۵ اردیبهشت ۱۴۰۱

نامه سهیلا حجاب از زندان در واکنش به فشارها؛ “فریاد دادخواهی بر می آورم”

خبرگزاری هرانا

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان کانون اصلاح و تربیت کرمانشاه، طی نامه ای به شرح مشکلات و فشارهای اعمال شده به خود پرداخته است. وی در بخشی از این نامه با بیان اینکه «آنطور که با من در زندان ها رفتار میکنند، در جنگ ایران و عراق با اسرای ایرانی برخورد نشد»، خطاب به ابراهیم رئیسی نوشته است «از بس توسط عوامل شما در زمان های مختلف به دلایل واهی مورد ضرب و شتم قرار گرفته ام که دیگر جانی در تنم نمانده، مرا به زندان هایی می فرستید که کوچک ترین احترامی را برای حقوق یک زندانی سیاسی قائل نیستند».

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سهیلا حجاب، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان کانون اصلاح و تربیت کرمانشاه، طی نامه ای به شرح مشکلات و فشارهای اعمال شده به خود پرداخته است.

در بخشی از این نامه آمده است: «فریاد دادخواهی بر می آورم که مدام شکنجه جسمی و روحی می شوم، مدام پرونده سازی برایم در جریان است، مدام از این زندان به زندانی دیگر، از بازداشتگاهی به بازداشت گاهی دیگر و از این انفرادی به انفرادی دیگر جابجا می شوم؛ مورد اهانت و ضرب و شتم قرار میگیرم و تهدید به پرونده سازی میشوم.»

متن این نامه، که جهت انتشار به دست هرانا رسیده است، در ادامه می آید:
«مدعیان دین و دیانت، در این روزها و شب‌ها قرآن بر سر می گیرند و طلب عفو و بخشش به درگاه خدا می کنند، از کدام بخشش سخن می گویید؟ وقتی ظالمانه ترین رفتارها را در حق فرزندان این سرزمین روا میدارید! من یکی از آنان هستم؛ فرزند کوچک ملت بزرگ ایران که هرگز شما را نخواهد بخشید.

آقای رئیسی! سخنان شما و بسیاری از مسئولین را در رسانه ملی شنیدم، به راستی با چه اعتماد به نفسی چشم در چشم مردم از بخشش صحبت می کنید؟ من و بسیار کسان دیگر را بارها و بارها در زمان های مختلف و به خاطر جرم مرتکب نشده در شعبات مختلف محاکمه کردید، در جوانی زندان های سراسر کشور را زندان گردی می کنم، بازداشتگاه ها و انفرادی های مختلف و طولانی.

از بس توسط عوامل شما در زمان های مختلف به دلایل واهی مورد ضرب و شتم قرار گرفته ام که دیگر جانی در تنم نمانده، مرا به زندان هایی می فرستید که کوچک‌ترین احترامی را برای حقوق یک زندانی سیاسی قائل نیستند.

من از تمام فعالان حقوق بشر در جای جای دنیا فریاد دادخواهی بر می آورم که جای ضرب و شتم، کبودی های قسمت های مختلف در بدنم درد میکند، جای موهای کنده شده از سرم نه یک بار بلکه بارها روی آسفالت خیابان این بار از طبقه دوم زندان و کشیده شدنم از روی بیست پله و حیات و انفرادی؛ در حالی که در اعتصاب غذا بودم و روزها و هفته ها بدنم در ضعف بسیار قرار داشت؛ هنوز خون زیر پوستم بخاطر فشار زیاد دستبند و پابند ذوق ذوق می کند، از اسپری فلفل گرفته تا گاز اشک آور.

فریاد دادخواهی بر می آورم که مدام شکنجه جسمی و روحی می شوم، مدام پرونده سازی برایم در جریان است، مدام از این زندان به زندانی دیگر، از بازداشتگاهی به بازداشت گاهی دیگر و از این انفرادی به انفرادی دیگر جابجا می شوم؛ مورد اهانت و ضرب و شتم قرار میگیرم و تهدید به پرونده سازی میشوم.

یک هفته تلفن بند زنان زندان را بخاطر عدم انعکاس وضعیت جسمی من به بیرون قطع کردید و بعد برای شکستن اعتصاب غذای من به خشونت، ضرب و شتم و هتک حرمت، انتقال به سلول انفرادی، ممانعت از ملاقات و تماس با خانواده، احضار به دادگاه و تهدید به پرونده سازی متوسل شدید.

همان علی که برایش شب زنده داری میکنید حاکمان را به رعایت عدالت دعوت می کرد، همان حسینی که در این شب ها واسطه اش میکنید که خداوند از گناهانتان بگذرد، میگوید “دین اگر ندارید لااقل آزاد مرد باشید.”

آنطور که با من در زندان ها رفتار میکنند، در جنگ ایران و عراق با اسرای ایرانی برخورد نشد، فریاد دادخواهی بر میآورم؛ از آنهایی که برای انسانیت می جنگند نه برای من سهیلا حجاب.

سهیلا حجاب / اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱ / بند زنان کانون اصلاح و تربیت کرمانشاه.»

در خصوص نویسنده این نامه گفتنی است که وی خردادماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۳ میلیارد تومانی تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه سهیلا حجاب را از بابت اتهاماتی ازجمله “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، تشویش اذعان عمومی به قصد آشوب و تشکیل گروه غیرقانونی” محکوم کرد که با اعمال ماده ۱۳۴، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا است. خانم حجاب، روز شنبه ۳ خردادماه ۱۳۹۹، پس از تائید حکم توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وی مدتی قبل از زندان قرچک ورامین به زندان سنندج تبعید و در تاریخ ۱۷ دیماه ۱۴۰۰ به کانون اصلاح و تربیت کرمانشاه منتقل شد.

هرانا پیشتر در گزارشی از ضرب و شتم سهیلا حجاب توسط رئیس حفاظت زندان و تهدید به پرونده سازی و تبعید مجدد وی خبر داده بود. سهیلا حجاب، روز شنبه ۱۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۰ از بابت پرونده‌ای که اخیرا در دوران حبس علیه وی گشوده شده به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای کرمانشاه احضار شد. خانم حجاب به دلیل عدم رعایت فاصله زمانی قانونی بین تاریخ ابلاغ و تاریخ احضار و همچنین عدم دسترسی به وکیل از حضور در جلسه بازپرسی خودداری کرد.

خانم حجاب در فروردین ماه امسال طی نامه ای که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفت، از اعتصاب غذا خود خبر داد و نوشت که “راهی جز اعتصاب غذای مجدد ندارم”. این زندانی سیاسی همچنین روز دوشنبه ۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۱، توسط زندانبانان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از ملاقات او با خانواده‌اش جلوگیری شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49628

گلاله مرادی پس از یک سال حبس با وثیقه آزاد شد

هه‌نگاو

گلاله مرادی پس از یک سال حبس با وثیقه آزاد شد

 یک زندانی سیاسی زن اهل پیرانشهر پس از یک سال بازداشت با وثیقه و موقتاً از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.

بر اساس گزارش رسیده به هه‌نگاو، روز یک‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ (۲۴ آوریل ۲۰۲۲)، گلاله مرادی زندانی سیاسی اهل پیرانشهر پس از یک سال و ۷ روز بازداشت با وثیقه ۴۰۰ ملیون تومانی و موقتاً تاپایان مراحل دادرسی از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.

گلاله مرادی توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران به “همکاری با یکی از احزاب کُردستانی اپوزسیون حکومت” متهم شده است.

هه‌نگاو چندی پیش یک فایل صوتی از گلاله مرادی را منتشر نموده بود که گلاله در آن می‌گوید مرا ناچار کرده‌اند اعترافات اجباری فرزند نوجوانم را علیه خودم و همچنی گزارشاتی را که بر علیه من ثبت شده بود قبول کنم و پس از تهدید و ارعاب ناچارم کردند که به آنچه آنها می‌خواهند اعتراف کنم و از من فیلم گرفتند.

گلاله مرادی ۴۸ ساله روز شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰ (۱۷ آوریل ٢٠٢١) به همراه دو فرزندش به نام‌های متین بزازی ۱۴ ساله و طاهر بزازی ۲۱ ساله توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شد. وی نهایتاً پس از ۴۵ روز بازداست در بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه و اتمام بازجویی‌ها، به بند زنان زندان مرکزی ارومیه منتقل شد. دو فرزند وی نیز پس از چندی با وثیقه و موقتا‌ً آزاد شدند.

این سه نفر پس از کشته شدن یکی از کادرهای سپاه پاسداران به نام عثمان حاجی‌حسینی (پدر زن طاهر بزازی) که بعدها گروهی موسوم به عقاب‌های زاگروس مسئولیت آن را بر عهده گرفت، بازداشت شدند.

گلاله مرادی طی یک سال گذشته از حق اعزام به مرخصی محروم بوده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49626

لیلا ابراهیم‌نادری با وثیقه یک میلیاردی آزاد شد

هەنگاو

لیلا ابراهیم‌نادری با وثیقه یک میلیاردی آزاد شد

بر پایه گزارش رسیده به هەنگاو، لیلا ابراهیم‌نادری شهروند اهل پیرانشهر که هفته گذشته بازداشت شده بود روز یک‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ با وثیقه سنگین یک میلیارد تومانی و موقتاً تا پایان مراحل دادرسی از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.

به گفته یک منبع مطلع، لیلا ابراهیم‌نادری توسط نهادهای امنیتی به همکاری با یکی از احزاب كُردستانی اپوزسیون حکومت متهم شده است.

لیلا ابراهیم نادری شامگاه شنبه ۲۷ فروردین ماه امسال همراه با سه شهروند دیگر به نام‌های عمر ابراهیم‌نادری (پدر)، شهرام بورکه (برادر شوهر) و ناصر حسینی توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شده بود.

این چهار شهروند که اهل روستای “سوغانلو” از توابع پیرانشهر هستند بدون ارائه حکم قضایی بازداشت شده بودند.

عمر ابراهیم نادری و ناصر حسینی پس از سه روز و اخذ تعهد کتبی آزاد شده و شهرام بورکه به زندان نقده منتقل شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49624

گوینده معروف زن شبکه خبر ممنوع‌الکار شد!

تابناک

گوینده معروف زن شبکه خبر ممنوع‌الکار شد!

خبرنگار روزنامه همشهری از محرومیت گوینده زن شبکه خبر صداوسیمای جمهوری اسلامی خبر داد!

به گزارش تابناک ورزشی، این خبرنگار ورزشی با عنوان ‏مهم و فوری، شب گذشته از توقف فعالیت المیرا شریفی، گوینده اخبار شبکه‌خبر پرده برداشت و در پی آن این چهره تلویزیونی نیز با تایید ضمنی، دلیل این جدایی را ادامه تحصیل ذکر کرد! این در حالی است که شریفی ترم چهارم دوره دکترای علوم ارتباطات را می گذراند.

به نوشته صفحه شخصی خبرنگار مذکور، بعد از انتشار توییت درمورد اتفاقاتی که برای بانوان کشورمان در جریان بازی تیم‌ملی با لبنان در استادیوم امام رضای مشهد افتاد، شریفی از هفته قبل ممنوع‌ الفعالیت شد.
وی نوشته است که خانم شریفی از مجریان شجاع صداوسیما بودند که درگذشته هم در مورد مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم واکنش‌های محکمی داشتند.

المیرا شریفی مقدم، همسر داود عابدی، خبرنگار و مجری ورزشی شبکه خبر است و گفته می‌شود طی چند روز اخیر اجازه حضور در بخش های خبری خود را پیدا نکرده است.

این اتفاق در حالی رخ داده است که طی چند روز اخیر، شایعه بازگشت عادل فردوسی‌پور دیگر مجری محبوب به قاب تلویزیون بعد از چند سال ممنوع التصویری قوت گرفته بود؛ اما بجای رقم خوردن آن، اخبار غیررسمی حاکی است که‌ یک گوینده خبر معروف دیگر ممنوع الکار شده است.

این گوینده در ساعت ابتدایی بامداد امروز بعد از انتشار این خبر و پخش شدن در فضای مجازی، در صفحه شخصی خود خبر از گرفتن مرخصی در ترم چهارم دوره دکترای علوم ارتباطات و آمادگی برای شرکت در آزمون جامع داد تا تلویحا کنار رفتنش از بخش های خبری صداوسیما را تایید کند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49622

دیوار کشی در پارک ها به خشونت علیه زنان دامن می‌زند

صدای مردم

 

همه این تفکیک‌ها در سال‌های گذشته نتایج مناسبی هم به دنبال نداشته‌است. همچنان که می‌بینیم سن مصرف سیگار، سن اعتیاد، سن تن فروشی به شدت پایین آمده است. پس چرا همچنان با همان روش آزمون و خطا پیش می‌رویم؟!»

به نام امنیت زنان به کام مردسالاری

بهارنیوز: لیلا ارشد کارشناس و پژوهشگر آسیب های اجتماعی که سال‌ها با زنان آسیب‌دیده اجتماعی در ارتباط بوده و در این حوزه فعالیت داشته‌، معتقد است سلامت اجتماعی نمی‌تواند با حذف یک گروه-عمدتا زنان- اتفاق ‌افتد.لیلا ارشد کارشناس حوزه زنان و فعال اجتماعی درباره تفکیک جنسیتی و ایجاد پارک های ” زنان و کودکان” و “دیوار کشی در برخی پارک ها” به می‌گوید: «تصور این که با جداسازی فیزیکی می‌توان کمکی کرد درست نیست. تجربه هم نشان داد که این تفکیک‌ها به کار نمی‌آید. زمانی دانشجویان در کلاس یا در سلف یا …باید جدا از هم بودند. بعد در محیط‌های کاری کنار هم کار می‌کردند. پس کجا باید پسران و دختران یاد بگیرند، چطور با هم رفتار کنند؟ کجا یاد بگیرند که در کنار غیرهمجنس باشند و روابط بر مبنای احترام میان آنها شکل گیرد؟ این مساله باید از کودکی آموزش داده شود. اگر مهدکودک و دبستان و … جداسازی شود، پارک‌ها جداسازی شود و …این آموزش کجا شکل می‌گیرد؟ آیا می‌توان همیشه دو جنس را از یکدیگر جدا نگه داشت؟ این چه سلامت اجتماعی است که با حذف یک گروه اتفاق می‌افتد.»

زنان نامرئی،‌ خشونت عریان
اگر اقتضائات جهان مدرن توانایی حذف مطلق و کامل زنان از عرصه عمومی را از حکومت‌ها سلب کرده‌باشد، حضور زنان در عرصه عمومی کنترل شده و در چارچوب‌هایی که حاکمیت تعیین می‌کند، رقم خواهد خورد. فرآیندی که زنان جامعه را نامرئی کرده و همان اندرونی‌های مدرن را شکل می‌دهد. تفکری که با ایجاد سقف‌های شیشه‌ای تعیین می‌کند که زنان بهتر است مثلا آموزگار باشند تا در رشته پرورش اندام فعالیت کنند، یا بهتر است در سطوح میانی یا معاونتی مربوط به زنان باقی بمانند تا به عنوان وزیر انتخاب شوند.

اما چطور حذف زنان به خشونت دامن می‌زند و حتی می‌تواند چرخه خشونت علیه زنان از خانه به جامعه و بالعکس را شکل دهد؟ در جوامع مردسالار به ویژه مردسالاری سنتی بخش قابل توجهی از هویت و مردانگی با تسلط کامل بر زن به ویژه بدن زن تعریف می‌شود. حال تصور کنید که در جوامع در حال توسعه گامی از مردسالاری سنتی عقب نشسته‌باشیم و به کلامی دیگر نظارتی بر رفتار زن در حوزه خصوصی وجود نداشته‌ یا کمتر شده‌باشد. اینجاست که مردسالاری در حوزه عمومی وارد عمل شده و قوانین و مقرراتی ایجاد می‌کند تا عرصه را بر زنان تنگ کند. تفکیک فضاهای عمومی به زنانه و مردانه مهم‌ترین گام برای تکمیل این چرخه است. در واقع پیامی از حاکمیت به جامعه مخابره می‌شود که اگر در فضای خصوصی بر زنان تسلط ندارید در فضای عمومی با کمک وضع قوانین و مقررات و همچنین ایده‌هایی از جمله تفکیک جنسیتی این تسلط را ایجاد خواهیم کرد. این رفتار قیم‌مآبانه و خشونت‌آمیز که گاهی خود را در قالب گشت‌های ارشاد نشان می‌دهد و گاه در قالب جداسازی‌های جنسیتی و فرستادن زنان پشت پرده و دیوار و مصادیق دیگر، موقعیت فرودستی برای زن قائل، خشونت را در فضای عمومی ساده‌انگاری و خواه ناخواه از فضای عمومی به خصوصی تسری می‌دهد. در نهایت ما با مردسالاری بازتولید شده در فضای اندرونی و بیرونی مواجه خواهیم بود.

لیلا ارشد در خصوص بازتولید خشونت در فضاهای عمومی و خصوصی می‌گوید: «جدا کردن مردان از زنان در فضاهای عمومی شهر خشونت را افزایش می‌دهد. این گونه مقررات در حوزه عمومی می‌تواند وارد حوزه خصوصی هم شده و به خانه تسری پیدا کند تا جایی که پدر و برادر و شوهر تصور کنند که باید سخت‌گیری‌شان را بیشتر کنند یا حتی فکر کنند سخت‌گیری‌شان قانع‌کننده و توجیه پذیر است. همه این تفکیک‌ها در سال‌های گذشته نتایج مناسبی هم به دنبال نداشته‌است. همچنان که می‌بینیم سن مصرف سیگار، سن اعتیاد، سن تن فروشی به شدت پایین آمده است. پس چرا همچنان با همان روش آزمون و خطا پیش می‌رویم؟!»

او معتقد است که تفکیک جنسیتی هرگز به زنان کمک نکرده چرا که این رفتار اساسا برخلاف قوانین طبیعت است. ارشد می‌گوید آنچه در کشور ما فراموش شده و به آن توجهی نمی‌شود این است که ما باید به کودک و نوجوان و جوان آموزش دهیم که چطور از خودش مراقبت کند، چطور به خودش احترام بگذارد و یاد بگیرد که رابطه بین فردی‌ –اعم از هم جنس و غیر هم جنس، سالمند، کودک، گروه همسالان و …-را تنظیم کند.

به نام امنیت زنان به کام مردسالاری
لیلا ارشد که سال‌های پیش از انقلاب در ورزشگاه امجدیه به دیدن مسابقات فوتبال می‌رفته در مورد حضور زنان گفت: آنچه این روزها هم‌پا یا حتی بیشتر از جداسازی فضای پارک‌ها به نام تامین امنیت زنان و به کام مردسالاری مورد توجه قرار گرفته، مساله ورود زنان به استادیوم است. پشت این تفکیک جنسیتی همان تفکری است که ساخت «پارک بانوان» را خدمت‌رسانی می‌داند. استفاده از عبارات توهین‌آمیز از سوی طرفداران تیم‌های فوتبالی از جمله بهانه‌هایی است که مسوولان برای توجیه ممنوعیت ورود زنان استفاده می‌کنند و معتقدند رفتارهای طرفداران مرد فوتبال فضای استادیوم‌ها را برای زنان ناامن می‌کند.

لیلا ارشد که سال‌های پیش از انقلاب در ورزشگاه امجدیه به دیدن مسابقات فوتبال می‌رفته در مورد حضور زنان و مردان در استادیوم‌های ورزشی می‌گوید: «من جز کسانی بودم که پیش از انقلاب در ورزشگاه امجدیه به دیدن فوتبال می‌رفتم. به خاطر دارم اصلا شعارها و رفتارهای توهین‌آمیز علیه تیم مقابل وجود نداشت. به هر حال یک مرد ایرانی و شرقی به نوعی در تربیت خانوادگیش حفظ احترام در حضور زنان وجود دارد. واقعیت این است که وقتی محیط کاملا مردانه یا کاملا زنانه می‌شود، ممکن است کنش و کلامی توهین‌آمیز رد و بدل شود که وقتی کنار هم هستند این اتفاق نمی‌افتد. من این موضوع را به صورت عینی حتی در طبقات اجتماعی دیگر هم شاهد بودم. مرد آسیب دیده اجتماعی را می‌دیدم که به خاطر حضور من مراقب صحبت کردن و ادبیاتی که به کار می‌برد، بود. مردان و زنان به نوعی هم را تکمیل می‌کنند و در اصلاح هم نقش دارند. باید به جوانان آموزش دهیم که در کنار هم باشند اما همراه با احترام. باید یاد بگیرند که یک غیرهمجنس را فقط موجودی نبینند که نیازهای جنسی‌شان را برآورده می‌کند.»

البته برخی از طرح‌های تفکیک جنسیتی به خصوص قواعد سخت‌گیرانه مربوط به محیط‌های عمومی که سال‌های اولیه انقلاب وضع می‌شد اغلب با شکست رو‌به‌رو و به مرور اصلاح شدند. لیلا ارشد که معتقد است طرح‌های تفکیک جنسیتی هیچ‌وقت بازدهی لازم را نداشته از فضای سینما در اوایل دهه ۶۰ می‌گوید: «اوایل دهه ۶۰ سینما همین وضعیت را داشت. آخر سالن زنان و مردانی که با هم بودند-به اصطلاح زوج‌ها یا خانواده‌ها-‌ می‌نشستند. بعد زنان و در ردیف‌های جلو هم مردان می‌نشستند. چرا این الگو ادامه دار نشد؟ چون کار مناسب و درستی نبود. این که تصور کنیم همه مردان، زنان را موجودی برای برطرف کردن امیال جنسی‌شان می‌بینند، خطا است.»

این کنشگر اجتماعی همچنین به کمبود امکانات تفریحی، تفکیک جنسیتی و تاثیر آن بر جوانان نیز اشاره کرد و توضیح داد: « باید به یک نکته دیگر در مورد تفکیک جنسیتی در اماکن مختلف توجه کرد. اول این که سال‌ها است کنشگران اجتماعی به کمبود تفریحات مناسب برای جوانان تاکید دارند. اگر همین تفریحات ساده مثل پارک رفتن یا امثال آن را از جوانان بگیریم و آنها را با تفکیک جنسیتی مواجه کنیم، قطعا این تفریحات از حوزه عمومی به حوزه خصوصی کشیده می‌شود که به تبع آن کنترل کم‌تری بر آن وجود دارد.»

تفکیک جنسیتی و شهر دوستدار کودک

آنچه در خلال اظهارات تصمیم‌گیران برای تفکیک جنسیتی در پارک‌ها به چشم می‌خورد، ایجاد فضای شهری دوستدار کودک است. شماری از کشورها سال ۱۹۹۸ میلادی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیمان «حقوق کودک» را امضا کردند. پیمانی که از آن با عنوان «کنوانسیون حقوق کودک» یاد می‌شود. مجلس شورای اسلامی سال ۱۳۷۲ اجازه ملحق شدن جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد. در راستای بندهای موجود در کنوانسیون حقوق کودک که جمهوری اسلامی ایران هم به آن پیوست، سال ۱۳۷۹ شورای‌عالی استان‌ها به شورای اسلامی شهرها پیشنهاد کرد که شهرداری‌ها را موظف کند تا شرایط تحقق شهر دوستدار کودک را فراهم کنند. دولت در سال ۱۳۸۶ به صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد-یونیسف که بر اجرای شهر دوستدار کودک در جهان نظارت دارد-تعهد داد تا شهر تهران نیز به طرح شهرهای دوستدار کودک ملحق شود. در نهایت سال ۱۳۸۹ طرح شهر دوستدار کودک در شورای‌عالی استان‌ها به تصویب رسید. اما آیا به واقع تفکیک جنسیتی موجب ایجاد فضای شهر دوستدار کودک می‌شود و در راستای اجرای این طرح است؟



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49618

بازداشت متهم به قتل همسر در استان آذربایجان غربی

خبرگزاری هرانا

مردی که متهم است چندی پیش اقدام به قتل همسرش کرده بود در یکی از روستاهای استان آذربایجان غربی بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، یک مرد متهم به قتل همسرش بازداشت شد.

رسیدگی به این پرونده از روز ۲۶ فروردین‌‌ماه در پی تماس شهروندان با پلیس مبنی بر قتل یک زن به نام لیلا آغاز شد.

پزشک جنایی پس از معاینه جسد اعلام کرد که هیچ علائم دفاعی، زخم و جراحت دیگر روی بدن لیلا وجود ندارد و وی وقتی به قتل رسیده که کاملا خواب بوده است.

ساعاتی پس از حادثه، شوهر این زن به نام مرتضی در روستای کانی‌قلعه از توابع شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی بازداشت شد.

وی پس از بازداشت به قتل اعتراف کرد و گفت: دیشب من و لیلا باز هم دعوا کردیم. هر دو داد و فریاد راه انداخته بودیم. وقتی دعوایمان تمام شد، همسرم خوابید و من بیدار ماندم. همه نوع فکر به ذهنم خطور می‌کرد. کینه همه وجودم را گرفته بود. انگار دیوانه شده بودم. وقتی با خشم بالای سر لیلا رفتم، او خواب بود. روسری را برداشتم و او را خفه کردم، حتی فرصت نکرد فریادی بزند.

مرتضی با دستور بازپرس به راهی زندان شد تا پس از صدور کیفرخواست در دادگاه کیفری محاکمه شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49616

۴ اردیبهشت ۱۴۰۱

شلیک مرگبار داماد یاسوجی به عروس 16 ساله/ قاتل شیوا خودش را هم کشت

پایگاه خبری و اطلاع رسانی رکنا

شلیک مرگبار داماد یاسوجی به عروس 16 ساله/ قاتل شیوا خودش را هم کشت + عکس

به گزارش اختصاصی خبرنگار رکنا، مدتی بود که پسر عاشق پیشه یاسوجی به نام موسی بر سر مسائلی با نامزد 16 ساله اش اختلاف داشت.اما سرانجام ساعت حدود 11 شب دیشب بود صدای شلیک های مرگبار در روستای قلعه دختر یاسوج خبر از قتل دختر 16 ساله به نام شیوا داد.نامزد شیوا به نام موسی بعد از به قتل رساندن او، با همان اسلحه ای که در دست داشت به سر خودش نیز شلیک کرد و به زندگی اش پایان داد.

جزئیات قتل دختر یاسوجی به دست نامزد عاشق
شیوا و موسی دختر خاله و پسرخاله بودند.مدتی قبل خانواده موسی 21 ساله به خواستگاری شیوا رفتند و مراسم نامزدی برگزار شد.قرار بود زندگی مشترک این زوج به زودی آغاز شود.

دایی موسی و شیوا در حالی که تنها چند ساعتی از مرگ عزیزانش می گذرد، هنوز در شوک و ناباوری است.او در توضیح این ماجرای هولناک به خبرنگار رکنا می گوید:«شیوا 16 ساله بود و موسی هم 21 سال داشت.مدتی قبل جشن نامزدی آنها برگزار شد.اما چند وقت قبل شیوا می گفت آمادگی شروع زندگی ندارد و دلش می خواهد سال بعد سر خانه و زندگی اش برود.

موسی از این تصمیم شیوا عصبانی بود و ما مراقب بودیم که تصمیم خطرناکی نگیرد.موسی می گفت من خانه اجاره کرده ام و دلیلی ندارد شروع زندگی مان را عقب بیندازیم.به خاطر همین موضوع هم بود که بین آنها اختلاف و بگو مگو رخ داده بود. تا اینکه دیشب موسی با اسلحه ای که از قبل تهیه کرده بود به خانه شیوا رفت. ابتدا به شیوا شلیک کرد و او را کشت و سپس با شلیک به خود به زندگی اش پایان داد.»

به گزارش رکنا، فرمانده انتظامی شهرستان کهگیلویه از پایان دادن به زندگی جوان ۲۱ ساله ای پس از به قتل رساندن نامزدش در این شهرستان خبر داد.

سرهنگ سید محمد موسوی در تشریح جزئیات این خبر اظهار کرد: ساعت ۲۴ پنجشنبه شب یکم اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ جوان ۲۱ ساله ای با مراجعه به خانه نامزد ۱۶ ساله اش پس از کشتن نامزدش به زندگی خود پایان داد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49607

ما با مواردی از کودک‌بیوه‌ها روبه‌رو هستیم

صدای مردم

 

اکثر نوزادانی که در این شرایط متولد می‌شوند دچار فقر تغذیه‌ای هستند، همچنین مادرهایی که در سن پایین باردار می‌شوند از روند طی سلامت دوره بارداری آگاهی ندارند حتی خیلی از آنان خودشان کودک کار محسوب می‌شوند که دوره بارداری را نیز سر چهارراه کار می‌کنند و کودکی هم که به دنیا می‌آورند از همان نوزادی وارد چرخه کار در خیابان می‌شود.

شرق-ازدواج کودک یا کودک‌همسری، موضوعی است که در این سال‌ها بارها مورد نقد و بررسی قرار گرفت و حتی در زمان شیوع کرونا طبق آمار و اظهارات فعالان حوزه اجتماعی و کودک افزایش چشمگیری داشته، همچون آمار اخیر از تولد هزارو ۴۷۴ نوزاد در سال گذشته از مادران ۱۰ تا ۱۴ سال که البته این آمار فقط در رابطه با نوزادانی است که در بیمارستان متولد شده‌اند و دختربچه‌های دیگری هم هستند که به دلیل عدم خدمات کافی سلامت، در خانه زایمان می‌کنند.

در کنار این شکل از معضلات در ازدواج سن پایین، مواردی هم از بیوه‌شدن کودکانی با سن پایین شایع است که محیا واحدی عضو هیئت‌مدیره جمعیت امام علی در مورد آن می‌گوید: در جمعیت امام علی به واسطه حضور مستمر در سکونتگاه و محلات محروم و درگیر معضل، علاوه بر کودک‌همسری با پدیده کودک‌بیو‌گی هم اعضای داوطلب مواجه شده‌اند. در همان سن پایین همسرانشان را رها می‌کنند و می‌روند، حتی خیلی از این بچه‌ها بارداری‌های پرخطری را پشت سر می‌گذارند که به دلیل شرایط زندگی آنها، دسترسی به ساختارهای تأمین سلامت و بهداشت برایشان مقدور نیست.

محیا واحدی عضو هیئت‌مدیره جمعیت امام علی با اشاره به اینکه پدیده کودک‌همسری در مناطق درگیر معضل شایع است، می‌گوید: از‌جمله عوامل زمینه‌ساز این پدیده، فقر و اعتیاد والدین است و به این موضوع دامن می‌زند؛ شامل حالتی که در لوای ازدواج به دلیل فقر خانواده یا اعتیاد شدید والدین کودک معامله می‌شود و به فروش می‌رسد. حال تصور کنید کودکی در فضای فقر و معضل است، در سن پایین ازدواج می‌کند، در همان سن بچه‌دار می‌شود و این یعنی تولد کودکی دیگر در فضا و چرخه پرآسیب، آن هم توسط مادری زیر سن قانونی. طبق آماری که از نوزادانی با مادران ۱۰ تا ۱۴ سال منتشر شد باید بگویم بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در خط مقدم معضلات اجتماعی و فعالان حقوق کودک، به واسطه ارتباط مستقیم با خانواده‌های درگیر معضل، اذعان به این حقیقت دارند که تعداد قابل توجهی از این نوزادان در محلات و در شرایط نامناسب اقتصادی و اجتماعی متولد می‌شوند که در این میان جمعیت امام علی نیز در محلات حاشیه شهرهای مختلف شاهد تولد این نوزادان بوده است؛ همچون بچه ۱۳ساله‌ای که ازدواج کرده و در ۱۴ یا ۱۵‌سالگی یک کودک یک‌ساله دارد، یا دختر ۱۶ساله که با این سن دو بچه دارد. این ازدواج‌ها در یک ساختار معیوب اتفاق می‌افتد و بچه‌ای هم که به دنیا می‌آید در همان ساختار زندگی خواهد کرد. مثلا دختری ساکن در محله دروازه‌غار تهران که در ۱۵سالگی صاحب فرزند شده، هنگام مواجهه با او به‌شدت درمانده بود؛ برای سیرکردن فرزندش، به لحاظ جسمی امکان شیردهی نداشت و از آن سو به دلیل فقر و سایر معضلات در تهیه شیرخشک برای فرزندش نیز عاجز بود. اکثر نوزادانی که در این شرایط متولد می‌شوند دچار فقر تغذیه‌ای هستند، همچنین مادرهایی که در سن پایین باردار می‌شوند از روند طی سلامت دوره بارداری آگاهی ندارند حتی خیلی از آنان خودشان کودک کار محسوب می‌شوند که دوره بارداری را نیز سر چهارراه کار می‌کنند و کودکی هم که به دنیا می‌آورند از همان نوزادی وارد چرخه کار در خیابان می‌شود. این فعال اجتماعی ادامه می‌دهد: بخشی از کودکان فاقد اوراق هویت نیز هستند؛ ازدواج مادر و پدر در جایی ثبت نشده است. برای مثال دختری که در سنین پایین صاحب فرزند شده و شوهرش او را ترک کرده، هم‌اکنون که فرزندش به سن پیش‌دبستان رسیده، همچنان بدون شناسنامه است و محرومیت از تحصیل‌ را پیش‌روی کودک رقم می‌زند. توجه کنید مادری که خود از کودکی متحمل شرایط سخت و ازدواج زودهنگام بوده، حال برای فرزندش هم همین چرخه تکرار خواهد شد. ما با دختری مواجه بودیم که دو فرزند دارد و تجربه کودک‌همسری و بارداری در ۱۵ _۱۶ سالگی را داراست. حال در ۲۰سالگی می‌گوید وقتی فرزندم یک الی دو سال داشت، مثل دو تا بچه بودیم و با هم بزرگ شدیم و اصلا درکی از نقش مادری نداشتم. یعنی فردی که باید در چرخه تحصیل، حضانت اجتماعی و پرورشی قرار گیرد، روانه خانه‌ای برای تولد کودکی دیگر می‌شود. همچنین به دلیل کمبود زیرساخت‌های بهداشت و سلامت بعضا در این محلات یا هزینه‌های بالای مراجعه به مراکز درمانی به‌خصوص برای خانواده‌های مهاجر و… خیلی از این دختران بارداری‌های پرخطری را پشت سر می‌گذارند که به دلیل شرایط زندگی آنها دسترسی به ساختارهای سلامت برایشان مقدور نیست.

به نوعی با تباهی کودکی در وجود کودکانی مواجه هستیم که در بساط فقر و اعتیاد به همسری در می‌آیند و مادر می‌شوند و حتی بعد در سنین جوانی یا بعد از جوانی به دلیل مواجهه با شرایط سخت و آزارها و آسیب‌هایی که از سوی همسر معتاد و… متحمل آن می‌شوند، بعضا شاهد هستیم که خود نیز درگیر اعتیاد شده‌اند. کم نیستند مواردی این‌چنین در حاشیه‌های تهران و سایر استان‌ها که صدایشان به گوش احدی نمی‌رسد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49605

مشهد؛ اسیدپاشی به صورت یک زن زندانی توسط همسر سابق

شبکه حقوق بشر کردستان

 

یک زن زندانی به نام ریحانه رحمانی زمانی که در مرخصی به‌سر می‌برد در یکی از خیابان‌های شهر مشهد از سوی همسر سابقش هدف اسیدپاشی قرار گرفته است. فرد اسیدپاش در حال حاضر در بازداشت به‌سر می‌برد.

یک منبع مطلع در این باره به شبکه حقوق بشر کردستان گفت: «حدود دو هفته پیش ریحانه رحمانی از بند یک زندان زنان مشهد به مرخصی اعزام شده بود اما در یکی از خیابان‌های این شهر از سوی همسر سابقش مورد اسید پاشی قرار گرفت.»

به گفته این منبع، شدت ضایعه روی بدن و صورت این زن به حدی بوده است که گوش‌های او کاملا تخریب شده و توان حرکتی‌اش از بین رفته است. با وجود این‌که با گذشت دو هفته از بستری بودن وی در بیمارستان پزشکان همچنان خطر مرگ را برای او ممکن می‌دانند. اما در در روزهای اخیر این زن به دلیل غیبت در مرخصی در وضعیت وخیم جسمی و سلامتی به زندان بازگردانند شده است. هرچند پس از دو روز نگهداری در بهداری زندان، مسئولان زندان مجبور به موافقت با مرخصی مجدد و انتقال دوباره او به بیمارستان شده‌اند.

ریحانه رحمانی، ۲۴ سال دارد و از ۲۰ ماه پیش در زندان مشهد به‌سر می‌برد. او پس از چند سال زندگی مشترک از همسر سابقش جدا شد. وی یک فرزند خردسال ۳ ساله داشت و پس از مدتی به عقد موقت یک مرد درآمد. این مرد که به مواد مخدر اعتیاد داشت در نتیجه مصرف زیاد مواد مخدر فرزند خردسال ریحانه را به قتل رساند. دادگاه ریحانه را به اتهام «معاونت در قتل» بازداشت و به ۲ سال حبس محکوم کرد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49603

مصیبت‌های دختران در خوابگاه‌های تهران/ از اجاره یک تخت به قیمت گزاف تا ضعف بهداشت و هم‌اتاق شدن با زنان معتاد!

برنا

مصیبت‌های دختران در خوابگاه‌های تهران/ از اجاره یک تخت به قیمت گزاف تا ضعف بهداشت و هم‌اتاق شدن با زنان معتاد!

زندگی در خوابگاه‌ها گاها برای افراد خصوصا دختران، وضعیت مناسبی ندارد. از گران شدن ناگهانی اجاره یک تخت خواب در این خوابگاه‌ها گرفته تا شرایط سخت و نبود بهداشت مناسب و پذیرش معتادان در برخی از موارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا؛ گرانی آپارتمان در پایتخت و بالا رفتن اجاره‌ مسکن در تهران زندگی در خانه‌های مستقل را برای برخی از افراد که به بهانه‌های مختلف تهران را برای زندگی انتخاب کردند سخت کرده است. افرادی که به بهانه کار و تحصیل مجبور هستند که در تهران بمانند و امکان کرایه یک واحد آپارتمان را نیز ندارند، به همین دلیل از خوابگاه‌های سطح شهر و پانسیون‌ها برای اقامت استفاده می‌کنند.

اما زندگی در همین خوابگاه‌ها گاها برای افراد خصوصا دختران، وضعیت مناسبی ندارد. از گران شدن ناگهانی اجاره یک تخت خواب در این خوابگاه‌ها گرفته تا شرایط سخت و نبود بهداشت مناسب و پذیرش معتادان در برخی از موارد. با یکی از افرادی که در یکی از این خوابگاه‌های سطح شهر که در میدان ولیعصر واقع است، اقامت داشته صحبت کردیم و از وضعیت زندگی خوابگاهی جویا شدیم. در ابتدا از گران شدن چند باره تخت در این خوابگاه گفت، او مدعی شد که در شهریور سال گذشته که اقدام به اجاره یک تخت در خوابگاه را داشته هزینه ۳ ماه اجاره یک تخت در اتاق ۱۲ متری ۸ تخته را ۷۱۰ هزار تومان اعلام کردند اما دو روز بعد هنگام امضای قرارداد ۸۱۰ هزار تومان از وی پول گرفتند همچنین بعد از پایان ۳ ماه این قیمت به ۹۱۰ هزار تومان رسید و حالا نیز می‌گویند باید یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان بابت اجاره پرداخت کند‌. این درحالی است که خوابگاه‌های خودگردان فقط در سال ۲ بار می‌توانند افزایش اجاره داشته باشند اما این خوابگاه چندین بار افزایش اجاره داشته و این شرایط را سخت می‌کنند.

او درباره وضعیت بهداشت این خوابگاه گفت که شرایط بهداشت خوابگاه اصلا مناسب نیست و آنقدر از نظر بهداشتی ضعیف است که سوسک و… در خوابگاه به وفور دیده می‌شود و اصلا برای خانم‌ها شرایط مناسبی برای زندگی نیست. بیشتر افرادی که در این خوابگاه اقامت دارند کارمند و دانشجو هستند اما گاهی زنان معتاد و دخترانی که از خانه فرار کردند و مدارک هویتی هم همراه ندارند را پذیرش داشتند که با شرایط قانونی خوابگاه همخوانی ندارد، چراکه در ابتدا که می‌خواستم در این خوابگاه تخت اجاره کنم به این نکته تاکید داشتند که حساسیت زیادی در پذیرش افراد داریم اما در عمل اینطور نیست.

همچنین او بیان کرد که ساعت 11 شب درب خوابگاه را می‌بندند و اگر کسی از شهرستان بخواهد برگردد و کمی دیرتر از ساعت 11 شب برسد درب را به روی آن باز نمی‌کنند یعنی حاضر هستند زنان و دخترانی که در این خوابگاه تخت اجاره کردند آن شب را در خیابان بمانند اما بعد از ساعت 11 شب وارد خوابگاه نشوند. شرایط اصلا شرایطی مناسبی برای زنان نیست بارها خواستیم پیگیری کنیم اما نتیجه نداشته و فقط می‌دانیم که این خوابگاه زیر نظر دانشگاه علم و صنعت است اما نمی‌دانیم کجا شکایت شرایط نامناسب خوابگاه و افزایش دل بخواهی اجاره را ببریم.

همچنین یکی دیگر از ساکنان این خوابگاه به خبرگزاری برنا اعلام کرد که بارها درخواست شستن فرش اتاق را داشتیم و اینکه به نظافت اتاق رسیدگی شود اما به ما گفتند تخت‌ها را بلند کنید، فرش را بیرون بیاورید و با هزینه شخصی، خودتان آن را بشورید. خوابگاه ما یک خوابگاه دخترانه است و تمامی خانم‌ها در این خوابگاه‌ها با لباس راحت می‌گردند قبل از عید پدر مدیر مجموعه وارد خوابگاه شده بود و نه تنها پای دوربین‌ها نشسته بود بلکه چند روز نیز در خوابگاه دخترانه ساکن بودند.

او در بخش دیگری از صحبت‌های خود بیان کرد که مدتی پیش وزارت بهداشت در بازدیدی که از خوابگاه داشت جاروبرقی‌های جدید را تهیه کردند اما بعد از آنکه بازدید مجددی از سوی وزارت بهداشت صورت نگرفت، این جاروبرقی‌ها را جمع کردند و جاروهای قدیمی مجدد قرار دادند. نظافت آشپرخانه و سرویس بهداشتی ضعیف است، کابینت‌های آشپزخانه خراب است و حتی یکی از کابیت‌ها با یک پیچ وصل بود و برایشان مهم نبود که ممکن است این کابینت بر سر یک نفر بیفتد.

این فرد به وجود معتادان در این خوابگاه دخترانه اشاره کرد و گفت به راحتی در داخل خوابگاه مواد مصرف می‌کنند و هیچکس به این افراد حرفی نمی‌زند حتی مورد داشتیم خانم معتادی در این خوابگاه اوردوز کرده بود و اورژانس خبر کردند. سرپرست خوابگاه با وجود اینکه بابت اجاره تخت پول دریافت می‌کند و مجانی آنجا را اجاره نداده اما به خودش اجازه هر توهینی را به دختران می‌دهد.

دختران جوانی که مجبور به کار و تحصیل در تهران هستند و امکان اجاره خانه‌های مستقل را در پایتخت ندارند، زندگی در خوابگاه‌های سطح شهر شاید گزینه خوبی برایشان باشد این درحالی است که شرایط مناسبی و درخور شانی برای این جوانان فراهم شود، جای زنان معتاد و کارتن خواب در این خوابگاه‌ها نیست و گرمخانه های شهرداری پذیرای این زنان در شهر است و پذیرش این زنان توسط این خوابگاه‌ها شرایط را برای دانشجویان و کارمندانی که این مکان را برای اقامت موقتشان انتخاب کردند سخت‌تر می‌کند. وضعیت نامناسب خوابگاه‌های سطح شهر و عدم نظارت مسئولان مربوطه، باعث نارضایتی ساکنان و سوءاستفاده سرپرستان این خوابگاه‌ها شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49612