۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

شهرستان باروق؛ مردی به اتهام قتل ۴ تن از جمله همسر و دخترش بازداشت شد

خبرگزاری هرانا

مردی در شهرستان باروق واقع در استان آذربایجان غربی به اتهام قتل همسر، کودک ۱۱ ساله خود و مادر همسرش بازداشت شد. وی همچنین متهم است زنی که در همسایگی آن ها زندگی می کرده است را به قتل رسانده و پسر وی را نیز با ضربات چاقو به شدت مجروح کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، مردی در شهرستان باروق واقع در استان آذربایجان غربی که متهم است همسر، کودک ۱۱ ساله خود و مادر همسرش را به قتل رسانده است، بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، این فرد متهم است که همسر، کودک ۱۱ ساله خود و مادر همسرش (خانواده قهوه چیان) و زن دیگری به نام مهناز ابراهیمی که در همسایگی این خانواده زندگی می کرده را به قتل رسانده است. وی همچنین متهم است پسر خانم ابراهیمی را با ضربات چاقو به شدت مجروح کرده است.

پسر خانواده قهوه چیان با بیان اینکه این سه زن مادر، خواهر و خواهرزاده او بودند در این خصوص اظهار داشت: “ساعت حدود ۷ صبح بود که سر و صدای زیادی در محله شنیدم و متوجه شدم خانه همسایه مان شلوغ است. اهالی محل می گفتند یکی از بستگان آنها، به خانه شان رفته و به مهناز و پسر نوجوانش چاقو زده است. چند دقیقه ای آنجا بودم و سر‌کارم رفتم”.

وی ادامه داد: “ساعتی بعد عروس خواهرم تماس گرفت و گفت در خانه مادرم اتفاق بدی افتاده است. سریع خودم را به خانه رساندم و دیدم مادرم به نام خورشید ایمان زاده، خواهرم به نام ملک تاج قهوه چیان و دختر ۱۱ ساله خواهرم به نام ستایش قهوه چیان؛ با ضربات قمه کشته شده اند”.

یکی از همسایگان نیز در این خصوص گفت: “متهم به شیشه اعتیاد دارد. شنیده ایم که شب قبل از حادثه به همسرش حمله کرده و به همین دلیل همسر وی از ترس به خانه مهناز ابراهیمی رفته بود. صبح روز بعد از آن متهم در پی همسر خود به خانه مهناز رفته و به او و پسرش با قمه ضرباتی وارد کرده بود.بعد با همان حالت خشم، بی دلیل وارد خانه همسایه مهناز یعنی خانه خانواده قهوه چیان شد و در حالیکه در خواب بودند، آنها را هم با قمه از پا در آورد”.

این متهم که ۴۰ سال دارد ساعاتی پس از وقوع حادثه بازداشت شد و رسیدگی به پرونده وی در مراجع قضائی آغاز شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49716

گزارشگران بدون مرز: ایران به رعایت حقوق زندانیان وادار شود

دویچه وله

Deutschland | Berlin - Tag der Pressefreiheit 2017

نرگس محمدی، عالیه مطلب‌زاده و علیرضا ثقفی از زندانیانی هستند که مورد بدرفتاری ماموران زندان قرار گرفته و از درمان پزشکی محروم شده‌اند. گزارشگران بدون مرز خواهان اقدام فوری سازمان ملل برای مقابله با این روند شده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز از گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران خواسته “با اقدامی فوری مقام‌های جمهوری اسلامی را به رعایت الزامات حقوق بین‌المللی ناظر بر رفتار با زندانیان وادار کند.”

این نهاد مستقل در بیانیه‌ای به وضعیت چند زندانی در زندان‌های ایران اشاره کرده که مورد بدرفتاری ماموران قرار گرفته و یا از مراقبت‌های پزشکی لازم محروم شده‌اند.

از جمله این زندانیان نرگس محمدی، نایب رییس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و عالیه مطلب‌زاده، عکاس خبرنگار و نایب رییس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات هستند که ۲۳ فروردین و با پایان مرخصی درمانی‌شان با هجوم ماموران به زندان بازگردانده شده‌اند. این در حالی است که این دو خود آماده بازگشت به زندان بودند.

نرگس محمدی پس از بازگشت به زندان به مدت یک هفته از داروهای ضروری قلبش محروم بود. عالیه مطلب‌زاده نیز در نامه‌ای که پس از بازگشت به زندان خطاب به رییس قوه قضاییه نوشت، نسبت به “غیرقانونی بودن این بازداشت و آزارگری ماموران وزارت اطلاعات و دفتر امین وزیری دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی در زندان اوین” اعتراض کرد.

نرگس محمدی و عالیه مطلب‌زاده پس از این اعتراضات مطلع شدند که هریک به ترتیب به مدت شش و سه ماه از حق مرخصی محروم شده‌اند و پرونده‌ای نیز با شکایت مسئولان امنیتی و قضایی علیه آنان گشوده شده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود نوشته است: «رژیم اسلامی می خواهد با ماموریتی که به دفتر دادیاری زندان و ماموران امنیتی داده است، پایداری در زندان را سرکوب و با تبعید زندانیان به زندان‌هایی دور از محل زندگی خود خانواده‌ها را تنبیه کند و زندانیان بیمار را به کشتن بدهد.»

این سازمان همچنین به وضعیت علیرضا ثقفی، مدیر نشریه‌های توقیف شده راه آینده و نقد نو و عضو کانون نویسندگان ایران اشاره کرده و نوشته که این زندانی به دلیل عارضه قلبی در روز اول اردیبهشت به بیمارستانی در کرج منتقل شد “اما پس از چند آزمایش وی را دوباره به زندان کچویی بازگرداندند.”

گزارشگران بدون مرز یادآور شده که ثقفی ۶۹ ساله، از “وضعیت تغذیه نامناسب در زندان و فشار خون بالا” رنج می‌برد.

رضا خندان مهابادی عضو دیگر کانون نویسندگان ایران نیز در آذر سال گذشته به دلیل ابتلا به کووید ۱۹ به بیمارستان منتقل شد اما در روز ۱۶ فروردین مجبور به بازگشت به زندان شد، در حالی که همچنان از عوارض کووید ۱۹ رنج می‌برد.

سازمان گزارشگران بدون مرز به مرگ بکتاش آبتین، نویسنده زندانی که در اثر اهمال ماموران قضایی و امنیتی در درمان کووید ۱۹ جانش را از دست داد، اشاره کرده و نوشته است: «بار دیگر درخواست ۱۵ ژانویه خود را از گزارشگران و کارشناسان سازمان ملل از آن میان گزارشگر ویژه سازمان در باره وضعیت حقوق بشر در ایران، کارگروه بازداشت‌های خودسرانه و پیشگیری از شکنجه و دیگر آزارگری‌های بی رحمانه و غیر انسانی، برای تشکیل کمیسیون بین‌المللی تحقیق و بررسی برای روشن شدن علت مرگ شاعر، مستند ساز و روزنامه‌نگار زندانی یادآور می‌شویم.»

رضا معینی مسئول دفتر افغانستان و ایران گزارشگران بدون مرز تاکید کرده که “بنا بر حقوق بین‌المللی ناظر بر حقوی بشر مسئولان قضایی و زندان‌های جمهوری اسلامی ایران بی‌چون و چرا مسئول سلامت و جان و زندگی زندانیان با رفتاری درست و بایسته و عادلانه هستند.”

او از جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای ایران خواسته تا همه توان و امکانات خود را بکار گیرد تا به محروم شدن از حق درمان بایسته که نقض حق سلامت زندانیان است و بکارگیری رفتارهای غیرانسانی و ظالمانه در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران پایان داده شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49714

آزار و اذیت زنان و کودکان بلوچ توسط نیروهای نظامی در محور ایرانشهر به نیکشهر

کمپین فعالین بلوچ

نیروهای نظامی در محور ایرانشهر به نیکشهر شهروندان بلوچ را پس از توقیف خودرو مورد آزار و اذیت قرار دادند.

به گزارش کمپین فعالین بلوچ، روز گذشته ۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱، ماموران نظامی در محور ترانزیتی ایرانشهر به نیکشهر با راه اندازی ایست و بازرسی خودروهای عبوری را توقیف کرده و شهروندان بلوچ را مورد آزار و اذیت قرار داده اند.

گفته می شود نیروهای نظامی پس از توقیف خودروها، شهروندان بلوچ را پیاده کرده و آنها را مورد تفتیش و بازدید بدنی قرار داده اند.

یک منبع مطلع به گزارشگر کمپین گفت: “از بین شهروندان بلوچ، زنان و کودکان نیز حضور داشتند که نیروهای نظامی مَرد قصد تفتیش و بازدید بدنی آنها را داشتند که با اعتراض شهروندان همراه بوده است.”

براساس این گزارش، ماموران نظامی از ارگان های نیروی انتظامی، یگان امداد و مرصاد بوده اند.

طبق این گزارش، نیروهای نظامی بدون دلیل شهروندان بلوچ را با زبان روزه ساعت ها زیر آفتاب جهت تفتیش خودرو و بازدید بدنی معطل کرده اند.

اقدامات فراقانونی نیروهای نظامی در سیستان و بلوچستان نسبت به سال های گذشته افزایش چشمگیری داشته و این سبب شده تا شهروندان نسبت به جمهوری اسلامی بیش از پیش ناراضی باشند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49693

۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

آسیب «اعتیاد» با شیبی تند به سمت زنانه شدن در حرکت است

مهر

آسیب «اعتیاد» با شیبی تند به سمت زنانه شدن در حرکت است

به گزارش خبرنگار مهر، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان به همراه مدیر کل بهزیستی و دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان روز چهارشنبه از مرکز اقامتی میان مدت شفا تبصره ۲ ماده ۱۶ معتادان متجاهر (زنان) و مرکز درمان و بازتوانی معتادان متجاهر آوای امید ماده ۱۶ (مردان) بازدید کردند.

همایون عمودی زاده مدیر کل بهزیستی لرستان با تشریح فعالیت‌های سازمان بهزیستی در بحث پیشگیری، درمان و بازتوانی معتادان گفت: ضربان تند آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد با شیبی تند و به شکل بی رحمانه ای به سمت زنانه شدن در جریان است.

عمودی زاده گفت: در سال‌های اخیر شاهد خزیدن بلای اعتیاد به صورت آرام و نامحسوس به سمت زنان هستیم.

وی ادامه داد: این آسیب نو ظهور اجتماعی معلول علت‌های شخصی و اجتماعی چون فقر، بد سرپرستی، بی سرپرستی، محل زندگی، تأثیر پذیری از دوستان و بیماری‌های روانی یا طلاق والدین است.

سمانه حسن پور رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان لرستان هم گفت: تمام سعی خود را خواهیم کرد تا از محل‌های قانونی در راستای تأمین اعتبار و هزینه‌ها به مراکز ماده ۱۶ کمک کنیم.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49681

گفتگو با فاتیما باباخانی، مدیر خانه‌ی امن مهرشمس‌ آفرید/ آذر طاهرآبادی

خط صلح


فاتیما باباخانی دانش آموخته‌ی حقوق و فعال حقوق زنان است. از فعالیت‌های او در حوزه‌ی زنان می‌توان به مدیرمسئولی فصلنامه‌ی فروغ زنان و هم‌چنین مدیریت خانه‌ی امنی در شهرستان ارومیه به نام مهرشمس آفرید، اشاره کرد. مهرشمس آفرید، تنها خانه‌ی امن مشغول به فعالیت در استان آذربایجان غربی‌ست که به همت جمعی از افراد دغدغه‌مند به عنوان یک نهاد غیردولتی (ان‌جی‌او) زیرمجموعه‌ی موسسه‌ی مهرشمس آفرید که به طور تخصصی در حوزه‌ی زنان و کاهش خشونت و آسیب‌های اجتماعی فعالیت می‌کند، بیش از یک سال است فعالیت خود را آغاز کرده. موسسان مهرشمس‌ آفرید در خصوص علت شکل‌گیری این خانه‌ی امن در صفحه‌ی اینستاگرامی رسمی‌اش نوشته‌اند: «قصه‌ی ما از جایی شروع شد که هر کدام از ما به یک دلیلی که برای هر کداممان اهمیت ویژه‌ای داشت، دنبال یک کار اثرگذار بودیم و این‌جا به هم گره خوردیم. یکی به سبب فعالیت مدنی‌اش با زنان و دختران زیادی در ارتباط بود که قربانی خشونت خانگی و تجاوز بودند، یکی معلم روستاهای دورافتاده مرزی بود که از رنج دختران بازمانده از تحصیل خبر داشت، دیگری وکیلی بود که درگیر پرونده‌های کیفری زن‌کُشی و یا قاچاق زنان بود، بعضی‌ها روانشناسانی بودند که هر روز با گلایه‌ها و رویاهای ناکام زنان سروکله می‌زدند. هر کدام از ما سهمی داشتیم در روایت‌هایی که شاهد و یا شنونده‌اش بودیم…»

در این شماره از خط صلح، به سراغ باباخانی رفتیم تا از او در مورد خانه‌ی امن مهرشمس آفرید و فعالیت‌هایش بپرسیم.

به عنوان اولین سوال بفرمایید که ضرورت وجودی خانه‌های امن چیست؟

با توجه به فقدان قوانین حمایتی از زنان در ایران و نقص‌های متعددی که در این زمینه وجود دارد، هم‌چنین وجود غیر قابل کتمان خشونت مبتنی بر جنسیت، به نظر می‌رسد خانه های امن تنها گزینه و رهیافت قانونی برای توقف خشونت و کاهش جنایات مبتنی بر جنسیت‌اند که البته در ایران نقشی ویژه و با اهمیت بالا دارند، چرا که این راهکار قانونی چنان‌که در تمام جهان سازوکاری برای توقف خشونت است، اساساً در ایران بنیادش با تهدیدهایی روبه‌روست؛ از این رو نقشی دو چندان و چه بسا سخت‌تر بر عهده دارد.

اغلب شاهد این هستیم که مداخلات تخصصی خانه‌های امن، سبب توقف کامل خشونت و یا شروع به درمان و طی مشاوره‌های لازم از طرف فرد خشونت‌گر و خشونت‌دیده شده است و هم‌چنین به‌عنوان سازوکاری اثربخش جلوی بسیاری از قتل‌های تحت عنوان ناموس و همانند آن با اقدامات سریع خانه‌های امن گرفته می‌شود.

شما در «مهرشمس آفرید» به کدام گروه از زنان خدمات می‌دهید؟

خانه‌ی امن غیردولتی مهرشمس آفرید، به زنانی که به هر علت تحت خشونت خانگی بوده‌اند، خدمات ارائه می‌دهد.

در این خانه‌ی امن، پروسه‌ی پذیرش و ارجاع، براساس پروتکل‌های بهزیستی و همانند سایر خانه‌های امن دولتی و غیردولتی، از طریق اورژانس اجتماعی ۱۲۳ و با دستور قضایی صورت می‌گیرد.

خانم باباخانی، اما همان‌طور که می‌دانید بروکراسی‌های اداری در ایران معمولاً بسیار دست‌وپاگیرست؛ اگر خانه‌های امن ارائه‌ی خدماتشان به شیوه‌ای دیگر باشد، بهتر نیست؟ آیا امکان این وجود دارد که با تغییر این شیوه و سرعت‌بخشیدن به پذیرش مراجعان، جلوی قتل‌های ناموسی بیش‌تری گرفته شود؟

در این‌جا نکته‌ی مهمی باید مورد توجه قرار گیرد؛ مهم تر از بروکراسی اداری، عدم آگاهی کافی درباره‌ی وجود خانه‌های امن، رسالت اجتماعی و خدمات این خانه‌ها، اثرگذاری آن‌ها در توقف خشونت و قتل‌های ناموسی، و عدم اطلاع رسانی کافی و اعتمادسازی نسبت به آن‌هاست که اگر چاره‌جویی می‌شد، یقیناً تعداد قتل‌ها و خشونت‌های خانگی کم‌تر از چیزی بود که در حال حاضرست.

ما باید در بقا و دوام خانه‌های امن غیردولتی موجود، شریک و سهیم باشیم. یعنی با حمایت‌های مختلف از جمله حمایت مالی، مانع از بسته شدن این خانه‌ها شویم. هم‌چنین نسبت به فعالیت‌ها و خدمات خانه‌های امن اطلاع‌رسانی و اعتمادسازی کنیم. از سوی دیگر نیز با حمایت از افراد متخصص کمک کنیم تا تعداد خانه‌های امن غیردولتی افزایش پیدا کند.

تا امروز چند زن را تحت پوشش قرار دادید؟

خدمات روزانه و شبانه‌روزی خانه‌ی امن مهرشمس آفرید، تعداد زیادی از زنان و دختران را در طی یک‌سال اخیر پوشش داده است. این خدمات حتی شامل فرد خشونتگر و خانواده‌های خدمت گیرنده نیز می‌شود. بنابراین تعداد زیادی از افراد را شامل می‌شود.

آیا این زنان با کودکان‌شان خدمات حمایتی می‌گیرند؟

بله، مادران ساکن خانه‌ی امن، می‌توانند فرزندان خود را نیز همراه داشته باشند. البته برای پذیرش فرزندان پسر محدودیت سنی تا ۱۲ سال وجود دارد اما فرزندان دختران را بدون محدودیت سنی پذیرا هستیم.

خدمات حمایتی شما چیست؟

خدمات حمایتی ما طیف وسیعی را شامل می‌شود؛ از اسکان و نگهداری گرفته تا تامین کلیه‌ی هزینه‌های خوراک و پوشاک، هزینه‌های درمان، زایمان، مراقبت‌های حین بارداری، دندانپزشکی، مراقبت‌های درمانی کودکان همراه مادر، تامین نیازمندی‌های متناسب با دوران کرونا (شامل اقلام بهداشتی و تجهیزات سلامتی و مراقبتی لازم). هم‌چنین کلیه‌ی خدمات حقوقی و هزینه‌های دادرسی و تنظیم لایحه و دادخواست و هزینه‌های مرتبط با وکیل و همانند آن را نیز ارائه می‌دهیم و به مراجعان برای بازگشت به تحصیل کمک می‌کنیم و منابع لازم و تخصیص هزینه‌های مرتبط با آن را در نظر می‌گیریم.

به بازگشت به تحصیل اشاره کردید. آیا برای توانمندسازی این افراد در بازگشت به جامعه برنامه‌های دیگری هم دارید؟

بله، ما در بحث توانبخشی حرفه‌ای و مهارت‌آموزی با توجه به نیاز این افراد برنامه‌ریزی کرده و کارهایی را نیز انجام داده‌ایم. تسهیل شرکت در دوره‌های مورد علاقه‌ی خدمات‌گیرندگان مانند دوره‌های تخصصی نقاشی، آموزش زبان و کامپیوتر از جمله‌ی این موارد است. هم‌چنین آموزش خیاطی در کارگاه، فنون مرتبط با شیرینی‌پزی، هنرهای دستی و یادگیری سایر مهارت‌های شغلی‌ای که بتواند منجر به راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی زودبازده شود، در برنامه‌هایمان قرار داده‌ایم.

به علاوه، خدمات مشاوره و درمان‌های روانپزشکی توسط روانپزشک متخصص مرکز ارائه می‌شود و جلسات گروه درمانی نیز تشکیل می‌دهیم.

چند خانه‌ی امن در ایران وجود دارد؟

مجموع خانه‌های امن دولتی و غیردولتی در ایران نزدیک به ۳۰ خانه‌ی امن است (که در حال حاضر مشغول به فعالیت‌اند).

۳۰ خانه‌ی امن دولتی و غیر دولتی در کل کشور تعداد بسیار کمی است! چرا ان‌جی‌او‌ها در ایران نمی‌توانند فعالیت گسترده داشته باشند؟

یکی از دلایل، سواستفاده‌ی برخی افراد از ماهیت ان‌جی‌او‌ها در راستای اقدامات منفعت طلبانه‌ی شخصی و همانند آن یا ناتوانی مجموعه‌ها در اقدام تخصصی در حوزه‌ی خود است. هم‌چنین محدودیت‌های موجود و یا فشارهای مختلف، منابع مالی اندک و نیروی متخصص ناکافی نیز عملکرد این مجموعه‌های غیردولتی را با مشکلات و چالش‌های فراوانی روبه‌رو کرده است.

وضعیت شهرهای کوچک مانند ارومیه -که شما در آن فعالیت دارید- نسبت به تهران برای رسیدگی به زنان آسیب‌دیده چگونه است؟

یقیناً مراکز فعال در پایتخت به سبب گستردگی منابع حمایتی و امکانات زیرساختی، از توان بالقوه و بالفعل بیش‌تری برای حمایت از زنان خشونت‌دیده و یا آسیب‌دیده برخوردارند. اما ما در مهرشمس آفرید، به‌صورت دغدغه‌مندانه و جدی تلاش می‌کنیم که حتی با همین امکانات و منابع محدود، به تعداد بیش‌تری از زنان خدمات لازم را ارائه دهیم.

فکر می‌کنید حدوداً چند درصد زنان در شهرستان‌ها درباره‌ی گرفتن خدمات حمایتی از خانه‌‌های امن مطلع‌اند؟

ارائه‌ی درصد که واقعاً کار سختی ست. یقیناً هنوز جو فرهنگی و اجتماعی جامعه‌ی ما در شناساندن خانه‌های امن و کارویژه‌ی آن‌ها، نتوانسته توقعات لازم را بجا آورد. از این رو، اصرار و تاکید من و دیگر دوستان بر اطلاع‌رسانی هرچه بیش‌تر درباره‌ی خانه‌های امن به‌عنوان سازوکاری امن و قانونی برای توقف خشونت است.

چه عوامل فرهنگی و اجتماعی زنان را از مراجعه به خانه‌های امن باز می‌دارد؟

بدبینی درباره‌ی خانه‌های امن، یکی از شایع‌ترین اشکال محدودیت دسترسی زنان به خانه‌های امن است. بارها از زبان افراد متعدد -که بعضاً داعیه‌دار حمایت از زنان هم بوده‌اند- شنیده‌ایم که خانه‌های امن را “ناکارآمد” و یا “به‌دردنخور” خطاب کرده‌اند، در حالی‌که یقیناً هر یکی از زنان ساکن خانه‌ی امن، خود یک نجات یافته از جنایت در معرض وقوع خواهد بود.

هم‌چنین عدم شناخت کافی از کارکرد خانه‌های امن و امنیت آن‌ها نیز می‌تواند یکی دیگر از دلایل عدم مراجعه باشد.

اصلی‌ترین مشکل یا مشکلاتی را که خانه‌های امن در ایران با آن مواجه‌اند، چی می‌دانید؟

تامین منابع مالی و داشتن مکان مناسب از اصلی‌ترین چالش‌های خانه‌های امن غیردولتی‌ست. هم‌چنین حفظ نیروی متخصص و کارآزموده بسیار سخت است، چرا که پس از مدتی همکاران و مددکاران مرکز توان روحی‌شان تحلیل می‌رود.

اگر درباره‌ی فعالیت خود و مهرشمس آفرید توضیحی دارید، اضافه کنید.

مهرشمس آفرید، روزنه‌ای برای هزاران زن و کودک و خانواده است تا پیش از وقوع بحران جدی، راهکاری منصفانه و اثرگذار برای توقف خشونت و حل و فصل اختلاف یافته شود. مهرشمس آفرید روزنه‌ای برای تحصیل دختران بازمانده از مدرسه و روزنه‌ای برای توقف خودسوزی در منطقه‌ست.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49690

۸ اردیبهشت ۱۴۰۱

کودک همسری و خشونت خانگی؛ ضرب و شتم شدید زن جوان توسط همسرش در مشهد

خبرگزاری هرانا

زن جوانی در مشهد بر اثر ضرب و شتم شدید توسط همسرش به کما رفت. پرونده این زوج که هر دو نیز قربانی کودک همسری هستند با دستور رئیس کلانتری طبرسی شمالی به مراجع قضایی ارسال شده و تحقیقات در این باره ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، زن جوانی در مشهد بر اثر ضرب و شتم شدید توسط همسرش به کما رفت.

بر اساس این گزارش، زنی ۲۷ ساله در مشهد که پس از ۱۰ روز از کما بیرون آمده بود، پس از شکایت از همسرش به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گفت: ۱۵ ساله بودم که به عقد «پژمان» درآمدم. او ۱۷ سال بیشتر نداشت و هنوز خدمت سربازی هم نرفته بود، اما خانواده اش در محله ما زندگی می کردند و من هم گاهی او را در کوچه و خیابان می دیدم. پژمان ادعا می کرد عاشق من شده است به همین دلیل هم لبخندهایش را با لبخند پاسخ می دادم و گاهی چند کلمه ای با ترس و لرز و پنهانی با او سخن می گفتم.

او ادامه داد: یک سال بعد از برگزاری مراسم عقد، پژمان به سربازی رفت و نامزدی ما ۵ سال به طول انجامید. وقتی هم ازدواج کردیم در چند سال اول زندگی مشترک من باردار نشدم اما وقتی پزشکان به خانواده همسرم گفتند که پژمان باید مداوا شود، آن ها سعی می کردند با من بدرفتاری نکنند تا به خاطر مشکل فرزندشان نشوم. با وجود این، همسرم بسیار بدبین و بددل بود و به من سوء ظن داشت چرا که مدعی بود بعد از ازدواج هم ممکن است به جوان دیگری لبخند بزنم.

به همین دلیل مدام مرا تحت نظر داشت و اجازه نمی داد به تنهایی بیرون بروم. من هم سعی می کردم این رفتارهای او را به حساب دوست داشتن بگذارم اما با به دنیا آمدن دخترم بددلی های همسرم بیشتر شد به گونه ای که دیگر خیلی زجر می کشیدم.

در عین حال با خواهر همسرم ارتباط نزدیکی داشتم و به خانه یکدیگر رفت و آمد می کردیم زیرا فقط او در مشهد زندگی می کرد و دیگر بستگانمان در شهرستان بودند. به دنبال همین معاشرت ها دخترم «هدیه» نیز همبازی فرزندان خواهر شوهرم بود و دوست داشت بیشتر در کنار آن ها بماند.

این معاشرت های خانوادگی ادامه داشت تا این که روزی با خواهر همسرم به درددل پرداختم و از جوانی سخن گفتم که به صورت تلفنی برایم ایجاد مزاحمت می کرد. من به دلیل بدبینی های همسرم جرائت نداشتم این گونه مسائل را با او در میان بگذارم ولی هنوز شب نشده بود این خبر به گوش پژمان رسید.

زن جوان گفت: پژمان وقتی به خانه آمد، با عصبانیت و کتک کاری مرا از خانه بیرون انداخت و سپس از من خواست پولی را که برای رهن منزل دست مادرم داشت فوری به او بازگردانم. در این هنگام وقتی به همراه مادرم و برای برداشت پول به طرف خودپرداز کنار خیابان می رفتیم ناگهان خواهر همسرم از راه رسید و پس از توهین و درگیری دختر دو ساله ام را نیز از من گرفت. آن روز به کلانتری آمدم و با میانجیگری مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری فرزندم را تحویل گرفتم، اما چند ماه بعد دوباره به دلیل همین اختلافات خانوادگی و سوء ظن های همسرم درگیری های ما شدت گرفت تا جایی که پژمان در یک نیمه شب مرا آن قدر کتک زد که به اغما رفتم و دیگر چیزی نفهمیدم.

بعد از گذشت ۱۰ روز از این ماجرا وقتی در بیمارستان از کما بیرون آمدم تازه فهمیدم که چه بلایی سرم آمده است. تاکنون چندین بار مورد عمل جراحی قرار گرفته ام اما فقط نگران وضعیت دخترم هستم که نزد همسرم زندگی می کند.

پرونده این زن جوان با اعلام شکایت وی و با دستور رئیس کلانتری طبرسی شمالی به مراجع قضایی ارسال شد و تحقیقات در این باره ادامه یافت.

 



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49673

کاهش محکومیت صبا کردافشاری در دیوان عالی کشور

خبرگزاری هرانا

با رای دیوان عالی کشور صبا کردافشاری، فعال مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین از اتهام “اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده روی بدون حجاب” تبرئه شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال زندان در خصوص او قابل اجرا خواهد بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محکومیت صبا کردافشاری، فعال مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین کاهش پیدا کرد.

با تبرئه خانم کردافشاری از اتهام “اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده روی بدون حجاب” توسط دیوان عالی کشور، با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال زندان در خصوص او قابل اجرا خواهد بود.
صبا کردافشاری فعال مدنی و از مخالفان حجاب اجباری در حالی که بهمن‌ماه ۹۷ پس از محکومیت پیشین خود از بند زنان زندان اوین آزاد شد، در تاریخ ۱۱ خرداد ۹۸ مجددا توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت و مدتی بعد با پایان بازجویی‌ها به زندان منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۵ شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه و نهایتا در اسفند ۹۹ پس از اصلاح تخلف صورت گرفته در روند صدور حکم از بابت اتهام “اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده روی بدون حجاب” به ۱۰ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری” و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و محرومیت ها اجتماعی دیگر محکوم شد.

خانم کردافشاری در تاریخ ۱۹ آذرماه ۹۹ در حالی که دوران محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کرد، به زندان قرچک ورامین تبعید شد.

صبا کردافشاری متولد ۱۶ تیرماه ۱۳۷۷ است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49671

زنان آن‌سوی نرده‌ پارک‌ها؛ آقایان وارد نشوند!

ایسنا

چند ماهی می‌شود بحث اختصاص قسمتی از پارک‌های محلات شهر تهران به مادران و کودکان با نرده‌کشی دور بخشی از پارکها ـ با عنوان «بوستان مادر و کودک» به منظور ایجاد امنیت برای این قشرـ داغ شده؛ این طرح تاکنون در ۲۷ پارک اجرایی شده اما حواشی زیادی در بر داشته است به طوریکه شهردار تهران به آن ورود و بحث جنسیتی شدن پارکها را نفی کرد اما منتقدان معتقدند امنیت مادران و کودکان به صرف کشیدن «نرده» به دور فضای عمومی محقق نمی شود.

«اینجا برای خانم‌ها کوچیکه. حتی جای ورزش کردن و دویدن برای خانم‌ها رو نداره. پاتوق معتادها شده و …» این جمله را یکی از خانم‌ها درباره پارک «مادر و کودک» یکی از محلات منطقه ۱۰ تهران می‌گوید، پارکی که با هدف «ایجاد امنیت و مصونیت با ارائه خدمات به مادران در زمینه نگهداری کودکان خردسال» بخشی از آن با نرده‌کشی از دیگر قسمت پارک به منظور استفاده زنان و کودکان جدا شده اما حضور “مردان” در آن نه‌ تنها نشان دهنده تناقض میان خواست مردم و مجریان آن است، بلکه بنابر اظهارات کارشناسان، ایجاد امنیت برای زنان، مادران و کودکان با کشیدن نرده محقق نمی شود چرا که آسیب‌های اجتماعی اعم از اعتیاد و دزدی و … جنسیت نمی‌شناسد.

از سوی دیگر فعالان حوزه زنان معتقدند هرچه حضور زنان در شهر بیشتر باشد، نظارت اجتماعی بر روی شهروندان بیشتر شده و در نتیجه زنان احساس امنیت بیشتری خواهند کرد که این در تناقض با نرده‌کشی و جداسازی زنان از مردان است.

به گزارش ایسنا، تا کنون بخشی از ۲۷ پارک محله‌ای شهر تهران برای کودکان و مادران اختصاصی سازی شده و به گفته مسئولان بنا است این اختصاصی سازی‌ها تا پایان سال جاری بر روی ۳۲۵ بوستان دیگر نیز اجرا شود.

به گفته علی محمد مختاری، مدیرعامل سازمان بوستان ها و فضای سبز شهر تهران، هدف از اجرای این طرح «ایجاد امنیت و مصونیت با ارائه خدمات به مادران و زمینه نگهداری کودکان خردسال» بوده و «بر اساس درخواست های خود شهروندان» انجام می‌شود.

در همین حال برخی کارشناسان و شهروندان تغییر مداوم سیاست‌ها را نیز مورد پرسش قرار می دهند. برای مثال مدیریت شهری پیشین در طرحی در صدد” رفع فضاهای بی‌دفاع و جرم خیز شهری به منظور افزایش حضور زنان در شهر و تقویت احساس امنیت آنان” با انجام اقداماتی نظیر کوتاه سازی شمشادها و حذف نرده‌ها و درهای بسته پارک ها بود، اما اکنون نرده کشی‌ دوباره با هدف صیانت از مادران و کودکان مطرح می شود. فارغ از اینکه شائبه‌هایی نیز مطرح شده که آیا این جداسازی سرآغازی برای آنچه تفکیک جنسیتی در پارک‌هاست محسوب می‌شود که البته چندبار تکذیب شده و یا آیا اجرای چنین طرح هایی در مناطق پرتراکم تهران همراه با کمبود سرانه فضای سبز امکان‌پذیر و موفق خواهد بود یا اینکه با صرف هزینه‌های چند ده میلیونی شاهد تجربه شکست خورده سال‌های گذشته خواهیم بود؟ آیا پدرانی که فرزندان خردسال خود را به پارک می‌برند نیازمند احساس امنیت و آرامش روانی نیستند؟

یادآوری این نکته نیز قابل توجه است که در راستای تامین امنیت زنان در فضاهای عمومی شهر نظیر بوستان‌ها، سند «امنیت زنان در شهر» توسط مدیریت شهری دوره پنجم تدوین و رونمایی شده و شهرداری تهران مکلف است برای سیاست‌گذاری، تسهیل‌گری، اتخاذ اقدامات مقتضی در حوزه تامین امنیت زنان در فضاهای عمومی شهری و با هدف رفع عوامل ناامنی و تبعیض علیه زنان در شهر، مواد این سند را در دستور کار خود قرار دهد.

زهرا نژاد بهرام، عضو سابق شورای شهر تهران و فعال حوزه زنان با بیان اینکه با توجه به اهمیت بعد مسافت، طبیعتا پارک‌های ویژه بانوان تهران، بیشتر مورد استقبال زنان و مادرانی قرار می‌گیرد که از نظر فاصله محل زندگی تا بوستان‌ها مشکلی نداشته باشند، به ایسنا گفت: اصولا با اختصاصی سازی بوستان‌ها موافق نیستم و به نظرم هر جایی که اختصاصی سازی ورود کرده است شهر از بخشی از امکانات خود محروم شده و به نوعی به این بهانه که می‌خواستیم به بخش دیگر جامعه خدماتی ارائه دهیم، فضای عمومی را که متعلق به همه شهروندان است محدود کرده‌ایم.

این فعال حوزه زنان با بیان اینکه مردم می‌دانند در فضای عمومی باید با چه نوع پوشش مناسب این فضا حاضر شوند و نیازی به اختصاصی سازی فضاهای عمومی از جمله بوستان‌ها نیست، ادامه داد: اختصاص دادن فضاهای عمومی به بخشی از شهروندان یعنی محروم کردن سایر شهروندان از امکانات محدود درون شهر، چراکه میزان امکانات و فضاهای عمومی شهر محدود است. در حال حاضر اگرچه بالغ بر دو هزار بوستان در سطح شهر تهران داریم اما بسیاری از مناطق با محدودیت پارک‌ها و بوستان‌ها مواجه‌اند و همین امر نگرانی‌ها از اختصاصی سازی پارک‌ها را نیز بیشتر می‌کند.

این عضو سابق شورای شهر تهران با اشاره به سخن شهردار تهران که “اختصاص بخشی از یک یا چند پارک به زنان، دختران، مادران و کودکان تهرانی حق طبیعی آنها است”، خاطر نشان کرد: منظورتان از حق زنان و کودکان چیست؟، بوستان‌ها فضاهای عمومی شهر هستند و شهروندان نیز می‌دانند باید در این فضاهای عمومی لباس مناسب آن فضا را بپوشند. مگر سایر شهروندان در فضای عمومی چطور لباس می‌پوشند که زنان باید طور دیگری لباس پوشیده و از این فضا استفاده کنند؟. پارک متعلق به تمام افراد است و نمی‌توان گفت زنان درخواست پارک اختصاصی دارند. اعضای خانواده با یکدیگر به پارک می‌روند، چرا باید مردان از خانواده جدا شده و به این پارک‌ها نیایند؟.

نژاد بهرام با طرح این پرسش که «آیا از نظر روحی و روانی این اختصاصی سازی‌ها اقدامات موثری هستند یا خیر؟» تصریح کرد: این اقدامات از نظر من موثر نیستند. اگر شهرداری می‌خواهد زنان از پارک‌های اختصاصی بانوان استفاده کنند، در حال حاضر پنج پارک ویژه بانوان در تهران وجود دارد و اگر هم مایل به افزایش تعداد این پارک‌ها است، می‌تواند به احداث پارک‌های جدید به نام بانوان اقدام کند، هرچند سرانه فضای سبز کم است و نمی‌توان بیش از اندازه تعداد پارک‌های ویژه بانوان را نیز افزایش داد اما اینکه بخواهند پارک‌های محلی فعلی را جداسازی و اختصاصی سازی کنند، به شدت جای بحث دارد.

وی معتقد است که چنین اختصاصی سازی‌هایی نا خود آگاه روحیه تقابل را در درون جامعه ایجاد کرده و به نوعی تعارض ایجاد می‌شود چراکه پارک‌ها فضاهای عمومی شهر هستند و فضاهای عمومی متعلق به همه شهروندان‌اند.

نژاد بهرام در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به «سند ارتقاء جایگاه و امنیت زنان در شهر» مصوب مدیریت شهری دوره پنجم، ادامه داد: اگر نگران امنیت زنان در فضاهای عمومی شهر از جمله پارک‌ها هستیم، در حال حاضر ما سند “امنیت زنان در شهر” را داریم و سوال اینجا است که چرا این سند اجرا نمی‌شود؟ و چرا شهرداری این مصوبه را متوقف نگه داشته است؟، با عملیاتی کردن این سند می‌توانند بسیاری از دغدغه زنان در حوزه امنیت شهری را برطرف کنند.

این فعال حوزه زنان در پاسخ به این سوال که گروهی از فعالان این حوزه نگران «تفکیک جنسیتی» در بوستان‌ها و شدت گرفتن این تفکیک در سایر فضاهای عمومی هستند، معتقد است که به نظر می‌رسد تفکر تفکیک جنسیتی در پشت این نوع رویکردها وجود دارد. این چه تلقی از مدیریت شهری است که باید زنان را از شهر و معابر عمومی و فضاهای عمومی دور کنیم؟، اگر به دنبال راحتی مادران و کودکان در فضاهای عمومی هستیم باید مناسب سازی عمومی را گسترش دهیم. امنیت زنان در شهر توسط رفع فضاهای بی‌دفاع شهری، تهیه دستورالعمل‌های مناسب برای استفاده از فضاهای عمومی و مناسب سازی معابر و توسعه روشنایی در معابر شهری تامین می‌شود. جدا سازی‌ها و فاصله اندازی‌ها تنها امنیت کاذب ایجاد می‌کند. امنیت واقعی در ذهن و فرهنگ افراد ایجاد می‌شود و ما باید ذهن افراد را از طریق آموزش اصلاح کنیم تا نگاه‌های جنسیتی از بین برود.

الهام فخاری، عضو سابق شورای شهر تهران و روانشناس نیز در پاسخ به این پرسش که آیا اساسا تجربه احداث پارک‌های ویژه بانوان در تهران، موفق بوده است که اکنون شهرداری در صدد توسعه تعداد این بوستان‌ها برآمده؟، با بیان اینکه پیشینه پارک ویژه زنان، ایرانی نیست و از پارک زنان در شهر هلنا ایالت مونتانا امریکا در ۱۹۱۳ به عنوان نخستین پارک زنان در جهان یاد می‌شود، به ایسنا گفت: گزارش هایی که ما به آن‌ها دسترسی داشتیم گویای این مساله است که جمعیت بهره‌بردار پارک‌های ویژه بانوان متناسب با نسبت جمعیتی زنان در تهران نیست و برخی مراکز در بسیاری از بازه‌های زمانی چندان مورد استقبال مخاطب نبوده‌اند. از سوی دیگر ساعت کار مجموعه‌ها به گونه‌ای است که تنها زنان خانه‌دار می‌توانند از خدمات بهره‌مند باشند در حالی که بسیاری از زنان در تهران شاغل هستند و در عین حال بهره‌وری این مجموعه‌ها در حد بهینه نیست و هزینه‌های نگهداشت آنها سنگین است.

وی با بیان اینکه در تهران با کمبود چشمگیر سرانه فضای سبز روبرو هستیم، تصریح کرد: در نظر بگیرید که همین سرانه اندک نیز با نرده‌کشی به عنوان فضای ویژه زنان اختصاص داده شود. نه بوستانی باقی می‌ماند و نیز در محاصره نرده‌ها بودن فراغت و آسایش و حال خوش در پی ندارد. این که شما با هدف جبران کاستی و نابرابری، مجموعه‌ای ویژه زنان ایجاد کنید یا مجموعه موجود را بهبود ببخشید یک بحث است، ولی این که بروید فضای عمومی شهری که برای جمعیت فعلی تهران کم هم هست را تکه‌پاره کنید به نام خدمت به زنان یک بحث دیگری است. امنیت نیاز همه مردم شهر است، اگر بوستان‌های شهری دچار مساله امنیت شهری هستند باید راه چاره درست را یافت که مرد و زن و خانواده بتواند آرامش داشته باشد.

این عضو سابق شورای شهر تهران، تصریح کرد: بجز چند بوستان فرامنطقه‌ای بزرگ، بیشتر بوستان‌های تهران کوچک و محله‌ای هستند، مگر متراژ بوستان محله چقدر است و می‌خواهند چقدر از آن را نرده‌کشی ‌کنند؟.

بودجه‌ای که صرف می‌شود و مکانی که بعدها متروکه می‌شود
فخاری با تاکید بر اینکه فضای عمومی، ازجمله شارع عام یا بوستان به همه مردم تعلق دارد، درباره معایب چنین طرح‌هایی، یادآور شد: خطر این گونه طرح‌های ناگهانی این است بودجه‌ای صرف می‌شود، اما کارایی نخواهد داشت چون جنبه های گوناگون آن بررسی نشده، متروکه خواهد شد و به تدریج کاربری هایی مثل کارگاه و انبار خدمات شهری و دپوی سطل و بیل و کلنگ می شود. به نظر من فایده آن تنها جور کردن کار برای پیمانکار این حصارکشی‌ها است که باتوجه به وضعیت مالی شهرداری مطالبات پیمانکار هم معوقه خواهد شد و از هر جهت زیان است.

این کنشگر اجتماعی در بخش دیگر سخنان خود با طرح این پرسش که “مگر بزهکاری و نا امنی در تهران جنسیت دارد؟”، تاکید کرد: هم مردان بزهکار و هم زنان بزهکار در این کلانشهر هستند. برای مثال مگر با نرده‌کشی بخشی از پارک عمومی، مساله توزیع مواد یا سرقت کم می‌شود یا اینکارها را فقط مردان مرتکب می‌شوند؟. امنیت اجتماعی و اخلاقی و شهروندی بوستان‌ها و فضاهای عمومی شهری مساله ای مهم است و در این امر همگی هم‌رای هستیم. اینکه باید کار موثری انجام شود سخن درستی است ولی از سویی باید توجه کرد که اتفاقا امنیت در جایی بیش‌تر است که جامعه حضور متعادل و نظارت عمومی بهتری دارد. بخشی از امنیت در این است که مردم میان زندگی خصوصی و حضور اجتماعی شان تعارض و فاصله زیادی نداشته باشند.

فخاری در پایان سخنان خود افزود: ما در این نظام و کشور تحصیل کرده‌ایم و پای مجالس مذهبی و معنوی رسانه و منابر جمهوری اسلامی بزرگ شده ایم. در هیچ کجای تاریخ اسلام جداسازی‌های افراطی میان زنان و مردان در زندگی پیامبر از هجرت به مدینه تا فتح مکه، از تاسیس مسجدالنبی و جامعه مدنی تا پیشبرد رسالت پیامبر در شعب ابی‌طالب، گزارش نشده است.

جامعه نیازمند حضور زنان و مردان در کنار یکدیگر است
دکتر حمیدرضا بیژنی، جامعه شناس نیز در پاسخ به این پرسش که آیا اختصاص فضایی از بوستان‌ها برای مادران و کودکان می‌تواند در ایجاد امنیت برای آنها و صیانت از انها موثر باشد؟، به ایسنا گفت: پاسخی که می­‌توان به این مسئله داد این است که باید بتوانیم یک شناخت صحیح و منطقی، جایگاه «اصل نیاز به حس امنیت و اصل نیازمند بودن زنان به محیط­های مختص به خود» را در «جریان اصلی زندگی اجتماعی» مشخص کنیم. در واقع با تفکیک کردن میان این دو موضوع و مشخص کردن اهمیت و جایگاه هر یک آن هنگام می­‌توانیم وزن و ضرورت هر کدام از این نیازمندی­ها را بسنجیم و متناسب با آنها تصمیم سازی و تصمیم­‌گیری کنیم.

وی تصریح کرد: این موضوع که به واسطه­‌ای نیازمندی محدود برخی از زنان جامعه بخواهیم در تمامی پارک­های کشور حصارهایی ایجاد کنیم به معنای عدم شناخت ما از مسئله است و این موضوع که بخواهیم اصل حس امنیت زنان (حتی بخش کوچکی از آنها) را رد کنیم نیز به معنای نگاه همراه با سوگیری و تعصب است. و این موضوعی است که در ساده­ ترین حالت احداث تعداد محدودی پارک مختص بانوان در هر شهر که از دهه­ ها پیش آغاز شده بود به راحتی مشکل نیازمندی بخش کوچکی از جامعه که احساس نیاز به چنین فضاهایی را می­‌کنند را برطرف می­‌کند.

به گفته این جامعه شناس، باید توجه داشت که ساختار کلی جامعه و فضاسازی­‌های عمومی شهری باید تجلی و نمودی بزرگ­تر از یک خانواده باشد.

بیژنی معتقد است: همانطوری که در یک خانواده پدر و مادر با در اختیار داشتن نقش­‌های مختص به خود پرورش کودک را در یک توازن و اعتدالی به پیش می­‌برند، جامعه نیز نیازمند حضور زنان و مردان در کنار یکدیگر است تا هر کدام از آنها بتوانند مطابق علاقه‌­مندی­‌ها، سلایق و استعدادهای خود بخشی از نیازمندی­های جامعه را بر طرف کنند و این حرکت و پیشرفت به طور الزامی نیازمند حضور متعین و در جلوت هر دوی آنها است. بر طرف کردن نیازهای بخشی از «ضرورت­ها و نیازمندی­های زنان» جامعه هرگز نمی­‌تواند به عنوان یک سیاست کلی که ساحت­‌های مختلف اجتماعی را تحت تاثیر قرار می­‌دهد، در عرصه­‌ی عمل پیاده سازی شود چرا که یک جامعه تنها در کنار هم قرار گرفتن نقش­‌های اجتماعی مختلف و تعامل متوازن آنها است که می­‌تواند رشد کند.

وی با بیان اینکه جامعه به یک بار و برای همیشه شکل نگرفته است، بلکه جامعه در فرایندی همیشگی و همچون رودی جاری پیوسته در حال تولید و بازتولید خود است، این را هم گفت که نادیده انگاری بخشی ضروری از جامعه می‌­تواند به معیوب شدن سیستم زندگی اجتماعی در آینده منجر شود و این اتفاقی است که با پر رنگ کردن نیازهای بخشی از آحاد جامعه و یا از آن سو نادیده انگاری نیازهای بخشی از گروه­های جامعه می­تواند رخ دهد.

بیژنی تصریح کرد: در نتیجه ما یک «جریان کلی زندگی اجتماعی» داریم و یک «نیازمندهای بخشی» که منحصر می­‌شود به نیازهای گروه­‌هایی از جامعه که البته قابل احترام است. مسئله­‌ای که باید در جریان امور به آن توجه شود این است که «نیازمندی­های بخشی» نباید به عنوان یک سیاست کلی به «جریان کلی زندگی اجتماعی» تعمیم یابد چرا که این موضوع در پایان می‌­تواند بدبینی، نارضایتی و تقابل اجتماعی را در جامعه گسترش دهد و درست در ادامه همین تبعات است که به جای ایجاد امنیت، زمینه سلب امنیت را در جامعه پدید می‌­آورد.

این جامعه شناس در پایان سخنان خود تاکید کرد: موضوعی که عموما به آن توجه نمی­‌شود این است که ما در جامعه زندگی می­‌کنیم و با انسان­‌های صاحب خرد و اندیشه مواجه هستیم. وظیفه سیاست‌گذاری­‌ها و برنامه­ ریزی ها ایجاد حس به­روزی و آرامش برای مردم است و این مهم جز با توجه به دغدغه­‌مندی­‌ها، نگرانی­‌ها و نیازمندی­‌های آنها تحقق نخواهد یافت. هرگز با در خطر انداختن آرامش جمع بسیاری از مردم جامعه، امکانی برای ایجاد آرامش گروه کوچکی از مردم وجود نخواهد داشت. در نتیجه به نظر می­‌رسد پیش از هر گونه تصمیم گیری، ابتدا به مردم و صدای آنها گوش دهیم و نیازمندی­های آنها را به طور مستقیم از خود آنها دریافت کنیم.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49668

بازداشت پنج فعال کُرد در شهرستان بانه

اژانس خبررسانی کوردستان

 

روز سه‌شنبه ششم اردیبهشت‌ماه، پنج فعال کُرد به نام‌های “حسن عزتی”، “نیشتمان رحمتی”، “سعید محمدی”، “پروین عبدالله‌پور” و “عمر سلیمانی” اهل شهرستان بانه از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

به گفته یک منبع مطلع، در آستانه روز جهانی کارگر، نیروهای امنیتی بامداد روز سه‌شنبه ششم اردیبهشت‌ماه به منازل این پنج فعال کُرد یورش بردند و بدون ارائه حکم قضایی آنان را بازداشت کردند.

این منبع مطلع اعلام کرد: بازداشت این پنج شهروند به همراه خشونت بوده و برخی از وسایل شخصی آنان از جمله گوشی تلفن همراه آنها توسط نیروهای امنیتی ضبط شده است.

این منبع مطلع افزود: نیشتمان رحمتی همسر سعید محمدی پس از چند ساعت بازجویی از بازداشت آزاد شده است.

این منبع مطلع اظهار داشت: حسن عزتی، مسئول سندیکای کارگران بانه، پروین عبدالله‌پور، فعال مدنی و همسر حسن عزتی، عمر سلیمانی، ٥٨ ساله فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق، سعید محمدی ٤٣ ساله فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق جهت بازجویی به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در سنندج منتقل شدند.

تا لحظه انتشار این خبر، از دلیل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این افراد اطلاعی در دسترس نیست.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49666

آخرین وضعیت سعیده خضوعی شهروند بهایی بازداشت شده در تهران

ایران وایر

امروز سه‌شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ ارسلان یزدانی فرزند سعیده خضوعی شهروند بهایی بازداشت شده در تهران در حساب کاربری خود نوشت برای دومین بار از او خواسته‌اند برای تهیه داروهای مادرش به میدان جمهوری برود.

سعیده خضوعی شهروند بهایی شانزده روز قبل در تاریخ ۲۲ فروردین‌ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

ارسلان یزدانی نوشته است که علیرغم پیگیری‌های انجام شده توسط خانواده آن‌ها هنوز موفق به ملاقات با مادرشان یا بررسی وضعیت ایشان نشده‌اند.

بنابر اطلاعات منتشر شده توسط آقای یزدانی بعد از پیگیری‌های فراوان، آقای حاجی مرادی رییس شعبه دو بازپرسی به آن‌ها قول داده است که روند تحقیقات پرونده را تسریع کند و امکان ملاقات دادیار ناظر با خانم خضوعی را فراهم کند اما پس از گذشت یک‌ساعت آقای حاجی‌مرادی به خواهر خانم خضوعی که برای پیگیری وضعیت ایشان مراجعه کرده بود پیغام داده است که «کاری با شما نداریم و از اینجا بروید.»

ارسلان یزدانی همچنین نوشته است که علیرغم آنکه طی دو نوبت و برای «شصت روز داروی مورد نیاز » برای مادرش را به ماموران زندان تحویل داده مجددا با او تماس گرفته‌اند و گفته‌اند برای تهیه داروی مورد نیاز مادرش به میدان جمهوری مراجعه کند.

او نوشته است: « مامور گفت مادرت حالش بد می‌شود، می‌رود دکتر و درخواست دارو می‌کند! به مامور گفتم: مگر هر کس درخواست دارو کرد، شما به او دارو می‌دهید؟ اگر حالش انقدر بد است چرا آزادش نمی‌کنید؟»

ارسلان یزدانی با تاکید بر اینکه بی‌خبری از وضعیت مادرش او و خانواده را بسیار نگران کرده نوشته است ماموران به خاله‌ام گفته‌اند ممکن است مادرم زمان بیشتری را در بازداشت بماند: « ما به شدت نگران سلامت مادرم هستیم و مسئولیت هر اتفاق ناگواری متوجه شخص بازپرس، به عنوان کسی که دستور بازداشت مادرم را صادر کرده خواهد بود.»

پس از اینکه برای دفاع از اتهامات خود به بازپرسی دادسرای اوین مراجعه کرده بود، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

خانم خضوعی خواهرزاده‌ بهرام بیضایی‌، کارگردان مشهور سینمای ایران است و به عنوان منشی صحنه در فیلم‌هایی چون «سگ‌کشی»، «مسافران»، «وقتی همه خوابیم» حضور داشته است.

ارسلان یزدانی، فرزند سعیده خضوعی هم شهریور سال ۱۴۰۰ بازداشت و پس از حدود یک و نیم ماه با سپردن وثیقه یک میلیارد تومانی به طور موقت آزاد شد. سمیرا ابراهیمی، همسر ارسلان یزدانی هم فعلا با سپردن وثیقه ۸۰۰ میلیون تومانی آزاد است.

جامعه جهانی بهایی بارها تاکید کرده است اتهام‌های امنیتی که علیه شهروندان بهایی در ایران مطرح می‌شود، کاملا «بی‌اساس» است و تنها دلیل بازداشت بهاییان توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، اعتقادات و فعالیت‌های مذهبی آنان است.

بهاییان بزرگترین گروه اقلیت مذهبی در ایران هستند که بطور گسترده و سیستماتیک با بازداشت، شکنجه، اعدام، تبعید، مصادره اموال، تخریب قبور و محرومیت از حق تحصیل در دانشگاه‌، مواجه هستند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49654