۱۳ مرداد ۱۳۹۹

خودکشی یک دختر جوان شرق کوردستان در اطراف سلیمانیه

شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ خورشیدی، دختر جوانی در اردوگاه نظامی حزب کومله شورشگیری زحمتکیشان کوردستان ایران به نام «تینا محمدی» معروف به “هیرو” با اقدام به خودکشی به زندگی خود پایان داد.

براساس گزارش: تینا محمدی اهل شهرستان جوانرود در شرق کوردستان و ۱۷سال داشته که بر اساس اعلام خبرگزاری حزب کومله شورشگیری زحمتکیشان کوردستان ایران؛ شب شنبه با اقدام به خودکشی بە زندگی خود پایان داد.

لازم به ذکر است که: تینا محمدی از پیشمرگان جوان و جدید الورود به حزب مذکور در اردوگاه رزگویزله در اطراف سلیمانیه در جنوب کوردستان بوده است.

بر اساس آمارهای مرکزی جمعیت حقوق بشر کوردستان و با احتساب مورد فوق از ابتدای سال میلادی جاری تاکنون ۲۲ زن و ۲۰ مرد از شهروندان شرق کوردستان با اقدام به خودکشی جان خود را از دست داده اند.

جمعیت حقوق بشر کوردستان



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39489

فروغ آخوندزاده از بازداشتگاه اداره اطلاعات به زندان ارومیه منتقل شد

خبرگزاری هرانا – فروغ آخوندزاده، شهروند اهل ارومیه در تاریخ ۲ تیر امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد. او امروز یکشنبه ۱۲ مردادماه با پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه این نهاد امنیتی به زندان ارومیه منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۲ مردادماه ۱۳۹۹، فروغ آخوندزاده، شهروند اهل ارومیه با پایان مراحل بازجویی به زندان ارومیه منتقل شد.

فروغ آخوندزاده در تاریخ ۲ تیرماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد.

اتهام مطروحه علیه آقای آخوندزاده “عضویت در یکی از گروه‌های مخالف مخالف نظام” عنوان شده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش از مصادیق اتهام مطروحه در خصوص این متهم سیاسی اطلاعی در دست نیست.

فروغ آخوندزاده، ۳۳ ساله، متاهل و اهل ارومیه است.

آقای آخوندزاده هم اکنون در بند مشاوره زندان ارومیه به سر می‌برد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39487

گزارشی دربارە یک زندانی سیاسی زن با حکم ٨ سال حبس در زندان ارومیە

هەنگاو: یک زن اهل ارومیە بە تحمل ٨ سال حبس محکوم شدە و از سە سال پیش در زندان مرکزی ارومیە محبوس و خبر بازداشت و صدور حکم برای وی تاکنون رسانەای نشدە است.

بر پایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، یک زن اهل کُرد ارومیە با هویت ”باران بهزاد“ از سە سال پیش در بند زنان این زندان محبوس می باشد.گزارشی دربارە یک زندانی سیاسی زن با حکم ٨ سال حبس در زندان ارومیە

بە گفتە یک منبع مطلع، باران بهزاد پیشتر عضو حزب کارگران کُردستان بودە و سە سال پیش پس از جدایی از این حزب بە ارومیە بازگشتە و همان زمان از سوی نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و پس از دو ماه بە زندان مرکزی ارومیە منتقل شدە است.

این منبع در ادامە اعلام کرد کە، باران بهزاد سال ٩٦ (٢٠١٧) از سوی شعبە دوم دادگاه انقلاب ارومیە بە ریاست قاضی شیخلو بە اتهام ”عضویت در حزب کارگران کُردستان“ بە تحمل ٨ سال حبس محکوم شدە است.

باران بهزاد از سە سال پیش بدون داشتن حق مرخصی در زندان مرکزی ارومیە محبوس بودە و هەنگاو بە عنوان اولین منبع خبر بازداشت و صدور حکم برای این زن اهل ارومیە را منتشر می کند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39484

دنیز جلالیان: نیروهای امنیتی به زینب اعلام کردند که در صورت ابراز پشیمانی با خواسته‌های وی موافقت خواهد شد

زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد اهل شهرستان ماکو در قرنطینه بند زنان زندان کرمان نگهداری می‌شود و طی این مدت تنها یکبار با خانواده‌اش تماس تلفنی داشته و نیروهای امنیتی وی را مجبور کردند که به زبان فارسی با خانواده‌اش صحبت کند.زندانی سیاسی زینب جلالیان از ملاقات با خانواده محروم می شود ...

دنیز جلالیان، خواهر زینب جلالیان درباره آخرین وضعیت خواهرش در گفت‌وگو با کُردپا اظهار داشت: همان‌طور که می‌دانید که سیزده سال است که زینب در زندان به سر می‌برد و طی این سیزده سال مورد شکنجه و دچار انواع بیماری شده است. بیشتر اوقات فشارها بر زینب این است که وی را وادار به اعترافات اجباری در تلویزیون کنند و با نیروهای امنیتی همکاری نماید.

وی گفت: زنیب رنج‌های فراوانی را به دلیل بیماری در زندان کشیده و از مداوا پزشکی محروم بوده است. نیروهای امنیتی به وی اعلام کرده بودند که در صورت قبول همکاری مورد مداوا پزشکی قرار می‌گیرد و از حق مرخصی نیز برخوردار خواهد شد.

دنیز جلالیان افزود: بیشتر اوقات زینب از ملاقات و تماس تلفنی با خانواده محروم بوده است و زینب در مقابل تمام این فشارها مقاومت کرده است و از این زندان به آن زندان بردند.

خواهر زینب جلالیان اعلام کرد: تمام فشارهای نهادهای امنیتی این است که زینب ابراز پشیمانی کند، زینب به نماد مقامت در زندان‌ تبدیل شده و فشارها بر این نماد مقاومت افزایش یافته است.

به گفته دنیز جلالیان، زینب جلالیان از زندان خوی به زندان قرچک ورامین منتقل و در آن زندان دچار ویروس کرونا شده بود و وضعیت عمومی وی وخیم بود و طی این مدت زینب با مشکلات تنگی نفس روبه‌رو و حتی توان تکلم را نیز نداشت.

وی در ادامه اضافه کرد: زینب جلالیان در زندان قرچک ورامین درخواست انتقال به زندان اوین یا زندان خوی را کرده بود و حکومت فاشیست ایران درخواست وی را رد کرده بود و مدتی بود که از سرنوشت زینب خبری نداشتیم و تنها می‌دانستیم وی در زندان کرمان می‌باشد.

او اظهار داشت: روز پنج‌شنبه نهم مردادماه، زینب با حضور دو تن از مأموران امنیتی با خانواده ما تماس گرفته و اعلام کرده که حق صحبت کردن به زبان کُردی را ندارد و باید به زبان فارسی صحبت کند.

دنیز جلالیان تصریح کرد: زینب در این تماس تلفنی اظهار داشته است که در زندان کرمان به سر می‌برد و در حین انتقال به زندان کرمان نیروهای امنیتی به وی اعلام کردند که در صورت ابراز پشیمانی با خواسته‌های وی موافقت خواهد شد.

وی در پایان سخنان خود عنوان کرد: همچنین زینب به خانواده ما اعلام کرده که به اعتصاب غذای خود پایان داده و در قرنطینه بند زنان زندان کرمان می‌باشد.

زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد اهل شهرستان ماکو پنجم تیرماه از زندان قرچک ورامین به زندان کرمان تبعید و هم‌اکنون در قرنطینه بند زنان این زندان نگهداری می‌شود.

روز شنبه سی و یکم خردادماه با طرح خواسته انتقال خود به زندان خوی و یا زندان اوین اعتصاب غذا کرده بود، چندی پیش به اعتصاب خود پایان داده است.

زینب جلالیان هشتم اردیبهشت‌ماه سال جاری به دلایل نامعلومی از زندان خوی خارج و سیزدهم اردیبهشت‌ماه به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل شد.

چندی پیش، سازمان عفو بین‌الملل از مقامات حکومت ایران خواست که به حبس ناعادلانه زینب جلالیان پایان دهند.

زنیب جلالیان در اسفندماه ۱۳۸۶ به دلیل همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) بازداشت و در آذرماه ۱۳۸۷ به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد.

حکم اعدام این زندانی سیاسی در ادیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۸ توسط دادگاه تجدید نظر تایید شد، اما در آذرماه ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت.

زینب جلالیان طی سال‌های حبس بارها از حقوق اساسی خود از جمله دسترسی به خدمات درمانی مناسب و کافی محروم بوده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39481

پنج زن زندانی اقدام بە خودکشی کردەاند

پنج زندانی اقدام بە خودکشی کردە اند ، طی روزهاى گذشته سه زن زندانی در زندان قرچک ورامین اقدام به خودکشی کرده اند، و از سوی دیگر گزارش شده که وضعیت سهیلا حجاب در این زندان مساعد نیست.

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی که از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد، کماکان در اعتصاب بسر می‌برد.

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی کە دوران محکومیت خود را در قرنطینه این زندان سپری می‌کند دچار کاهش وزن و ضعف جسمانی شديد شده است.

سهیلا حجاب کماکان به صورت ایزوله در قرنطینه زندان قرچک ورامین بسر می‌برد و وضعیت جسمی مناسبی ندارد.

سه زن زندانی در زندان قرچک ورامین خودکشی کرده اند

یکی از زندانیان بە نام منیره بهرامی، اواخر هفته گذشته از راه حلق آویز کردن خود اقدام به خودکشی کردە و جان خود را از دست داد، و زندانی دیگر نیز دو روزهاى پیش از آن، پس از انتقال به بیمارستان روان درمانی امین آباد تهران اقدام به خودکشی کردە و جان خود را از دست داد.

مورد سوم مربوط میشود به حدود ده روز پیش، که یک زندانی دیگر با خوردن داروی نظافت در زندان، خودکشی کرد اما با انتقال به درمانگاه زندان از مرگ نجات یافت.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39478

بیکاری، فقر و اعتیاد همسر از دلایل عمده خشونت علیه زنان باردار است

خشونت خانگی علیه زنان در بسیاری کشورها ابعادی گسترده دارد و در لایه‌های مختلف جامعه در سکوت ادامه پیدا می‌کند. خبرگزاری ایسنا با انتشار نتیجه مطالعات پژوهشگران دانشگاه‌های علوم پزشکی مشهد و خراسان شمالی و دانشگاه آزاد اسلامی مشهد به ابعاد خشونت خانگی علیه زنان باردار و عوامل آن پرداخته است.تصویر لینک

این گزارش با نگاهی به آمار جهانی می‌گوید که حدود ۴۵ درصد زنان دنیا، یعنی از هر دو زن یک نفر، در معرض خشونت خانگی قرار دارند.

این مطالعه در فاصله سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸ و با بررسی ۲۳ زن باردار ۱۵ تا ۴۵ ساله انجام شده است، زنانی که بر اثر خشونت خانگی به بیمارستان مراجعه کرده‌اند. گزارش می‌گوید گروهی از این زنان با شکایت از ترومای ناشی از خشونت خانگی و ۲۳ بیمار باردار دیگر به علت تروما ناشی از سایر علل به اورژانس سوانح دو بیمارستان‌در مشهد مراجعه کرده بودند.

گزارش تاکید می‌کند که خشونت خانگی “شایع‌ترین نوع خشونت علیه زنان است و شامل خشونت‌های فیزیکی، روانی و جنسی است که در تمام سنین، جنسیت‌ها، قومیت‌ها، زمینه‌های آموزشی و گروه‌های اقتصادی اجتماعی اتفاق می‌افتد”.

روانی و جنسی است که در تمام سنین، جنسیت‌ها، قومیت‌ها، زمینه‌های آموزشی و گروه‌های اقتصادی اجتماعی اتفاق می‌افتد”.

چگونگی انجام پژوهش

پژوهش یاد شده با پرسش‌نامه‌ای انجام گرفته است که در آن از اطلاعات شخصی بیمار، شکل خشونت اعمال‌شده و عوامل دخیل در آن از بیمار گرفته شده است. پژوهشگرانی که در این مطالعات شرکت کرده‌اند گفته‌اند که برای انجام تحقیقات خود در ابتدا مفهوم خشونت خانگی و انواع آن را توسط یک پرستار با سابقه به بیمار توضیح داده‌اند. به عبارتی برای بیمار روشن کرده‌اند که از نظر سازمان ملل هر نوع عمل خشونت‌آمیزی است که “بر اختلاف جنسیت مبتنی باشد و به آسیب یا رنج بدنی، جنسی یا روانی زنان بیانجامد و یا احتمال منجر شدن آن به این نوع آسیب‌ها و رنج‌ها وجود داشته باشد، مانند تهدید به این‌گونه اعمال، زورگویی و یا محروم‌سازی خودسرانه از آزادی، خواه در حضور عموم یا در زندگی خصوصی”.

این مطالعه به بررسی داده‌هایی پرداخته است نظیر سن، سن بارداری، دفعه بارداری، خواسته یا ناخواسته بودن بارداری، سابقه سقط به علت خشونت، محل تولد، محل زندگی، تحصیلات، شغل، استعمال دخانیات، سوء مصرف مواد مخدر و مصرف داروهای خواب‌آور یا ضد افسردگی.

پژوهشگران هم‌چنین اطلاعات دیگری را نیز مد نظر قرار داده‌اند از جمله مدت زمان ازدواج، فاصله سنی زوجین، ازدواج تحمیلی و عدم رضایت زناشویی، سابقه طلاق در بیمار و یا همسر او و تعدد زوجین. در رابطه با همسر نیز به این موارد توجه شده است: «محل تولد، تحصیلات، شغل، استعمال دخانیات، سوء مصرف مواد مخدر، اعمال خشونت قبلی، آسیب به کودک و آزار رساندن به کودکان، مصرف داروهای خواب‌آور و یا ضد افسردگی.»

آنها به این نتیجه رسیده‌اندکه در ۲۲ بیمار خشونت توسط همسر بیمار انجام شده و تنها یک نفر از طرف برادر مورد خشونت قرار گرفته است.

میانگین سن زنانی که در پی خشونت خانگی به بیمارستان مراجعه کرده‌اند حدود ۲۷.۵ سال، میانگین مدت ازدواج ۳.۵ سال و میانگین سن بارداری ۲۸.۵ هفته بوده است. گزارش می‌گوید شش مورد از بارداری‌ها کمتر از ۲۰ هفته و مابقی بیشتر از ۲۰ هفته و دارای قابلیت حیات بوده‌اند.

عوامل خشونت

نتیجه پژوهش نشان داده است که «بین بروز خشونت خانگی و سابقه خشونت خانگی در خانواده، بیکاری همسر و مشکلات اقتصادی، سابقه بستری به علت خشونت خانگی و مصرف دخانیات و سوءمصرف مواد مخدر» ارتباط وجود داشته و از مهم‌ترین علت‌های بروز خشونت خانگی «از نظر زنان باردار، بیکاری و مشکلات اقتصادی همسر، سابقه بستری قبلی به علت خشونت خانگی و اعتیاد همسران» بوده است.

از نظر فعالان حقوق زنان‌، علاوه بر محرومیت‌هایی که در این پژوهش به آنها اشاره شده یکی از مهم‌ترین عوامل خشونت خانگی علیه زنان در ایران قوانین زن ستیز در جمهوری اسلامی است که جامعه مردسالار ایران را به شریعت نیز مسلح کرده است.

بحث خشونت خانگی علیه زنان در ایران سال‌هاست که ادامه دارد. حکومت اسلامی، مجلس و مجلس خبرگان آن بر سر پیوستن این کشور به کنوانسیون بین‌المللی رفع هرگونه تبعیض علیه زنان موانع متعدد به وجود آورده‌اند. زمانی که نمایندگان مجلس ششم لایحه پیوستن ایران به این کنوانسیون را که از سوی دولت وقت تهیه شده بود تصویب کردند، عده‌ای کفن‌پوش به خیابان‌ها آمدند و علیه آن اعتراض کردند.

در نهایت نیز مجلس شورای اسلامی این لایحه را از دستور کار خارج کرد. از میان اعضای سازمان ملل تنها چهار کشور ایران، سومالی، سودان و تونگا این کنوانسیون را امضا نکرده‌اند.

این معضلات تنها محدود به ایران نیست. کشورهای همسایه نیز وضع مشابهی دارند. همین هفته پیش بود که قتل یک دانشجوی زن جوان در ترکیه به دست دوست پسر سابق‌اش موجی از اعتراض را براه انداخت. معترضان معتقدند دولت محافظه‌کار اردوغان پایه‌های مردسالاری در جامعه ترکیه را تقویت کرده و این از عمده دلایل خشونت و حتی قتل زنان به دست خانواده یا شریک زندگی آنهاست. در سال جاری در ترکیه ۱۴۶ زن تنها به خاطر جنسیت‌خود به قتل رسیده‌اند.

منبع: دویچه وله



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39475

استعفای اعضای هیات دوچرخه سواری سبزوار در اعتراض به منع دوچرخه سواری زنان

اعضای هیات دوچرخه سواری سبزوار در اعتراض به جلوگیری از دوچرخه سواری زنان در این شهر به صورت دسته‌جمعی استعفا کردند.با ممنوعت دوچرخه سواری بانوان کلیه اعضای هیئت دوچرخه سواری سبزوار ...

اعضای این هیات اعلام کردند که به دلیل «اتفاقات اخیر در بحث دوچرخه سواری» زنان استعفا داده‌اند.

مهدی روزبهانه، رئیس هیات دوچرخه‌سواری خراسان رضوی، نیز گفت که علت استعفای اعضای این هیات موضوع ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در سبزوار بوده است.

بر اساس مصوبه شورای فرهنگ اسلامی سبزوار از خرداد ماه تابلوی ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در پارک‌ها و مکان‌های عمومی شهر نصب شده بود.

با وجود نبود قانونی درباره ممنوعیت زنان در شهرهای مختلف از دوچرخه سواری زنان جلوگیری شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39473

رئیس شورای اجتماعی زنان: برخی مادران شاغل بارداری خودشان را در محل کار مخفی می کنند تا مشکلی پیش نیاید/ مرخصی زایمان سلیقه ای اعمال می شود

بعد از آن به طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده رسیدیم که مجموعه ای از سیاست ها، برنامه ها و قوانین موجود است؛ این طرح از سال ۹۱ تاکنون در مجلس می چرخد و از آنجایی که بسیار پرحجم و پرهزینه است، دولت نسبت به بار مالی آن ایراد گرفته است؛ بعد از چندین بار اصلاح، مجلس یازدهم با اعلام وصول این طرح، فعالیت خود را آغاز کرد؛ امیدواریم این طرح بالاخره در این مجلس به نتیجه برسد.

رئیس شورای اجتماعی زنان با بیان اینکه تا سال ۹۲، شش ماه مرخصی زایمان به طور حتمی به مادران تعلق می گرفت اما بعد از آن، این مرخصی به صورت سلیقه ای اعمال می شود، گفت: برخی مادران، بارداری خودشان را در محل کار مخفی میکنند تا مشکلی برایشان پیش نیاید!

به گزارش تسنیم، کبری خزعلی در اشاره به سیاست های برزمین مانده در حوزه خانواده و جمعیت اظهار کرد: شورای اجتماعی فرهنگی زنان و خانواده، شورای تخصصی شورایعالی انقلاب فرهنگی در حوزه زنان و خانواده است؛ برنامه ریزی، سیاستگذاری و نظارت بر اجرا قوانین مربوطه بر عهده این شورا است.

وی ادامه داد: تاکنون در بحث ازدواج و جمعیت، دو سیاست مصوب داشتیم؛ سیاست نخست که به تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده می پرداخت در سال ۸۳ تصویب شد و در موضوع جمعیت نیز سیاستی در سال ۹۰ به تصویب رسید؛ مجموعه این سیاست ها در مهندسی فرهنگی جمع آوری شدند؛ هدف چهارم، مهندسی بحث جمعیت و هدف سوم آن خانواده است؛ این سیاست ها دو بار توسط دو رئیس جمهور ابلاغ شده است؛ بار اول سال ۹۱ و بار دوم سال ۹۳ و باید گزارشات آن را ستاد مهندسی فرهنگی هر شش ماه یک بار دریافت کند؛ تقسیم کار در این دولت نیز با امضای دکتر جهانگیری ابلاغ شده است.

خزعلی تصریح کرد: بر این اساس، مجلس، دولت و قوه قضائیه وظایفی دارند؛ این وظایف برای این قوا، تعیین تکلیف شده و در ستاد ملی زنان و خانواده به تصویب رسیده و مصوبات آن برای همه دستگاه ها لازم الاجرا است؛ به طوری که وظایف و بودجه های مربوطه از سال ۹۲، هر ساله به تصویب می رسد اما با تغییر دولت، این موضوعات مسکوت ماندند.

رئیس شورای اجتماعی فرهنگی زنان گفت: از طرفی قانون تسهیل ازدواج جوانان را داریم که از …



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39471

تهران مستعد شرایط ناگوار کرونایی است/ واکنش به وجود آمار محرمانه

رئیس کمیته اپیدمیولوژی در ستاد مقابله با کرونا، با عنوان این مطلب که ویروس کرونا همه شهرها و روستاها را فتح کرده است، گفت: تهران هم مانند همه کلانشهرهای دنیا مستعد شرایط ناگوار است.

به گزارش خبرگزاری مهر ، علی اکبر حق دوست، شب گذشته در گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما، کرونا را یک شطرنج باز حرفه ای خواند و اظهار داشت: اگر لحظه ای حواسمان پرت شود به راحتی کیش و مات می شویم.

وی در عین حال گفت: اپیدمی کرونا در برخی از شهرهای کشور که طی ۶ هفته گذشته دستخوش آلودگی قرار گرفته بودند کم کم در مسیر پیر شدن است حتی در استان خوزستان هم که سه هفته گذشته آمار شدیدی به گوش می رسید شاهد کاهش شدت مبتلایان به کرونا هستیم.

حق دوست تصریح کرد: روی هم رفته در استان های جنوبی کشور به رغم آنکه هنوز تعداد نفرات بستری شده در ICU و همچنین آمار فوتی ها ادامه دارد اما حجم ابتلا به کرونا به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. کرونا در استان های غربی همچون کردستان و کرمانشاه و همدان هم تقریباً رو به کاهش است. در این میان استان های آذری زبان کشور، توجه خاص تری می طلبند.

رئیس کمیته اپیدمیولوژی در ستاد مقابله با کرونا، گفت: استان تهران هم مانند همه کلانشهرهای دنیا مستعد شرایط ناگوار بوده و هست زیرا از روزهای اول کرونا تا کنون همیشه در شرایط زرد، قرمز و هشدار بوده است.

حق دوست استفاده از ماسک را یکی از دلایل کاهش حجم ابتلا به کرونا عنوان کرد و افزود: گرچه ماسک زدن راهکاری مناسب است اما کافی نیست.

عضو کمیته مشورتی علمی مبارزه با بیماری های عفونی، در ارتباط با برگزاری مراسم عزاداری محرم و صفر، گفت: مراسم عزاداری ما شیعیان آمیخته ای از شعائر و شعور است و اگر حفظ شعائر مهم باشد، حفظ سلامت جان و روان از واجبات است.

وی ادامه داد: در شرایط فعلی که جهان دستخوش شیطنت های ویروس شده که مدام برای درگیر کردن ما راه جدیدی می یابد شاید بهتر باشد مراسم …



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39468

بهاره هدایت؛ انتقام چندباره از «سوژه‌ای» که تسلیم نمی‌شود

یادداشتی از علی افشاری: صدور حکم ۵۶ ‌ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از برخی حقوق اجتماعی برای بهاره هدایت فعال دانشجویی، حقوق زنان و از چهره‌های شناخته‌شده دموکراسی‌خواه داخل ایران اتفاقی ویژه است. بهاره هدایت، فعال دانشجویی و حقوق مدنی

این ظلم آشکار برای کسی که هفت سال از سال‌های جوانی و بهترین ایام عمر را در زندان سپری کرد، رنج غیرقابل تحملی نیست اما برای ساختار سرکوب نشانگر بن‌بست است؛ بن‌بستی که عجز از به تسلیم کشاندن بانوی آزادی‌خواه و مبارز ایران امروز را به تصویر می‌کشد؛ شکست از تحمیل اطاعت بر سوژه‌ای مهارناپذیر که اسیر تطمیع‌ها و تهدید‌ها نشده است.

روانه کردن دوباره او به پشت میله‌های عبوس زندان بیش از آنکه برای او هزینه در پی داشته باشد، برای نظام و هر دو جناح آن چالش برانگیز است. سال‌های پرشمار زندان و محرومیت‌ها و محدودیت‌ها او را تبدیل به چهره‌ای نکرد که ناگزیری وضعیت موجود سیاسی را پذیرا شده و به آن تن بدهد.

شماری از فعالان سابق دانشجویی در دگردیسی حیرت‌انگیز به ضد خود تبدیل شدند، اما او مسیر تکاملی و تعالی بخش را پیمود. در زمانه‌ای که به موازات گسترش فساد اقتصادی ملاک‌های مادی و رفاه‌طلبی و تجمل‌گرایی متأسفانه سکه رایج در جامعه شده، او از این آزمون با سربلندی بیرون آمد که توان بالای شخصیتی می‌طلبد و کار هر کسی نیست که در برابر وسوسه‌ها گام‌هایش سست نشود.

البته سیاست‌ورزی او بعد از آزادی از زندان با توجه به فضای خاصی که حرکت بنفش اعتدالی ایجاد کرده بود دچار فراز و نشیب شد اما او راه را گم نکرد؛ بار دیگر اصلاح‌طلبان و ادعاهای مبتنی بر میانه‌روی آنها را آزمود، اما قطب‌نمای او جامعه محوری و تقویت نیروهای جامعه مدنی بود. او به معیار اصلی کنشگری انتقادی‌اش در انتخاب مردم بین دوگانه قدرت مطلقه و مقاومت اجتماعی وفادار باقی ماند.

بازگشت او به دانشگاه با هدف جبران و اهداف حرفه‌ای و آموزشی بود، اما در وضع موجود هضم نشد و مسئولیت سیاسی و اجتماعی خود در هیئت یک فعال دانشجویی قدیمی را حفظ کرد. اگرچه فضای جدید دانشجویی کشور با تجارب قبلی خود تفاوت زیادی کرده بود، ولی باز بهاره هدایت وزن سنگین خود در جنبش دانشجویی را داشت و حضور وی گرمابخش هر تجمعی بود.

بهاره هدایت به موازات افزایش تجربه سیاست‌ورزی‌اش نیز صیقل خورد و پخته‌تر شد. او نه اسیر گرایش‌های معطوف به قدرت شد، نه اجازه داد حریت و آزادگی‌اش خدشه‌دار شود و در عین حال با رادیکالیسم کور و گذشته‌گرایی نیز مرزبندی کرد. بانوی مبارز جنبش دانشجویی اطمینان از اینکه کنش انتقادی نتیجه‌اش معطوف به تقویت گذار خشونت پرهیز به دمکراسی باشد، تمامی اشکال استبداد اعم از پادشاهی و دینی را توأمان نفی کند، به کشور و زیرساخت‌های توسعه‌ای آن آسیب نزند، رنج ناموجهی را بر مردم تحمیل نکند و به توانمندسازی قدرت مردم منجر شود را پایه اصلی سیاست‌ورزی خود قرار داد.

این محاسبات، رویکرد عقلانی و اثرگذاری اجتماعی موجب هراس دستگاه سرکوب شد تا باز به حربه قدیمی متوسل شده و تنها راه مهار او را حبس و زندان تلقی کند. بخش مسلط اطلاعاتی جمهوری اسلامی به میانجی‌گری دادگاه انقلاب تصور می‌کنند با خلق چهره مخوف‌تر از قدرت ولایی و نمایش شدت بی‌رحمی که پروای زندانی کردن مجدد فردی که از حبسی طولانی آزاد شده و در سنین جوانی است را ندارند، به دنبال ناامیدسازی از تغییر مردم بنیاد هستند.

اگرچه بهاره هدایت در کانون این تنبیه قرار دارد اما تنبیه در فراسوی شخص او هدف‌گذاری شده است تا فعالان سیاسی و مدنی در چنبره یاس و ناامیدی از قدرت خود قرار بگیرند و چاره راه را در قدرتی خارج از اراده و فاعلیت ملت و نیروهای اجتماعی و سیاسی در نظر بگیرند. یا این قدرت از بالا بخش مدعی میانه‌روی و تجدیدنظرطلبی در نظام سیاسی است و یا یک قدرت خارجی که در تقابل با جمهوری اسلامی است. تصمیم‌گیران امنیتی شکل‌گیری این تصورات را در ذهنیت نیروهای معترض به وضع موجود بخصوص فعالان نسل جدید جنبش دانشجویی که در پی خلق فضای تازه با بازخوانی سنت تاریخی دانشگاه در ایران هستند، برطرف‌کننده تهدیدات ارزیابی می‌کنند.

آنها بعد از دو دهه توانسته‌اند اصلاح طلبی (رفورمیست) را به مدد ظرفیت‌های ساختاری و مشکلات متعدد در بین اصلاح‌طلبان (تئوریک، جریانی و اهداف و انگیزه‌ها) مهار کنند. می‌دانند از این شوره‌زار گیاهی مفید برای مردم و تغییرات ماندگار مثبت سیاسی نخواهد رست. در حوزه خارجی نیز نظام به گاه خطر آمادگی برای «نرمش‌های قهرمانانه» را دارد تا با دادن امتیازات در حوزه خارجی و منطقه‌‌ای امکان تغییر از ناحیه فشار خارجی مستقیم را منتفی سازد. جدا از آنکه الان هیچ قدرت خارجی و رقیب منطقه‌ای برنامه و اراده‌ای برای براندازی جمهوری اسلامی ندارد، فشارها برای تغییر رفتار است و سمت‌گیری‌های تقابلی حکم اهرم فشار را دارد.

اینجاست که نقش بهاره هدایت‌ها در داخل کشور برجسته می‌شود که اسیر وضع موجود نشده‌اند؛ بشارت‌گر غییر با اتکا به خلق قدرت مردم بوده؛ بیراهه دل بستن به عاملیت خارجی در تغییرات سیاسی را رد کرده‌اند؛ با نگاه به جلو دست رد به تمامی اشکال حکمرانی پیشامدرن زدند و جمهور مردم ایران را دارای توانایی و آگاهی لازم در سامان‌دهی به اوضاع خود در چارچوب عقل جمعی و دمکراسی دانسته‌اند، نقشی ویژه پیدا می‌کنند که ظرفیت دوران‌سازی دارد.

آنها حجت‌های شکست تمامی تدابیر، بصیرت‌ها و طراحی‌های امنیتی نظام در دهه گذشته هستند و منادیان دعوت به اکسیر مقاومت که هرچند نیازمند صبر و حوصله است ولی پیروزی ماندگار و به سامان شدن اوضاع میهن و ملت تنها در گرو آن تحقق‌پذیر است.

صدور حکم سنگین بهاره هدایت در این چارچوب قابل درک است که نظام جمهوری اسلامی شکست در تحمیل ناامیدی بر جامعه و فروگذاشتن پرچم مبارزه و مقاومت اجتماعی را با انتقام‌گیری از سوژه‌ای که منقاد و مطیع نشده است، می‌خواهد جبران کند.

اما این تصور نیز چون محاسبات قبلی دچار خطای راهبردی است. بهاره هدایت امروز یک فرد نیست، الگوی سیاست‌ورزی او که ادامه‌دهنده نسل‌های قبلی کنشگران مردمی و جویندگان راه رهایی است، اینک در نسل جدید فعالان جنبش دانشجویی تکثیر شده‌است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39465