۱۸ دی ۱۴۰۱

طائب: ارزش اسلام وقتی بهتر فهم می‌شود که «دیگری»اش را دقیق معرفی کنیم

خبرگزاری تسنیم

طائب: ارزش اسلام وقتی بهتر فهم می‌شود که «دیگری»اش را دقیق معرفی کنیم

کارشناس مسائل زنان معتقد است: شخصیت مستقل و آزاده‌ای که خداوند از زن در قرآن معرفی می‌کند، برای در امان ماندن از آسیب‌ها و کنشگری در بطن جامعه نیازمند رعایت موازینی در پوشش و عفاف است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بیشتر از چهار دهه است که زنان ما با موقعیت‌های مناسبی که برایشان ایجاد شده، رشد کرده‌اند. افزایش سطح تحصیلات و دانش زنان موجب ارتقای کیفیت زندگی آنها در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی شده است. هرچند که افزایش آگاهی، مطالباتی را برای زنان ایجاد کرده که بسیاری از آنها به‌عنوان خواسته طبیعی زنان محسوب می‌شود. به این ترتیب ما امروز با زنی متفاوت از گذشته مواجهیم؛ زنی که خواستار حضور اجتماعی و کنشگری در عرصه فرهنگی است: «زن اجتماعی جدید».

خبرگزاری تسنیم با چنین رویکردی، گفتگویی با دکتر حمیده طائب، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس مسائل زنان، انجام داده که بخش دوم و پایانی این گفتگو را می‌خوانید.

انقلاب اسلامی، داعیه‌دار گفتمان نوینی در عرصه هویتی زن است. الگوی نوینی که در محافل فکری به‌عنوان الگوی سوم شناخته می‌شود؛ یعنی زنی که در بعد فردی رشد فکری و تهذیب اخلاقی دارد، در بعد خانوادگی از خانواده‌گرایی و خانواده‌محوری برخوردار است و در بعد اجتماعی هم مسئولیت‌پذیری اجتماعی دارد و در عین هنجارمندی، در جامعه نقش ایفا می‌کند. به اعتقاد شما آیا چنین الگویی امروز در جامعه ما محقق شده است؟ چه الزامات و اقتضائاتی دارد؟

متأسفانه ما تکثر الگو نداریم. این را به عنوان یک آسیب می‌گویم که ما الگو در همه زمینه‌ها نداریم.

به چه معنا؟

به این معنا که وقتی به زنان قرآنی مراجعه می‌کنیم، آیا خداوند تنها یک مدل زن را در قرآن به صورت الگو مطرح کرده یا نه، اقسامی داریم؟ در قرآن حضرت آسیه همسر فرعون را داریم یا حضرت مریم را. اینجا دو مدل داریم؛ یک خانمی که همسرش با او همراه نیست ولی با او زندگی می‌کند و در عین حال استقلال شخصیتی خودش را دارد، راهش را انتخاب می‌کند و تا آخر پای آرمان‌هایش ایستاده است و همچنین حضرت مریم که یک خانمی است در آن شرایط با رویکرد خاص یهود در مورد زن که حضرت مریم در چنین شرایط فرهنگی وارد شده، علم‌آموزی می‌کند، و ارکعی مع الراکعین می‌شود. آن هم در جماعتی که زن را جنس دوم می‌دانستند و برای عقل زن شأن لازم را قائل نبودند. خداوند نشان می‌دهد که این زن چه شجاعت و روحیه قوی داشته که با این‌ها پیش می‌رود و یک سری کلیشه‌های زمانه خود را می‌شکند و با عفاف هم حرکت می‌کند. در حالتی که نگاه ابزاری به زن بوده، آن حضرت به خوبی با این مدل جلو می‌رود و قرآن این شخصیت را معرفی می‌کند که عفاف خود را حفظ کرده است.

ما انواع مختلفی از زنان داریم که خود، جای بررسی دارد. حتی در مورد مدل حکومت‌داری ملکه سبا قابل بحث است که او چه مدل مواجهه‌ای با حرکت انبیا داشته و سایر پادشاهان مرد چگونه بوده‌اند و با تبلیغ و دعوت به توحیدی که انبیا داشتند، چه مواجهه‌ای شده است.

خداوند چند مدل زن را در قرآن معرفی می‌کند. حتی کلیشه را می‌شکند که همسر تو در دین و مرام تو نقشی ندارد، تو می‌توانی همسر پیامبر باشی ولی خلاف او باشی. مدل «مثل الذین کفروا…» را به همسر حضرت لوط و همسر حضرت نوح اشاره می‌کند و استقلال شخصیتی و فکری زن را نشان می‌دهد. چنان که تو می‌توانی همسر فرعون باشی ولی هم‌سوی او نباشی و همسر پیامبر خدا هم باشی و باز هم همسوی او نباشی. خودت مستقل هستی و در قله هم می‌توانی بایستی. ـمثل الذین امنوا» و «مثل الذین کفروا» قله‌ها را نشان می‌دهد.

این‌ها مهم است؛ این تکثر و دیدن انواع و اقسام زنان. ما به این طریق با زنان جامعه خود مواجه نشده‌ایم. حتی اگر بخواهید در تاریخ اسلام تک‌مدلی جلو بروید، خیلی ریزش دارد و جذب کم است. چون شرایط افراد مختلف است. همه شرایط حضرت زهرا یا حضرت زینب سلا‌الله علیهما را ندارند.

باید الگوهای مختلف را معرفی کنیم. برخی چهره‌ها را باید به‌عنوان بزرگترین قله‌ها و برترین‌ها معرفی کنیم ولی نمی‌توان بقیه را از این دایره حذف کرد. تک‌الگوها گاهی حتی زنانی را مأیوس می‌کند که ازدواج نکرده‌اند یا صاحب فرزند نمی‌شوند. وقتی همه موارد را لحاظ نکنید، زنانی را ناامید می‌کنید در حالی که در رویکرد توحیدی ناامیدی اصلاً معنی ندارد.

یعنی در عین حال که زمینه‌هایی را برای ازدواج جوانان ایجاد نمی‌کنید، او را از رحمت خدا ناامید می‌کنید که ازدواج نکرده است!

همین طور است. خدایی که انسان را آفریده، در سیستم آفرینش خود انواع مدل را ارائه می‌دهد. اما ما برای خانم به قدری فشار اجتماعی ایجاد می‌کنیم که او را از زندگی ناامید می‌کنیم یا عزت نفس او را کاهش می‌دهیم.

به عنوان مثال در بحث جمعیت، سیاست‌گذار یا اعضای اجرایی موظف هستند که این کشتی انقلاب را به سرمنزل مقصود هدایت کنند و برای آنها جا افتاده که بحث جمعیت مهم است و باید به آن بپردازند. در این روند به موضوع ناباروری می‌رسند که عامدانه یا به طور طبیعی اتفاق می‌افتد. حتی خداوند به این موضوع هم پرداخته و در سوره شوری می‌فرماید به بعضی پسر می‌دهیم، به بعضی دختر، به بعضی هر دو و به بعضی هیچکدام را نمی‌دهیم. خداوند همه را در نظر می‌گیرد و به آن اشاره می‌کند. اما اگر ما تنها یک مدل را ببینیم و گفتمان‌سازی کنیم، کسی که نابارور است دچار فشار روحی می‌شود و احساس بی‌ارزشی در جامعه می‌کند. در اینجا به او ظلم شده. ظلم‌ها را ببینید، به خاطر ندیدن تکثر‌هایی که خدا دیده ولی ما آن را نادیده گرفته‌ایم. چون ما نگاه جامع قرآنی را هنوز نداریم.

توقع بی‌جایی است اگر این تحول را سریع بخواهیم. نهادینه کردن اسلام ناب چیزی نیست که دفعتاً پیش بیاید. یک حرکت و جریان است. خود امام هم در بیاناتشان از منطق فرهنگ و تغییر فرهنگی یاد کرده‌اند که باید گام به گام جلو بروید. بحث قانون اساسی و نظام‌سازی به صورت کلان مطرح بوده ولی ادامه‌دار است. تأکید می‌کنم بحث دشمن را جدا بگذاریم، ما خلأهای خود را باید ببینیم و روی آن کار کنیم.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53932

۱۶ دی ۱۴۰۱

گروهی از اعضا و کنشگران «جامعه کوئیر»، خواستار حقوق برابر پس از جمهوری اسلامی شدند

VOAPNN

 حضور دگرباشان جنسی و جنسیتی در اعتراضات سراسری

گروهی از اعضا و کنشگران جامعه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی با اشاره به «حضور آشکار اعضای این جامعه در داخل و خارج از کشور» در «خیزش سراسری»، در مانیفستی خواستار حقوقی برابر با دیگر اقشار جامعه ایران، پس از دوران گذار از جمهوری اسلامی شده‌اند.

این مانیفست که توسط ۷۰ نفر از اعضا و کنشگران این جامعه تهیه و تنظیم شده است با اشاره به احکام شلاق و اعدام برای روابط جنسی «غیرسیس-هترو»، عمل‌های نادرست و غیرضروری بر روی افراد بیناجنسی و ده‌ها موارد دیگر اعلام شده در این مانیفست می‌گویند، این موارد تبعیض آمیز «نشان از وجود خشونت و تبعیض‌ نظام‌مند علیه اعضای این جامعه دارد» که پس از انقلاب ۵۷ با سرکوب نظام‌مند روبرو شده‌اند.

این مانیفست که نسخه‌ای از آن نیز به صدای آمریکا ارسال شده است،‌ از ۴۶ بند همچون «جرم‌زدایی از انواع روابط غیرسیس-هترو»،‌ «به رسمیت شناختن جنسیت و هویت‌های جنسیتی افراد نان‌باینری»، «ممنوعیت انجام عقیم‌ سازی اجباری افراد اینترسکس، ترنس* و نان‌باینری » و «وجود قوانین محافظتی از کودکان و نوجوانان جامعه‌ی +LGBTIAQ در برابر خشونت خانگی» تشکیل شده که خطاب به کلیت جامعه‌ ایران و اپوزیسیون جمهوری اسلامی تهیه و تنظیم شده است.

امضا کنندگان این مانیفست در پایان ابراز امیدواری کرده‌اند که در ایران فردا «آزادی برای عموم افراد ورای جنسیت، هویت جنسی و جنسیتی، ویژگی‌های فیزیکی و ذهنی، دین و مذهب، نژاد، اتنیک، ملیت و شغل» محقق شود.

پیش از این نیز گروهی از فعالان جامعه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی ایران با صدور بیانیه‌ای حمایت خود را از اعتراضات مدنی مردم ایران اعلام کردند و از دولت‌های غربی و اروپایی خواستار پایان دادن به مماشات با جمهوری شدند.با آغاز اعتراضات سراسری در ایران، اقلیت‌های جنسی و جنسیتی ایران نیز در کنار دیگر اقشار جامعه، در اعتراض به خفقان و سرکوب جمهوری اسلامی، به رغم خطراتی همچون بازداشت در اعتراضات سراسری در شهر‌های مختلف ایران حضور داشتند و تعدادی از اعضای این جامعه نیز بازداشت و با احکام زندان روبرو شده‌اند.

برخی از اعضا و فعالان این جامعه در خارج از ایران نیز، از اعتراضات مدنی مردم ایران در برابر سرکوب و کشتار حمایت کردند.

نیما نیا، از کنشگران این جامعه در تحصن مقابل کنگره آمریکا از آزادی ایران در گروی برابری جنسیتی و رهایی همه گروه‌های تحت ستم گفت و شایا گلدوست به عنوان یک زن ترنس ایرانی، در تجمع ایرانیان کانادا اعتراضات سراسری در ایران را انقلاب زنان عنوان کرد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53910

شیلان رشیدزاده توسط نیرو‌های حکومتی در سقز ربوده شد

هه نگاو

شیلان رشیدزاده توسط نیرو‌های حکومتی در سقز ربوده شد

نیرو‌های اداره اطلاعات در شهرستان سقز، یک دانشجوی اهل این شهر به نام شیلان رشیدزاده را ربوده و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ١٣ دی ماه ١۴٠١ (٣ ژانویه ٢٠٢٣) شیلان رشیدزاده، دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور سقز توسط نیرو‌های اداره اطلاعات ربوده شد.

به گفته منابع هه‌نگاو در سقز، این شهروند در یکی از خیابان‌های نزدیک منزل خانواده خود مورد ربایش نیرو‌های حکومتی قرار گرفته است.

شیلان رشیدزاده، از اعضای انجمن فرهنگی “هیوای زانست” سقز است. این انجمن فعالیت خود را از مهر ماه ١٣٩۶ آغاز کرده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53883

رهایی خواهران شیرازی از چنگ آدم‌ربایان در قزوین

ایسنا

 

ایسنا/قزوین رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان قزوین از دستگیری عاملان ربودن ۲ دختر شیرازی در قزوین خبر داد.

سرهنگ امیرحسام عزیزی اظهار کرد: در پی وصول نیابت قضایی مبنی بر ربودن ۲ خواهر ۱۳ و ۱۸ ساله شیرازی به پلیس آگاهی استان قزوین، بلافاصله دستورات ویژه برای پیگیری موضوع صادر شد.

بنا بر اعلام روابط عمومی نیروی انتظامی استان قزوین، وی افزود: کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی به‌طور ویژه وارد عمل شده و با بررسی‌های پلیسی مشخص شد این دو خواهر طعمه آدم‌ربایی جوانی ۱۸ ساله شده‌اند.

عزیزی خاطرنشان کرد: کارآگاهان پلیس آگاهی استان قزوین در بررسی‌های پرونده دریافتند عامل اصلی آدم‌ربایی پس از ارتباط با خواهر بزرگتر در شبکه‌های اجتماعی به شیراز رفته و با اغفال این دختر وارد منزل آنان شده و سپس با بیهوش کردن پدر و مادر دختر و سرقت مقادیری طلا، گوشی و لپ‌تاپ به ارزش بیش از سه میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال، دو دختر خانواده را به گروگان گرفته و متواری می‌شود.

وی با بیان اینکه کارآگاهان پلیس آگاهی دریافتند آدم‌ربا پس از سرقت، اموال مسروقه را در اصفهان به فروش رسانده و با همکاری دو نفر دیگر اقدام به اجاره یک باب منزل مسکونی در شهرستان البرز استان قزوین کرده و گروگان‌ها را به آن مکان منتقل کرده‌اند، تصریح کرد: با اقدامات اطلاعاتی و ردزنی‌های گسترده محل اختفای آدم‌ربایان در شهر الوند شناسایی شد.

رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان قزوین با اشاره به این مطلب که کارآگاهان پلیس آگاهی استان قزوین سه متهم اصلی پرونده را طی یک اقدام پلیسی در مخفیگاه‌شان دستگیر کرده و دو دختر به آغوش خانواده بازگشتند، گفت: متهمان با تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53859

۱۵ دی ۱۴۰۱

ترانه علیدوستی پس از آزادی بار دیگر حجاب اجباری خود را برداشت

اینترنشنال

ترانه علیدوستی، بازیگر مطرح سینمای ایران که در پی حمایت‌هایش از خیزش انقلابی شهروندان علیه جمهوری اسلامی بازداشت شد، با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد شد. او پس از آزادی، در مقابل زندان اوین بار دیگر به حجاب تحمیل شده از سوی جمهوری اسلامی تن نداد و روسری سر نکرد.

ترانه علیدوستی، روز چهارشنبه ۱۴ دی با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان اوین آزاد شد. این بازیگر سینما را حدود سه هفته پیش و پس از انتشار پستی در اعتراض به اعدام محسن شکاری، یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر، بدون ارائه حکم قضایی بازداشت کردند.

در عکس‌ها و ویدیوهایی که پس از آزادی علیدوستی از او منتشر شده، او در میان کسانی که به استقبالش رفته‌اند حجاب اجباری ندارد.

آزادی او در حالی است که موجی از محکومیت‌های بین‌المللی علیه بازداشتش به راه افتاد.

در روزهای گذشته بیش از ۶۰۰ هنرمند در سراسر دنیا نامه‌ای سرگشاده برای آزادی ترانه علیدوستی امضا کردند.

مارک رافالو، پدرو آلمادووار، پنه‌لوپه کروز، ژولیت بینوش، آلفونسو کوارون، کن لوچ، کیت وینسلت و اما تامپسون از امضاکنندگان این بیانیه بودند.

ژولیت بینوش، بازیگر فرانسوی با بازنشر عکس ترانه علیدوستی نوشت: «به تمام هنرمندان ایران، زنان و مردانی که زندانی شده و مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند فکر می‌کنم. شرم بر اعدام‌های حکومت ایران. شرم بر نبود رحم و شعور، شرم! ایران در حال زایش دورانی جدید است و بازگشت به قبل وجود ندارد.»

همچنین نرگس محمدی در یادداشتی از زندان با اشاره به حبس ترانه علیدوستی در سلول انفرادی نوشت: «آنچه بر سرمان می‌آید از شر و ظلم و ابتذال و تزویر حکومت دینی استبدادی است.»

او اضافه کرد: «ترانه تاکنون با مردم و در میان مردم بوده و زین پس هم خواهد بود و این روزها مردم هم به یاد او هستند.»



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53843

۱۴ دی ۱۴۰۱

آیدا عمیدی به قید وثیقه آزاد شد

BBC

 

آیدا عمیدی، عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران به قید وثیقه آزاد شده است.او روز ۱۴ آذرماه با حمله مأموران به خانه‌اش بازداشت شده بود و امنیتی و شکستن در و پیکر منزلش بازداشت شده بود پس از سی روز به طور موقت آزاد شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53828

اعتصاب غذای سمیه معصومی در زندان کچویی کرج

شبکه جهانی کلمه

شبکه جهانی کلمه / سمیه معصومی ۳۸ ساله، دبیر زبان انگلیسی و مادر کودکی ۹ ساله اهل کرج، ۱۲ آبان طبق عادت همیشگی هر هفته به بهشت سکینه سر خاک برادر، پدر و مادرش می‌رفت که هر کدام ۶ ماه، یکسال و دو سال پیش فوت کرده‌اند و بی‌هیج دلیلی فقط بخاطر حضور در محل چهلم “حدیث نجفی” بازداشت و اکنون در زندان کچویی کرج در بند است.

در کیفر خواست سمیه معصومی اقدام علیه امنیت ملی و سنگ پراکنی درج شده در صورتی که جز رفتن سر مزار عزیزانش هیچ عملی از او سر نزده است. تا کنون ۳ بار دادگاهش را با تاخیر انداخته و به هیج وجه با درخواست قرار وثیقه و داشتن وکیل موافقت نمی کنند، قاضی پرونده خانم معصومی، “آصف حسینی” است.

سمیه معصومی دوشنبه ۱۲ دی از طریق تماس تلفنی اطلاع داده که داخل زندان مورد آزار اذیت قرار گرفته است و تصمیم به اعتصاب غذا کرده و از فعالان حقوق بشر و فعالان مدنی درخواست کمک کرده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53809

۱۳ دی ۱۴۰۱

وضعیت نگران کننده لیلا حسین‌زاده در سیزدهمین روز اعتصاب دارو!

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

از آغاز اعتصاب داروی لیلا حسین‌زاده عوارض گوارشی بیماری او همچون خونریزی و درد در ناحیه شکم تشدید شده است و اختلال دید و درد شدید چشم‌ها، کبودی‌های دست و عارضه‌های پوستی در قسمت پا از دیگر عوارض مصرف نکردن داروها و عدم رسیدگی پزشکی است که هر روز رو به وخامت می‌رود.

۱۳۵ روز از بازداشت لیلا حسین‌زاده دانشجوی کارشناسی ارشد رشته‌ی انسان‌شناسی دانشگاه تهران می‌گذرد.لیلا حسین‌زاده در تاریخ ۲۹ مردادماه در مقابل منزلش در تهران همراه با ضرب و شتم دستگیر شد. در بازپرسی دادسرای تهران حکم یک ساعت الی هفت روز جهت انجام تحقیقات را به او نشان دادند و پس از ۲۴ ساعت به اداره‌ی اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ منتقل شد.

پس از یک هفته روند تحقیقات و بازجویی‌های وی که در بازداشتگاه سروش شیراز انجام شد، به اتمام رسیده و به بند زنان زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شد و از آن تاریخ در بازداشت موقت به‌سر می‌برد. بلاتکلیفی او در بند زنان زندان عادل‌آباد شیراز در حالی است که پزشکی قانونی پیش از این برای وی دو بار حکم عدم تحمل حبس قطعی به‌دلیل ابتلا به بیماری خودایمنی کرون صادر کرده است.

در طی بیش از ۴ ماهی که از بازداشت وی می‌گذرد بیماری‌أش رو به وخامت گذاشته و علایم جدیدی همچون ورم و کبودی دست و پا، عارضه‌های پوستی و تاری دید بروز کرده است. باوجود درخواست این دانشجوی زندانی جهت اعزام به چشم‌پزشک، مسئولین زندان تا مدت‌ها از اعزامش ممانعت کرده بودند. پس از حاد شدن علایم موسوم به یووئیت چشمی که خطر از دست دادن بینایی را دارد، بالاخره پس از گذشت یک ماه و نیم از درخواست اعزام، به بیمارستان منتقل شد و تحت معاینه‌ی سه پزشک (گوارش، پوست و چشم‌پزشک) قرار گرفت.

بنابه گفته‌ی برادر لیلا حسین‌زاده این معاینات چنان شتابزده بوده که چشم‌پزشک از معاینه‌ی کامل او به بهانه‌ی نبودن وقت کافی سرباز زده و دکتر پوست تشخیصی داده که ربطی به عوارض شایع بیماری خودایمنی وی ندارد. وی پس از انجام این معاینات به زندان بازگردانده شد. قرار بود یک هفته پس از مصرف داروهای تجویزشده توسط متخصص پوست بار دیگر برای انجام آزمایش‌های تخصصی مربوط به بیماری کرون به بیمارستان اعزام شود. در طی این مدت مشخص شد که یکی از قرص‌های تجویزشده حاوی کورتون دوز بالا است. این درحالی است که داروی کورتون عوارض بیماری خودایمنی را پوشانده و نتیجه‌ی آزمایشات را متأثر می‌کند. لیلا حسین‌زاده در واکنش به این فریبکاری پزشکی، از تاریخ ۲۹ آذرماه دست به اعتصاب دارو زده و اعلام کرد در پروسه‌ی درمان زیرنظر سازمان زندان‌ها شرکت نخواهد کرد.

طبق اعلام نظر کمیسیون پزشکی قانونی که در تاریخ ۱۸ خرداد به شعبه‌ی یک اجرای احکام دادسرای تهران ارسال شده است، لیلا حسین‌زاده باید حداقل ۳ ماه در خارج از زندان زیر نظر پزشک متخصص تحت درمان قرار گیرد. باوجود ارسال نامه از سوی دادسرای تهران به بازپرسی شیراز در تاریخ ۱۸ مهر که مبتنی بر نظر کمیسیون پزشکی قانونی است، همچنان قرار بازداشت موقت او فک نشده است.

از آغاز اعتصاب داروی لیلا حسین‌زاده عوارض گوارشی بیماری‌ او همچون خونریزی و درد شدید در ناحیه‌ی شکم تشدید شده است. همچنین اختلال دید و درد شدید چشم‌ها، کبودی‌های دست و عارضه‌های پوستی در قسمت پا از دیگر عارضه‌های مصرف نکردن داروها و عدم رسیدگی پزشکی است که هر روز رو به وخامت می‌رود.

محرز است که محرومیت از رسیدگی پزشکی عوارض برگشت‌ناپذیری برای بیماری‌های خودایمنی دارد. جان لیلا حسین‌زاده در معرض خطر جدی است و هر چه زودتر باید آزاد شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53806

ورزشکاران ملی‌پوشی که به ایران بازنگشتند

BBC

 

حضور سارا خادم الشریعه، استاد بزرگ شطرنج ایران،‌ بدون حجاب اجباری در مسابقات جهانی شطرنج در قزاقستانواکنش‌های زیادی به همراه داشت.

پیشتر،‌ رئیس فدراسیون شطرنج ایران با انتقاد حضور بدون روسری سارا خادم الشریعه گفته بود: «خادم‌الشریعه از طریق فدراسیون در این رقابت‌ها حضور نداشته و به صورت آزاد رفته و این اقدام را انجام داده است. انتظار نداشتیم که این شطرنج‌باز این اقدام را انجام دهد، چون در مسابقات قبل با رعایت موازین شرکت کرده بود.»

روزنامه ال‌پائیس چاپ مادرید در گزارشی به نقل از دو منبع نزدیک به خانم سارا خادم الشریعه تایید کرد که او پس از پایان بازی‌های قزاقستان «به ایران باز نمی گردد» و به همراه همسر و فرزندش،‌ احتمالا «در اسپانیا زندگی خواهد کرد.»

ال‌پائیس نوشت که «ایران مثال بسیار خوبی است از اینکه چطور افراطگرایی سیاسی و مذهبی می‌تواند موفقیت‌های ورزشی را نابود کند.»

اما سارا خادم الشریعه، تنها شطرنج باز ایرانی نیست که از ایران و تیم ملی ایران خداحافظی کرده و به دیگر کشورها پناهنده شده‌اند و گاهی هم زیر پرچم کشور دیگری به رقابت پرداختند‌.

آتوسا پورکاشیان،‌ دیگر استاد بزرگ شطرنج ایران هم که به آمریکا مهاجرت کرده، زیر پرچم این کشوردر این مسابقات حضور دارد.

در مسابقات سال ۲۰۱۹، فدراسیون شطرنج ایران از ترس رویارویی با حریفان اسرائیلی تیم مردان را به مسکو اعزام نکرد.

علیرضا فیروزجا، برخلاف نظر فدراسیون در آن مسابقات شرکت کرد و حالا با پرچم فرانسه در مسابقات شرکت می‌کند.

در همان مسابقات میترا حجازی‌پور، عضو تیم ملی ایران در مسابقات جهانی شطرنج سریع و برق‌آسای جهان، بدون حجاب اسلامی به مصاف حریفانش رفت و کمی بعد رئیس فدراسیون شطرنج خبر اخراج او از تیم ملی را اعلام کرد.

غزل حکیمی‌‌فرد، دیگر شطرنج‌باز ملی‌پوش ایرانی، با تغییر تابعیت در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد با پرچم سوئیس در مسابقات بین‌المللی شرکت خواهد کرد.

اما به غیر از ورزشکاران، دیگر اعضای جامعه شطرنج هم مجبور به عدم بازگشت به ایران و تغییر تابعیت شده‌اند.

شهره بیات، داور ۳۲ ساله ایرانی در مسابقات قهرمانی جهان زنان در روسیه برای نخستین باز به عنوان داور بین‌المللی حضور داشت.

اما این دستاورد او در حاشیه انتشار گسترده عکس بدون حجابش در شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت. خانم بیات به این نتیجه رسید که در صورت بازگشتن به ایران امنیت نخواهد داشت. او به بی‌بی‌سی گفت: “موبایلم را روشن کردم و دیدم عکس من همه جا (در رسانه‌های ایران) است. آن‌ها می‌گفتند من به این دلیل روسری سر نکردم چون می‌خواستم به حجاب اعتراض کنم.»

خانم بیات در ادامه گفتگویش با بی بی سی گفت: « مردم حق دارند لباس خود را انتخاب کنند، این نباید اجباری باشد. من این دلیل که در ایران زندگی می‌کردم تحمل می‌کردم و انتخاب دیگری نداشتم.»

این داور بین‌المللی گفت که فدراسیون شطرنج ایران به او دستور داده در پاسخ به جنجال‌ها «چیزی بنویسد که به معنای عذرخواهی و دفاع از پوشش قانونی ایران باشد»؛ اما حاضر به انجام این کار نشده است.

شهره بیات می‌گوید از آنجایی که نمی‌توانست به ایران بازگردد، به این نتیجه رسید که چیزی برای از دست دادن ندارد و حجابش را به طور کامل برداشت. او در ادامه مصاحبه‌اش می‌گوید: «تصمیم خیلی سختی است. خیلی ناراحتم به این دلیل که خانواده‌ام را از دست خواهم داد.» اما در عین حال اذعان می‌کند که برداشتن حجاب باعث شد که «خودش باشد».

از جودو و کاراته تا قایق‌رانی و وزنه برداری، ورزشکارانی که پناهنده شدند
گزارش‌های مربوط به برنگشتن سارا خادم الشریعه به ایران، بار دیگر بحث پناهندگی و مهاجرت ورزشکاران ایرانی به دلیل محدودیت‌های سیاسی و مذهبی، از حجاب اجباری تا اجبار به بازی نکردن با ورزشکاران اسرائیلی را زنده کرد. ایران اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد و از آن با عنوان «رژیم صهیونیستی» نام می برد.

تعلیق تیم ملی جودو از سوی فدراسیون جهانی جودو در شهریور سال ۱۳۹۸ یکی از کاری‌ترین ضرباتی بود که ورزش ایران به دلیل امتناع از مقابله با اسرائیلی‌ها خورد.

محرومیت علیرضا کریمی، کشتی گیر ایرانی به دلیل مسابقه ندادن با حرف اسرائیلی در سال ۱۳۹۶ آن قدر جنجالی شد که به دیدار او با آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران و تایید کارش از یک سو و استعفای رسول خادم، رئیس وقت فدراسیون کشتی ایران از سوی دیگر منجر شد.

پناهندگی ورزشکاران ايرانی از سال ۱۳۶۱ با فرار چهار کشتی گير تيم نيروهای مسلح ایران از مسابقه‌های جهانی ارتش‌ها در در ونزوئلا، آغاز شد و پس از چهل سال هنوز ادامه دارد.

ورزشکارانی که پس از سفر به کشورهای دیگرهمراه با تیم‌های ورزشی ایران، قید بازگشت به ایران و حضور در تیم ملی را بنا به دلیل فشارهای سیاسی و محدویت‌های مذهبی زده‌اند. این در حالیست که پیش از سفر وثیقه‌های سنگینی از ورزشکاران برای تعهد به بازگشت گرفته می‌شود و در صورت عدم بازگشت، آن‌ها و خانواده‌هایشان تحت فشارهای شدید امنیتی و مالی قرار می‌گیرند.

آخرین نمونه آن، الناز رکابی، سنگنورد ایرانی بود که بدون حجاب در مسابقات قهرمانی سنگوردی آسیا شرکت کرد، اما در بازگشت اعلام کرد که این عمل او سهوی بوده است.

یک منبع آگاه به بی بی سی فارسی گفت مصاحبه الناز رکابی در بازگشت به تهران، «اعتراف اجباری» بوده است. این منبع گفت: «قبل از سفر تیم ملی سنگنوردی ایران به کره جنوبی یک چک یک میلیارد تومانی بدون تاریخ و وکالت تام الاختیار به فدراسیون کوهنوردی برای اجرای سند ملک از خانم رکابی گرفته شده است. بر این اساس، خانم رکابی تهدید شده بوده که در صورت عدم همکاری، یک زمین خانوادگی آنها به ارزش حدود ۱۰ میلیارد مصادره می‌شود.»

در اینجا نام تعدادی دیگر ازاین ورزشکاران از رشته‌های مختلف آورده‌ شده که به هنگام حضور در اردوهای تدارکاتی یا هنگام مسابقات، اردوهای تیم ملی ایران را ترک کرده‌اند و پناهندگی گرفته و حتی زیر پرچم کشورهای دیگر، با ورزشکاران ایرانی مبارزه و رقابت کرده‌اند.

سعید ملایی‌‌، جودو: در مسابقات قهرمانی جهان جودو در توکیو ۲۰۱۹ ملایی به نیمه‌نهایی رسید. او در صورت پیروزی در دیدار نهایی باید در فینال با حریف اسرائیلی مسابقه می‌داد و اگر در دیدار رده‌بندی برنده می‌شد، آن گاه باید روی سکو کنار حریف اسرائیلی می‌ایستاد. آقای ملایی اما هر دو مسابقه‌اش را به حریفان بلژیکی و گرجستانی باخت تا هیچ کدام از این اتفاق‌ها رخ ندهد. او در پی این شکست که به گفته او «به دستور مسئولان ایرانی بود» دیگر به ایران بازنگشت.

ملایی که سال ۲۰۱۸ با لباس تیم ملی ایران قهرمان جودوی جهان شده بود، با پرچم مغولستان در المپیک ۲۰۲۰ ژاپن شرکت کرد و در وزن ۸۱ کیلوگرم برای این کشور مدال نقره گرفت. او پس از المپیک توکیو ملیت خود را تغییر داد و اکنون با لباس جمهوری آذربایجان در مسابقات شرکت می‌کند.

مینا علیزاده‌‌، قایقرانی: عضو تیم ملی قایقرانی زنان ایران که برای شرکت در ششمین دوره مسابقات قهرمانی جهانی در رشته دراگون بوت (قایق اژدها) در سال ۲۰۰۹ به جمهوری چک مسافرت کرده بود پس از خاتمه رقابت‌ها، به جای بازگشت به ایران، به کشور آلمان پناهنده شد.

امیراسدالله‌زاده‌‌‌، پاورلیفتینگ: دارنده مدال از چهار دوره مسابقات وزنه‌برداری قدرتی آسیا، که برای شرکت در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۲۱ به نروژ رفته بود، از این کشور پناهندگی گرفت. آقای اسدالله‌زاده در مصاحبه‌ای گفت تحت فشار بوده که چرا مدال برنز خود در مسابقات قهرمانی لیگ باشگاه‌های جهان را به جای قاسم سلیمانی، به «کادر درمان ایران در مبارزه با کرونا» اهدا کرده است.

محمد رشنونژاد‌‌، جودو: اوهمراه تیم ملی جودوی ایران برای شرکت در مسابقات جهانی ۲۰۱۷به هلند رفته بود، اما همراه این تیم به ایران بازنگشت و پناهنده شد. آقای رشنونژاد، چند سال پیش در مصاحبه‌ای گفت: «تصمیم گرفتم برای گرندپری به اسراییل بروم تا اولین ورزشکار ایرانی باشم که در این کشور مسابقه می‌دهد. می‌خواهم نماینده خوبی برای تمام ورزشکارهای ایرانی و مردم ایران باشم تا به دنیا ثابت کنیم که ورزش از سیاست جداست.»

یکتا جمالی‌، وزنه‌برداری: پدیده وزنه‌برداری زنان ایران که پس از کسب مدال نقره یک ضرب قهرمانی جوانان جهان در سال ۲۰۲۲ در یونان، از هتل محل اقامت تیم در آتن خارج شد و از آلمان درخواست پناهندگی کرد. او حجاب را یکی از مشکلاتش به هنگام ورزش می‌دانست. خانم جمالی می‌گوید: «تنها لباس این ورزش دو بنده است، اما مسئولان انتظار داشتند آن‌ها با دامن و مقنعه و دو تکه لباس گشاد تمرین و مبارزه کنند».

امید احمدی‌صفا،کیک بوکسینگ: او درمسابقات جهانی۲۰۲۱ به همراه تیم ملی کیک‌بوکسینگ ایران در ایتالیا حضور داشت، ولی پس از تغییر رشته برای مبارزه نکردن با حریف اسرائیلی و راهیابی به فینال مسابقات، اردوی تیم را ترک و به آلمان پناهنده شد. او متهم شده بود که با ورزشکار اسرائیلی عکس گرفته است.

مهدی صیاد حق‌شمار، قایقرانی: او که در مسابقات قهرمانی جهان در جمهوری چک در سال ۲۰۰۹ با تیم ملی ایران شرکت کرده بود، پس از پایان مسابقات به ایران بازنگشت و درخواست پناهندگی کرد.

مهدی جعفر‌قلی‌زاده، کاراته: نایب قهرمان کاراته جهان در رقابت‌های جهانی، در مسابقات جهانی در جمهوری چک در سال ۲۰۰۸ ، تیم ملی ایران را ترک کرد و ابتدا به آلمان و سپس به فنلاند رفت و از آنجا درخواست پناهندگی کرد.

پوریا جلالی، تیروکمان: او که برای شرکت در مسابقات بین المللی تیروکمان ۲۰۱۹ به هلند اعزام شده بود، با پایان بازی‌ها از بازگشت به ایران خودداری کرد و از این کشور پناهندگی گرفت.

سامان بلاغی‌، بسکتبال با ویلچر: عضو تیم ملی بسکتبال با ویلچر ایران، پس از پایان مسابقات جهانی در آلمان در تابستان سال ۲۰۱۹ از بازگشت به ایران خودداری کرد و به این کشور پناهنده شد.

محمدحسین ابراهیمی‌، شمشیربازی: او زمانی که تیم ملی ایران برای برگزاری اردوی آمادگی بازی‌های آسیایی گوانگژو در سال ۲۰۱۰به فرانسه سفر کرده بود، اردوی ایران را ترک و از هلند پناهندگی گرفت. آقای ابراهیمی سال از جمله چهار شمشیر باز ایرانی بود که در مسابقات جهانی سال قبل، از مسابقه دادن با حریفان اسرائیلی منع شده بود.

شروین پاکدل‌، قایقرانی: این ورزشکار ۱۷ ساله، با تیم ملی قایقرانی به رقابت‌های جهانی زیر ۲۳ سال ۲۰۱۵ پرتغال اعزام شده بود، اما پس از غیبت از اردوی تیم ایران در لیسبون، از همان کشور درخواست پناهندگی کرد.

امیر غلام‌زادگان، پرورش اندام: او که برای شرکت در مساقات جهانی پرورش اندام ۲۰۲۱ به بارسلون رفته بود پیش از بازگشت تیم به تهران، اردو را ترک و از اسپانیا درخواست پناهندگی کرد.

علیرضا پیری، پرورش اندام: دیگر ورزشکارایرانی که برای شرکت در مساقات جهانی پرورش اندام ۲۰۲۱ به بارسلون رفته بود، اما اردو را ترک و از اسپانیا درخواست پناهندگی کرد.

مرتضی ریگی‌‌، بوکس: عضو تیم بوکس جوانان اعزامی به اسپانیا در ۲۰۲۲، که در زمان مسابقات اردو را ترک و درخواست پناهندگی کرد.

آرین ساعد پناه، بوکس: دیگرعضو دیگر تیم بوکس جوانان اعزامی به مسابقا جهانی اسپانیا در سال ۲۰۲۲، که در شهر آلیکانته، اردوی ایران را ترک و درخواست پناهندگی کرد.

اما یکی از نوادر تاریخ پناهندگی در ورزش ایران؛ پناهندگی حسین ثوری، رئیس فدراسیون بوکس ایران بود. آقای ثوری که همراه با تیم جوانان و به منظور حضور در مسابقات جهانی ۲۰۲۲عازم اسپانیا شده بود با انتشار ویدئویی اعلام کرد که دیگر به ایران باز نخواهد گشت.‌‌‌آقای ثوری در مصاحبه‌ای اختصاصی به «رادیو فردا» گفت که میخواهد «صدای ملت ایران در مبارزه علیه بی عدالتی‌ها باشد.» آقای ثوری که اهل سیستان و بلوچستان است جمهوری اسلامی را به تبعیض قومیتی علیه بلوچ ها متهم کرد و گفت که او هم «خواستار پایان جمهوری اسلامی» است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53788

زینب جلالیان: «لباس‌های مرا بر روی تنم پاره کردند»

اینترنشنال

زینب جلالیان

«لباس‌های مرا بر روی تنم پاره کردند، چشم‌هایم را بستند، دست و پایم را با زنجیر به تخت آهنی بستند و شکنجه وحشتناک مرا شروع کردند. با کابل به زیر پاهایم شلاق زدند، پاهایم خیلی وحشتناک متورم و کبود شده بودند. این قدر مرا شکنجه کردند که دیگر هیچی را احساس نمی‌کردم، تمام تنم بی‌حس شده بود و دیگر اختیار جسمم را نداشتم.»

این متن یکی از نامه‌های زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد، متولد ۱۳۶۱ است که از آذر سال ۸۶ در زندان به سر می‌برد، او سنگین‌ترین حکم (حبس ابد) را در میان زندانیان سیاسی زن در ایران دارد.

زینب جلالیان متهم به «محاربه» از طریق «اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی، عضویت در حزب پژاک، حمل و نگهداری سلاح و تجهیزات نظامی، فعالیت تبلیغی به نفع گروه‌های مخالف نظام» شد، در حالیکه به هنگام بازداشت مسلح نبوده و هیچ نوع تجهیزات نظامی از او کشف نشده است. ابتدا به اعدام محکوم شد؛ حکمی که بعدا با یک درجه تخفیف تبدیل به حبس ابد شد.

این زندانی سیاسی در یکی دیگر از نامه‌هایش از زندان خوی می‌نویسد: «من ۱۱ سال است در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برم و علی‌رغم همه‌ بیماری‌هایم هیچ وقت از این رژیم تقاضا نکرده‌ام مرا به پزشک ببرد. اول از همه چشم‌هایم بیمار شدند، بعد روده‌‌ام، بعد کلیه‌هایم، بعد ریه‌هایم، بعد دهانم برفک زد، بعد فشار خونم و حالا دندان‌هایم خراب شده است و من مجبورم درد زیادی را تحمل کنم. من به عنوان یک زندانی سیاسی از ابتدایی‌ترین حق و حقوق برخوردار نیستم. همیشه با دردهایم کنار آمده‌ام، مثل مادری که کودک ناآرام و بیمارش را با لالاهایی آرام کرده، دردهایم را آرام کرده‌ام.»

دنیز جلالیان، خواهر زینب در گفت و گو با کاوه کرمانشاهی، فعال حقوق بشر می‌گوید: «زینب در ملاقات‌ها و تماس‌های تلفنی‌اش با مادر و پدرم مجبور است در حضور ماموران فارسی صحبت کند. در حالی که زبان مادری او کردی است و اصلا مادرم فارسی نمی‌داند و این یکی از دلایلی است که او طی این ۱۴ سال تنها یک بار زینب را ملاقات کرده است. مادرم می‌گوید این چه ملاقاتی است که ۱۰ بار باید درخواست بدهیم و اگرهم یک بار قبول کنند، اجازه در آغوش گرفتن و صحبت کردن با فرزندم را به من نمی‌دهند.»

پدر زینب جلالیان در گفت و گویی با بی‌بی‌سی می‌گوید: «گفتند آدم سیاسی است برای همین مرخصی نمی‌دهیم، بعد خودشان چند بار گفتند سند آماده کن برای مرخصی. آماده کردیم اما دروغ گفتند و مرخصی ندادند. می‌رویم دادگاه پیگیری، می‌گویند برو به جهنم، چرا آمدی. دختر را از بیست سالگی تا الان، در زندان نگه داشته‌اند و یک روز هم مرخصی ندادند.»

در اسفند سال ۱۳۹۴ اعزام او به بیمارستان را مشروط به گروگان نگه‌داشتن یکی از اعضای جوان خانواده‌اش کردند.

نرگس محمدی، فعال حقوق بشراز دیدارش با او در زندان چنین نوشته است: «چهره‌اش را هنوز به خاطر دارم. چشمانش پرنفود بود، اراده‌ای آهنین داشت، حرف زدنش دقیق و شمرده بود و زندان را به معنای واقعی کلمه هیچ می‌انگاشت. زینب می‌گفت سلول من منفذی به بیرون نداشت و بعد از ماه‌ها، روز و شب از دستم رفت. یکبار تصور کردم شب است، دندانهایم را شستم تا بخوابم. زندانبان در را باز کرد گفت بیا بیرون‌. گفتم می‌خواهم بخوابم. گفت بیا بیرون. از راهرو رد شدم در را باز کردم ، آفتاب وسط آسمان بود.»

این زندانی سیاسی در نامه‌ای به مناسبت هشتم مارس (اسفند ۱۳۹۷) روز جهانی زن، نوشت: «من پشت این دیوارهای بلند زندان به این امید زنده‌ام که روزی با آغوشی پر از گل یاس به سویتان بیایم و سر تعظیم در برابرتان فرود بیاورم و به قلب مهربانتان یک شاخه گل یاس تقدیم نمایم.»

زینب جلالیان پس از انتقال‌های متوالی به زندان‌های خوی و قرچک و کرمانشاه که همراه ضرب و شتم بوده، اکنون در زندان یزد است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=53774