۱ آبان ۱۳۹۸

اعطای تابعیت به فرزندان زنان ایرانی، منوط به نظر اطلاعات سپاه

خبرگزاری هرانا – در جریان رفع ایراد شورای نگهبان از لایحه تعیین تکلیف اعطای تابعیت به فرزندان دارای مادر ایرانی نمایندگان مجلس تبصره ۲ ماده یک این لایحه را اصلاح کردند. بر اساس آن لزوم نظر اطلاعات سپاه نیز جهت تشخیص سابقه کیفری و مشکل امنیتی متقاضی اضافه شده است. پیشتر علیرغم اینکه تایید وزارت اطلاعات به این منظور پیش بینی شده بود سخنگوی شورای نگهبان گفته بود که مسائل امنیتی از این لایحه حذف شده و با آن موافقت نکرده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از ایسنا، نمایندگان مجلس لایحه اصلاح قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی را جهت تامین نظر شورای نگهبان اصلاح کردند.
نمایندگان مجلس در جلسه علنی صبح امروز سه شنبه در جریان رفع ایراد شورای نگهبان از لایحه تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی تبصره ۲ ماده واحده این لایحه را به این شرح اصلاح کردند:
افراد فاقد تابعیتی که خود و حداقل یکی از والدینشان در ایران متولد شده باشند می‌توانند پس از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام شمسی تابعیت ایرانی را تقاضا کنند که در صورت نداشتن سوءپیشینه کیفری و نیز نداشتن مشکل امنیتی (به تشخیص وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه) به تابعیت ایران پذیرفته می‌شوند.
در مصوبه پیشین مجلس تایید وزارت اطلاعات به این منظور پیش بینی شده بود که نمایندگان برای تامین نظر شورای نگهبان اطلاعات سپاه را نیز به آن اضافه کردند.
روز شنبه، ۲۵ خردادماه ۱۳۹۸، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در رابطه با لایحه تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی گفته بود: فقهای شورای نگهبان معتقد بودند در ماده اول این لایحه مسائل امنیتی حذف شده است. موارد دیگری نیز در رابطه با این لایحه به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.
شورای نگهبان در تاریخ ۱۱ خردادماه بصورت مشروط با این لایحه موافقت کرده بود. علت مشروط بودن موافقت با این لایحه نادیده گرفتن سوابق کیفری افراد متقاضی تابعیت ایرانی اعلام شده بود.

بیانیه ۱۷ زندانی زن سیاسی در اوین؛ حاکمیت زن ستیز در جدال با مادران دادخواه است

خبرگزاری هرانا – ۱۷ زن زندانی سیاسی در زندان اوین در اعتراض به رویکرد جمهوری اسلامی در بازداشت مادران معترض به وضعیت فرزندانشان بیانیه‌ای صادر کرده‌اند. امضا کنندگان این بیانیه حکومت جمهوری اسلامی را «حاکمیتی زن‌ستیز» توصیف کرده‌اند که به جدال با زنان و مادرانی می‌رود که برای آزادی و عدالت برخواسته‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر، ۱۷ تن از  زنان زندانی سیاسی در زندان اوین بیانیه‌ای در اعتراض به برخورد حاکمیت با مادران دادخواه منتشر کرده‌اند.
در بخشی از این بیانیه می خوانیم: “در تمام این سال ها جدال حاکمیتی زن ستیز با زنان و مادرانی که برای آزادی و عدالت برخواسته اند، ادامه داشته است. تداوم این جدال البته خود نشانی از آگاهی افزون و گسترش مبارزه و اعتراضات زنان است. نمونه ها بسیارند. تنها در چند ماه گذشته فرنگیس مظلوم‌ به رغم بیماری به جرم دفاع از پسرش، سهیل عربی، بازداشت شد. مادر علیرضا شیرمحمدی به دلیل نداشتن ۸۰ میلیون تومان وثیقه، فرزند خود را در زندان از دست داد. راحله اصل احمدی به جرم خواست آزادی فرزندش، صبا کرد افشاری، بازداشت شد، و موارد متعدد دیگر.”

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:

“دیر زمانیست که استبداد و استثمار توامان جز چتر خفقان و گرسنگی و فقدان بر سر مردم این سرزمین نگسترده است. در تمام این سال ها کشاکش قدرت مسلط با آزادیخواهی و عدالت طلبی در جریان بوده است. در یک سو حاکمیت با تمام ابزارهای سرکوب و در سوی دیگر جان های آزاده ی مردان و زنان با تمام آنچه داشته اند از قلمشان تا جانشان. این کشاکش و نبرد به صریح ترین شکل در مواجهه حاکمیت با مادران و مادرانگی طی سالها نمایان شده است.
جایی که حکومت به رغم‌ تاکید بر مادر بودن زنان برای پابند کردنشان به خانه، مادرانگی زنان معترض را تاب نمی آورد: زنان‌ بسیاری فرزندان خود را در زندان به دنیا آورده و بزرگ کرده اند؛ مادرانی‌ حتا از دیدن جسد و محل دفن فرزندان خود محروم شده اند؛ مادرانی به جرم‌خونخواهی فرزند خود یا درخواست آزادی فرزندشان به زندان روانه شده اند؛ یا مجبور به ترک فرزند چند ماهه خود شده اند و سالها بدون‌حتی یک روز مرخصی در هجران فرزندان خود در زندان گذرانده اند؛ مادرانی که حتی از ملاقات و دیدن فرزندانشان در سالن های ملاقات زندان ها محروم مانده اند؛ و مادران بی قراری هم ‌پشت درهای زندان ساعت ها در انتظار بدیهی ترین حق خود و در آغوش کشیدن فرزندشان رنجی مشابه را متحمل می شوند.
در تمام این سال ها جدال حاکمیتی زن ستیز با زنان و مادرانی که برای آزادی و عدالت برخواسته اند، ادامه داشته است. تداوم این جدال البته خود نشانی از آگاهی افزون و گسترش مبارزه و اعتراضات زنان است. نمونه ها بسیارند. تنها در چند ماه گذشته فرنگیس مظلوم‌ به رغم بیماری به جرم دفاع از پسرش، سهیل عربی، بازداشت شد. مادر علیرضا شیرمحمدی به دلیل نداشتن ۸۰ میلیون‌تومان وثیقه، فرزند خود را در زندان از دست داد. راحله اصل احمدی به جرم خواست آزادی فرزندش، صبا کرد افشاری، بازداشت شد، و موارد متعدد دیگر.
در اخیر ترین مورد، دختر ۵ ساله نازنین زاغری، گیسو رتکلیف، به ناچار ایران را ترک کرد تا بعد از ۳ سال و ۸ ماه، به دور از مادر، نزد پدر زندگی‌کند. این‌در حالیست که مسوولان به طور ضمنی آزادی او را مشروط به نتیجه مذاکره و معامله با بریتانیا کرده اند و آنچه در این میان نادیده گرفته می‌شود، انسان ها، حقوق آنها، عدالت و حقیقت است. از این منظر، عملکرد هر دو حکومت دو روی یک سکه است.
ما امضا کنندگان این بیانیه که برخی مان خود سالیان دراز رنج‌ هجران فرزندانمان را تجربه کرده ایم، بار دیگر اعتراض خود را به ستم بر زنان، رفتارهای غیر انسانی و بی عدالتی اعلام می کنیم.
تجربه تاریخی و واقعیت روزمره بیانگر آن است که مادرانگی به رغم میل حکومت ها با مقاومت و باروری ذاتی خود تا چه حد می تواند به خواست و امکان رهایی گره بخورد. تداوم فشارها و فراق ها بر زنان طی سالهای اخیر را نه عامل شکستن مقاومت که گواه ثابت قدم تر شدن در مبارزه و اراده معطوف به آن می دانیم.
ما زنان این مرز و بوم در این سو یا آن سوی دیوار زندان بر این باوریم که وجدان بیدار جامعه، تاب این‌ستم ها را نخواهد آورد و نه دیر هنگام، بلکه در سپیده دمی نزدیک، با عمل و اراده و هر لحظه، رهایی مادران رنج کشیده این سرزمین را فراهم خواهد ساخت.
دست در دست هم به امید روزهای روشن، صدای مادران در بند باشیم که این عمل سر فصل رهایی وجدان دردآلود جامعه بشری است.
یاسمن آریانی / مریم اکبری منفرد / سیما انتصاری / ارس امیری / مرضیه امیری قهفرخی/ لیلا حسین زاده / نازنین زاغری / زهرا زهتابچی / آتنا دائمی / فاطمه ضیایی / منیره عربشاهی / نگین قدمیان / صبا کردافشاری / ندا ناجی / نرگس محمدی / فرشته محمدی / سپیده مرادی
زندان اوین – مهر ۱۳۹۸”

اقدام به خودسوزی یک زن ۲۳ ساله در اهواز

خبرگزاری هرانا – رئیس اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه علوم پزشکی اهواز با بیان اینکه روز گذشته یک زن ۲۳ ساله در منطقه حصیرآباد این شهر اقدام به خودسوزی کرد گفت که وی دچار سوختگی ۹۰ درصدی شده و به بیمارستان سوانح و سوختگی طالقانی اهواز منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، رئیس اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه علوم پزشکی اهواز از مصدومیت یک زن جوان بر اثر خودسوزی در اهواز خبر داد.
محمدامین زرگر در این خصوص اظهار کرد: “ساعت ۲۲ و ۸ دقیقه دوشنبه (۸ مهرماه) خودسوزی یک زن ۲۳ ساله در منطقه حصیرآباد اهواز به اورژانس ۱۱۵ اطلاع‌رسانی شد”.
وی افزود: “در پی این حادثه، این زن دچار ۹۰ درصد سوختگی شد که توسط تکنسین‌های اورژانس ۱۱۵ به بیمارستان سوانح و سوختگی طالقانی اهواز منتقل شد”.

حجاب اجباری؛ بازداشت دختری که روی ماشین پلیس نشست


خبرگزاری هرانا – دختری که در اعتراض به دخالت پلیس در پوشش وی، روی خودروی پلیس نشسته بود بازداشت شده است. نیروی انتظامی با اعلام این خبر گفته است تصویر منتشر شده مربوط به یکی از شهرهای آذربایجان غربی است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، نیروی انتظامی در واکنش به انتشار تصویر دختری که روی خودروی پلیس نشسته است اعلام کرد: تصویر مورد نظر مربوط به یکی از شهرهای آذربایجان غربی است. این شهروند خانم در واکنش به تذکر پلیس این اقدام را کرد که بلافاصله توسط ماموران بازداشت شد.

اخیرا در شبکه های اجتماعی تصویری منتشر شده که در آن دختری روی خودروی پلیس نشسته است.
لازم به ذکر است کارگروه مشترک دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در تیرماه امسال بخشنامه ای در خصوص تبلیغ حجاب و پیشگیری و برخورد با هر گونه الگوی پوشش مغایر با معیارهای جمهوری اسلامی تدوین کرده و به عنوان برنامه و راهکار به همه نهادهای قضایی، امنیتی، اجرایی و فرهنگی و آموزشی ارسال کرده بود. نسخه پیشنهادی بروز شده این بخشنامه ۲۶ صفحه ای در اختیار هرانا قرار گرفته است که چکیده ای از آن پیشتر در گزارشی منتشر شده بود. متن کامل بخشنامه را نیز می توانید در همان گزارش به صورت پی دی اف دریافت کنید.

آشخانه؛ یک دانش آموز در پی تنبیه بدنی راهی بیمارستان شد

خبرگزاری هرانا – یک دانش آموز در شهر آشخانه به دلیل تنبیه بدنی توسط سرپرست خوابگاه بیهوش شده و راهی بیمارستان شد. بهمن صفرپور، مدیر آموزش و پرورش مانه و سلمقان گفت که این ماجرا اواسط هفته پیش روی داد و به علت شدت ضربه وارده، این دانش آموز دچار سرگیجه شد و سرپرست خوابگاه او را به بیمارستان پورسینای شهر آشخانه منتقل کرد. مطابق ماده ۷۷ آیین نامه انضباطی مدارس، اعمال هر گونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا،  دانش آموز بر اثر ضربه وارده، بیهوش شده و به بیمارستان پورسینای شهر آشخانه منتقل شد.
حال این دانش آموز مساعد گزارش شده است و تاکنون خانواده وی شکایتی از سرپرست خوابگاه نکرده‌اند. بهمن صفرپور افزود: ” هم‌اینک حال این دانش آموز، که یک شب را در بیمارستان بستری بوده، خوب و مساعد است و البته خانواده وی هیچ شکایتی از این سرپرست خاطی خوابگاه نکرده‌اند.”
وی ادامه داد: “هر چند این حادثه شاکی ندارد اما آموزش و پروش تخلف این سرپرست خوابگاه را مورد رسیدگی قرار داده و در صورت نیاز، او را از مسئولیت سرپرستی خوابگاه عزل خواهد کرد.”
بنا بر این گزارش، دانش‌آموز پس از ضربه وارده بیهوش شده است. اما مدیر آموزش و پروش مانه و سملقان این مساله را تکذیب می‌کند.
لازم به ذکر است که مطابق ماده ۷۷ آیین نامه انضباطی مدارس، اعمال هر گونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است

کودک همسری؛ عقد دختر ۱۰ ساله در سیاه منصور دزفول


خبرگزاری هرانا – یک کودک ۱۰ ساله در شهر سیاه منصور از توابع شهرستان دزفول به عقد یکی از اهالی عشیره خود درآمده است. این دختر که “فاطمه” نام دارد پیش از این مقطع سوم ابتدایی را در یکی از مدارس عشایری این شهر پشت سر گذاشته و هم اکنون از تحصیل نیز بازمانده است. آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از کودک همسری ضربات جبران ناپذیری را بر روی زندگی دختران به‌ویژه بارداری‌های زیر ۱۸ سال، مرگ‌ومیر مادران، افسردگی، و بعضاً اقدام به خودکشی در کنار آسیب‌هایی مانند طلاق بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یک کودک ۱۰ ساله در شهر سیاه منصور از توابع شهرستان دزفول به عقد یکی از اهالی عشیره خود درآمده است.

به گفته یکی از نزدیکان خانواده این کودک، فاطمه ۱۰ ساله پیشتر کلاس سوم ابتدایی را در دبستان عشایری مدرس سپری کرده، هم اکنون به صورت سنتی به عقد یکی از اهالی عشیره خود درآمده و از ادامه تحصیل نیز باز مانده است.

به گفته وی، عشایر این منطقه غالبا به صورت ثبتی عقد نکرده و با خواندن خطبه عقد به روش سنتی ازدواج می کنند و فردی که فاطمه به همین روش به عقد وی در آمده نیز حدود ۸ سال از او بزرگتر است.
لازم به ذکر است اوایل ماه جاری ویدئوی منتسب به مراسم “عقد موقت” کودک ۹ ساله و پسر ۳۰ ساله در شهرستان بهمئی در شبکه های اجتماعی منتشر و با واکنش بسیاری همراه شده بود. با بالا گرفتن واکنش ها  رئیس دادگستری استان کهگیلویه و بویر احمد از ابطال “عقد موقت” این کودک خبر داده و گفته بود که “این افراد می توانند با اخذ مجوز از دادگاه به صورت رسمی ازدواج کنند”. وی همچنین مدعی شده است که پسر ۳۰ ساله، پدر کودک ۹ ساله و عاقد در این خصوص مرتکب جرم شده و جهت برخورد قضایی به دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان و دادسرای ویژه روحانیت معرفی شده اند.

لازم به یادآوری است که پیشتر علی کاظمی، مشاور معاون حقوقی قوه قضائیه با اشاره به ازدواج ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار کودک در یک سال، گفت که این‌ها به طور رسمی ازدواج کرده‌اند، اما مشکل عمده ما افرادی هستند که خارج از فرآیند رسمی ازدواج می‌کنند. دی ماه سال گذشته کمیسیون حقوقی قضایی مجلس طرح ممنوعیت کودک-همسری را رد کرد. علاوه بر صدمات شدید جسمی و روحی یکی دیگر از عواقب ازدواج کودکان مواجه شدن با پدیده طلاق در این سنین است.

ازدواج کودکان یا کودک همسری در ایران در سال‌های اخیر روز به افزایش است. فعالان حقوق کودک می‌گویند این پدیده در آینده بر سلامت خانواده‌های ایرانی تاثیر منفی خواهد گذاشت.
آمار بالای ازدواج کودکانی که پیش از رسیدن به بلوغ فکری و ذهنی ازدواج می‌کنند از گستردگی این پدیده در ایران حکایت دارد. سن ازدواج در ایران بر مبنای “بلوغ جنسی” تعیین شده در حالی که به گفته کارشناسان، بلوغ جنسی تنها بخشی از ابعاد بلوغ  کامل انسان است. رشد، آگاهی، آموزش و آزادی در انتخاب، اساسی‌ترین و انسانی ترین شروط برای تشکیل خانواده است.
آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از کودک همسری ضربات جبران ناپذیری را بر روی زندگی دختران به‌ویژه بارداری‌های زیر ۱۸ سال، مرگ‌ومیر مادران، افسردگی، و بعضاً اقدام به خودکشی در کنار آسیب‌هایی مانند طلاق بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی است.

بر اساس آمار منتشر شده بالغ بر ۹۵ هزار مورد طلاق زنان زیر ۱۹ سال در فاصله سال‌های ۹۰ تا ۹۴ ثبت شده که حدود ۵ هزار و ۷۶۰ مورد از این طلاق‌ها مربوط به ازدواج‌هایی است که سن زوجین کمتر از ۱۵ سال است.

کودک آزاری؛ پسر ۹ ساله در پی آزار جسمی به بیمارستان منتقل شد

خبرگزاری هرانا – یک پسر ۹ ساله در شهرستان کازرون که توسط مادرش به یک چاه ۸ متری انداخته شده و مورد آزار جسمی قرار گرفته بود، به بیمارستان منتقل و تحت درمان قرار گرفت. معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان فارس از بازداشت مادر این کودک آزاردیده خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فارس، مادری که در اطراف شهرستان کازرون پسر بچه ۹ ساله خود را به داخل یک چاه انداخته بود توسط ماموران انتظامی شناسایی، دستگیر و تحویل مراجع قضایی شد.
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان فارس در این باره گفت:‌ “اول مهرماه جاری، ماموران انتظامی خبری مبنی بر مفقودی یک کودک ۹ ساله در یکی از روستاهای توابع شهرستان کازرون دریافت کردند و موضوع را در دستور کار خود قرار دادند”.
کاووس محمدی، افزود: “با انجام اقدامات اطلاعاتی و پلیسی گسترده در نهایت ماموران به مادر این کودک که مفقودی او را اعلام کرده بود مظنون و تحقیقات خود را در این باره آغاز کردند”.
وی اضافه کرد: “در تحقیقات تکمیلی و بازجویی های صورت گرفته مادر این کودک به جرم خود اقرار و اعلام کرد کودک خود را به دلیل شیطنت و اذیت کردن در چاه انداخته است”.
وی با بیان اینکه کودک ۹ ساله در چاه پیدا شد افزود: “با تلاش ماموران نیروی انتظامی و عوامل امدادی، کودک زنده از چاه هشت متری بیرون آورده شد و به بیمارستان اعزام و در آنجا بستری و تحت درمان قرارگرفت”.
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی فارس گفت: “مادر این کودک با تشکیل پرونده به مرجع قضایی معرفی و با صدور قرار از آن طریق روانه زندان شد”.
شهرستان کازرون در فاصله ۱۲۰ کیلومتری شیراز واقع شده است.

لازم به یادآوری است که در بهمن ماه ۹۷، حبیب الله مسعودی فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته بود که طی سال گذشته حدود یک میلیون تماس با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ از سوی مردم گرفته شده که از این میان حدود ۱۱ هزار تماس در ارتباط با کودک آزادی بوده است.

تجاوز ناپدری به دختربچه ۱۱ ساله در تهران

خبرگزاری هرانا – روز گذشته، ناپدری متهم به آزار جنسی دختربچه ۱۱ ساله که ماه گذشته در پی شکایت مادر کودک بازداشت شده بود، در شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری تهران محاکمه شد. علیرغم اعترافات اولیه متهم و تایید پزشکی قانونی مبنی بر مورد آزار جنسی قرار گرفتن این کودک، وی در جلسه دادگاه از اقرار به تجاوز اجتناب کرد. مادر مهسا با توصیف وضعیت وخیم روانی فرزندش گفت: این ماجرا تأثیر بدی بر روحیه دخترم  گذاشته و  دیگر قادر نیست به خوبی درس بخواند، به افسردگی و شب ادراری مبتلا شده و مدام گریه می‌کند. آن قدر روحیه مهسا بد است که  نتوانسته در دادگاه حاضر شود. من از محسن شکایت دارم و برایش اشد مجازات را می خواهم.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روزنامه خراسان، دیروز چهارشنبه ۳ مهرماه ۱۳۹۸، ناپدری متهم به آزار جنسی دختر ۱۱ ساله اش مهسا، در شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران مورد محاکمه قرار گرفت.
رسیدگی به این پرونده یک ماه پیش به دنبال شکایت مادر این کودک در دستور کار پلیس قرار گرفته و کودک به پزشکی قانونی معرفی شد. وقتی کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند مهسا مورد آزار قرار گرفته است، محسن، پدرخوانده وی بازداشت شده و به جرمش اعتراف کرد.
مادر مهسا در این جلسه گفت: “چند سال قبل به خاطر اعتیاد همسر اولم از او جدا شدم و سرپرستی مهسا را به عهده گرفتم. یک سال و نیم است که دوباره ازدواج کرده‌ام. شوهرم سر کار نمی رود و مرد بدخلقی است اما من همه سختی های زندگی را تحمل کرده‌ام و همراه دخترم مهسا در خانه محسن زندگی می کردیم. مدتی بود که متوجه شدم دخترم به افسردگی  مبتلا شده است. وقتی با او  صحبت کردم، حرف های تکان دهنده ای زد. دخترم  می‌گفت چند بار محسن در غیاب من او را آزار داده است”.
وی ادامه داد:” مدتی پیش متوجه  رفتارهای عجیب دخترم شدم. او دیگر  حاضر نبود حتی برای لحظه ای با پدرخوانده اش در خانه تنها بماند. وقتی با او صحبت کردم، به من گفت چند بار شوهرم در غیاب من او را آزار داده است. مهسا می گفت وقتی من به خرید یا حمام می رفتم محسن سراغ او می رفت و با تهدید، او را آزار می داد. اول حرف های دخترم را باور نکردم اما از حالت روحی او متوجه شدم که حقیقت را می‌گوید. این ماجرا تأثیر بدی بر روحیه دخترم گذاشته است و  او دیگر قادر نیست به خوبی درس بخواند، به افسردگی و شب ادراری مبتلا شده و مدام گریه می‌کند. آن قدر روحیه مهسا بد است که  نتوانسته در دادگاه حاضر شود. من از محسن شکایت دارم و برایش اشد مجازات را می خواهم”.
بر اساس این گزارش، متهم با وجود این که در مراحل اولیه به جرم خود اعتراف کرده بود، در جلسه دادگاه جرمش را انکار کرد.
لازم به ذکر است در ادبیات عرفی رسانه های دارای مجوز از کلمه آزار و اذیت برای اشاره به تجاوز و اشکال مختلف آسیب های جنسی استفاده می شود.

لازم به یادآوری است که در بهمن ماه ۹۷، حبیب الله مسعودی فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته بود که طی سال گذشته حدود یک میلیون تماس با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ از سوی مردم گرفته شده که از این میان حدود ۱۱ هزار تماس در ارتباط با کودک آزادی بوده است.

روایت دو کودک مجرم از سال های در انتظار اعدام

خبرگزاری هرانا – مجید، کودک مجرمی که از سن ۱۶ سالگی به اتهام “قتل” سالها در خطر اعدام قرار داشت از سختی ۷ سالی می گوید که در کانون اصلاح و تربیت و در زندان در انتظار مرگ بوده است. علی، کودک مجرمی دیگر که در سن ۱۷ سالگی و به اتهام “قتل” بازداشت و ۴ سال و ۸ ماه از عمر خود را در کانون اصلاح و تربیت و در زندان سپری کرده است. وی که نهایتا با پرداخت دیه و کسب رضایت اولیای دم آزاد شده نیز از فشار مضاعف مجازات خود در دوران حبس می گوید. این مجازات مضاعف، موضوعی است که بسیاری از وکلا و فعالان حقوق بشر بر آن توافق دارند، مونیکا نادی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر نیز بر این باور است که بچه‌ها یک مجازات اضافی را تجربه می‌کنند که شاید با جرم آنها متناسب نباشد، این کودکان قطعا در شرایطی پراسترس حتی نسبت به فردای خود اطمینان ندارند و حتی پس از بخشوده شدن دچار آسیب دیدگی روحی می شوند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از انصاف نیوز، نوجوانان زیادی بودند که در یک درگیری کودکانه و با همان هیجانات خام کودکی عنان خود را از دست دادند و جانی را بی‌جان کردند، کودکانی که قربانی شرایط نامناسب و آموزش‌های ناکافی بودند و هستند اما قانون طبق ذات خود به علت‌های این معلول هیچ توجهی ندارد. جرم کودک هم یکی از همان مواردی است که همیشه دارای زمینه‌هایی است؛ برای مثال برای بروز چنین خشمی در یک نوجوان زمینه‌هایی وجود داشته اما جدا از اینکه به این موارد توجهی نمی‌شود، در موضوع اعدام کودکان، کودک به دلیل سن زیر ۱۸ سال مجازاتی مضاعف را متحمل می‌شود و بعد از چند سال حضور در کانون اصلاح و تربیت تازه به زندان منتقل می‌شود.
این مجازات مضاعف، موضوعی است که بسیاری از وکلا و فعالان حقوق بشر بر آن توافق دارند، مونیکا نادی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر هم بر این باور است که بچه‌ها یک مجازات اضافی را تجربه می‌کنند که شاید با جرم آنها متناسب نباشد، این کودکان قطعا در شرایطی پراسترس حتی نسبت به فردای خود اطمینان ندارند، نادی همچنین به موضوع آسیب روحی کودک بعد از بخشیده شدن هم اشاره کرد و گفت: «اگر به فرض بخشیده هم شوند، آسیب‌های خیلی زیادی را متحمل می‌شوند. باید ظرفیت ماده‌ی ۹۱ قانون مجازات اسلامی بیشتر مورد استفاده قرار بگیرد و ما به این ایده‌آل برسیم که افراد زیر ۱۸ سال بابت ارتکاب جرایمشان محکوم به قصاص نشوند و مجازات متناسب و  بازدارنده‌ برای آنها لحاظ شود.
مطهره ناظری وکیل و فعال حقوق کودک با انتقاد به ماده‌ی ۹۱ قانون مجازات اسلامی بر این نظر است که اجرای حکم قصاص و اعدام، در مورد افراد زیر ۱۸ سال، مشروط به احراز شرایطی چون رشد عقلی در زمان وقوع جرم است و کوچک‌ترین شبهه در تشخیص رشد عقلی، مجازات به قصاص و اعدام را منتفی می‌کند.
گفت‌وگوی کامل انصاف نیوز با مطهره ناظری، مونیکا نادی و دو جوان که یکی با تلاش‌های جمعیت امام علی بخشیده شده و دیگری در حال جمع‌آوری دیه است را می‌خوانید:

«شاید اگر کمک کنم، عذاب وجدانم کمتر شود»

صدای لرزانی دارد، حتی لحنش وقتی از پشت خطوط تلفن زندان حرف می‌‌زند، نشان پشیمانی آشکار دارد، مجید در نوجوانی مرتکب قتل یکی از «بچه‌ محل‌های» خود می‌شود، ماجرا از همان داستان همیشگی در محلات پرمعضل شروع می‌شود، یکی از پسرها پشت سر او چیزی گفته و حالا باید باهم رو در رو شوند، اما چاقوی مجید همین ماجرای کودکانه را طوری رقم می‌زند که از نوجوانی تا حالا که ۲۳ سال دارد، در زندان مانده است و هفت سالی است که بین مرگ و زندگی نفس می‌کشد.
مجید بین حرف‌های خودش گاه سکوتی طولانی می‌کند و با صدایی آرام‌تر از قبل موضوع جدیدی را شروع می‌کند، گویی ناامیدی و پشیمانی راه گلویش را می‌بندد، از ماجرای روز حادثه زود گذر می‌کند اما مختصر می‌گوید: «اون روز خیلی زیادی طول کشید، تموم نمی‌شد، بعدحادثه از یه طرف به خونواده‌ی شاکی فکر می‌کردم از یه طرفم به خونواده‌ی خودم، به خودم. می‌گفتم الان من زنده‌ام و با خونوادم حرف می‌زنم ولی مادر شاکی دیگه با بچه‌اش نمی‌تونه حرف بزنه، یه عذاب وجدان شدید که هنوزم همونقدر شدیده…»
صدای نفس کشیدن عمیقش از پشت تلفن شنیده می‌شود، بعد از چند ثانیه سکوت ادامه می‌دهد: «دیگه کاریش نمی‌شه کرد، همیشه فکر می‌کردم کسی که قتل می‌کنه باید آدم عجیب، ترسناک یا قوی‌ای باشه، اما به خودم اومدم دیدم نه بابا منم می‌تونم.»
بدون مقدمه از جبران و عذاب وجدان می‌گوید: «شاید اگه به آدمایی مثل خودم کمک کنم این عذاب وجدانم کم‌تر بشه ولی گرفتن جون یه آدم رو فکر نکنم هیچ جوره بشه جبران کرد. کانون که اومدم به گذشته و اشتباهام خیلی فکر کردم، وقتی کانون بودم حس روحی بدی داشتم، گوشه‌گیر و آروم شدم، آخه همه چیز رو خراب کرده بودم.
وقتی به کانون رفتم دوری خانواده خیلی بیشتر اذیتم کرد چون بعد از جدایی من با خونواده رابطه خیلی گرم‌تر شد، بچه بودم خیلی چیزها رو نمی‌فهمیدم  ولی وقتی اینجا اومدم فهمیدم بزرگ‌ترین پشتوانه‌ام خانواده بوده و هست، می‌دونم اگه بیام بیرون رابطه‌ام با خونوادم خیلی بهتر از قبل می‌شه، اگه یه کم صبر یا گذشت داشتم این اتفاق نمی‌افتاد، موقعی پشیمون شدم که دیر بود.»
سکوت چند ثانیه‌ای این پسر جوان را می‌شکنم و به تصویری که از آینده چه در زمان حضورش در کانون اصلاح و تربیت و چه حالا که در زندان است، اشاره می‌کنم، می‌گوید: «اون موقع که هیچ امیدی به آزادی نداشتیم، می‌گفتم یا رفتنی هستم یا موندنی، اگه رفتنی هستیم پس توبه کنم، کار خوب انجام بدم تا اون دنیا کم‌تر عذاب ببینم، اگر موندنی باشم درست ادامه میدم.
اون موقع اصلا فکر نمی‌کردم خلاص شم ولی الان چون یه احتمالایی هست که آزاد شم، خیلی فکر می‌کنم بعد آزادی چه کارایی انجام بدم، گذشته رو حتما جبران می‌کنم، دست چند نفر رو هم می‌گیرم که همچین اتفاقایی برای اونا نیوفته.»
حالا قرار است مجید با کمک جمعیت امام علی در طرح طفلان مسلم از زندان آزاد شود، از برنامه‌ی زمان آزادی با انرژی و حرارت حرف می‌زند و مشخص است جبران گذشته را در اولویت تمام‌ کارهایش گذاشته و می‌گوید: «اگه از زندان بیرون بیام برنامه‌ریزی زیاد دارم، اول اینکه می‌خوام گذشته‌ رو جبران کنم، با بچه‌هایی که اون موقع رفیق بودم صحبت کنم، از تجربه‌هام بهشون بگم، بهشون اینو یاد بدم که توی انتخاب دوست باید خیلی دقت داشته باشند، یعنی از صفر شروع می‌کنم.»

«خانواده‌ام تراکت پخش می‌کردند تا آزادم کنند»

علی ۱۷ سال داشت که به دفاع از پدرش با چاقو مرتکب قتل شد و یک سال کانون اصلاح و تربیت و چهار سال را در زندان گذراند، در این مدت نصف موهای این پسر بیست و یکی، دو ساله یا سفید می‌شود و یا می‌ریزد.
با چاقو به سمت مقتول می‌رود ولی از بد حادثه پاهایش به لبه‌ی جوی گیر می‌کند و به زمین پرت می‌شود، همان زمان چاقو در قلب مقتول می‌رود و علی ۱۷ ساله قاتل می‌شود، اما جمعیت امام علی منجی این جوان کم سن می‌شود و بعد از چهار سال و هشت ماه از اعدام نجاتش می‌هد.
علی همچون مجید از روز حادثه با اضطراب زیاد یاد می‌کند و تمایلی به بازگویی جزییات آن روز ندارد و تنها از اتفاقات مهم آن روز می‌گوید: «من نفهمیدم چی شد، فقط فرار کردم ولی بعد چند ساعت یکی از اقوام ما رفت بیمارستان تا ببینه چی شد که گفته بودن تموم کرده، ولی من اصلا باور نمی‌کردم چون اصلا نمی‌خواستم اینطوری بشه، نمی‌دونم چرا اون شب اصلا نمی‌گذشت، پنج صبح هم دستگیرم کردن، باورم نمی‌شد، حتی وقتی زندان بودم هم تا چند وقت اصلا باورم نمی‌شد که اینطوری شده، توی زندان تا سه سال مات و شوکه بودم. توی زندان شب و روز نداشتم، مدام به این فکر می‌کردم که رضایت می‌دن بهم یا نمی‌دن، زنده می‌مونم یا نه، حکم اجرا می‌شه یا همیشه همین جا می‌مونم.»
صدای علی شبیه به صدایی بغض‌آلود است اما بدون ثانیه‌ای مکث ادامه می‌دهد: «خیلی بیشتر از چهار سال و هشت ماه طول کشید، نصف موهای من سفید شد یا ریخت به این فکر می‌کردم که آخر چی به سرم می‌آد، چون از مجازات قتل شاید ۹۰ درصد اعدام بود و فقط ده درصد رضایت می‌دادن که اونم خیلی وقتا اصلا دلشون راضی نبود رضایت بدن. راضی بودم این زمان پر از استرس کم‌تر بشه ولی تکلیفم مشخص بشه که موندنی هستم یا رفتنی، هر چی زودتر یا اینوری یا اونوری.
اون یک سالی که توی کانون اصلاح و تربیت بودم، بچه‌های کم‌سن‌تر از من خیلی زیاد بود، مثلا بچه‌ی ۱۵ ساله که مثل همه‌ی ما بلاتکلیف بود تا ببینه شاکی رضایت می‌ده یا نه. فشار هر چیزی خیلی زیاد بود مثل دوری از خانواده.»
به ماجرای آزادی که می‌رسیم انرژی در صدایش بیشتر می‌شود: «بعد سه سال خبر اومد شاکی در ازای مبلغی پول رضایت میده، ما این پول رو نداشتیم ولی باز من خوشحال شدم، خانواده با کمک خیر و فامیل و فروختن ملک پدرم بخش کمی از پول رو جمع کردند، حتی برای جمع شدن پول تراکتم پخش کرده بودن تا اینکه از طرف جمعیت امام علی یه روز به خونه زنگ می‌زنن و اعلام همکاری می‌کنن، حتی فهمیدم یه مقطعی حکم من اومده بوده اما خانواده چیزی بهم نگفته بود تا توی زندان کم نیارم.
قرار بود زمان زندانم یه کم هم بیشتر بشه اما یه روز هم بندام گفتن آزاد شدی، اولش باور نمی‌کردم، فکر کردم شوخیه ولی بعد دیدم راست بود، هر حس دیگه‌ای، حتی اگه بهترین حس هم برام اتقاق بیوفته مثل اون روز نمی‌شه، خیلی حس خوبی داشتم.»

وکیل و فعال حقوق کودک: کودکان مجازات مضاعف را تجربه می‌کنند

مونیکا نادی به جنبه‌ی حقوقی مجازات کودکان محکوم به اعدام پرداخت و گفت: «در قوانین مسوولیت کیفری کودکان بر اساس بلوغ شرعی است، اما سن قمری است که برای دختران و پسران مقرر شده است منتها قانون‌گذار در قانون مجازات اسلامی جدید که در سال ۹۲ تصویب شد، تفکیکی بین بلوغ شرعی و سن قانونی قایل شد. به طور کلی با توجه به اینکه ۱۸ سال تمام شمسی در اسناد بین المللی به عنوان سن کودکی شناخته شده و ما به پیمان‌نامه‌ی جهانی کودک پیوستیم و سن ۱۸ سالگی را قبول کردیم، ۱۸ سالگی ملاک خیلی از قوانین قرار گرفته است.
قانون‌گذار در این قانون مجازات اخیر، هر چند که مسوولیت کیفری بر کودک پس از سن بلوغ شرعی بار می‌شود ولی در جرایم موجب قصاص و اعدام به طور خاص این تمایز را قایل شده که اگر کودک عاقلی مرتکب چنین جرایمی شود باید رشد عقلی این کودک در حین ارتکاب جرم احراز شود که در واقع حرمت عمل را کودک درک کرده است و اگر ثابت شود حرمت عمل را درک نکرده، در واقع رشد و بلوغ کافی عقلی در ارتکاب آن عمل نداشته و قصاص و اعدام  از او برداشته می‌شود.
این یک قانون مترقی بود که در شرایط خودش تصویب خیلی شایسته‌ای بود، زیرا با توجه به وضعیت کنونی و آموزه‌هایی که وجود دارد و شرایط جغرافیایی و امروز جامعه‌ی کودکان تا سن ۱۸ سال در واقع عدم رشد عقلیشان مفروض است و به همین دلیل در موردهایی مثل قتل و یا جرایم جنسی مثل لواط، ما باید اصل را برای کودکان زیر ۱۸ سال شمسی بر عدم رشد عقلی آنها بگذاریم و رشد عقلیشان باید احراز شود که الان روال دادگاه‌ها در رسیدگی به اینها بررسی موضوع از طریق پزشکی قانونی و تشخیص خود قاضی است.»
نادی ادامه داد: «کودکان زیر ۱۸ سال ممکن است به قصاص محکوم شوند اما طبق مقررات اجرای حکم، تا ۱۸ سالگی اجرا نمی‌شود و اجرای حکم به بعد از ۱۸ سالگی موکول می‌شود، عملا کودکی قبل از ۱۸ سالگی اعدام نمی‌شود منتها ممکن است تا قبل از ۱۸ سالگی محکوم به اعدام شود.
یعنی کودکی که بلوغ شرعی پیدا کرده و به دلیل ارتکاب به قتل و یا ارتکاب به جرم جنسی بدون آنکه رشد عقلی احراز شود، محکوم به اعدام می‌شود و حالا برای اجرای این حکم معطل می‌ماند.»
نادی به زمینه‌های ارتکاب به قتل در کودکان اشاره کرد و گفت: «۹۰ درصد پرونده‌هایی که یک کودک زیر ۱۸ سال مرتکب قتل می‌شود تحت تاثیر یک شرایط آنی و عدم غلبه بر خشم و کنترل است، تعداد محدودی از قتل‌ها است که با برنامه‌ریزی قبلی توسط کودکان انجام شده باشد. بیشتر این بچه‌ها در موقعیتی درگیر می‌شوند که هیچ کنترلی بر خود ندارند و همین عامل قتل می‌شود، معمولا در محیط‌های خطرخیز و جرم‌خیز زندگی می‌کنند و بیشترشان تحت تاثیر آسیبی هستند که در آن زندگی می‌کنند، حتی جامعه هم به نیاز آنها توجه نمی‌کند تا آن را تامین کند و حالا این بچه‌ها تحت تاثیر شرایطی هستند که اجتماع برای آنها ساخته است، این شرایط فردی خاص عامل همان کنترل نکردن خشم و نبود رشد عقلی است که نمی‌دانند این عمل چه تبعاتی برای آنها دارد و مرتکب قتل می‌شوند.
این زمانی که طی می‌شود و بچه در کانون اصلاح و تربیت می‌ماند اگر منتهی به قصاص نشود بازهم فقط بخشی از مجازات او اجرا نشده و مجازات‌های دیگری دارد، اگر در نهایت دادگاه با وجود ظرفیت ماده‌ی ۹۱ قانون این کودک را به قصاص محکوم کند، فرد در کانون اصلاح و تربیت معطل می‌ماند تا ۱۸ سالگی تمام شود و به زندان بزرگسالان منتقل شود، کودکان معمولا یک مدت طولانی را منتظر می‌مانند تا اعدام اجرا شود.
این وکیل و فعال حقوق بشر در پایان با انتقاد از وضعیت محکومیت کودکان گفت: «بچه‌ها مجازات مضاعفی را تجربه می‌کنند که شاید با جرم آنها متناسب نباشد، قطعا شرایط پر استرسی است که شب و روز منتظر هستند که آیا فردا روز اعدام است یا نه، در عمل دیگر زندگی برای آنها از بین رفته چون هیچ آینده‌ای ندارند و بهترین سال‌های زندگی را این طور گذرانده‌اند و حتی اگر به فرض بخشیده هم شوند آسیب‌های خیلی زیادی را متحمل می‌شوند.
با توجه به شرایط خاصی که بچه‌ها دارند، بهتر است ظرفیت ماده‌ی ۹۱ قانون مجازات اسلامی بیشتر مورد استفاده قرار بگیرد و این اختلاف رویه‌های عملی در سیستم قضایی برای استفاده از ماده‌ای که وجود دارد از بین برود و ما به این ایده‌آل برسیم و افراد زیر ۱۸ سال بابت ارتکاب جرایم محکوم به قصاص نشوند، البته که متناسب با آن عمل مجرمانه که قطعا یک خانواده‌ی دیگر را درگیر کرده و حق حیات یک فرد را زایل کرده مجازات بازدارنده‌ای شوند.»

«همه‌ ما در بروز خشونت در کودکان مقصریم»

مطهره ناظری در رابطه با احکام اعدام برای نوجوانانی که مرتکب قتل می‌شوند گفت: «قصاص و اعدام مرتکبان زیر ۱۸ سال به لحاظ جرمی که در نوجوانی مرتکب شده‌اند مساله‌ای است که علی رغم تحولات مثبت در قوانین کیفری همچنان با آن مواجه هستیم و با وجود اینکه اعمال مجازات اعدام نسبت به جرایم مرتکبین نوجوان همواره تبعات داخلی و بین المللی بسیاری به همراه داشته است لیکن مجددا بر صدور و اجرای چنین احکامی اصرار می‌ورزیم، به ویژه آنکه نوجوانان گاهی سال‌ها می‌بایست در فرایند تحقیقات مقدماتی و صدور حکم و اجرای حکم در کانون اصلاح و تربیت و زندان بسر ببرند، اگر چه طولانی شدن فرآیند اجرای حکم در برخی موارد با وساطت افراد جهت میانجی‎‌گری منجر به رضایت اولیای دم شده است.
لیکن این انتظار که هر لحظه ممکن است حکم قصاص اجرا شود برای مرتکب و خانواده او دردی جانکاه است که گاهی مرتکب به تمام شدن این انتظار حتی به قیمت اعدام رضایت می‌دهد. بنابراین هرچند طولانی شدن فرایند دادرسی و اجرای حکم از آلام اولیای دم کاسته و احتمال بخشش را تاحدودی فراهم می‌آورد اما در عین حال فشار روانی مضاعفی را به مرتکب و خانواده وی تحمیل می‌کند که می‌تواند بسیار مخرب و آسیب‌زا باشد.»
ناظری ادامه داد:«اساس ماده ۹۱  قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، اجرای حکم قصاص و اعدام، در مورد افراد زیر ۱۸ سال، مشروط به احراز شرایطی چون  رشد عقلی در زمان وقوع جرم است. با وجود آنکه کوچکترین شبهه در تشخیص رشد عقلی ، مجازات به قصاص و اعدام را منتفی می‌کند.
در نهایت اینکه  سلب حق حیات از مرتکبین زیر ۱۸ سال که از نظر قوه تشخیص و رشد عقلی به هیچ وجه قابل مقایسه با بزرگسالان نیستند، عادلانه به نظر نمی‌رسد و باید بدانیم که هر یک از ما به نحوی در بروز خشونت در کودکی که موجب ارتکاب چنین جرایمی می‌شود سهیم هستیم، بنابراین سهم جامعه در برابر کودکانی که کودکی‌شان را در انتظار مرگ سپری می‌کنند قابل کتمان نیست و بنظر می‌رسد که مجازات‌هایی که جنبه اصلاحی و تربیتی دارد جایگزین مناسب‌تری باشند و امید است که با تلاش در راستای بازنگری و اصلاح قوانین تاحدودی به رعایت حقوق کودکان پایبند باشیم.»
بنا بر گزارش نهادهای بین‌المللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد.

بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دوره یکساله (اول ژانویه ۲۰۱۸ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸) دست‌کم ۲۳۶ شهروند اعدام شدند و ۱۹۵ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۶ کودک-مجرم اشاره کرد و همین‌طور به محل اجرای ۱۳ حکم اعدام که در ملآعام بوده است.

بنا بر همین گزارش بیش از ۷۲ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمی‌شوند که اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.

سکوت مسئولین و طرح موضوع؛ شکنجه و قتل یک نوجوان در جزیره قشم

خبرگزاری هرانا – در پی انتشار گزارشات ضد و نقیضی از شکنجه و قتل یک نوجوان تبعه افغانستان، وزارت خارجه این کشور با صدور بیانیه‌ای از بررسی این موضوع خبر داد. اخیرا تصاویری از شکنجه یک نوجوان در فضای مجازی منتشر شده بود. گفته می‌شود این نوجوان ۱۶ ساله به‌ علت «متلک گفتن» توسط نزدیکان زن، شکنجه شده و بر اثر شدت ضرب و جرح جان خود را از دست داده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پس از انتشار گزارشاتی درباره شکنجه و قتل یک نوجوان تبعه افغانستان، وزارت خارجه این کشور با صدور یک بیانیه از پیگیری این موضوع خبر داد.

وزارت خارجه افغانستان می‌گوید که درباره این گزارش‌ها مبنی بر شکنجه یک نوجوان شانزده ساله افغانستانی در جزیره قشم  تحقیق خواهد کرد.

منابع محلی مدعی شدند این نوجوان ۱۶ ساله به علت «متلک گفتن به یک زن» توسط همسر وی شکنجه شده و بر اثر شدت ضرب و جرح جان خود را از دست داده است. برخی منابع نیز از سمت دولتی عامل موضوع خبر داده اند اما تا زمان تنظیم این خبر مقامات رسمی هیچ واکنشی در خصوص این گزارش نداشته اند