۱۳ مرداد ۱۳۹۹

استعفای اعضای هیات دوچرخه سواری سبزوار در اعتراض به منع دوچرخه سواری زنان

اعضای هیات دوچرخه سواری سبزوار در اعتراض به جلوگیری از دوچرخه سواری زنان در این شهر به صورت دسته‌جمعی استعفا کردند.با ممنوعت دوچرخه سواری بانوان کلیه اعضای هیئت دوچرخه سواری سبزوار ...

اعضای این هیات اعلام کردند که به دلیل «اتفاقات اخیر در بحث دوچرخه سواری» زنان استعفا داده‌اند.

مهدی روزبهانه، رئیس هیات دوچرخه‌سواری خراسان رضوی، نیز گفت که علت استعفای اعضای این هیات موضوع ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در سبزوار بوده است.

بر اساس مصوبه شورای فرهنگ اسلامی سبزوار از خرداد ماه تابلوی ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در پارک‌ها و مکان‌های عمومی شهر نصب شده بود.

با وجود نبود قانونی درباره ممنوعیت زنان در شهرهای مختلف از دوچرخه سواری زنان جلوگیری شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39473

رئیس شورای اجتماعی زنان: برخی مادران شاغل بارداری خودشان را در محل کار مخفی می کنند تا مشکلی پیش نیاید/ مرخصی زایمان سلیقه ای اعمال می شود

بعد از آن به طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده رسیدیم که مجموعه ای از سیاست ها، برنامه ها و قوانین موجود است؛ این طرح از سال ۹۱ تاکنون در مجلس می چرخد و از آنجایی که بسیار پرحجم و پرهزینه است، دولت نسبت به بار مالی آن ایراد گرفته است؛ بعد از چندین بار اصلاح، مجلس یازدهم با اعلام وصول این طرح، فعالیت خود را آغاز کرد؛ امیدواریم این طرح بالاخره در این مجلس به نتیجه برسد.

رئیس شورای اجتماعی زنان با بیان اینکه تا سال ۹۲، شش ماه مرخصی زایمان به طور حتمی به مادران تعلق می گرفت اما بعد از آن، این مرخصی به صورت سلیقه ای اعمال می شود، گفت: برخی مادران، بارداری خودشان را در محل کار مخفی میکنند تا مشکلی برایشان پیش نیاید!

به گزارش تسنیم، کبری خزعلی در اشاره به سیاست های برزمین مانده در حوزه خانواده و جمعیت اظهار کرد: شورای اجتماعی فرهنگی زنان و خانواده، شورای تخصصی شورایعالی انقلاب فرهنگی در حوزه زنان و خانواده است؛ برنامه ریزی، سیاستگذاری و نظارت بر اجرا قوانین مربوطه بر عهده این شورا است.

وی ادامه داد: تاکنون در بحث ازدواج و جمعیت، دو سیاست مصوب داشتیم؛ سیاست نخست که به تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده می پرداخت در سال ۸۳ تصویب شد و در موضوع جمعیت نیز سیاستی در سال ۹۰ به تصویب رسید؛ مجموعه این سیاست ها در مهندسی فرهنگی جمع آوری شدند؛ هدف چهارم، مهندسی بحث جمعیت و هدف سوم آن خانواده است؛ این سیاست ها دو بار توسط دو رئیس جمهور ابلاغ شده است؛ بار اول سال ۹۱ و بار دوم سال ۹۳ و باید گزارشات آن را ستاد مهندسی فرهنگی هر شش ماه یک بار دریافت کند؛ تقسیم کار در این دولت نیز با امضای دکتر جهانگیری ابلاغ شده است.

خزعلی تصریح کرد: بر این اساس، مجلس، دولت و قوه قضائیه وظایفی دارند؛ این وظایف برای این قوا، تعیین تکلیف شده و در ستاد ملی زنان و خانواده به تصویب رسیده و مصوبات آن برای همه دستگاه ها لازم الاجرا است؛ به طوری که وظایف و بودجه های مربوطه از سال ۹۲، هر ساله به تصویب می رسد اما با تغییر دولت، این موضوعات مسکوت ماندند.

رئیس شورای اجتماعی فرهنگی زنان گفت: از طرفی قانون تسهیل ازدواج جوانان را داریم که از …



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39471

تهران مستعد شرایط ناگوار کرونایی است/ واکنش به وجود آمار محرمانه

رئیس کمیته اپیدمیولوژی در ستاد مقابله با کرونا، با عنوان این مطلب که ویروس کرونا همه شهرها و روستاها را فتح کرده است، گفت: تهران هم مانند همه کلانشهرهای دنیا مستعد شرایط ناگوار است.

به گزارش خبرگزاری مهر ، علی اکبر حق دوست، شب گذشته در گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما، کرونا را یک شطرنج باز حرفه ای خواند و اظهار داشت: اگر لحظه ای حواسمان پرت شود به راحتی کیش و مات می شویم.

وی در عین حال گفت: اپیدمی کرونا در برخی از شهرهای کشور که طی ۶ هفته گذشته دستخوش آلودگی قرار گرفته بودند کم کم در مسیر پیر شدن است حتی در استان خوزستان هم که سه هفته گذشته آمار شدیدی به گوش می رسید شاهد کاهش شدت مبتلایان به کرونا هستیم.

حق دوست تصریح کرد: روی هم رفته در استان های جنوبی کشور به رغم آنکه هنوز تعداد نفرات بستری شده در ICU و همچنین آمار فوتی ها ادامه دارد اما حجم ابتلا به کرونا به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. کرونا در استان های غربی همچون کردستان و کرمانشاه و همدان هم تقریباً رو به کاهش است. در این میان استان های آذری زبان کشور، توجه خاص تری می طلبند.

رئیس کمیته اپیدمیولوژی در ستاد مقابله با کرونا، گفت: استان تهران هم مانند همه کلانشهرهای دنیا مستعد شرایط ناگوار بوده و هست زیرا از روزهای اول کرونا تا کنون همیشه در شرایط زرد، قرمز و هشدار بوده است.

حق دوست استفاده از ماسک را یکی از دلایل کاهش حجم ابتلا به کرونا عنوان کرد و افزود: گرچه ماسک زدن راهکاری مناسب است اما کافی نیست.

عضو کمیته مشورتی علمی مبارزه با بیماری های عفونی، در ارتباط با برگزاری مراسم عزاداری محرم و صفر، گفت: مراسم عزاداری ما شیعیان آمیخته ای از شعائر و شعور است و اگر حفظ شعائر مهم باشد، حفظ سلامت جان و روان از واجبات است.

وی ادامه داد: در شرایط فعلی که جهان دستخوش شیطنت های ویروس شده که مدام برای درگیر کردن ما راه جدیدی می یابد شاید بهتر باشد مراسم …



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39468

بهاره هدایت؛ انتقام چندباره از «سوژه‌ای» که تسلیم نمی‌شود

یادداشتی از علی افشاری: صدور حکم ۵۶ ‌ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از برخی حقوق اجتماعی برای بهاره هدایت فعال دانشجویی، حقوق زنان و از چهره‌های شناخته‌شده دموکراسی‌خواه داخل ایران اتفاقی ویژه است. بهاره هدایت، فعال دانشجویی و حقوق مدنی

این ظلم آشکار برای کسی که هفت سال از سال‌های جوانی و بهترین ایام عمر را در زندان سپری کرد، رنج غیرقابل تحملی نیست اما برای ساختار سرکوب نشانگر بن‌بست است؛ بن‌بستی که عجز از به تسلیم کشاندن بانوی آزادی‌خواه و مبارز ایران امروز را به تصویر می‌کشد؛ شکست از تحمیل اطاعت بر سوژه‌ای مهارناپذیر که اسیر تطمیع‌ها و تهدید‌ها نشده است.

روانه کردن دوباره او به پشت میله‌های عبوس زندان بیش از آنکه برای او هزینه در پی داشته باشد، برای نظام و هر دو جناح آن چالش برانگیز است. سال‌های پرشمار زندان و محرومیت‌ها و محدودیت‌ها او را تبدیل به چهره‌ای نکرد که ناگزیری وضعیت موجود سیاسی را پذیرا شده و به آن تن بدهد.

شماری از فعالان سابق دانشجویی در دگردیسی حیرت‌انگیز به ضد خود تبدیل شدند، اما او مسیر تکاملی و تعالی بخش را پیمود. در زمانه‌ای که به موازات گسترش فساد اقتصادی ملاک‌های مادی و رفاه‌طلبی و تجمل‌گرایی متأسفانه سکه رایج در جامعه شده، او از این آزمون با سربلندی بیرون آمد که توان بالای شخصیتی می‌طلبد و کار هر کسی نیست که در برابر وسوسه‌ها گام‌هایش سست نشود.

البته سیاست‌ورزی او بعد از آزادی از زندان با توجه به فضای خاصی که حرکت بنفش اعتدالی ایجاد کرده بود دچار فراز و نشیب شد اما او راه را گم نکرد؛ بار دیگر اصلاح‌طلبان و ادعاهای مبتنی بر میانه‌روی آنها را آزمود، اما قطب‌نمای او جامعه محوری و تقویت نیروهای جامعه مدنی بود. او به معیار اصلی کنشگری انتقادی‌اش در انتخاب مردم بین دوگانه قدرت مطلقه و مقاومت اجتماعی وفادار باقی ماند.

بازگشت او به دانشگاه با هدف جبران و اهداف حرفه‌ای و آموزشی بود، اما در وضع موجود هضم نشد و مسئولیت سیاسی و اجتماعی خود در هیئت یک فعال دانشجویی قدیمی را حفظ کرد. اگرچه فضای جدید دانشجویی کشور با تجارب قبلی خود تفاوت زیادی کرده بود، ولی باز بهاره هدایت وزن سنگین خود در جنبش دانشجویی را داشت و حضور وی گرمابخش هر تجمعی بود.

بهاره هدایت به موازات افزایش تجربه سیاست‌ورزی‌اش نیز صیقل خورد و پخته‌تر شد. او نه اسیر گرایش‌های معطوف به قدرت شد، نه اجازه داد حریت و آزادگی‌اش خدشه‌دار شود و در عین حال با رادیکالیسم کور و گذشته‌گرایی نیز مرزبندی کرد. بانوی مبارز جنبش دانشجویی اطمینان از اینکه کنش انتقادی نتیجه‌اش معطوف به تقویت گذار خشونت پرهیز به دمکراسی باشد، تمامی اشکال استبداد اعم از پادشاهی و دینی را توأمان نفی کند، به کشور و زیرساخت‌های توسعه‌ای آن آسیب نزند، رنج ناموجهی را بر مردم تحمیل نکند و به توانمندسازی قدرت مردم منجر شود را پایه اصلی سیاست‌ورزی خود قرار داد.

این محاسبات، رویکرد عقلانی و اثرگذاری اجتماعی موجب هراس دستگاه سرکوب شد تا باز به حربه قدیمی متوسل شده و تنها راه مهار او را حبس و زندان تلقی کند. بخش مسلط اطلاعاتی جمهوری اسلامی به میانجی‌گری دادگاه انقلاب تصور می‌کنند با خلق چهره مخوف‌تر از قدرت ولایی و نمایش شدت بی‌رحمی که پروای زندانی کردن مجدد فردی که از حبسی طولانی آزاد شده و در سنین جوانی است را ندارند، به دنبال ناامیدسازی از تغییر مردم بنیاد هستند.

اگرچه بهاره هدایت در کانون این تنبیه قرار دارد اما تنبیه در فراسوی شخص او هدف‌گذاری شده است تا فعالان سیاسی و مدنی در چنبره یاس و ناامیدی از قدرت خود قرار بگیرند و چاره راه را در قدرتی خارج از اراده و فاعلیت ملت و نیروهای اجتماعی و سیاسی در نظر بگیرند. یا این قدرت از بالا بخش مدعی میانه‌روی و تجدیدنظرطلبی در نظام سیاسی است و یا یک قدرت خارجی که در تقابل با جمهوری اسلامی است. تصمیم‌گیران امنیتی شکل‌گیری این تصورات را در ذهنیت نیروهای معترض به وضع موجود بخصوص فعالان نسل جدید جنبش دانشجویی که در پی خلق فضای تازه با بازخوانی سنت تاریخی دانشگاه در ایران هستند، برطرف‌کننده تهدیدات ارزیابی می‌کنند.

آنها بعد از دو دهه توانسته‌اند اصلاح طلبی (رفورمیست) را به مدد ظرفیت‌های ساختاری و مشکلات متعدد در بین اصلاح‌طلبان (تئوریک، جریانی و اهداف و انگیزه‌ها) مهار کنند. می‌دانند از این شوره‌زار گیاهی مفید برای مردم و تغییرات ماندگار مثبت سیاسی نخواهد رست. در حوزه خارجی نیز نظام به گاه خطر آمادگی برای «نرمش‌های قهرمانانه» را دارد تا با دادن امتیازات در حوزه خارجی و منطقه‌‌ای امکان تغییر از ناحیه فشار خارجی مستقیم را منتفی سازد. جدا از آنکه الان هیچ قدرت خارجی و رقیب منطقه‌ای برنامه و اراده‌ای برای براندازی جمهوری اسلامی ندارد، فشارها برای تغییر رفتار است و سمت‌گیری‌های تقابلی حکم اهرم فشار را دارد.

اینجاست که نقش بهاره هدایت‌ها در داخل کشور برجسته می‌شود که اسیر وضع موجود نشده‌اند؛ بشارت‌گر غییر با اتکا به خلق قدرت مردم بوده؛ بیراهه دل بستن به عاملیت خارجی در تغییرات سیاسی را رد کرده‌اند؛ با نگاه به جلو دست رد به تمامی اشکال حکمرانی پیشامدرن زدند و جمهور مردم ایران را دارای توانایی و آگاهی لازم در سامان‌دهی به اوضاع خود در چارچوب عقل جمعی و دمکراسی دانسته‌اند، نقشی ویژه پیدا می‌کنند که ظرفیت دوران‌سازی دارد.

آنها حجت‌های شکست تمامی تدابیر، بصیرت‌ها و طراحی‌های امنیتی نظام در دهه گذشته هستند و منادیان دعوت به اکسیر مقاومت که هرچند نیازمند صبر و حوصله است ولی پیروزی ماندگار و به سامان شدن اوضاع میهن و ملت تنها در گرو آن تحقق‌پذیر است.

صدور حکم سنگین بهاره هدایت در این چارچوب قابل درک است که نظام جمهوری اسلامی شکست در تحمیل ناامیدی بر جامعه و فروگذاشتن پرچم مبارزه و مقاومت اجتماعی را با انتقام‌گیری از سوژه‌ای که منقاد و مطیع نشده است، می‌خواهد جبران کند.

اما این تصور نیز چون محاسبات قبلی دچار خطای راهبردی است. بهاره هدایت امروز یک فرد نیست، الگوی سیاست‌ورزی او که ادامه‌دهنده نسل‌های قبلی کنشگران مردمی و جویندگان راه رهایی است، اینک در نسل جدید فعالان جنبش دانشجویی تکثیر شده‌است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39465

توسلی: پاداش قهرمانی آسیا را دریافت نکرده‌ایم/ یک خَیِر به ملی‌پوش فوتسال بانوان هدیه داد

فرزانه توسلی در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، پس از انتشار خبر پرداخت پاداش قهرمانی آسیا به ملی‌پوشان فوتسال بانوان اظهار داشت: ما این موضوع را در فضای مجازی هم منتشر کردیم که این هدیه به پاداشی که فدراسیون فوتبال به ما قول داده است، ربطی ندارد.توسلی: پاداش قهرمانی آسیا را دریافت نکرده‌ایم/ یک خَیِر به ملی‌پوش فوتسال بانوان هدیه داد

وی افزود: این حرکت خیرخواهانه را هیئت فوتبال خراسان رضوی انجام داده است و طی مکاتباتی که هیئت خراسان رضوی با این آقای خیر مشهدی انجام داد، او گفته است به خاطر خودش و دخترش هدیه‌ای را به عنوان «خسته نباشید» به بازیکنان تیم ملی فوتسال دادند.

دروازه‌بان تیم ملی فوتسال همچنین درباره طلبی که از فدراسیون فوتبال دارند و نزدیک به یک سال هنوز دریافت نکرده‌اند، گفت: این پاداشی که آقای خیر مشهدی اهدا کرده است فقط به ملی‌پوشان  اهدا شده و حتی کادر فنی نیز دریافت نکرده‌اند. ضمن اینکه امیدوارم فدراسیون فوتبال مبلغ 22 میلیون تومان پاداش قهرمانی در مسابقات آسیایی را بدهند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39462

۱۱ مرداد ۱۳۹۹

اطلاعیه ۱۳۱۴ کمیته دفاع از حقوق زنان در خصوص اعتصاب زنان زندانی

تندیسان انسانیت شجاعت و مقاومت در تقابل با زندگی، مبارزه و پایداری

سکینه پروانه، سهیلا حجاب، زینب جلالیان، نسرین ستوده و …آنان که تنها سلاح اعتصاب غذا را برای مقابله با رفتارهای غیرانسانی مسئولین، زندانبانان، احکام نا عادلانه دستگاه قضایی و برای اعلام خواسته هایشان انتخاب کرده اند و دلیرانه با مرگ و زندگی در جدالند.
بر اساس تحقیقات پزشکی، با گذشت بیش از یک ماه و یا هنگامی که فرد بیش از۱۸ درصد از وزن بدنش را به سبب نخوردن غذا از دست می‌دهد، امکان رخ دادن عوارض پزشکی شدید و دائمی مثل دشواری در بلعیدن آب، نقصان شنوایی و بینایی،  دشواری تنفس و در مراحل پیشرفته اختلالات پیشرفته‌تر شامل از دست دادن ماهیچه، کاهش تراکم استخوان، مشکلات قلبی ناشی از ضعیف شدن عضلات قلب و کاهش قدرت عمل پمپاژ آن، فشار خون پایین به دلیل کاهش پمپاژ، کاهش ضربان قلب ، سوزش بسیار و زخم معده  به همراه از کار افتادن چندگانه‌ی عضوها حاصل می شود که در نهایت مرگ را به دنبال خواهد داشت، ذکر این نکته نیز بسیار لازم است که اغلب اعتصاب‌ غذای زندانیان در اعتراض به عدم رسیدگی به پرونده هایشان و بلاتکلیفی‌های بلندمدت، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشت شده گان، تهدیدو شکنجه آنان، خانواده ها و مسایل دیگر انجام می شود.
اخبار مربوط به اعتصاب غذا و تداوم آن توسط برخی از زنان زندانی در زندان های مختلف ایران، تیتر بسیاری از رسانه ها در یک ماه گذشته بود، زنانی که با پذیرفتن مرگ تن به این مبارزه سخت و طاقت فرسا سپرده اند و جان باختن را به شکنجه و آزارهای دولت جمهوری اسلامی ایران و عدم رعایت حقوق انسانی خود و خانواده هایشان ترجیح داده، گذشتن از جسم و جانشان را، بهای بدست آوردن حقوق اولیه خود کرده اند
سکینه پروانه :از تاریخ ۲۹ خردادماه ۹۹ در اعتراض به آزار و اذیت خود طی دوره بازداشت و  توقف آزار و اذیت خانواده ، دست به اعتصاب غذا زده است.
سهیلا حجاب :از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین و همچنین خواسته آزادی بی‌قید و شرط برادرش مجید حجاب ، در اعتصاب غذا به سر می برد.
زینب جلالیان : زندانی  سیاسی کُردمحبوس در قرچک ورامین، از ۳۱ خردادماه ۱۳۹۹ با طرح خواسته هایش از جمله انتقال خود از زندان قرچک ورامین به زندان خوی و یا زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.
نسرین ستوده: این بزرگ بانوی ستودنی، با شیوع کرونا در ایران و مخالفت مقام‌های قوه قضائیه با مرخصی زندانیان،به رفتار غیرانسانی مسئولین زندان قرچک ورامین، احکام ناعادلانه وعدم رعایت اصل تفکیک جرایم زندانیان،اعلام اعتصاب غذا کرد.
گفتنی است در ابتدای سال نو شمسی (٢٨ مارس ٢٠٢٠)  حدود۲۰۰ نفر از زندانیان بند زنان زندان مرکزی ارومیە هم در اعتراض بە نبود امکانات بهداشتی، نبود امکانات و خدمات بهداشتی در بند زنان و همچنین مخالفت مسئولین با آزادی موقت آنها پس از شیوع ویروس کرونا، دست بە اعتصاب غذا زدند، اعتصاب این زندانیان پس از مرگ یکی از زنان محبوس در بند زنان بنام ”فاطمە علی زادە“ ۵٣ سالە و اهل کرمانشاه بر اثر ابتلا بە ویروس کرونا آغاز شد وزندانیان  دیگری که در اعتصاب غذا هستند و رسانه ای نمی شود.
ناگفته روشن است که با این روند، در پشت میله های زندان های دولت جمهوری اسلامی ایران مرگی دلخراش در کمین آزادی خواهان وطن است، زندانیانی که برای آزادی و عدالت در برابر حق کشی وبی عدالتی دولتمردان صدای ملت بودند و فریادی از گلوی سایر اسیران و محبوسان کشور،  پس صدایشان باشیم زیرا در پاسخ به اینگونه اعتصاب  ها و اعتراض ها، دولت جمهوری اسلامی ایران باید حقوق مسلم آنان را رعایت نموده و به آن احترام بگذارد، با استناد به ماده ۵ از منشور جهانی حقوق بشر (ممنوعیت شکنجه، آزار و مجازات غیر انسانی) ، ماده ۱۰ ( حق دسترسی برابر وکامل به دادگاه عادل و بیطرف و علنی) و ماده ۶ (حق به رسمیت شناخته شدن به عنوان یک فرد در برابر قانون) و همچنین بخش اول بندهای ۸ و ۲۲ کنوانسیون ژنو در رابطه با حقوق زندانیان.

  1314

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق زنان



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39455

صبا آذرپیک، روزنامه‌نگار، به دادگاه احضار شد

صبا آذرپیک، روزنامه‌نگار، با گزارش وزارت بهداشت و شکایت اطلاعات سپاه به دادگاه احضار شد. این پرونده در پی انتقاد وی از عملکرد ستاد کرونا، تشکیل شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از دیده بان ایران، صبا آذرپیک روزنامه نگار و فعال اجتماعی با شکایت اطلاعات سپاه و با گزارش وزارت بهداشت به دادگاه فراخوانده شد.

در این گزارش آمده است، این پرونده به دلیل انتقاد خانم آذرپیک از عملکرد ستاد کرونا، تشکیل شده است

صبا آذرپیک پیشتر در آبان ماه ۹۷ احتمالا بخاطر انتشار اسنادی از فساد اقتصادی محمد شریعتمداری وزیر وقت کار و وزیر پیشین صمت بازداشت و پس از چند روز با تودیع قرار آزاد شد.

وی پیش از این نیز در خردادماه ۹۳، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۲۹ مردادماه ۹۳، با تودیع قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.

صبا آذرپیک در آذرماه ۹۸، به همراه برخی از متهمین سیاسی و رسانه ای در کشور با موافقت آیت‌الله خامنه‌ای با حذف و تخفیف در مجازات مواجه شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39453

۲ ماه بازجویی و سلول انفرادی برای یلدا امامدوست قهرمان ورزشی دو استقامت در اصفهان

یلدا امامدوست قهرمان ورزشی دو استقامت در اصفهان دو ماه است که در سلول انفرادی در زندان دولت آباد اصفهان و تحت شکنجه به سر می برد.۲ ماه بازجویی و سلول انفرادی برای یلدا امامدوست قهرمان ورزشی دو استقامت در اصفهان

بنا به اخبار رسیده به کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، جمعه ۱۰مرداد۹۹، یک شهروند اهل اصفهان به نام یلدا امامدوست ۴۷ ساله روز ۱۱ خرداد ماه ۹۹ توسط مأموران اطلاعاتی در منزل شخصی‌اش دستگیر شد.

خبرها حاکی است که این زندانی، مدت ۲ ماه است که در زندان دولت آباد اصفهان زیر بارجویی و در سلول انفرادی محبوس است.

خانم امامدوست، پیش از این نیز به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، بازداشت و چند ماه زندانی بوده است.

گفتنی است که یلدا امامدوست از قهرمانان ورزشی دو استقامت در اصفهان است.

شایان ذکر است نظام «جمهوی اسلامی» هیچ ارزش و اهمیتی برای نخبه ها و قهرمانان کشور قائل نیست، برخی از آنها را تحت نام فرار مغزها مجبور به ترک کشور کرده بطوریکه مانند مریم میرزاخانی در غربت جان می دهند، برخی در هواپیمای اکراینی هدف موشک سپاه پاسداران قرار میگیرند، برخی مانند علی یونسی و امیرحسین مرادی صدها روز کنج سلولها میمانند، برخی مانند مهدی خسروی (ملی پوش بوکس ایران) مجبور به کولبری می شوند و برخی نیز مانند یلدا امامدوست قهرمان ورزشی دو استقامت در اصفهان زیر شکنجه و بازجویی و در سلول انفرادی انداخته میشوند.

ما خواستار حسابرسی از مسببان این ظلمها در حق مردم ایران و بخصوص نخبه ها و قهرمانان کشورمان هستیم.

ما همچنین خواستار توقف احکام حبس و شکنجه و بازجویی برای شهروندان هستیم. این احکام نقض ماده ها و قوانین عرفی بین المللی است از جمله ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر که میگوید:‌ هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.

کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، خواهان محاکمه سران این حکومت خونریز و پایان دادن به این ظلم و ستم مضاعف در حق مردم ایران بخصوص نخبگان و قهرمانان ملی کشورمان است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39451

بازداشت یک دختر اهل بوکان و انتقال وی بە اطلاعات ارومیە

طی روزهای گذشتە یک دختر اهل بوکان از سوی نیروهای ادارە اطلاعات این شهر بازداشت و سرنوشت وی نامعلوم می باشد.بازداشت یک دختر اهل بوکان و انتقال وی بە اطلاعات ارومیە

برپایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، روز شنبە ٤ مرداد ٩٩ (٢٥ ژوئیە ٢٠٢٠)، یک دختر جوان اهل بوکان با هویت ”سمیە نمدمال“ فرزند رشید از سوی نیروهای ادارە اطلاعات این شهرستان بازداشت شدە است.

بە گفتە یک منبع نزدیک بە خانوادە نمدمال، سمیە پس از بازداشت بە بازداشتگاه ادارە اطلاعات ارومیە منتقل شدە و طی هفتە گذشتە هیچ تماسی با خانوادەاش نداشتەاست.

این منبع در ادامە اعلام کرد کە، سمیە نمدمال پیشتر مدتی عضو حزب آزادی کُردستان (پاک) بودە و هفتە گذشتە پس از جدایی از این حزب و گرفتن اماننامە از ادارە اطلاعات بە ایران بازگشتە است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39449

خشونت خانگی؛ نجات دختری که ۱۰ سال توسط برادر و مادرش مورد تجاوز و ضرب و شتم قرار گرفت

آیسان ۲۱ ساله از دوران کودکی از سوی مادرش مورد ضرب و شتم و خشونت قرار گرفته و برادر او تحت حمایت مادرش ۱۰ سال به او تجاوز کرده است. این دختر که اکنون در خوابگاه اورژانس اجتماعی به سر میبرد داستان زندگی خود را روایت میکند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از دیدارنیوز، آنچه پیش رو دارید روایت زندگی آیسان دختر ۲۱ ساله ای است که از دوران کودکی از سوی مادرش مورد ضرب و شتم و خشونت قرار گرفته و برادر او تحت حمایت مادرش ۱۰ سال به او تجاوز می کرده است.

روایت او قصه دردناک هزاران دختری است که قربانی چنین فجایعی هستند. دختران بینوایی که فریادهایشان پشت خطوط قرمز به سکوت می‌نشیند و چین و چروک صورت می‌شود. آیسان سخن گفت و خواهرانش جسم و جان رنج کشیده و بیمارش را نجات دادند از ظلم برادر ستم گر و بیماری که تحت حمایت مادری بی رحم ۱۰ سال به آیسان تجاوز می‌کرد.

این دختر گفت: “ما هیچ وقت به معنای واقعی خانواده نبودیم. از زمانی که به یاد دارم مادرم همیشه در حال داد و بیداد کردن و راه انداختن دعوا و البته تحقیر شدید پدرم بود. در خانواده ما مادرم شدیدا سلطه داشت و ما مثل مرگ از او می‌ترسیدیم. کتک زدن ما رو از وقتی خیلی کوچک بودیم شروع کرد.پدرم شباهتی به یه مرد خانواده دار نداشت بیشتر شبیه یک پسر نوجوون بی خیال و معتاد بود”.

مادرم به طرز وحشیانه‌ای ما را میزد

آیسان به اندازه تمام عمرش حرف داشت، حرفایی که هیچ وقت گوش شنوایی برای شنیدنشان نداشت. او که از ترس برادر و مادرش به آرامی صحبت می‌کرد گفت نمی‌دانم از کجا شروع کنم بهتر است از خانواده ام بگویم: “ما هیچ وقت به معنای واقعی خانواده نبودیم. از زمانی که به یاد دارم مادرم همیشه در حال داد و بیداد کردن و راه انداختن دعوا و البته تحقیر شدید پدرم بود. در خانواده ما مادرم شدیدا سلطه داشت و ما مثل مرگ از او می‌ترسیدیم. کتک زدن ما رو از وقتی خیلی کوچک بودیم شروع کرد. یادمه حتی وقتی خیلی بچه بودم و خودم رو خیس می‌کردم منو تا سر حد مرگ میزد. با کوچکترین بهانه منو برادرم رو به باد کتک می‌گرفت. با چکش و میله‌های آهنی می‌زد تو سر برادرم. منو هم میزد، همیشه هم در رو روی من قفل می‌کرد از همون بچگی تا الان این کارو می‌کنه حتی اجازه نمی‌داد دستشویی برم. توی اتاق زندانی بودم تا وقتی از سر کار برگرده، مادرم فروشنده است. منی که همیشه اسیر و شدیدا تحت کنترل بودم هیچ درکی از فضای بیرون نداشتم، از همه چیز و همه کس می‌ترسیدم. این ترس‌ها و خشونت‌ها سبب شد که به بیماری یا اختلال «ptsd» مبتلا شوم و حتی راه رفتنم هم دچار مشکل شود. پدر و مادرم هیچ توجهی به نیاز‌های ما نداشتند، نه چیزی برای ما می‌خریدند نه تربیت و آموزشی در کار بود، هر دو بیسواد و به نظر من شدیدا بیمار بودند”.

وی ادامه داد: “مادرم به حدی خشن بود که با کوچکترین حرف یا اختلافی که تو عالم بچگی بین منو برادرم پیش می‌اومد یا من حرفی میزدم که دوست نداشت، شب که خواب بودم می‌آمد بالای سرم در حالی که یه گوشه لباسش را آتیش زده بود می‌گفت پاشو می‌خوام آتیشت بزنم، می‌خوام بکشمت. من از ترس از خواب بیدار می‌شدم، همیشه این کارو می‌کرد حتی وقتی بزرگ شدم، به خاطر این کار‌ها همیشه کابوس‌های وحشتاک می‌دیدم. این رفتار‌ها و خشونت هاش هرچی ما بزرگتر شدیم بدتر شد”.

پدرم معتاد به فیلم پورن بود

این دختر درباره پدر خود گفت: “از وقتی یادم میاد پدرم هیچ نقشی تو زندگی ما به جز کار کردن نداشت. شدیدا منفعل بود. نه حرفی میزد نه توی خونه نسبت به چیزی واکنش نشون می‌داد. البته فکر می‌کنم به خاطر این بود که مادرم آدم حسابش نمی‌کرد، همیشه باهاش خشن بود حتی بهش تف می‌کرد و مدام بهش فحاشی می‌کرد. پدرم شباهتی به یه مرد خانواده دار نداشت بیشتر شبیه یک پسر نوجوون بی خیال و معتاد بود. اعتیاد پدرم به فیلم‌های پورن بود. از اون زمان که این فیلم‌ها رو سی دی بودند تا بعد که ماهواره اومد و بعدشم گوشی، پدرم مدام فیلم پورن می‌دید. براش هم مهم نبود که جلوی ما این کارو بکنه فکر میکرد ما بچه‌ایم و متوجه نیستیم. صبح می‌رفت سر کار ظهر می‌اومد یه فیلم نگاه می‌کرد می‌رفت سراغ مادرم اونم با سر و صدا انگار نه انگار که ما توی خونه هستیم. پدرم دوباره می‌رفت شب میومد باز همین برنامه بود تا وقتی بخوابه”.

۵ سالم که بود برادرم تجاوزهاش رو شروع کرد

آیسان گفت: “برادرم از من ۷ سال بزرگتره وقتی من ۵ سالم بود اون ۱۲ سالش بود. فیلم‌های پدرم رو دیده بود. هر وقت پدر و مادرم می‌رفتن بیرون فیلم‌ها رو پخش می‌کرد من رو هم تشویق می‌کرد که ببینمشون. تمام حرکات اون بازیگر‌ها رو یاد گرفته بود. دست مالی‌هاش و آزار‌های جنسیش رو وقتی ۵ سالم بود شروع کرد. من فقط گریه می‌کردم، اما اون توجهی نداشت. نمی‌تونستم به مادرم بگم مطمئن بودم باز هم مثل همیشه منو میزنه و زندانیم میکنه، برادرم هم تهدیدم می‌کرد که اگر کسی چیزی بفهمه منو میکشه، ۷ ساله که شدم رابطه اش رو طور دیگه‌ای با من شروع کرد، با خشونت و تهدید بیشتر. منو تشویق می‌کرد به رابطه و مدام میگفت که چرا ناراضی هستی این کار که خیلی خوبه تازه همه خواهر برادر‌ها اینجورین فقط ما نیستیم که، تا بچه بودم هیچ درکی از این کار نداشتم و واقعا فکر می‌کردم همه این کارو می‌کنند”.

این دختر ادامه داد: “بزرگتر که شدم یه چیزایی متوجه شدم و مقاومتم بیشتر شد. گریه می‌کردم و جیغ میزدم اونم خشونت هاش رو برای شکستن مقاومت من بیشتر کرد. من رو شدیدا کتک می‌زد و تهدید به کشتن می‌کرد. بشدت ازش می‌ترسیدم، صحنه چشماش، بدنش که می‌لرزید و عرق می‌کرد همیشه جلو چشمام بود. ازش متنفر بودم. نمی‌تونستم به کسی بگم، نه با فامیلی رفت و آمد داشتیم نه حتی دوستی تو مدرسه داشتم. می‌ترسیدم حرف بزنم، از واکنش دوستام می‌ترسیدم، می‌دونستم نه تنها کمکم نمی‌کنند که آبروم رو می‌برن و بعد از اینکه تو مدرسه پخش کردن باهام قطع رابطه می‌کنند. به مدیر و معلم‌ها که قطعا نمی‌تونستم بگم، چنین چیزی رو چطور میشه به معلم‌ها و مدیری که مدام به ناخن و موی آدم گیر میدن گفت. همسایه‌ها هم هر وقت با صدای جیغ من پشت در می‌اومدن، برادرم در رو باز نمی‌کرد”.

مادرم از تجاوز برادرم خبر داشت

آیسان گفت: “پدرم که کلا نبود. این چند سال اخیر هم رفت یه شهر دیگه و ۲ ماه یکبار هم خونه نمی‌اومد. مادرم از یه جایی به بعد یه بو‌هایی برده بود، اما به روی خودش نمی‌آورد احتمالا به خاطر آبرو، همیشه ترس آبرو داشت، منو که می‌زد سریع زندانی می‌کرد که همسایه‌ها صدای گریه هامو نشنوند. با اینکه می‌دونستم خودش قضیه رو می‌دونه، اما یه بار که خیلی ناراحت بودم جریان رو بهش گفتم. برادرم سه سالی رفته بود کشور‌های اطراف برای کار، من از دست آزارهاش راحت بودم، اما مادرم همچنان اجازه نمی‌داد پامو از خونه بذارم بیرون، مثل همیشه منو زندانی می‌کرد، میزد و با چاقو تهدید می‌کرد. توی یکی از این کتک کاری‌ها بهش گفتم یکبار جلوی اون آشغال رو نگرفتی و نپرسیدی که چرا ۱۰ ساله با من اون کارو میکنه، همیشه در مقابل جنایتش سکوت کردی. از شنیدن حرفام نه تنها متعجب نشد که منو گرفت به باد فحش و تهمت که تو هرزه هرجایی هستی، معلوم نیست با کی چه غلطی کردی که می‌اندازیش گردن برادرت، تو فقط یه فاحشه کوچولویی همین”.

به سوی رهایی

آیسان با بیان اینکه برادرم بعد از سه سال برگشت و بازهم آزار‌های جنسیش رو شروع کرد گفت: “اما من حالا دیگه صاحب گوشی بودم. توی یکی از این پیچ‌های اینستاگرامی با پیج خانم فاطمه باباخانی که یکی از زنان فعال در حوزه حمایت از حقوق زن و مبارزه با خشونت علیه زنان هست آشنا شدم و از ایشون کمک خواستم. ایشون راهنمایی کردن منو که باید به اورژانس اجتماعی مراجعه کنم، خودشون هم کار‌های مقدماتی رو انجام دادند تا من سر یه فرصت اون خونه اون جهنم رو ترک کنم. قراره فردا از خونه بزنم بیرون. خیلی خوشحالم که دارم نجات پیدا می‌کنم. امیدوارم حالم زود خوب بشه بتونم یه زن قوی بشم و به دختر‌های مثل خودم کمک کنم. کاش بقیه قربانی‌های تجاوز هم سکوتشون رو بشکنن”.

آیسان اکنون در خوابگاه اورژانس اجتماعی به سر میبرد. خانم باباخانی که در حال تاسیس یک مرکز حمایتی برای زنان و دختران در ارومیه است، قرار است این دختر را نزد خود برده و ضمن فرستادن او به دانشگاه، مقدمات فراگیری کار و حرفه‌ای برای او را نیز فراهم کند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=39446