۱۴ تیر ۱۳۹۹

هشدار به دولت درباره ارسال دیرهنگام لایحه «صیانت» از زنان

زهره الهیان، نماینده مجلس شورای اسلامی، می‌گوید در صورتی که دولت در طول مهلت یک ماهه خود، لایحه «صیانت از بانوان» را به مجلس ارسال نکند، آن را به عنوان طرح و بدون دخالت دولت در مجلس «بررسی می‌کنیم».

خانم الهیان افزود که در حال حاضر «حدود یک سال» از ارسال این لایحه از سوی قوه قضائیه به دولت می‌گذرد، اما هنوز مجلس آن را دریافت نکرده است.

لعیا جنیدی، معاونت حقوقی رئیس جمهوری هم هفتم خرداد سال جاری خواستار بررسی خارج از نوبت «لایحه صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در برابر خشونت» شده بود.

به گزارش ایسنا، خانم جنیدی از هیئت دولت خواسته با توجه به وقوع شماری از خشونت‌ها علیه زنان و ضرورت وجود قانون جامع برای پیشگیری و برخورد قانونی با این پدیده، این لایحه را که چندی پیش با تغییراتی از سوی قوه قضاییه به دولت ارسال شده، بررسی کنند.

زهره الهیان، عضو فراکسیون زنان مجلس یازدهم، در عین حال مجلس پیشین را متهم کرده که وقت خود را «صرف معضلات حاشیه‌ای زنان از جمله کودک‌همسری، ورود زنان به ورزشگاه و…» کرد.

وی کودک‌همسری و ورود زنان به ورزشگاه‌ها را «مطالبه اقل زنان» عنوان کرده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38924

اقدام به خودکشی دختر ۱۵ ساله در بجنورد

روز پنجشنبه ۱۲ تیر، یک دختر نوجوان ۱۵ ساله در بجنورد که با پریدن از بالای یک آپارتمان قصد خودکشی داشت، با مداخله امدادگران آتش‌نشانی و همسایگان موفق به این اقدام نشد.

این دختر نوجوان علت ابن اقدام خود را مشکلات خانوادگی، سخت گیری پدر و مادر و سرخوردگی عنوان کرد. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از ایرنا، روز پنجشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۹، دختر نوجوان ۱۵ ساله در بجنورد که قصد داشت با پرت کردن خود از طبقه ششم یک آپارتمان دست به خودکشی بزند نجات پیدا کرد.

معاون عملیات سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی بجنورد اظهار داشت: “پس از گزارش حادثه، ماموران امداد و نجات از دو ایستگاه به موقعیت اعزام شدند، که خوشبختانه اقدام دختر نوجوان با دخالت به موقع اهالی و امدادگران به سرانجام نرسید و وی به عوامل اورژانس اجتماعی تحویل داده شد”.

مجید خوش رفتار در تشریح جزییات این حادثه افزود: “یک زن همسایه با گریه و زاری از دختر نوجوان می خواست خودش را پرت نکند که ما نیز از این خانم خواستیم با دختر بیشتر صحبت کند و سرگرمش کند و از یک پسر جوان نیز که توانسته بود به پشت بام راه پیدا کند خواستیم در زمانی که دختر نوجوان با همسایه صحبت می کند به سرعت کمکش کند و این جوان نیز خوشبختانه بدون اینکه دختر متوجه حضورش شود آن را نجات داد و به عوامل اورژانس اجتماعی تحویل داده شد”.

وی تصریح کرد: “این دختر نوجوان علت اقدام به خودکشی را مشکلات خانوادگی، سخت گیری پدر و مادر و سرخوردگی عنوان کرد”.

به گفته مدیرکل پزشکی قانونی خراسان شمالی، این استان در خودکشی رتبه ۱۸ را دارد و همچنین اقدام به خودکشی زنان نسبت به مردان بیشتر است.

سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38921

طی روزهای گذشتە دو زن در شهرهای ارومیە و تکاب و یک دانشجوی نخبە در شهر سقز بە زندگی خود پایان دادەاند.

برپایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، روز سەشنبە ١٠ تیر ٩٩ (٣٠ ژوئن ٢٠٢٠)، یک زن ٦٠ سالە اهل روستای چورش ارومیە با هویت ” بسنا احمدی“ در یکی از مراکز درمانی ارومیە جانش را از دست داد.خودسوزی زن ٦٠ سالە در ارومیە و خودکشی دانشجوی نخبە در سقز

بە گفتە یک منبع مطلع، بسنا احمدی چند روز پیش بە دلیل مشکلات خانوادگی اقدام بە خودسوزی نمودە بود.

از سوی دیگر، روز دوشنبە ٩ تیر ماه، یک دانشجوی نخبە اهل سقز با هویت ”مصطفی تیموری“ کە دانشجوی دانشگاه کردستان شهر سنندج بودە بە دلیل مشکل تراشی های مسئولین دانشگاه جهت حضور در المپیاد و مخالفت درخواست وی برای گرانت خارج از کشور خود را حلق آویز و بە زندگی خود پایان دادە است. وی دانشجوی ترم ششم کارشناسی اقتصاد بودە است.

همچنین روز چهارشنبە ٤ تیر (٢٤ ژوئن)، یک زن جوان اهل تکاب با هویت ”زهرا نامداری“ بە دلیل مشکلات خانوادگی خود را حلق آویز و بە زندگی خود پایان دادە است. این زن جوان متاهل و مادر یک فرزند نیز بودە است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38918

پدر آتنا دائمی خطاب به سازمان‌های بین‌المللی: سکوت نکنید! درخواست دادخواهی دارم

پدر آتنا دائمی زندانی سیاسی و فعال مدنی، در نامه ای سرگشاده از همه آزادیخواهان و سازمان های بین المللی خواست حکم‌هایی که از پیش توسط عوامل حکومت و از طرف ضابطین و بازپرس‌های وابسته به یک نهاد خاص تشکیل شده محکوم کنند و درخواست دادخواهی کرد.پدر آتنا دائمی خطاب به سازمان‌های بین‌المللی

به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، ۱۳تیر۹۹، بدنبال صدور حکم ناعادلانه ۲ سال حبس و ۷۴ضربه شلاق برای فعال مدنی زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین آتنا دائمی، موجی از اعتراضات در سطح جامعه در داخل ایران و همچنین در خارج از ایران برانگیخته شد.

آتنا دائمی فعال مدنی محبوس در زندان اوین بر اساس پرونده سازی جدیدی که برای ششمین بار و اینبار با شکایت وزارت اطلاعات در زندان برایش گشوده شد، توسط شعبه ۲۴دادگاه انقلاب تهران که روز هشتم تیرماه ۹۹ توسط «قاضی» عموزاد برگزار شد، به ۲سال حبس تعزیری و ۷۴ضربه شلاق محکوم شد.

پدر این زندانی سیاسی در نامه ای سرگشاده از همه آزادیخواهان و سازمان های بین المللی خواست حکم‌هایی که از پیش توسط عوامل حکومت و از طرف ضابطین و بازپرس‌های وابسته به یک نهاد خاص تشکیل شده محکوم کنند و درخواست دادخواهی کرد.

آقای حسین دائمی پدر آتنا دائمی در نامه خود عینا نوشته است:‌

درود بر انسانیت، انسانیتی که متاسفانه هنوز بین بعضی از قضات معنی و مفهومی ندارد.
پیرو خبرهای قبلی مایلم درخصوص آخرین جلسه دادگاه آتنای عزیزم که در روز هشتم تیرماه ۱۳۹۹ در بیدادگاه انقلاب شعبه ۲۴ توسط قاضی عموزاد برگزار شد، مطالبی را به اطلاع مردم عزیز برسانم؛
دو روز دیگر، ‌یعنی ۱۴تیرماه، باید آتنای عزیزم آزاد می‌شد. پنج سالی که یک روزشم زیاد بود، بدون حتی «یک روز» مرخصی، پنج سالی که برای ما پنجاه سال گذشت و هر روز منتظر صدای زنگ تلفن یا زنگ درخونه بودیم که آتنا را در خانه ببینیم. ولی افسوس که نشد. پنج سال با همه سختی هایش بالاخره تمام شد، اما آتنا آزاد نشد و از ۱۵تیر حکم دو سالش اجرا خواهد شد. آتنای بیگناه من بابت ششمین پرونده ای که در زندان برایش باز شد، باید دو سال دیگر از بهترین سالهای عمرش را در زندان بگذراند و تن رنجورش ۷۴ضربه تازیانه ناجوانمردانه را هم تحمل کند.
برای کسی که فقط اعتراض داشته، حق حقوق برابر رو برای مردمش خواسته. مخالفت با اعدامی داشته که در این چهل سال هیچ نتیجه و ثمری نداشته و همچنان جرم جنایت و اختلاس و فساد ریشعه کن که نشد هیچ زیاد هم شده، آتنا افتخار و سربلندی برای سرزمینش و مردم می‌خواسته، این حکم ها و حبس‌های ناعادلانه حق آتنای من نیست. لذا من از مردم عزیزم و از همه آزادیخواهان و سازمان های بین المللی درخواست می‌کنم این حکم‌های که از پیش توسط عوامل حکومت و از طرف ضابطین و بازپرس‌های وابسته به یک نهاد خاص تشکیل شده محکوم کنند و درخواست دادخواهی دارم.
درضمن هفتمین پرونده ای که برای آتنای من تشکیل شده و بابت آن پروند هم قرار صادر شده هنوز خبری ازش در دست نیست و دادگاهی هم تاکنون درمورد پرونده جدید تشکیل نشده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38915

احتمال انتقال زندانی سیاسی زینب جلالیان به زندان کرمان

یکی از اعضای خانواده جلالیان از احتمال انتقال زندانی سیاسی زینب جلالیان به زندان کرمان خبر داد.احتمال انتقال زندانی سیاسی زینب جلالیان به زندان کرمان

زینب جلالیان از تاریخ ۳۱ خرداد با درخواست بازگشت به زندان خوی یا انتقال به زندان اوین و همچنین رسیدگی‌های پزشکی پس از ابتلا به کرونا دست به اعتصاب غذا زد، اما در ششمین روز از اعتصاب غذا در تاریخ ۵ تیر از بند قرنطینه زندان قرچک به مکانی نامعلوم منتقل شد.

یکی از اعضای خانواده وی درباره احتمال انتقال زندانی سیاسی زینب جلالیان گفت: «روز گذشته شخصی که خود را یکی از زندانیان در زندان قرچک معرفی کرد در تماس با خانواده گفت که چند روز پیش گروهی از ماموران امنیتی زینب را به قصد انتقال به زندان کرمان از این زندان منتقل کرده‌اند.»

همزمان علی جلالیان پدر زینب از سامانه دستگاه قضایی پیامکی مبنی بر انتقال پرونده دخترش به شعبه اول دادگاه جزایی کرمان دریافت کرده است.

بر اساس شواهدی که از طرف خانواده جلالیان مطرح شده احتمال دارد زینب جلالیان به زندان کرمان منتقل شده باشد هر چند که دلیل قانونی و موجهی برای این انتقال وجود ندارد.

با گذشت ۱۰ روز از انتقال مجدد این زندانی سیاسی از زندان قرچک، هیچ خبر رسمی مبنی بر محل نگهداری زینب جلالیان از سوی مقامات قضایی یا مسئولان زندان اعلام نشده و خود او هم در این مدت هیچ تماسی با اعضای خانواده اش نداشته است.

زینب جلالیان در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۹۹ به صورت ناگهانی توسط مأموران امنیتی از زندان خوی خارج شد. خانواده اش گفتند، «مأموران او را به مدت دو روز با دستبند و پابند از زندان خوی به ارومیه و کرمانشاه و از آنجا به دادسرای اوین و در نهایت به زندان قرچک منتقل کردند و در این مدت حتی آب و غذای کافی هم به زینب نداده بودند.»

زینب پس از انتقال به زندان قرچک به بیماری کرونا مبتلا شده و در زمان انتقال از قرچک در حال اعتصاب غذا بود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38912

۱۳ تیر ۱۳۹۹

افزایش روزافزون زنان دستفروش در ایران از پیامدهای فقر شدید و شکاف جنسیتی

دستفروشی زنان از پدیده هایی است که با فرهنگ ایران همخوانی ندارد. با این وجود در سایه شوم حکومت زن ستیز ملایان، به موازات چپاول رژیم و گسترش فقر از یک طرف، و موانع بی شمار قانونی همین رژیم در برابر اشتغال سالم زنان از طرف دیگر، هر روز به تعداد زنان دستفروش و زنانی که به این قبیل مشاغل تن می دهند، افزوده می شود.زنان دستفروش در مترو

«آمار دقیقی از تعداد دستفروشان و به تبع آن دستفروشان زن در ایران وجود ندارد. اما بر اساس مشاهدات می توان عنوان کرد که گرایش به این شغل کاذب افزایش داشته و نسبت به قبل زنان بیشتری خود را راضی به دستفروشی در مترو، اتوبوس و پیاده روها کرده اند.» (خبرگزاری حکومتی ایلنا – ۳۰ اردیبهشت ۹۹)

زمینه های افزایش دستفروشی
اما اصلی ترین دلایل گرایش به دستفروشی به عنوان شغل اصلی یا شغل دوم بحران بیکاری و کافی نبودن درآمد افراد شاغل است.

در سال های اخیر به واسطه رشد نرخ طلاق تعداد زنان سرپرست خانوار مرتب در حال افزایش یافتن است. معصومه ابتکار در آخرین آماری که از این زنان ارائه کرد تعداد آنها را ۳.۶ میلیون نفر اعلام نمود. تنها در شهر تهران ۱۹۱هزار خانوار توسط زنان سرپرستی می شوند. (سایت رسمی ایسناـ ۳بهمن ۱۳۹۸ و ۴تیر ۱۳۹۹)

این درحالی است که مشارکت اقتصادی زنان در پاییز سال ۹۸ تنها ۱۷.۵ درصد اعلام شده و اینکه تنها یک پنجم شاغلان ایران زن هستند. (سایت حکومتی ایلنا – ۶ فروردین ۱۳۹۹)

سایت حکومتی ایلنا در توضیح اینکه زنان مجبور به اشتغال غیر رسمی می شوند می نویسد که «در حوزه‌های رسمی محدودیت‌هایی هست یا زنان تن به برخی محرومیت‌ها می‎‌دهند تا بتوانند شغلی دست و پا کنند.«

مهناز قدیرزاده، کارشناس حکومتی روابط کار در توضیح مطلب فوق می گوید: «منظور از مشاغل غیررسمی مشاغلی است که در سامانه‌های مربوط به وزارت کار یا تامین اجتماعی ثبت نمی‌شوند. می‌دانیم که استخدام رسمی یک فرد برابر با پرداخت حق بیمه، مالیات و … است. از طرف دیگر یک فرد استخدام شده باید حداقل حقوق را حتما دریافت کند. در سال‌های اخیر پدیده‌ای را شاهد هستیم که کارفرمایان وقتی می‌خواهند زنی را به استخدام در بیاورند به هر دلیلی عنوان می‌کنند که حقوقی کمتر از حداقل پرداخت خواهند کرد. موانع موجود بر سر راه اشتغال زنان باعث می‌شود روز به روز به تعداد زنانی که در مشاغل غیررسمی فعالند افزوده شود. شمار دستفروشان زن افزایش یافته و در مواردی شاهد بوده‌ایم کار در خانه زنان بیشتر شده است. زنان زیادی هستند که محصولات خانگی تولید می‌کنند، اما فروشنده محصولات‌شان شوهرانشان هستند.» (سایت حکومتی ایلنا – ۶ فروردین ۱۳۹۹)

این کارشناس حکومتی در جای دیگری می گوید: «زنان شاغلی که کار کردنشان رسما ثبت نمی شود نوک قله کوه یخ کار زنان هستند و بسیاری از زنان کارشان پنهان می ماند و حتی درآمد حاصل از کارشان به جیب دیگران، عمدتا شوهرانشان می رود.» (خبرگزاری حکومتی ایلنا – ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹)

زنان دستفروش چه می گویند؟
بعضی موانع موجود در بازار کار که موجب گرایش زنان به دستفروشی می شود را می توان از زبان خودشان شنید. یکی از این زنان که حالا به فروشنده ای شناخته شده در مترو تهران تبدیل شده،‌ می گوید: «من سرپرست خانوار هستم و خیلی سال است که کار می کنم، اما دستفروشی را از حدود سه سال پیش شروع کردم. من کار بافتنی انجام می‌دادم و بافتنی‌هایم را به مغازه‌دارها می‌فروختم، اما معامله آنها با من آنقدر بدون منفعت بود که تصمیم گرفتم خودم کارها را در مترو بفروشم. رفته رفته به این نتیجه رسیدم که بهتر است کار بافتنی را کنار بگذارم. حالا جنس‌هایم را از بازار و عمده‌فروشی‌ها می‌گیرم و در مترو می‌فروشم.»

افزایش روزافزون زنان دستفروش در ایران از پیامدهای فقر شدید و شکاف جنسیتی
زنان دستفروش در متروها
او در مورد پناه آوردن طیف های مختلف زنان به دستفروشی می گوید: «من همیشه دستفروشی می‌کنم، اما کسانی هم هستند که در مقاطعی از سال مثل دم عید این کار را انجام می‌دهند. همه اینها مثل من زن سرپرست خانوار نیستند. بعضی شوهر دارند و بعضی دیگر دخترانی هستند که هنوز ازدواج نکرده‌اند. نگاه خوبی به این کار وجود ندارد، اما چه می‌شود کرد؟ کار نیست و آدم باید نانش را از جایی درآورد.»

افزایش روزافزون زنان دستفروش حتی در شرایط کرونا
نیاز زنان ایرانی به درآمد به حدی است که دستفروشان حتی مجبورند ریسک مبتلا شدن به این بیماری را به جان بخرند و در معابر کثیف و شلوغ بساط دستفروشی پهن کنند. در این رابطه کلیپ های متعددی در فضای مجازی منتشر شده است. یک کلیپ تصویر یکی از زنان دستفروش در بازار شهر زابل را نشان می دهد که به دلیل اینکه هیچ منبع درآمدی ندارد برای تأمین لقمه نانی مجبور به دستفروشی است.

ساماندهی دستفروشان
کارشناسان حکومتی سال هاست که در رسانه ها از ساماندهی دستفروشان حرف می زنند. اما رژیم ایران در شرایطی که مردم ایران در شرایط بحران اقتصادی روز فقیرتر می شوند، کماکان سرمایه مردم را به هدر می دهد. این رژیم هر ساله حدود ۷۰۰میلیون دلار صرف فعالیت‌های تروریستی می کند. در داخل ایران نیز، بودجه نیروی انتظامی از ۱۱هزار و ۵۲۱ میلیارد تومان در سال۹۸ به ۱۷هزار و ۴۴۴میلیارد تومان افزایش یافته است. نیروی انتظامی نیز این بودجه را صرف سرکوب زنان، سرکوب اعتراضات و بگیر و ببند و ایجاد رعب و وحشت می کند.

مأموران شهرداری به بهانه ساماندهی دستفروشان، در خیابان به آنها حمله کرده و ضمن ضرب و شتم وحشیانه، تمامی سرمایه ناچیز آنها را که در همان بساط کوچک خلاصه می شود، با خود می برند. یک کلیپ مربوط به روز ۱۲اردیبهشت ۹۹ در اینترنت منتشر شده که نشان می دهد مأموران شهرداری کرمانشاه به بساط یک پیرزن دستفروش در خیابان کمالوند حمله کرده و تمام بساط محقر او را تخریب کردند.

افزایش روزافزون زنان دستفروش در ایران از پیامدهای فقر شدید و شکاف جنسیتی

گسترش دستفروشی میان زنان تنها یک وجه از عملکرد نظام فاسدی است که هم اکنون در ایران قدرت دارد. ساماندهی دستفروشان نیز تنها با برچیده شدن حاکمیت آخوندی متصور است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38908

ارگردان «کشتارگاه»: از شرکت در جشنواره فجر پشیمانم

«کشتارگاه» یکی از فیلم‌هایی بود که در هفته‌های گذشته به دنبال شیوع ویروس کرونا و تعطیلی سینماها به صورت آنلاین پخش شد. فیلمی اجتماعی با بازی امیرحسین فتحی، مانی حقیقی، باران کوثری و حسن پورشیرازی که مضمونی درباره قاچاق ارز و مناسبات اقتصادی ناسالم دارد.
عباس امینی کارگردان فیلم کشتارگاه پیشتر دو فیلم «والدراما» و «هندی و هرمز» را ساخته بود که هر دو در بخش نسل جشنواره فیلم برلین شرکت کرده بودند.

فیلم‌هایی با مضامینی درباره کودکان کار و ازدواج زودهنگام که تولیداتی کم هزینه با بازیگران ناشناخته بودند و می‌توانستند آثاری از جریان سینمای مستقل ایران محسوب شوند. آنچه که آنها را به کل از «کشتارگاه» که تولیدی از جریان اصلی سینمای ایران است، متفاوت می کند.
کارگردان «کشتارگاه»: از شرکت در جشنواره فجر پشیمانم

گفت‌وگو با عباس امینی را با پرسش درباره دلایل این تفاوت آغاز کردم:
«کشتارگاه» چهارمین فیلم من است. پس از «والدراما» و «هندی و هرمز» فیلمی ساختم به نام «من این‌جا هستم» که با «کشتارگاه» در یک سال ساخته شد و هنوز به نمایش در نیامده است. اما در رابطه با سؤال‌تان، فیلم‌های «والدراما» و «هندی و هرمز» هر دو سعی می‌کردند که یک معضل اجتماعی را بگویند.
فیلم «والدراما» درباره بچه‌های بی‌شناسنامه بود و «هندی و هرمز» درباره ازدواج‌هایی زیر سن قانونی. در «کشتارگاه» هم تمام تلاش من این بود که یک موضوع روز اجتماعی را که همه داریم با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم به تصویر بکشم. موضوع قاچاق دلار به خاطر وسعت موضوع و قصه‌های اطرافش حجم کار بیشتری می‌برد، هم به لحاظ لوکیشن و بازیگر و هم نوع ظرافت‌هایی که در خود قصه بود.
در واقع این درخواست خود فیلم از من بود که احتیاج به بازیگر داشت، احتیاج به یک پروداکشن بیشتر داشت. و طبیعتا وقتی من می‌روم سراغ بازیگر، به خاطر هزینه‌هایی که حضور بازیگر برای فیلم ایجاد می‌کند، مجبور هستم به اکران داخل ایرانش حتماً فکر بکنم. اما در قصه‌های «هندی و هرمز» و «والدراما»، خود حجم قصه باعث می‌شد که خیلی پروداکشن زیادی نخواهد و متأسفانه در ایران نتوانستند اکران‌های خوبی داشته باشند.

«کشتارگاه»؛ سیطره دلار و عشق ناکام

ببینید، واقعاً تغییری در نگاه من رخ نداده. من هر جا احساس کنم ضرورتی وجود دارد نسبت به موضوعی که باید گفته شود و قابلیت به زبان تصویر درآمدن داشته باشد، حتما آن را تبدیل به فیلم می‌کنم. خب موضوع دلار، موضوعی خیلی پیچیده‌ای است و در این سال‌ها اقتصاد ما از آن بسیار آسیب دیده است.
ما در مرحله پژوهش با حسین فرخزاد -نویسنده‌ای که با هم کار می‌کنیم-، دیدیم این موضوع یک هزارتوی پیچیده ای است که پرداختن به تمام ابعادش خارج از توان و قدرت ماست. اینکه چرا قیمت دلار این قدر بالا و پایین می‌شود و به سرعت دارد بالا می‌رود.
حالا بخشی از آن دلایل اقتصادی دارد، و تحریم‌ها، و هزاران موضوع دیگر. ولی یک بخشی بود که ما می‌توانستیم به اطلاعاتش دسترسی پیدا کنیم، آن هم بخش دلارهای چمدانی بود. یعنی در تحقیقات متوجه شدیم بخشی از کالاهای ما به صورت قاچاق از ایران می‌رود بیرون، عمدتاً به کشورهای همسایه، و به صورت قاچاق به اسم دلارهای چمدانی پول‌هایی وارد می‌شود. و این دلارها می‌رود در بازارسیاه‌ها و بازارهای زیرزمینی و تاثیر داشته‌اند در نوسانات دلار. بعد فکر کردیم این موضوع مهمی است.
در کنارش بحث قاچاق گوشت را هم انتخاب کردیم و دیدیم با ورود گوشت‌های برزیلی و قیمتی که گوشت برزیلی در ایران تمام می‌شود، باعث می‌شود خیلی از دام‌های ما این جا کشتارشان در ایران به صرفه نباشد و صادراتش برای تولیدکنندگان دام به صرفه‌تر باشد. این دو موضوع را سعی کردیم با همدیگر در یک بستر و یک قصه بگوییم.
برخی اتفاقات فیلم و انگیزه‌های شخصیت‌ها در اقداماتی که انجام می‌دهند تاحدودی برای بیننده مبهم می‌ماند. از جمله قتل ابتدای فیلم، تا دلایل همراهی شخصیت جوان فیلم با صاحب کشتارگاه.
من چنین تصوری ندارم که برخی چیزها خیلی مبهم می‌ماند. به لحاظ عادت داشتن ما به قصه‌های ملودرام، فکر می‌کنیم هر آن چیزی که در فیلم رخ می‌دهد، حتماً باید دلایلش را بدانیم. عمدتاً در «کشتارگاه» سعی شده خیلی بیشتر به موضوع پرداخته شود تا به خرده قصه‌های آدم‌ها که ما دلایلش را بدانیم. عمدتاً هم فیلم موضوع قتل را دنبال نمی‌کند. در واقع بحث از بین بردن و حذف کردن است.
مناسبات امروز تولید سینمای ایران، ناشی از مسائل مختلفی از جمله دخالت نهادهای حکومتی، بسیار پیچیده شده. تهیه‌کننده فیلم شما، جواد نوروزبیگی هم از چهره‌های بسیار بحث‌انگیز سینمای امروز ایران است. چطور با این مناسبات همراه شدید؟
سه فیلم قبلی من همه با پروانه ویدیویی ساخته شده‌اند. عمدتاً از آنجا که چهره‌های اصطلاحاً سلبریتی و بازیگر معروف نداشتند، خیلی برای اکرانشان در ایران دلخوش نبودم. برای همین در این کار، در تجربه‌ای که با سرمایه‌گذار، آقای طلوعی داشتیم و دلمان می‌خواست دوباره با هم یک فیلم کار کنیم، درخواست پروانه سینمایی دادیم. درخواست هم چون نه من مجوزش را داشتم و نه خود آقای طلوعی، پذیرفته نمی‌شد و ایشان با آقای نوروزبیگی یک تفاهمی کردند که ایشان در واقع به عنوان تهیه‌کننده وارد پروژه بشوند.
ولی خب تجربه من، تجربه خوبی بود. به این علت که مداخله تهیه‌کننده را نداشتم خیلی. و همان روحیه مستقل در تولید وجود داشت و فقط به لحاظ اداری ما مجبور بودیم آن شرایط ارشاد را انجام بدهیم، به خاطر بحث پروانه ساخت و پروانه‌های دیگر.
و چطور حاضر به اکران آنلاین فیلم‌تان شدید؟ از نتیجه به دست آمده این اکران آنلاین راضی هستید؟
قرارداد اکران خوبی بسته بودیم برای خردادماه که در واقع بتوانیم فیلم را در عید فطر اکران کنیم. اما به دلیل ویروس کرونا که همه دنیا درگیرش شده اند، ما هم مستثنی نبودیم از این ماجرا و با تصمیم سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده فیلم، که فکر می‌کردیم فیلم به هر حال ساخته شده و باید دیده شود و این برای‌مان مهم‌ترین موضوع بود، تن به اکران آنلاین دادیم و اتفاقی هم که افتاد، می‌دانید که از دقایق اول، فیلم قاچاق شد.
تجربه خوشایندی برای سرمایه‌گذار من نخواهد بود. اما جدا از بحث اقتصاد، به لحاظ دیده شدن فیلم، من فکر می‌کنم این شرایط کمک کرد تا فیلم «کشتارگاه» بیشتر دیده شود

گزارش صوتی جلسه کمیته‌ دفاع از حقوق زنان ،27 ژوئن 2020

جلسه سخنرانی اعضای کمیته دفاع از حقوق زنان، در تاریخ ۲۷ ژوئن 2020، ساعت 19 به وقت اروپای مرکزی، با حضور اعضای کمیته، جمعی از فعالان حقوق بشر و میهمانان دیگر در فضای مجازی پالتاک برگزار گردید. در این جلسه در رابطه با موضوعات گزارش و تحلیل موارد نقض موارد نقض حقوق زنان، بررسی ماده پنج و شش کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، محیط نا امن کار برای زنان در ایران، نقش زنان در اعتراضات کوی دانشگاه 18 تیر 78 و در آخر با بحث آزاد با موضوع زنان علیه زنان (آزادی بیان کجاست؟) بحث و گفتگو شد که علاقه‌مندان می‌توانند گزارش جلسه فوق را از فایلهای ضبط شده زیر شنوا باشند.

الناز اسدی‌صفا: محیط نا امن کار برای زنان در ایران 

لیدا اسدی‌فر: گزارش و تحلیل موارد نقض موارد نقض حقوق زنان در خردادماه

فریبا مرادی‌پور: بررسی ماده ۵ و ۶ کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و مقایسه آن با قانون اساسی

ناصر نوروزی: نقش زنان در اعتراضات کوی دانشگاه ۱۸ تیر ۷۸

بحث آزاد: زنان علیه زنان ,آزادی بیان کجاست؟



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38906

آتنا دائمی با پرونده‌سازی جدید به ۲ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد

بنا به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر ایران (هرانا)، آتنا دائمی، فعال مدنی و زندانی محبوس در زندان اوین، به دلیل پرونده‌ای که در دوران حبس علیه او تشکیل شده،حکم زندان» برای آتنا دائمی و خواهرانش به اتهام «توهین به ماموران»

در شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد، به ۲ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. آتنا دائمی در حالی که از سال ۹۵ دوران محکومیت ۵ سال حبس خود را در زندان اوین سپری می‌کند، تیر ماه سال ۹۸ با پرونده‌ای بر اساس شکایت وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه با اتهاماتی مبنی بر «تبلیع علیه نظام» از طریق صدور بیانیه‌ها و نوشتن نامه‌ها به یک سال حبس و به اتهام «اخلال در نظم زندان» از طریق برقراری جشن، بزم و پایکوبی در مراسم سوگواری امام سوم شیعیان، به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده. این حکم چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹ به مصطفی نیلی، وکیل مدافع او ابلاغ شد. آتنا دائمی اتهامات مطرح شده علیه خود را از پایه بی‌اساس خوانده و گفته است به عنوان مثال در خصوص دلایل انتساب اخلال در نظم زندان هیچ‌گونه جشنی در آن ایام از طرف او و دیگر هم‌بندیانش برپا نشده است. در صورت تأیید این حکم در مرحله تجدیدنظر و با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، اشد مجازات یعنی یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق قابل اجرا خواهد بود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38903

ملیحه جعفری, فعال دانشجوئی برای تحمل حبس احضار شد

حقوق بشر در ایران – امروز پنجشنبه ۱۲ تیر ماه ۱۳۹۹, شعبه اجرای احکام کیفری دادسرای امنیت تهران ملیحه جعفری, دانشجوی رشته نمایش عروسکی و هنرهای زیبای دانشگاه تهران را برای اجرای حکم ۶ ماه حبس تعزیری فراخواند.

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از شورای صنفی دانشجویان کشور, امروز پنجشنبه ۱۲ تیر ماه ۱۳۹۹, ملیحه جعفری, دانشجوی رشته نمایش عروسکی و هنرهای زیبای دانشگاه تهران برای تحمل ۶ ماه حبس تعزیری از بابت اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور از سوی شعبه اجرای احکام کیفری دادسرای امنیت تهران فراخوانده شد.

در تاریخ ۱۳ اسفند ماه ۱۳۹۸, ملیحه جعفری, توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری, از بابت اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور, به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و ارائه خدمات عمومی رایگان به مدت ۲ ماه تحت نظر شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی, پژوهش پیرامون حجاب اسلامی و آثار آن در ۹۰ صفحه دست نویس تحت نظر شورای فرهنگی و اجتماعی زنان و خانواده وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی و رونویسی از کتاب پسرک فلافل فروش, سه دقیقه در قیامت و خاطرات سفیر به صورت دست نویس در مدت ۳ ماه محکوم شد. این حکم توسط دادگاه تجدیدنظر عیناً تائید شد.

بیشتر بخوانید: محکومیت ملیحه جعفری, دانشجوی دانشگاه تهران به تحمل حبس تعزیری
لازم به ذکر است, ملیحه جعفری, دانشجوی رشته نمایش عروسکی در مقطع کارشناسی و ورودی سال ۱۳۹۷, در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۸, در حالی که در محدوده خیابان پورسینا واقع در تهران در حال تردد بود توسط ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد و پس از اتمام مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام, در تاریخ ۱۰ آذر ماه سالجاری با تودیع قرار کفالتی به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان از بازداشت آزاد شد.

بیشتر بخوانید: بازداشت ۲ دانشجوی دانشگاه تهران از سوی ماموران امنیتی
بیشتر بخوانید: سه تن از دانشجویان بازداشت شده با تودیع قرار کفالت آزاد شدند
سرکوب فعالان دانشجوئی و بیان اتهامات امنیتی بر علیه این دسته از شهروندان از جمله موارد ناقض حقوق بشر و در راستای سرکوب آزادی بیان و عقیده در ایران است و در اسناد بین المللی حقوق بشر در ماده ۱۹ اعلامیه جهانی و همچنین ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ نیز بر آن تاکید شده است.

همچنین برخورداری افراد از حق دادرسی عادلانه از جمله حقوق سلب نشدنی میباشد که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر آن تاکید شده است.

همچنین بازداشت خودسرانه افراد و عدم تفهیم اتهام فرد در زمان بازداشت و عدم امکان دسترسی به وکیل برای متهم از جمله موارد ناقض اسناد بین المللی حقوق بشر, ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ نیز مورد تاکید قرار گرفته است.

“ابراهیم رئیسی”, رئیس قوه قضائیه, در تاریخ ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۸, با حضور در جلسه شورای عالی حقوق بشر در جمهوری اسلامی که با حضور “علی شمخانی” و “غلامحسین محسنی اژه ای” دو تن دیگر از اعضای ارشد در قوه قضائیه و شورای عالی امنیتی ملی جمهوری اسلامی برگزار شده بود از حکومت جمهوری اسلامی با عنوان حکومتی یاد کرد که در ریشه و بطن ساختاری برابری کامل با اصول حقوق بشر دارد!

بیشتر بخوانید؛ ادعای ابراهیم رئیسی؛ دفاع از حقوق بشر در ذات حکومت ایران است
علی خامنه ای, رهبر جمهوری اسلامی, به دفعات در صحبتهای خود ادعا کرده که در ایران هیچ شهروندی به صرف انتقاد مورد پیگرد قضائی و بازداشت قرار نمی گیرد که اینگونه رفتارهای قهرآمیز حقیقت ماجرا از سرکوب و گسترش فضای امنیتی در ایران را نشان می دهد و گویای این امر است که حاکمان جمهوری اسلامی اساتید بزرگ در سفسطه, مغالطه و تفسیر به رای هستند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38902