۵ اردیبهشت ۱۴۰۰

همسر پاسدار کشته شده در پیرانشهر نیز بازداشت شد

هه‌نگاو: در ادامه موج بازداشت شهروندان كُرد پس از کشته شدن یکی از اعضای ارشد سپاه پاسداران در پیرانشهر، همسر وی نیز بازداشت شد.همسر پاسدار کشته شده در پیرانشهر نیز بازداشت شد

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ ( ۲۱ آوریل ۲۰۲۱)، صفیه ماموشی‌پور ۴۸ ساله و همسر عثمان حاجی‌حسینی، پاسدار کشته شده اهل پیرانشهر پس از احضار به اطلاعات سپاه این شهر بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه منتقل شده است.

روز شنبه ۲۸ فروردین (۱۷ آوریل) نیز داماد عثمان حاجی‌حسینی با هویت “ طاهر بزازی بازداشت و روز دوشنبه به اطلاعات سپاه ارومیه منتقل شده است.

چند ساعت پیش از بازداشت طاهر بزازی، گلاله مرادی مادر و متین بزازی برادر ۱۴ ساله وی نیز توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شده بودند.

با گذشت چند روز از بازداشت این سه نفر هیچ خبری از سرنوشت آنها در دست نیست و تاکنون موفق به تماس با خانواده خود نشده‌اند.

عثمان حاجی‌‌حسینی شامگاه جمعه ۲۷ فروردین (۱۶ آوریل) در جاده زیویه به رگبار بسته شدن و پس از چند ساعت گروه “عقاب‌های زاگروس” مسئولیت کشه شدن وی را بر عهده گرفت .​



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43359

انتقاد شدید از تصویب عضویت ایران در نهاد زنان سازمان ملل

سازمان دید‌بان سازمان ملل متحد از انتخاب ایران به عنوان عضو شورای مربوط به برابری جنسیتی و توانمندسازی حقوق زنان در این سازمان بین‌المللی انتقاد کرد.

این سازمان از لیندا توماس-گرینفیلد، سفیر ایالات متحده و کشورهای اتحادیه اروپا خواست انتخاب ایران به عنوان یکی از ۴۵ کشور عضو کمیسیون «نهاد زنان سازمان ملل» برای یک دوره چهار ساله را محکوم کنند.

هدف این نهاد که یک نهاد بین‌دولتی است، ارتقای برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان است.

رای‌گیری دیروز شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد و انتخاب ایران خشم فعالان حقوق بشر را برانگیخته و هیلل نویر، مدیر اجرایی سازمان دید‌بان سازمان ملل، نیز به این موضوع واکنش نشان داده است.

او گفته انتخاب جمهوری اسلامی «برای حمایت از حقوق زنان، مثل این است که یک آتش‌‌افروز را به ریاست آتش‌نشانی شهر منصوب کنید.»

آقای نویر انتخاب ایران به عنوان عضو نهاد حقوق زنان سازمان ملل را «عجیب و از نظر اخلاقی، غیرقابل قبول» عنوان کرده و روز چهارشنبه را که روز رای‌گیری بود «روزی سیاه» برای حقوق زنان و حقوق بشر توصیف کرده است.

بر اساس این گزارش، با این که رای‌گیری مخفی بود، سازمان دید‌بان متوجه شده که دست‌کم ۴ کشور از ۱۵ کشور اروپایی و شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل متحد شامل اتریش، استرالیا، کانادا، فنلاند، فرانسه، آلمان، لوکزامبورگ، هلند، بریتانیا، آمریکا و سوئیس، نروژ و لتونی به ایران رای داده‌اند.

دیدبان سازمان ملل از نمایندگان کشورها خواسته از دولت‌هایشان بخواهند آرای خود در رای‌گیری روز چهارشنبه را علنی کنند.

هیلل نویر ، مدیر اجرایی دید‌بان، می‌گوید ایران در حالی عضو این نهاد شده که زنان ایرانی «به صورت سیستماتیک، مورد آزار و اذیت» قرار دارند و دبیرکل سازمان ملل نیز درباره «تبعیض مداوم علیه زنان و دختران» گزارش‌هایی ارائه کرده است.

حجاب اجباری، بازداشت شماری از زنان مخالف این پدیده، ضرورت اخذ اجازه پدر در ازدواج دختران، ازدواج زیر سن قانونی، اشاره به نام شماری از فعالان زن زندانی از جمله نسرین ستوده، مژگان کشاورز، یاسمن آریانی و منیره عربشاهی از دیگر موارد مورد اشاره در اظهارات نویر است.

وی به صراحت از سازمان ملل پرسیده است که چرا از «یکی از بدترین رژیم‌های ستمگر جهان به عنوان قاضی و نگهبان برابری جنسی و تواندسازی زنان» نام برده است؟

آقای نویر اضافه کرده که انتخاب ایران به عنوان عضو نهاد زنان سازمان ملل، ارسال این پیام بود که «می‌توان حقوق زنان را برای معاملات سیاسی پشت ‌پرده فروخت.»

انتخاب ایران برای عضویت در این نهاد در حالی انجام شده که گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، اسفندماه ۹۹ در گزارشی به شورای حقوق بشر ملل متحد با اشاره به رواج کودک‌همسری در ایران، تاکید کرد در خصوص رفتار جمهوری اسلامی با زنان و دختران ایران «اصلاحات فوری لازم است.»

جاوید رحمان افزود که در حکومت جمهوری اسلامی «همچنان با زنان و دختران به عنوان شهروند درجه دو رفتار می‌شود.»



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43357

تجاوز به محارم؛ ولایت پدر و سکوت قانون

آیا زمان آن نرسیده که به جای نادیده گرفتن خشونت خانگی به بهانه ریاست مرد و ولایت پدر، به جای تاکید بر حجاب و عفاف زنان و آنها را مسئول اصلی سلامت اخلاقی جامعه قلمداد کردن، آموزش مدیریت احساسات و کنترل هیجان به پسران و مردان را جدی بگیریم؟تجاوز وحشیانه به سوسن جلوی چشم شوهرش توسط دوستانش + فیلم

فاطمه موسوی ویایه- گروه مطالعات زنان

خبر روزنامه شرق از مرگ دختربچه هفده ماهه در اثر جراحات حاصل از تجاوز پدرش در شهر ری، باعث بهت و حیرت شده است. این خبر علاوه بر کودک آزاری جنسی به تجاوز جنسی توسط محارم نیز اشاره دارد، تجاوز جنسی توسط محارم واقعیتی است که در تمام کشورهای جهان چه کشورهای غربی و توسعه یافته و چه کشورهای در حال توسعه یا فقیر وجود دارد. در کشور ما هم، این مساله کم و بیش وجود دارد اما برخلاف کشورهای پیشرفته، در کشور ما نسبت به این آسیب اجتماعی سکوت شده است. همچنین به دلیل مشکلات قانونی در زمینه اثبات تجاوز، بسیاری از متهمان تبرئه می‌شوند و هیچ گونه درمان و پیگیری از سوی مسئولان ذیربط، درباره متهمان و قربانیان شکل نمی‌گیرد. تنها تحقیقی که در زمینه تجاوز به محارم وجود دارد تحقیق محسن مالجو با عنوان «تجاوز به محارم: زمینه‌ها، استراتژی‌های متجاوز و واکنش‌های بزه‌دیده» است که در سال ۱۳۸۸ در فصلنامه رفاه اجتماعی منتشر شد.

داده‌های تحقیق مالجو با استفاده از مصاحبه عمیق، رجوع به اسناد و مدارک، مشاهده، و پرسشنامه جمع‌آوری شده و نمونه‌ای از ۳۹ مورد از زنان و دخترانی که در خانواده تحت تجاوز جنسی پدر یا برادر قرار گرفته‌اند مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که متجاوزان از چهار استراتژی مختلف استفاده می‌کردند: ۱) استراتژی‌های اجبار و خشونت جسمانی ۲) استراتژی‌های تحریکات عاطفی و ارعاب احساسی ۳) استراتژی‌های اقتصادی ۴) استراتژی‌های فریب‌کارانه.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد: «مردسالاری و شکل روابط قدرت در خانواده و همچنین حاکمیت انگاره‌های مالکانه در روابط والدین و فرزندان از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری تجاوز به محارم است. هر چه از ساختار خانواده دموکرات و مساوات طلبانه به سوی ساختار خانواده خودکامه و بی بندبار و نابسامان پیش می‌رویم امکان تجاوز جنسی بیشتر می‌شود. تربیت یا به شکل کاملا سخت گیرانه است یا کاملا سهل گیرانه، مردسالاری در این خانواده ها حرف اول را می‌زند و تصمیم گیری در آن کاملا یک جانبه و از سوی پدر است. اما مهم‌ ترین مساله، حاکمیت انگاره‌های مالکانه در روابط میان پدر و فرزندان در این خانواده‌هاست.

در بسیاری از مصاحبه ها این نکته به وضوح قابل مشاهده بود که پدران دخترانشان را مال خود می دانستند و هر جور که مایل بودند حق استفاده از آنها را به خود می‌دادند. در واقع تلقی مالکیت بر فرزندان، به شکلی مجوز این سوء استفاده برای آنهاست. به نحوی که ایشان در برخی موارد، تصور می کنند که همان‌گونه که در ارتباط با املاک و وسایل خود قادر به انجام هر کاری هستند به همان نحو نیز حق هرگونه رفتار را با فرزندان خود دارند.» این در حالی است که اساس قوانین فعلی خانواده در ایران بر مبنای تحکیم مردسالاری است و تداخل با ولایت پدر مانع اصلی تصویب قوانین درباره حمایت از کودکان و نوجوانان قربانی خشونت خانگی است.

بخش دیگری از انگاره‌های مردسالارانه به اهمیت مردان، تحقیر و فرودست دانستن زنان بازمی‌گردد. طبیعت مردانه خشن، تهاجمی و شهوانی دانسته می‌شود. گویی میل جنسی مردانه سهمگین است و پس از تحریک، بر عقل و منطق غلبه می‌کند و مهارناپذیر و ناگزیر به ارضا شدن است. بنابر این از زنان که سوژه میل جنسی مردانه هستند انتظار می‌رود که محتاط باشند و با رعایت پوشش و رفتار همراه با شرم و پاکدامنی از بیدار کردن غریزه مردانه بپرهیزند. سخنان علی مطهری در ستایش تحریک پذیری مردان و لزوم حفظ حجاب اجباری از همین دیدگاه سخن می‌گفت.

وقتی مردانگی را با قدرت جنسی تعریف کنند و زنان را نه انسان هایی برابر و دارای حقوق که فقط و فقط سوژه میل جنسی بینند، این خطر وجود دارد که حتی محارم مرد چون خواهر و دختر نیز ورای روابط احساسی و عاطفی فقط به شکل ابزار ارضای میل مهارناپذیر جنسی قلمداد شوند و تجاوز به محارم در محیط امن خانه رخ دهد همان‌گونه که دختربچه هفده ماهه آخرین قربانی آن بوده است. می‌توان درباره خصوصیات روانی پدر متجاوز سخن گفت اما در تحلیل نهایی، انگاره‌های مردسالاری درباره بها دادن به میل جنسی مرد و عدم مهار آن مقصر اصلی است.

آیا زمان آن نرسیده که به جای نادیده گرفتن خشونت خانگی به بهانه ریاست مرد و ولایت پدر، به جای تاکید بر حجاب و عفاف زنان و آنها را مسئول اصلی سلامت اخلاقی جامعه قلمداد کردن، آموزش مدیریت احساسات و کنترل هیجان به پسران و مردان را جدی بگیریم؟

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندی



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43355

۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

واکنش ابتکار به مرگ دختر ۱۷ ماهه بر اثر آزار پدرش

معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری گفت: از قوه قضائیه انتظار می‌رود با سرعت و قاطعیت به جنایت کسی که نام پدر را یدک می‌کشد، رسیدگی کند.زندگینامه: معصومه ابتکار (۱۳۳۹-) - همشهری آنلاین

ناطقان: معصومه ابتکار در حساب توییتری خود نوشت: از قوه قضائیه انتظار می‌رود با سرعت و قاطعیت به جنایت کسی که نام پدر را یدک می‌کشد رسیدگی کند تا به اشد مجازات برسد.

وی افزود: برای چندمین بار هم از مجلس محترم می‌خواهم لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت را که ۱۰۶ روز است به مجلس ارسال شده تصویب کند. گرچه هنوز اعلام وصول هم نکردند.
انتشار خبر مرگ دختر ۱۷ ماهه بر اثر آزار توسط پدرش، واکنش بسیاری از فعالین حوزه زنان و کودکان را در پی داشت. منبع: ایسنا برچسب ها: ابتکار ، آزار جنسی ، دختر17ماهه



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43352

لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» هنوز به کمیسیون اجتماعی نیامده است/ هیات رئیسه در خصوص اعلام وصول این لایحه باید تصمیم گیری کند

علی بابایی کارنامی گفت: لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» هنوز اعلام وصول نشده و در اولویت کمیسیون اجتماعی نیست.لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» هنوز به کمیسیون اجتماعی نیامده است/ هیات رئیسه در خصوص اعلام وصول این لایحه باید تصمیم گیری کند

به گزارش برنا؛ نزدیک به یک دهه از تدوین لایحه «تامین امنیت زنان در برابر خشونت» می‌گذرد لایحه‌ای که در صورت تصویب، دستگاه قضا قادر خواهد بود برای عاملان خشونت‌ خانگی، مجازات کیفری تعیین کند و حالا سرانجام پس از یک دهه انتظار لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» با 57 ماده و پنج فصل تعاریف و کلیات در مسیر قانونگذاری قرار گرفت.

گله نمایندگان مجلس از تاخیر در ارسال لایحه و حالا سکوت چندماهه پس از ارسال آن

از ابتدای شروع به کار مجلس یازدهم، نمایندگان بارها گله کردند چرا دولت این لایحه را به مجلس ارسال نمی‌کند به همین دلیل خودشان دست به کار شدند و طرحی به نام «صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت» را تدوین کردند که این طرح هم به جایی نرسید و در دستور کار خودشان نیز قرار نگرفت اما پس از چندماه یعنی دی ماه سال 1399 بود که پس از بررسی‌ها و کارشناسی‌های فراوان و پس از برگزاری 40 جلسه کمیسیون لوایح و فرعی، لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» به تصویب دولت رسید و برای طی کردن روند قانونی به مجلس شورای اسلامی ارسال شد اما ماه‌ها از ارسال این لایحه می‌گذرد و هنوز مجلس شورای اسلامی حتی اعلام وصول نکرده است و مشخص نیست آن همه گله برای عدم ارسال لایحه چی بود و این تاخیر در عدم وصول چیست؟

آقای قالیباف؛ تصویب لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت را تسریع کنید

بیشتر بخوانید:
مجازات اسیدپاشی در دستورکار کمیسیون اجتماعی قرار گرفت/ فرد اسیدپاش باید کلیه هزینه‌های درمان قربانی را بپردازد/ از سخنان امام جمعه اصفهان بازی سیاسی راه انداختند
تاکید رئیس مجلس بر تسریع در ارسال لایحه منع خشونت علیه زنان
از آنجایی که چندین ماه از ارسال این لایحه می‌گذرد و هنوز خبری از اعلام وصول آن نیست معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری لب به اعتراض گشود و در مصاحبه‌ای به خبرنگار برنا گفت: یکی از اقدامات بسیار مهمی که سال گذشته انجام شد تصویب لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت بود که با رایزنی‌های بسیار گسترده از همان سال 1396 انجام شد. این لایحه از طرف دولت به قوه قضائیه ارجاع شد اما بررسی آن طول کشید تا اینکه آقای رئیسی آمدند و پس از چندماه لایحه از سوی قوه قضائیه به دولت ارسال شد و در دولت هم پس از برگزاری 40 جلسه کمیسیون لوایح و فرعی به تصویب رسید اما چندین ماه است که در نوبت اعلام وصول مجلس شورای اسلامی به سر می‌برد و بنده از آقای قالیباف و نمایندگان مجلس شورای اسلامی انتظار دارم نسبت به تصویب این لایحه اقدام کنند چرا که یک لایحه فرا قوه‌ای است و قوه مجریه و قوه قضائیه نسبت به تدوین آن اقدام کردند از طرفی این لایحه مطالبه جدی زنان است و به اعتقاد من تصویب آن می‌تواند به تسهیل ازدواج کمک کند چون درصورت قانون شدن این لایحه دختران احساس می‌کنند در پناه قانون و حمایت آن هستند.

اما پیگیری‌ خبرنگار برنا از مجلس شورای اسلامی نشان می‌دهد قرار است همچنان این لایحه در راه روهای بهارستان گم شود.

رسیدگی به لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» اولویت ما نیست

علی بابایی کارنامی، سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار برنا درخصوص آخرین وضعیت لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» گفت: تاجایی که بنده اطلاع دارم این لایحه هنوز به کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیامده است.

او درباره زمان اعلام وصول این لایحه افزود: اطلاعی ندارم و هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی باید در خصوص اعلام وصول این لایحه تصمیم گیری کند.

این نماینده مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا رسیدگی به این لایحه در دستور کار کمیسیون اجتماعی قرار دارد یا خیر؟ بیان کرد: خیر، اولویت ما این نیست، ما اولویت‌های خود را اعلام کردیم.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43350

کودکان آزمایشگاهی هم ارث می‌برند/ روش‌های باروری در ایران کاملا شرعی و فرزند منتسب به پدر و مادرش است/ اصلاح قانون اهدای جنین تاکنون در دستور کار نبوده است

ملک فاضلی گفت: این صحبت‌ها که می‌گویند کودکان آزمایشگاهی و نوزادانی که از روش IVF به دنیا می‌آیند از ارث محروم هستند صحت ندارد چون فرزند به لحاظ ژنتیکی متعلق به پدر و مادر خود است و قاعدتا از آنها نیز ارث می‌بردکودکان آزمایشگاهی هم ارث می‌برند/ روش‌های باروری در ایران کاملا شرعی و فرزند منتسب به پدر و مادرش است/ اصلاح قانون اهدای جنین تاکنون در دستور کار نبوده است.

به گزارش برنا؛ امروزه از روش‌های پیشرفته کمکی تولید مثل، از قبیل اهدای جنین، اسپرم، تخمک و انجماد رویان برای بارداری استفاده می شود اما مسائل و مشکلات ویژه‌ای در مورد ارث کودکان آزمایشگاهی بروز کرده که در زمان‌های گذشته سابقه نداشته است و برخی وکلا و حقوقدانان نسبت به این موضوع هشدار دادند و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستار اصلاح قانون اهدای جنین و قانونگذاری برای کودکان آزمایشگاهی که این رزوها تعداد آنها رو به افزایش است، شدند.

ملک فاضلی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار برنا با تاکید بر اینکه هر فرزند آزمایشگاهی منتسب به پدرش است، گفت: این صحبت‌ها که می‌گویند کودکان آزمایشگاهی و نوزادانی که از روش IVF به دنیا می‌آیند از ارث محروم هستند صحت ندارد و فقط موضوع بدون پشتوانه علمی است که شاید به ذهن حقوقدانان متبادر شده درحالی که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان پزشک هستند و از اینگونه مسائل و حقوق مربوط به آنها آگاهی دارند.

پیشنهاد امروز
yektanet-logo-sign
ارسال رایگان و خرید برنج طارم هاشمی (10 کیلوگرم)
ارسال رایگان و خرید برنج طارم هاشمی (10 کیلوگرم)

او افزود: ممکن است مردی در حین عمل جراحی دچار مشکل در مجرای منی خود شود یا حتی بیماری داشته باشد که اسپرم‌های او قادر به باروری یک تخمک نباشد بنابراین در این شرایط اسپرم این فرد در بانک اسپرم نگهداری می‌شود و با انجام اعمال پزشکی با تخمک همسرش تلقیح می‌‌شود تا لقاح شکل بگیرد و به این روش فرزند یک مرد و زن به دنیا بیاید پس هماهنگونه که مشخص است فرزند به لحاظ ژنتیکی متعلق به پدر و مادر خود است و قاعدتا از آنها نیز ارث می‌برد چون این فرزند از اسپرم یا تخمک فرد دیگری نیست.

فاضلی با تاکید بر شرعی بودن بارداری‌های خارج از حالت طبیعی تصریح کرد: در ایران روش‌های بارداری کاملا شرعی است و امکان ندارد از اسپرم یا تخمک شخص دیگری برای فرزنددارشدن استفاده کرد به عبارت دیگر هر فرزندی متعلق به پدر و مادر خود است و از تمام حق و حقوق مشخص شده در قانون بهره مند می‌شود.

بیشتر بخوانید:
نامه انجمن‌های علمی گروه پزشکی ایران به اعضای شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی جهت اصلاح طرح «جوانی جمعیت»
چرا کودکان آزمایشگاهی از ارث محروم هستند؟/ لزوم بازنگری قانون اهدای جنین و قانونگذاری برای کودکان آزمایشگاهی/ حق و حقوق این کودکان باید مشخص شود
این نماینده مجلس شورای اسلامی درباره قانونگذاری درباره کودکان آزمایشگاهی گفت: تاکنون چنین موضوعی به کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیامده است چرا که قانون واضح و مشخص است.

او در پاسخ به این سوال که آیای اصلاح قانون اهدای جنین در دستور کار قرار دارد یا خیر؟ بیان کرد: در مورد اصلاح قانون اهدای جنین هم چیزی در کمیسیون مطرح نشده است چرا که تاکنون تمرکزها بر طرح «جوانی جمعیت و حمایت از خانواده» بوده است و موضوعاتی از جمله جوان سازی جمعیت، کمک هزینه برای زوجین نابارور، بیمه ناباروری و.. مطرح بوده است.

این عضو کمیسیون بهداشت و درمان با اشاره به حواشی نسخ قانون سقط درمانی گفت: قانون سقط درمانی حذف نشده فقط سختگیرانه‌تر شده است و قرار است در کنار تایید پزشک، دو فقیه نیز نظر دهند تا شاهد سقط‌های بی رویه و حتی غیرقانونی نباشیم.

فاضلی درخصوص آسیب‌های احتمالی اجرای این قانون اظهار کرد: اینکه گفته می‌شود با اجرای قانون جوانی جمعیت مراجعه زنان ایرانی برای انجام غربالگری و سقط جنین به کشورهای همسایه افزایش پیدا می‌کند یک آسیب احتمالی‌ست که باید توجه کرد هر وقت قانونی تدوین شود، راه‌های دور زدن آن هم پیدا می‌شود اما وظیفه قانونگذار این است که حق و حقوق عام را درنظر بگیرد و بهترین قانون را برای مردم وضع کند.

//انتهای پیام: 4



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43348

نماینده تهران: جمعیت کشور به سرعت پیر می‌شود

تهران- ایرنا- نماینده مردم تهران، جمعیت کشور را در حال پیری ارزیابی کرد و گفت: برای رفع موانع پیش رو در بحث فرزندآوری، معیشت، مسکن، درمان ناباروری، رایگان شدن زایمان و تسهیلات ازدواج مصوباتی داشته‌ایم.نماینده تهران: جمعیت کشور به سرعت پیر می‌شود

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، زهره الهیان در نشست علنی سه شنبه در تذکر شفاهی، گفت: اخیرا هجمه‌هایی به شکل هدفمند علیه مجلس در فضای مجازی و رسانه‌ها آغاز شده و می‌گویند مجلس حق قانونگذاری در حوزه جمعیت را ندارد.

رییس کمیته حقوق بشر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، هجمه ها علیه مجلس را بی‌دلیل دانست و گفت: کشور به سرعت به سمت پیری جمعیت پیش می‌رود در حقیقت اگر اروپا طی ۱۰۰ سال این مسیر را طی کرد جمعیت ما در طول ۳۰ سال سالمند می‌شود.

الهیان ادامه داد: متولی طرح جوان‌سازی جمعیت را وزارت بهداشت قرار داده ایم و همچنین برای شورای‌عالی انقلاب فرهنگی جایگاه نظارت در نظر گرفته ایم که این موضوع هم طبق نقشه مهندسی کشور و راهبردهای کلان انجام شده است.

وی تصریح کرد: یکسری از روایت‌های غلط علیه این طرح در فضای مجازی ارائه می‌شود، مصوبات در طرح جمعیت برای رفع موانع پیش رو در بحث فرزندآوری، معیشت، مسکن، درمان ناباروری، رایگان شدن زایمان و همچنین تحصیلات آموزشی و تسهیلات ازدواج انجام شده است.

الهیان افزود: اگر روایت صحیحی از این طرح برای مردم ارائه شود، افکار عمومی از این طرح استقبال خواهد کرد. ما در این طرح به‌شکل ویژه در بحث غربالگری، غربالگری اختیاری را در نظر گرفته ایم که با استانداردهایی که وزارت بهداشت برای آن تعریف می‌کند و با تشخیص پزشک متخصص این اقدام انجام می‌شود. سالیانه بیش از ۶۰۰ هزار سقط جنین در کشور انجام می‌شود که به نوعی این موضوع نسل‌کشی است.

علی نیک زاد در پاسخ به این نماینده گفت: بحث جمعیت کشور بسیار مهم است، اصل ۷۱ قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی را در عموم مسائل و حدود قانون اساسی را مجاز به قانونگذاری دانسته است. بنابراین ما به افرادی که در فضای مجازی به تخریب مجلس می پردازند اخطار می‌کنیم که قانون مدار باشند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43346

جنبش و ناجنبش زنان؛ روایت شکست چهار دهه سرکوب

شرع، قانون و سنت در کنار حکومت جمهوری اسلامی روزبه‌روز مقابل خواست زنان در ایران عقب‌نشینی می‌کند و حاضر نیست این عقب‌نشینی معطوف به شکست را بپذیرد.

حجاب، حق حضانت، حق طلاق، حق خروج، حق عاملیت و بسیاری دیگر از حقوق انکار شده زنان، محور اصلی این کشمکش‌هاست که روحانیون و قوانین سفت و سخت اسلامی تا اینجا بازنده نهایی آن هستند.

این روحانیون از قوانینی که از ۴۰ سال پیش علیه زنان وضع کردند، به تدریج و بسیار نامحسوس عقب‌نشینی کرده و می‌کنند؛ اما حاضر نیستند این شکست را به طور رسمی و علنی بپذیرند و در برابر آن مقاومت می‌کنند.

روایت این شکست و عقب‌نشینی در شماره پاییز سال گذشته فصلنامه «جامعه‌پژوهی فرهنگی» وابسته به پژوهشکده علوم انسانی آمده، اما کمتر دیده شده است.

«ناجنبش»؛ کنش‌های مجتمع و کنش‌گران غیر مجتمع

این روایت به بررسی پدیده «ناجنبش زنان» و چگونگی عملکرد آن در جامعه ایران پرداخته تا نشان دهد از چه طرقی و با اتخاذ چه روش‌هایی به تغییر مناسبات اجتماعی منجر شده است.

این تحقیق تلاش کرده نشان دهد این «ناجنبش» از طریق نظریه میکروفیزیک قدرت (میشل فوکو) و تاکید بر بدن و نظریه پیشروی آرام (آصف بیات) و سیاست حضور، درصدد تغییر در مناسبات اجتماعی است.

«ناجنبش» در این تحقیق به معنای «کنش‌های مجتمع از جانب کنش‌گران غیرمجتمع» تعریف شده که در مورد جنبش زنان ایران و برخی جنبش‌های اعتراضی دیگر صدق می‌کند.

این «ناجنبش‌ها» اگرچه بر حسب تعریف کلاسیک نهاد، رسانه، حزب نماینده، سخنگوی یا رهبر مشخص و اعتراضات برنامه‌دار ندارند؛ اما در مجموع حرکت‌های پراکنده و بی‌شماری را نمایندگی می‌کنند.

سن ازدواج

ریشه «ناجنبش زنان» در ایران هم باید در سال‌های نخست انقلاب سال ۱۳۵۷ دانست؛ یعنی زمانی که آیت‌الله «روح‌الله خمینی» تنها دو هفته پس از پیروزی انقلاب از وزارت دادگستری خواست تجدید‌نظر در قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۵۳ را در دستور کار خود قرار دهد.

این قانون زمانی که تصویب شد به شدت از سوی خمینی و گروه دیگری از روحانیون مورد اعتراض قرار گرفت و پس از لغو آن بود که موضوع حجاب، طلاق و حق زن به چالشی اساسی در جمهوری اسلامی تبدیل شد.

ماده ۲۳ این قانون سن ازدواج زنان را ۱۸ سال و مردان را ۲۰ سال تعیین کرده بود؛ اما مجلس در سال ۱۳۶۱ سن ازدواج زنان را به ۹ سال قمری و مردان را به ۱۵ سال قمری تقلیل داد.

بعد از اتمام جنگ یعنی در سال ۱۳۸۱ مجلس سن دختران را ۱۵ سال شمسی و سن پسران را ۱۸ سال شمسی تعیین کرد، اما شورای نگهبان آن را رد کرد و در نهایت این قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام شرط عقد دختران قبل از ۱۳ سال شمسی و پسران قبل از ۱۵ سال شمسی را منوط به «اذن ولی» کرد و تاکنون هم تلاش‌ها برای لغو این قانون در ایران بی‌نتیجه مانده است.

روایت فصلنامه «جامعه‌پژوهی فرهنگی» این مساله را مطرح کرده که ناکامی در تغییر یا لغو این قانون می‌تواند ناشی از نگرانی‌ها از کاهش جمعیت و کاهش ازدواج از سوی مذهبی‌ها باشد.

این روایت از دیگر آثار غیرمستقیم «ناجنبش زنان» در ایران را افزایش سن ازدواج در میان دختران و طلاق اعلام کرده است.

حق طلاق

ماده هشت قانون سال ۱۳۵۳ که در ۱۴مورد به زنان حق طلاق می‌داد، پس از انقلاب با تغییرات گسترده‌ای همراه شد و بار دیگر حق طلاق را یک‌جانبه به مرد داد؛ اما این قانون نیز در سال‌های اخیر از سوی «ناجنبش زنان» مورد هدف قرار گرفته تا این حق انحصاری را از مردان بگیرد.

رشد نرخ طلاق در سال‌های اخیر نمایان‌گر برخی از تاثیرات این «ناجنبش» است که با واکنش تند و تیز روحانیون حاکم بر ایران نیز مواجه شده است.

این روایت یکی از مهم‌ترین دلایل رشد طلاق در سال‌های اخیر را «تنزل ارزش‌های سنتی» در میان مردان و زنان اعلام کرده و نوشته شدت این تغییرات در میان زنان بیشتر از مردان بوده است.

بالا رفتن آگاهی و سواد زنان، تغییر نگرش زنان به زندگی، تغییر سبک زندگی، استقلال مالی، انتخاب آزادانه و تغییر هنجار‌های جامعه از دیگر عوامل گسترش طلاق و عاملیت زنان در این زمینه اعلام شده است.

ازدواج سفید

این روایت از شکل‌گیری و گسترش پدیده «ازدواج سفید» در ایران هم سخن به میان آورده و نخستین گزارش‌ها در این خصوص را مربوط به سال ۱۳۹۰ دانسته که روزبه‌روز در ایران رو به گسترش است.

بسیاری از عواملی که منجر به گسترش این پدیده نوپای اجتماعی شده با عوامل پدیده طلاق هم‌سان است که عواملی هم‌چون نفی مرجعیت دین، لذت‌گرایی، تابوزدایی از بدن، افزایش عاملیت و باور‌های فمنیستی نیز در گسترش پدیده «ازدواج سفید» نقش مهمی ایفا می‌کنند.

حجاب اجباری

این روایت تحقیقی همچنین از تغییر سبک زندگی در ایران از دیگر عوامل گسترش و قدرت گرفتن «ناجنبش زنان» نام برده که داغ شدن حجاب اختیاری یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های آن است.

آیت‌الله روح‌الله خمینی برای نخستین‌بار در ۱۶ اسفند ۱۳۵۷ بود که طی سخنانی در مدرسه رفاه، خواستار حجاب زنان شد و در تابستان سال ۱۳۵۹ هم رعایت حجاب اسلامی برای تمام زنان در ایران اجباری شد.

این اجبار در ۱۸ مرداد ۱۳۶۲ در مجلس به قانون تبدیل شد و برای متخلفان هم مجازات ۷۴ ضربه شلاق در نظر گرفته شد.

این قانون در سال ۱۳۷۵ با اندکی عقب‌نشینی برای متخلفان، مجازات ۱۰ تا ۶۰ روز حبس یا ۵ تا ۵۰ هزار تومان جزای نقدی در نظر گرفت.

در دهه ۱۳۶۰ که اوج اجرای این قانون بود، گشت‌های ویژه «ثار‌الله» در خیابان‌ها مستقر شده و زنانی را که پوشش آن‌ها اسلامی نبود و از آرایش استفاده کرده بودند، بازداشت می‌کردند.

پس از پایان جنگ و آغاز دوران مشهور به «سازندگی» بود که سخت‌گیری‌ها درباره حجاب زنان همچون دوران جنگ کاهش ملموسی داشت و قانون هم کمی منعطف‌تر از گذشته وضع شد و به تدریج حضور زنان با مانتو‌ها و مقنعه‌های رنگی در خیابان گسترش یافت.

در دوره موسوم به «اصلاحات» این تغییرات رنگ و بوی بهتر و سرعت بیشتری یافت و زنان با آزادی‌های بیشتری در انتخاب نوع پوشش و آرایش توانستند در عرصه عمومی حاضر شوند و در همین دوره بود که نخستین زن مانتویی «الهه کولایی» توانست وارد مجلس شود.

با آغاز دوران ریاست‌جمهوری «محمود احمدی‌نژاد» به عنوان فردی محافظه‌کار در ایران، برخورد با پدیده «بدحجابی» همچون دهه ۱۳۶۰ در دستور کار قرار گرفت و تلاش‌های گسترده‌ای برای «سر و سامان» دادن به «مد و لباس» صورت گرفت که یکی از آن‌ها تصویب قانون «ساماندهی مد و لباس» در مجلس بود.

در همین دوره بود که «گشت‌های ارشاد» به منظور کنترل پوشش زنان و مردان در خیابان‌ها مستقر شد و جنجال‌ها و حواشی بسیاری را به همراه آورد که با آغاز دوره «اعتدالیون» در ایران، از فعالیت این گشت‌ها تا حدودی کاسته شد.

در همین دوران بود که پدیده «دختران خیابان انقلاب» خود را به عنوان جریانی «ضد حجاب اجباری» نشان داد و منجر به ایجاد موج گسترده‌ای در جامعه ایران شد که مهم‌ترین خواسته آن دست‌یابی به حق پوشش اختیاری بود.

این جریان در حال حاضر به عنوان یکی از مهم‌ترین تابلو‌های «ناجنبش زنان» در ایران مطرح است و تاثیرات شگرف و عمیقی در جامعه ایران از خود برجا گذاشته و روز به روز قدرت‌مند‌تر از قبل به راه خود ادامه می‌دهد.

این روایت در پایان قبول کرده که نگرش جامعه ایران به مقوله حجاب طی چهار دهه اخیر تغییر کرده و مخالف دخالت دولت در این زمینه شده است.

در این میان گروهی از زنان محجبه نیز مخالفت خود با دخالت دولت در خصوص حجاب را اعلام کرده‌اند که نشان از تاثیر «ناجنبش زنان» روی این قشر مذهبی هم دارد.

زنان مذهبی در این سال‌ها هم تغییرات قابل ملموسی در همه روابط خود با خانواده و جامعه و خودشان داشته‌اند که این تغییرات در شبکه‌های اجتماعی بسیار ملموس‌تر از جاهای دیگر است.

گرایش زنان مذهبی به استفاده از پوشش‌های رنگی در مدل‌های بسیار متنوع و حضور در شبکه‌های اجتماعی با تصویر و هویت واقعی و دفاع گروهی از آن‌ها از حق طلاق برای زنان از جمله این تغییرات است.

ممنوعیت استفاده از هرگونه لوازم آرایشی در دهه اول انقلاب ک شامل ریز‌ترین این ابزار‌ها می‌شد، پس از گذشت ۴۰ سال از عمر این نظام ایدئولوژیک حالا ایران را تبدیل به یکی از کشور‌های رکورددار در زمینه مصرف لوازم آرایشی در جهان کرده است.

افزایش جراحی زیبایی از جمله تغییرات محسوس در جامعه زنان ایرانی است که به روایت این فصلنامه با انگیزه افزایش عاملیت زنان به منظور کسب «سرمایه اجتماعی» صورت می‌گیرد.

بخش مهمی از این تحولات و تغییرات و پوست‌اندازی‌های جامعه ایران را «ناجنبش زنان» نمایندگی کرده و پیش می‌برد؛ تحولی که با قدرت، اما آرام به راه خود پیش‌ می‌رود و به تدریج موانع تحقق اهداف و خواسته‌هایش کنار می‌زند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43344

آیا اصطلاح «ناز و نیاز» در ادبیات فارسی آزار جنسی را توجیه می‌کند؟

«محسن نامجو»، خواننده و آهنگساز در جایی از فایل صوتی که چند روز پیش از او منتشر شد، در توجیه رفتارش با زنانی که او را متهم به آزار جنسی کرده‌اند، از ادبیات فارسی و اصطلاح «ناز و نیاز» وام گرفت.

نامجو در بخشی از گفته‌های خود در فایل منتشر شده، با استدلال اینکه «نو مینز نو» در ادبیات فارسی معنایی ندارد و اصطلاحی غربی است؛ می‌گوید: «زیبایی سراسر ادبیات فارسی در این است که نو مینز به معنی هزار تا چیز است. تا تو نگاه می‌کنی، کار من آه کردن است؛ ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است. نیاز آرند، ناز آرند. اصلا ایده ناز و نیاز در ادبیات غیرفارسی نیست.»

او می‌گوید نیاز به همراه ناز می‌آید؛ وگرنه اگر نیازی نبود، نازی هم وجود نداشت.

معنی کردن مجدد ناز و نیاز در ادبیات فارسی با فایل پرسروصدای نامجو مطرح شده است. آیا واقعا ناز و نیازی که در اشعار شعرای مشهور فارسی به کرات دیده می‌شود، معنای «نه یعنی نه» را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

با دو استاد ادبیات فارسی درباره این موضوع گفت‌‌وگو کرده‌ایم.

***

«احمد کریمی حکاک»، استاد بازنشسته (ممتاز) ادبیات فارسی دانشگاه مریلند، درباره جایگاه ناز و نیاز در ادبیات فارسی به ایران‌وایر می‌گوید: «وقتی حافظ می‌گوید چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید؛ یعنی اگر یار ناز کرد، شما پیگیری کنید. ولی حتما معنای آن دوره‌ای که حافظ این شعر را گفته، به معنای امروزی نیست که خود را به یار تحمیل کنیم و یا نهایتا آن‌قدر نیاز کنیم که یار به آنچه ما می‌خواهیم عمل کند. معنای کلمات در ادبیات کهن در طول زمان تغییر می‌کند. بنابراین وقتی حافظ از ناز و نیاز می‌گوید، همان چیزی نیست که شاملو یا اخوان می‌گویند. هر چیزی در گذر زمان در حال تغییر است، حتی ناز و حتی نیاز.»

این استاد دانشگاه با اشاره به صحبت‌های نامجو در فایل صوتی پخش شده می‌گوید: «آقای نامجو چون درباره غزل فارسی آگاه است، از ناز و نیاز می‌گوید. اما طبیعتا آنچه مدنظر شاعری که صد سال پیش غزل را گفته با تعابیر امروزی متفاوت است. می‌خواهم بگویم زن مورد علاقه من دیگر مثل مادربزرگش فکر نمی‌کند و من هم مثل پدربزرگم فکر نمی‌کنم. پس زندگی روزمره‌مان را هم باید با تعابیر روز باز معنی کنیم. ناز دختر جوان می‌تواند گاهی به معنای نیازش باشد، اما بعضی اوقات هم این‌گونه نیست.»

کریمی حکاک می‌گوید: «وقتی در دوران امروز زندگی می‌کنیم و می‌خواهیم انسان امروز خودمان باشیم، دیگر نمی‌توانیم از غزل حافظ مدد بخواهیم تا کاری را که انجام دادیم، توجیه کنیم.»

کریمی حکاک با اشاره به اینکه اساسا ناز و نیاز همیشه هم در آثار ادبیات فارسی مربوط به دو جنس مخالف نبوده است، می‌گوید: «ناز و نیاز در شعر کهن به موضوع معشوق در اشعار کهن فارسی برمی‌گردد. اما این معشوق می‌تواند زن یا مرد باشد. در زبان فارسی ضمیر He و She نداریم و از کلمات تو یا او استفاده می‌شود. در غزل فارسی می‌تواند صحبت سر دو زن باشد یا دو مرد. همان‌طور که سعدی بسیاری از غزل‌هایش درباره معاشقه دو مرد است یا پسرک که به معنای پسر جوانی است که هنوز ریش درنیاورده است.»

مشهورترین شعری که با مضمون ناز و نیاز در شعر فارسی به یاد می‌آید، همان بیت معروف حافظ است که می‌گوید: «میان عاشق و معشوق فرق بسیار است؛ چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید»

اما به‌جز ناز، در شعر فارسی مترادفات دیگری مانند «غمزه، کرشمه، غنج و دلال» هم به معنای ناز معشوق استفاده می‌شده است.

اگرچه ناز و نیاز را باید طبق زمانه روز تعبیر کرد؛ اما معنای این واژه در سنت‌های ما چنان رخنه کرده که گاهی خودمان هم متوجه‌اش نمی‌شویم. یک استاد ادبیات فارسی که نخواست نامش عنوان شود، در گفت‌وگو با ایران‌وایر می‌گوید: «ما در مراسم و مناسبت‌های مختلف به بازتولید همین مفهوم می‌رسیم، وقتی عروس خانم طبق سنت، هرگز بار اول بله را سر سفره عقدش نمی‌گوید و مقام نازش را حفظ می‌کند و وکیل داماد با سه بار پرسش و ابرام ( نیاز ) نهایتا پاسخ مثبت را دریافت می‌کند.»

این استاد با تاکید بر اینکه جهان امروز برخلاف گذشته سعی بر راززدایی و ساده کردن همه چیز دارد، می‌گوید: «حقیقت آن است که در جهان معاصر که از همه چیز راززدایی می‌شود و روابط انسانی همه‌روزه میل بیشتری به صراحت و وضوح می یابد، این سنت به مرور سیطره خود را از دست می‌دهد و چاره‌ای هم جز این نیست. هرچند که به باور من بر اساس روانشناسی متفاوت مرد و زن، هسته و کانون این مفهوم به گونه‌ای نهفته، اما کمرنگ همواره باقی خواهد ماند و فهم ظریف این تفاوت از قضا به دوام روابط عاطفی مرد و زن مدد خواهد رساند. اقتضای جهان امروز و مشکلاتی که در ارتباط متقابل زنان و مردان به وجود آمده، شفافیت بیشتری را در گفتار و رفتار ایجاب می کند. در جهان گذشته زن و مرد بی‌آمیختگی جدی با مرزهای جدی در دو جهان تقریبا متفاوت می‌زیستند. در شعر کلاسیک معمولا عاشق و معشوق از دو قبیله یا دو تیره متفاوت‌اند. معشوق توسط نگاهبان‌هایی حراست می‌شود ( مفهوم رقیب در شعر فارسی ) و حریم او مانعی جدی در وصال است. عاشق خوش است به خواری هجر و نگاه دورادور. اما در جهان معاصر با این آمیختگی جدی که از کودکی تا کهنسالی میان این دو جنس وجود دارد، باید شفافیت ، صراحت و دوری از ابهام در درخواست‌ها و انتظارات حاکم گردد.»

به گفته این استاد ادبیات فارسی کارکرد اصلی «ناز» در واقع تقویت عشق است: «معشوق دیدار می‌نماید و همزمان پرهیز هم می‌کند و در این ابهام کارِ او ، بازار گرمی و دمیدن در کوره عشق و برافروختن اشتهای عاشق است. در عین حال ناز معشوق خاصیت دیگری نیز دارد و آن القای حس وفاداری و قدرشناسی در صورت وصال است. این البته با روانشناسی انسان مرتبط است. موهبتی دیر به‌دست آمده که دایم لحظه وصل را به تاخیر می‌افکند، بیشتر سپاس‌داری می‌شود.»

محسن نامجو از اواسط دهه ۱۳۸۰ شمسی با آهنگ‌های «ترنج، جبر جغرافیایی و آخ» مطرح شد و پس از خروجش از ایران، تمام کنسرت‌هایش در شهرهای مختلف آمریکا، اروپا و آسیا با خیل عظیم دوستداران موسیقی‌اش همراه بود.

فایل صوتی ۱۷ دقیقه‌ای که قرار نبوده پخش شود و نامجو به دوست یا به دوستانی گفته و احتمالا از ضبط آن هم خبری نداشته است، ساعتی پس از انتشار ویدئو عذرخواهیش از آزارهای جنسی که مرتکب شده، منتشر شد و باعث جنجالی تازه در میان مخاطبان، دوستان و طرفدارانش شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43342

دست‌های نامرئی سرکوب: تقلیل روایات آزار به مشکلات شخصی

جایگاه افراد با توجه به امکان و میزان دسترسی آنها به قدرت و منابع موجود، از مهم‌ترین عوامل تعیین کننده‌ی اعتبار و اهمیت روایات و دغدغه‌های‌ آنها است و از این رو نمی‌توان روایات شخصی را مستقل از مناسبات رایج مردسالارانه بررسی کرد.قوانین مردسالارانه در جمهوری اسلامی ایران همچنان حقوق انسانها را پایمال می کند | نمایندگی کشور ترکیه

صدف جاودانی-میدان: در طی چند دهه‌ی اخیر، موج عظیمی از مطالعات مستقل و بین رشته‌ای، به خصوص از سوی متفکرین و فعالان حوزه‌های انسان‌شناسی، مطالعات زنان و سیاهان در واکنش به بازنمایی علمی و عینی فرهنگ و وقایع اجتماعی صورت گرفته است. براساس یافته‌ها و آموزه‌های این مطالعات و مبارزات، درک و بازنمایی کامل «واقعیت اجتماعی»، به خصوص در مقام مشاهده‌گرِ بی‌طرف، امکان‌ناپذیر و ساده‌انگارانه است. با این حال، بسیاری از ما که همچنان به ماهیت عینی علوم اجتماعی قائلیم، به دنبال چارچوب‌ها و فرمول‌های بی‌طرف و از پیش تعریف شده‌ای هستیم که در تمامی وجوه زندگی، قابل ارجاع و استفاده باشند و به ما جواب «قطعی» و «درست» بدهند.

در همین راستا، از دغدغه‌مندان و منتقدان انواع و سطوح مختلف نابرابری و تبعیض انتظار می‌رود که مواضع سیاسی خود را «شخصی» نکنند و با نگاهی عینی و بی‌طرفانه (آبجکتیو) به تحلیل و نقد مسائل اجتماعی بپردازند. این در حالی است که درک و تفسیر ما از یک پدیده‌ی اجتماعی بر اساس عوامل متعددی از جمله طبقه‌ی اجتماعی، هویت اجتماعی سیاسی، و پیچیدگی‌ها و محدودیت‌های زبان به طور ذاتی ناکامل، گزینشی و شخصی (سابجکتیو) است[i]. آگاهی به سابجکتیو بودن دریافت ما ازواقعیت اجتماعی مساوی با تن دادن به رویکردی نسبی‌نگرایانه که هر تحلیلی را از معنا تهی می کند نیست، بلکه هدف اصلی‌اش ایجاد بستری است که در آن امکان شناخت و تشخیص گفتمان مسلط قدرت در تایید و بازتولید پیش‌فرض‌ها و رویکردهایی که کارکردشان تثبیت و امتداد وضعیت موجود است، فراهم شود.

بی‌تردید دانش به اینکه بازنمایی هر پدیده‌ی اجتماعی، ناگزیر سویه‌ای شخصی دارد در بازشناسی روایات منطقی و مقبول از روایات مردود و بی‌اساس ضروری است. به عبارت دیگر، جایگاه کنشگر در «ماتریس سلطه»[ii] از بنیادی‌ترین عواملی است که تعیین کننده‌ی اعتبار و حقانیتِ موضع او است. در این شرایط، ما نیاز به ابزارها و استراتژی‌هایی داریم که زمینه را برای توانمند‌سازی افرادی که به صورت ساختاری کمتر شنیده شده‌اند، فراهم کنند.

کَرول هنیش[iii] یکی از اولین افرادی بود که شعار «آنچه شخصی است، سیاسی است[iv]» را درسال ۱۹۶۹، در دفاع از جنبش‌ آزادی‌خواهانه‌ی زنان، مطرح کرد. این شعار در واکنش به جریان‌های مردمحوری به‌ وجود آمد که سعی در کوچک شمردن و تحقیر زنانی داشتند که «مشکلات شخصی» خود را وارد فضای عمومی می‌کردند. این مشکلات طیف وسیعی از مسائل جنسیتی، از جمله حق سقط جنین، عاملیت جنسی، ارزش کارخانگی و مراقبت از کودکان را در برمی‌گرفتند. حامیان جنبش‌ آزادی‌خواهانه‌ی زنان در دهه‌ی ۷۰ میلادی، همواره تاکید به این امر داشتند که تجارب به ظاهر شخصی زنان ستم‌دیده ریشه در ماهیت استبدادی نظام‌‌های مردسالار دارند؛ در نتیجه پرداختن به این مسائل از این منظر که همسو با مقاومت در برابر ذات استبداد و نابرابری است، از بنیادی‌ترین اشکال کنشی سیاسی است. در مقابل، کنش‌هایی که همسوی مناسبات مرسوم مردسالاری و سرمایه‌داری، ساختارهای نابرابر موجود را تایید و بازتولید می‌کنند، رویکردی سیاست‌زده و ماهیتی استبدادی دارند. به عبارتی دیگر، کنشی که در تقابل با ساختار کنونی قدرت و به مثابه نیروی مقاومتی در برابرآن قرار می‌گیرد، همواره سیاسی است.

برای مثال، گفتگو در مورد خشونت ساختاری، نقد و نکوهش زن‌ستیزی و ابراز روایات شخصی آزار، که در چند ماه اخیر به صورت منسجم‌تری شاهدشان بودیم، نمود واضحی از کنشگری و مقاومت است. این در حالی است که همزمان می‌توان ردپای سرکوب را در برخی از واکنش‌ها و مواضع نسبت به این جریان‌ها‌ی مقاومتی بازشناسی کرد. در امتداد این واکنش‌ها، می‌توان به استفاده از جایگاه اجتماعی برای بی‌اعتبار کردن روایات افراد آزاردیده نیز اشاره کرد برای مثال، می‌توان به انکاریه‌ی وید‌ئویی محسن نامجو به اتهامات آزار جنسی درشهریور ۹۹ اشاره کرد، که نه تنها به دلایلی که پیش‌تر به آنها اشاره شد، ماهیتی سیاست‌زده دارد، بلکه در امتداد آزار و احیای ترومای افرادی قرار می‌گیرد که شجاعانه روایات شخصی خود را در مقابل تصویر محبوب یک سلبریتی قرار داده‌اند. پیام آشنای نامجو، در واقع نقش مجرایی را ایفا می‌کند که روایت غالب مردسالار، در آن به جریان می‌افتد و بازتولید می‌شود؛ همزمان از آن قدرت می‌گیرد و به آن قدرت می‌بخشد. انکاریه‌ی نامجو، با اینکه به لحاظ سیاق و رتوریک[v] ممکن است مولد این ایده باشد که از دل فضای شخصی درآمده، ولی درواقع نمود واضحی از حضور گفتمان مسلط قدرت در قالب واکنش شخصی است. این در حالی است که روایت فرد بزه‌دیده از آنجا که در مقابل روایت مسلط و مناسبات مردسالارانه قرار می‌گیرد، عموما امکان و مجال خروج از فضای شخصی را پیدا نمی‌کند؛ چرا که حتی زمانی که در فضای عمومی قرار می‌گیرد و تجربه‌اش را با عموم در میان می‌گذارد، باید همواره حقانیت خود را به ما ثابت کند.

بی‌تردید، جایگاه افراد با توجه به امکان و میزان دسترسی آنها به قدرت و منابع موجود، از مهم‌ترین عوامل تعیین کننده‌ی اعتبار و اهمیت روایات و دغدغه‌های‌ آنها است و از این رو نمی‌توان روایات شخصی را مستقل از مناسبات رایج مردسالارانه بررسی کرد. با وجود بالا رفتن سطح آگاهی عمومی نسبت به نابرابری ساختاری، هنوز مبارزاتی که در سود بردن عده‌ای از وضعیت نابرابر اختلال ایجاد می‌کنند، به طرحِ مشکلات شخصی تقلیل داده شده و نامعتبر شمرده می‌شوند.

در صورتی که مطالبات ما در تقابل با ساختارهای تثبیت شده‌ی نابرابر مانند مناسبات سلطه‌جویانه‌ی مردسالارانه، سرمایه‌داری و فرهنگ برتری‌جویانه‌ی سفیدها قرار بگیرند، روایت ما از نابرابری و تجربه‌ی زیستی‌مان، شخصی و در نتیجه بی‌اهمیت تلقی می‌شوند؛ چرا که فرد در این مختصات به جای تکیه کردن بر روایت رایج، که ریشه در تمامی ‌‌آموزه‌ها و زیرساخت‌های زندگی اجتماعی دارد، در مقابل آن قرار می‌گیرد. برای مثال، کنش سیاسی فردی که نام آزارگر جنسی خود را افشا می‌کند و یا اشکال متفاوت خشونت را در مراوده‌های روزمره، فعالانه بازشناسی و تقبیح می‌کند، به دعوای شخصی و «خاله‌زنکی» تقلیل داده می‌شود، چرا که این شکل از کنشگری، جهان‌بینی و جایگاه برخی افراد را با پرسش‌های بنیادین مواجه می‌کند؛ افرادی که درتحلیل‌های سیاسی-اجتماعی خود، قادر به بازشناسی نقش و تاثیر روابط قدرت نیستند و در مقابل این نوع کنشگری‌ها، دچار تردید و ناامنی شده و گاه برای فرار از این مخمصه، با تکیه بر اصل برائت و امثالهم، به تئوریزه کردن واکنش‌های سرکوبگرانه‌ می‌پردازند.

بسیاری از افرادی که از امتیازات ساختاری برخوردارند از سرکوب زنان، افراد هم‌جنس‌گرا، ترنس، اینتر و نان باینری[vi] –خواه آگاه خواه ناآگاه— سود می‌برند. در فضایی که اشاره به این امر برای عده‌ای به معنای از دست دادن بالقوه‌ی امتیازات ساختاری‌شان است جای شگفتی نیست که مقاومت و مبارزات افراد معترض به احساساتی بودن آنها تقلیل داده شود. به خصوص اگر افراد مبارز، در فضایی که برنده پیشاپیش در آن تعیین شده، برای جلب توجه ما‌ نسبت به عادی‌سازی خشونت و سرکوب به تجربیات شخصی خود اشاره کنند. این در حالی است که به اشتراک گذاشتن روایات شخصی یکی از معدود راه‌های پیش روی بسیاری از کنشگران اجتماعی برای نقد و مقابله با نظامی است که نابرابری لازمه‌ی حفظ و ادامه‌ی حیاتش است.

تاکید بر ایجاد فضاهای امن برای شنیدن روایات افرادی که به صورت ساختاری از امتیازات کمتری برخوردارند، توجه ما را به سوی شاخه‌های در‌هم‌تنیده‌‌ی نابرابری ساختاریٍ جلب می‌کند و به ما کمک می‌کند نظام‌های سلطه را مستقل و مجزا از هم نبینیم، بلکه آنها را به مثابه نظام‌هایی به طور متقابل برساخته شده در نظر داشته باشیم. هدف این شکل کنش‌گری صرفا بهبود وضعیت خویش و یا بازپس گرفتن قدرت نبوده، بلکه به دنبال شکل پویایی از بازتعریف نقش‌های اجتماعی و توزیع عادلانه‌تر منابع و قدرت است.

البته باید در نظر داشت که در این مسیر، بازگو کردن روایات شخصی و یا مقابله‌ی مستقیم و روزمره با اشکال مختلف خشونت و سرکوب عموما همراه با پرداخت هزینه‌های عاطفی و روانی سنگینی است و می‌تواند یادآور و احیا کننده‌ی ترومای برساخته‌ از تجربه‌ی خشونت باشد. علاوه بر این هزینه‌ها، فردی که وضعیت موجود را نابرابر می‌پندارد و به جای تن دادن یا نادیده گرفتن چنین وضعیتی، در مقابل آن واکنش نشان می‌دهد، در حالی که حتی کنشگری‌ و کار عاطفی[vii] او به مثابه کار نیز به رسمیت شناخته نمی‌شود، عموما عصبانی، احساساتی، سختگیر و ضدحال (killjoy) نامیده می‌شود. این در حالی است که استفاده ازاین القاب، برای تحقیر افرادی که شجاعانه خودشان را در چنین موقعیت‌های‌ آسیب‌پذیری قرار می‌دهند، در راستای تایید و بازتولید گفتمان سرکوب قرار دارد. چه بسا کنشگران سیاسی و فعالان اجتماعی در مقابله با ساختارهای نابرابر اجتماعی، خسته، خشمگین، غمگین، سرخورده یا وحشت‌زده باشند. این وظیفه‌ی اجتماعی ما است که اجازه ندهیم واکنش‌های عاطفی و روانی افرادی که همواره در مواجهه با این ساختارها مورد ستم و سرکوب قرار گرفته‌اند، به عنوان سلاحی بر ضد آنها استفاده شود و از خودمان بپرسیم که آیا دیدن ردپای تروما در (وا)کنش‌های افراد ستم‌دیده، از اعتبار روایات آنها می‌کاهد؟ آیا امکان بازشناسی تروما به عنوان بخشی از کنش سیاسی، بدون کالایی شدن آن و رقابتی شدن فضای کنشگری، وجود دارد؟

هنگام پاسخ دادن به این پرسش‌ها، یادآوری این امر واجب است که در طی شکل‌گیری بسیاری از جنبش‌های زنان واقلیت‌ها، ورود تروماهای برآمده از نابرابری‌های ساختاری‌ به صحن عمومی، برای جلب توجه به مسائلی که پیش‌تر کم‌اهمیت تلقی می‌شدند نه تنها مهم، بلکه ضروری بوده است. به عبارتی دیگر، با در نظر گرفتن سیر تاریخی بسیاری از جنبش‌های ضد مردسالاری، ابراز و بازگویی تروماها و آسیب‌های حاصل از تجربیات شخصی، در شنیده شدن و جدی گرفته شدن این روایات نقشی کلیدی داشتند. با این وجود، باید در نظر گرفت که اهمیت دادن به تجارب شخصی در بستر سیاسی تبدیل به ابزاری برای محدود کردن کنشگری و مشارکت منتقدان و معترضان به نابرابری در فضای عمومی نشود. به این مفهوم که این افراد برای ورود به صحن عمومی، و نقد فرهنگ تجاوز و استثمار، ترنس‌هراسی، همجنس‌گراستیزی، و یا نژادپرستی، مجبور به استفاده از « پاسپورت تروما»[viii] و محدود کردن مواضع سیاسی خود به تجربه‌ی شخصی شان نشوند. در شرایطی که نقد فرهنگ تجاوز تنها در رابطه با تجربه‌ی شخصی تروما مجاز باشد، صدای کنشگر تا جایی شنیده می‌شود که درمقام قربانی باقی بماند. به گفته‌ی یاسمین ناییر[ix]، در فضایی که اعتبار و جایگاه افراد بنابر میزان ستم‌دیده‌‌گی و فرودستی آنها تعیین می‌شود، جایگاه فرد به مواضع او پیشی می‌گیرد وشکل جدیدی از روابط سلسله‌مراتبی و نابرابر به‌وجود می‌آید. علاوه بر این، دراین بستر رقابتی که در آن، آگاهی سیاسی تنها در رابطه با تجربه‌ی سرکوب و ستم حاصل می‌شود، جایی برای کنش سیاسی افراد، فرای ترومای شخصی آنها، باقی نمی‌ماند.

به عبارت دیگر، در این وضعیت، افراد تا زمانی شنیده می‌شوند که فرودستی خود را اثبات کرده و در جایگاه قربانی باقی بمانند. همراه با هوشمندترشدن ساز‌و‌کارهای کنترل و بازار، روایت غالب نیز، برای تداوم خود، به صورت نمایشی از روایات «قربانیان» استفاده می‌کند تا خود را موجه، منعطف و مترقی جلوه دهد؛ برای مثال همراهی بسیاری از نهادها، احزاب و شرکت‌ها با جنبش من‌ـ‌هم، لزوما به معنای رویکرد ضد مرد سالارانه و برابرطلب این فضاها نیست. در بسیاری ازمواقع، این مفاهیم به مثابه برچسب‌هایی اعتباربخش، که لزوما با سیاست‌های درونی این شرکت‌ها همسو نیستند، استفاده و مصرف می‌شوند. ماهیت این رویکرد، در عرصه‌ای نه چندان متفاوت، همانند تعهد ظاهری و متناقض شرکت آمازون به طرح‌های حامی محیط زیست و حمایت از آنها، برای رسیدن به هدف غایی خود یعنی سود بیشتر است. این در حالی است که سوددهی دائمی ابرشرکت‌ها، با در نظر گرفتن محدودیت‌های منابع زمین، ماهیتا با پایداری زیست محیطی در تناقض است[x].

به همین دلیل، ایجاد فضاهایی که در درون آنها بتوان در کنار شنیدن روایات سرکوب‌شده، به نقد و بررسی انواع و اشکال گوناگون و در‌هم‌تنیده‌ی سرکوب، خشونت و نابرابری در درون ساختارهای موجود قدرت پرداخت، از اهمیت بالایی برخوردار است. در ادامه، همسو با حمایت از آزار‌دیدگان و قرار دادن نیازهای آنها در اولویت، می‌توان از دوگانه‌ی تقلیل‌گرایانه‌ی خیر و شر عبور کرد و به نقد و بررسی ابزار مختلف سرکوب و کنترل پرداخت که خود در برگیرنده‌ی مباحث پراهمیتی همچون خاستگاه و کارکرد نظام قضایی و زندان و یا شکل‌گیری و بازتعریف قوانین مجازات و دادخواهی است[xi].

در انتها، مهم است که هنگام تحلیل و نقد پدیده‌های پیچیده‌ی اجتماعی، با دانش به اینکه بازنمایی واقعیت اجتماعی به شکل عینی امکان پذیر نیست، از نقش و تاثیر نظام‌های سلسله مراتبی قدرت در شکل‌گیری و قدرت گرفتن جریان‌ها و جنبش‌های اجتماعی غافل نمانیم. پررنگ شدن ناگهانی جریان‌های اجتماعی آزادی‌خواه در فضای عمومی، به معنای سابقا بی‌اهمیت بودن مسائل محوری آنها و یا صرفا باب روز شدن این موضوعات نیست، بلکه تاییدی بر نبود و کمبود بسترهای اجتماعی حمایتی سالمی است که در آنها می‌توان امکان پرداختن به دغدغه‌ها و روایات فرودستان و اقلیت‌ها را فراهم کرد. چه بسا افرادی که سالها و دهه‌ها، به نقد ساختارهای سرکوبگر پرداخته‌اند، اما با توجه به جایگاه‌ اجتماعیشان و ظرفیت جامعه برای رویاروی با آن مسئله در آن زمان خاص، گاه پشتیبانی نشده و به شکل جزیره‌های معلقی در انزوا باقی ماندند. همچنین لازم به یادآوری است که آگاهی به این مسائل، مساوی با پذیرش بی‌چون و چرای افراد و جریان‌های خاصی نیست، بلکه ابزاری است برای جلب توجه ما به ریشه‌های عمیق نابرابری ساختاری؛ برای مثال هنگام رویارویی با روایاتی که ناخوشایند و یا حتی غیر قابل باوربه نظرمی‌آیند. آگاهی به درهم‌تنیدگی این ساختارها و اتکا نکردن به فرمول‌های اجتماعی از پیش تعریف شده‌ای که مواضع تقلیل گرایانه‌ی ما رو توجیه و تعریف می‌کنند، این امکان را فراهم می‌کند که در جریان دریافت و تحلیل این روایات، از نظرات و قضاوت‌‌های شخصی عبور کرده و سازوکارهای درهم‌تنیده‌ی سرکوب و ستمگری را به مشکلات شخصی افرادی، که در مقابل آنها قرار می‌گیرند، تقلیل ندهیم.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید



source https://zanan.bashariyat.org/?p=43340