اطلاعیه‌ای که صفحه اینستاگرامی « جنبش می‌تو ایران» در این‌باره منتشر کرده است اعضای این مجمع ۵ نفره قرار است با کمک حقوقدانان و مشاوران راهکار‌های تشکیل یک کمیته مستقل را بررسی کنند و اگر نیاز به حضور رسانه‌ای یا اقدامات حقوقی و اداری بود مقدمات آن را انجام دهند تا مسیر برای مطالبات بیانیه سینماگران زن هموار شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49546