۱۶ آذر ۱۳۹۷

مرگ رحیم ذبیحی، فیلمساز بانه‌ای و برادرش در حادثه رانندگی: شاهدان محلی می‌گویند حادثه مشکوک است.


.بدن بی‌جان رحیم ذبیحی، فیلمساز کرد اهل بانه، همراه با برادرش شامگاه جمعه ۱۶ آذر در جاده روستای «نیزه‌رود» در شهرستان بانه پیدا شده است. خودروی آنها در پی حادثه‌ای که از سوی برخی شاهدان محلی مشکوک تلقی شده، به دره کوچک کنار جاده سقوط کرده و آتش گرفته است
به گزارش خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران، خودروی برادران ذبیحی به دلیلی نامعلوم از جاده منحرف شده، به دره سقوط کرده و آتش گرفته است. هر دو سرنشین این خودرو جان خود را از دست داده و سوخته‌اند.
هنوز علت حادثه مشخص نشده و پزشکی قانونی در مورد هویت سرنشینان خودرو اظهار نظر قطعی نکرده است، اما تحقیقات اولیه نشان می‌دهد سند مالکیت خودرو به نام همسر رحیم ذبیحی است و او و برادرش، کیوان ذبیحی، سرنشینان آن بوده‌اند.
شاهدان محلی این احتمال را مطرح کرده‌اند که دو سرنشین خودرو قبل از سانحه به قتل رسیده و آتش‌سوزی ساختگی بوده باشد.
برخی از شاهدان عینی گفته‌اند دست این دو نفر بسته بوده و برخی نیز گفته‌اند سرنشینان بر روی صندلی عقب خودرو بوده‌اند.

رحیم ذبیحی کارگردانی فیلم‌های زیادی را در کارنامه خود دارد که بارها در جشنواره‌های داخلی و خارجی مورد تقدیر قرار گرفته‌اند.
او در سال ۱۳۸۱ اولین فیلم کوتاه خود را به نام «هاوار» ساخت و پس از آن فیلم‌های متعدد کوتاه از جمله «ستلایت»، «گریز»، «پایان جنگ»، «استرس» و «مردی که به گردش رفت» و چندین فیلم بلند از جمله «سرزمین افسانه»، «بابا نوئل گریست» و «روز بعد» را کارگردانی کرده است.
بیشتر فیلم‌های ذبیحی به خشونت علیه زنان و کودکان و قربانیان جنگ می‌پردازند.
رحیم ذبیحی در سال 1381 اولین فیلم کوتاه خود را به نام«هاوار» ساخت که در جشنواره های داخلی و خارجی مورد توجه صاحب نظران و منتقدان سینما قرار گرفت.
دریافت دیپلم های افتخار متعدد از دست سینماگران برجسته کشورمان و کسب جوایز از جشنواره های معتبر بین المللی به خاطر ساخت فیلم هایش در کارنامه کاری این فیلم ساز جوان و متعهد نشانه توانمندی او در ساخت فیلم بوده است.
آخرین ساخته رحیم ذبیحی فیلم مستند «سنگ مزاری برای برادر شهیدم» می باشد که یک فیلم مستند 40 دقیقه ای است و در سال 1390 برای صدا و سیمای مرکز کردستان تهیه و تولید شده بود.

۱۵ آذر ۱۳۹۷

16 آذر روز دانشجو و دانشگاه



دانشگاه تهران همراه با فضای اعتراضی ميان دانشجويان و اتفاقاتی که تا به حال در آن رخ داده هميشه يکی از مطرح ترين های صحنه اعتراضات دانشگاه ها و جامعه ايران بوده و مسئله چگونگی حضور نيروهای سرکوب جمهوری اسلامی در اين دانشگاه هم بنوبه خود يکی از بحث های داغ بوده است.  از رياست دانشگاه گرفته (عميد زنجانی که عمامه اش به هوا رفت يادتان است؟) تا کميته های انضباطی و انواع حراست و نگهبان و قلعه ای که رژيم اسلامی دور دانشگاه تهران کشيده است. امسال از همان هفته های آغازين بازگشايی دانشگاهها تغييرات امنيتی ويژه و سرکوبگرايانه ای در دانشگاه تهران و ديگر دانشگاهها ايجاد شد. شايد برجسته ترين اش در دانشگاه تهران و نصب گيت های کنترل دربهای ورودی بوده اند.

۱۴ آذر ۱۳۹۷

کیانوش سنجری به یورونیوز: با یک برگه عبور یک طرفه به ایران بازگشتم.

کیانوش سنجری، زندانی سیاسی بند ۸ زندان اوین در مصاحبه با یورونیوز گفت که به دنبال «حرف های مثبت دولت حسن روحانی و وزارت خارجه برای بازگشت ایرانیان به کشورشان» با یک برگه عبور یک طرفه، به ایران برگشته اما با حکم سنگین زندان مواجه و دچار «هزار و یک مشکل» شده است.
او گفت که اگر تصویری از سلول های سخت انفرادی و مواجه شدن با بازجویان در ذهن او شکل می گرفت به ایران باز نمی گشت اما تصور می کرد که «شرایط ایران تغییر کرده» و مهربانانه تر با افرادی مثل او که داوطلبانه زندگی در خارج را رها و به ایران برمیگردند برخورد می کنند.
کیانوش سنجری از فعالان مدنی و سیاسی و از خبرنگاران صدای آمریکا بود که مهر ماه ۱۳۹۵ پس از ده سال اقامت در کشور آمریکا به ایران بازگشت. او پس از بازگشت به ایران بازداشت و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ۵ سال زندان و ۶ سال حبس تعلیقی محکوم شد.

آقای سنجری که در حال سپری کردن محکومیت زندان خود در بند ۸ سالن ۱۱ زندان اوین است در ایام مرخصی از زندان و پیش از بازگشت به زندان اوین در مصاحبه با یورونیوز گفت: «من سال‌ها قصد برگشتن داشتم اما می ترسیدم. صحبت های امیدوارکننده دولت را از طریق رسانه ها می‌شنیدم و آقای ظریف در تلویزیون های خارج از کشور خوش بینانه صحبت می کرد که ایرانیان خارج از کشور برگردند و مشکلی ندارند. نمی خواهم بگویم گول حرف های مسولان را خوردم. من تصمیم گرفتم و برگشتم اما صحبت های مثبتی که مقامات داشتند در این تصمیم و بازگشت من به ایران تاثیر داشت و در دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن به من گفتند هیچ مشکلی نیست و برگرد و یک برگه عبور یک طرفه به من دادند اما وقتی برگشتم قضیه طور دیگری بود.»
حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران در ماه‌های نخستین روی کار آمدن دولت نخست خود خواستار تشکیل کمیته‌ای از سوی وزارت خانه‌های اطلاعات و امور خارجه برای تسهیل بازگشت ایرانیان مقیم خارج شده بود. حسن قشقاوی، معاون کنسولی، حقوقی و پارلمانی وقت وزارت خارجه ایران هم در مصاحبه با روزنامه شرق از راه اندازی ایمیلی برای ایرانیان خارج از کشور خبر داد و ترس ایرانیان برای بازگشت به کشورشان را ترسی غیرواقعی و ناشی از القائات اپوزیسیون خوانده بود. به گفته او «در ایران مطلقاً ترسی از بابت ورود ایرانیان مهاجر به کشور وجود ندارد و در قانون کیفری هم مطلبی تحت عنوان ممنوع‌الورود نداریم.»
همزمان منصور حقیقت‌پور، نایب‌رئیس وقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران در مصاحبه ای با رسانه های داخل ایران اعلام کرد که «نمی‌توان ایرانیان را به صرف امضای یک بیانیه و اظهارنظر سیاسی از رفت و آمد به کشورشان محروم کرد.»
کیانوش سنجری که پیش از خروج از ایران سابقه بازداشت و زندان داشته می گوید: «من وقتی فرار کردم به خاطر این بود که حدود ۸ ماه به دلیل فعالیت هایی که در دفاع از حقوق بشر داشتم در سلول های انفرادی داغون شده بودم. فعالیت های حقوق بشری من همیشه در اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات به صورت منفی انگاشته می شد و همیشه فکر می کردند که من دارم سیاه نمایی می کنم در حالی که من برداشت دیگری داشتم و فکر می کردم که در راستای دفاع از ارزش های انسانی دارم تلاش می کنم. سال ۸۵ احساس کردم که ماندن من در ایران فایده ای ندارد و رنج من و خانواده ام باعث می شود که خانواده از هم متلاشی می شود و خودم دارم افسرده می شوم و از پا در می آیم. احساس می کردم که خارج شدن از ایران، بهتر از آن شرایط است. شاید به عقب برگردم از ایران خارج نمی شوم اما آدم ها نمی توانند تصمیماتی که گرفته اند را از اول دوباره انجام دهند به همین خاطر الان من در این موقعیت هستم. موقعیتی که بازگشتم به ایران با انرژی مثبت و حرف های مثبتی که از سوی دولت و وزارت خارجه صورت گرفت که جوانان برگردند، ایرانیان برگردند کشور خودشان و مشکلی وجود ندارد ولی من برگشتم با هزار امید و آرزو برای مادرم که به من نیاز داشت و برای کشورم ولی مواجه شدم با هزار و یک مشکلی که در نامه به آقای روحانی هم نوشته ام.»

او در نامه ای به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران که نسخه ای هم در اختیار یورونیوز قرار گرفته نوشته است «من به دامان نظام بازگشته بودم اما در هزارتوی این دامان داشتم خفه می شدم. تا حدی که سر و کارم به دوا و درمان افتاد. شبی ۴ میلی گرم آلپرازولام و سپس، بعد از آنکه دادگاه بسیار محترم انقلاب مرا به یازده سال زندان محکوم کرد (۵ سال قطعی)، آشفتگی ام باعث شد به آسنترا (دوای درمان بیماری ضد افسرگی) پناه ببرم؛ ۱۰۰ میلی گرم در روز، که استفاده از آن تا این لحظه ادامه داشته، چرا که انتظار برای استفاده کردن از من به طرق مختلف توسط دوستان شما، هنوز ادامه دارد.. از جناب عالی و وزیر محترم اطلاعات استدعا دارم از دوستان بسیار محترم خود در دستگاه امنیتی که به زیر و بم زندگی من اشر اف کامل دارند بخواهید من را به عنوان یک شهروند ایرانی که سربلندی کشورش آرزویش است بپذیرند و به من این امکان را بدهند تا برای بار یازدهم در وطنم زندانی نشوم. من عاشق وطنم هستم.»
کیانوش سنجری اما ۳۰ آبان ماه و به دنبال عدم تمدید مرخصی اش بار دیگر به زندان بازگشت. او پیش از بازگشت به زندان گفت: «بخش عمده ای از دلیلی که بازگشت من به ایران این بود که خانواده من دچار مشکلات بسیار عدیده ای هستند. ما خانواده بسیار کوچکی هستیم. مادر من از همسرش جدا شده و تنها زندگی می کند. افسرده بود و تلفن هایی که با هم حرف می زدیم پر از اشک و ناله و بغض و التهاب و اضطراب بود. من احساس کردم باید برگردم مادرم پیر و افسرده است کسی را نیاز دارد که کنارش باشد و دست اش را بگیرد. مادر من بخش مهمی از دلیل بازگشت من بود. بخش دیگر عشق من به وطن ام بود زندگی در خیابان هایی که بزرگ شدم و شهری که پر از اتفاق بود برای من و دلم نمی خواست تا آخر عمر خارج از ایران زندگی کنم و مقام های جمهوری اسلامی و وزیر خارجه، آقای ظریف صحبت هایی که می کردند با رسانه های خارج از کشور این امید را در من زنده کرد که اگر برگردم کشورم با مشکلات این سطحی مواجه نمی شوم.»
او درباره پرونده اش توضیح داد: «بخشی از پرونده من به قبل از سال ۸۵ و قبل از فرار از ایران مربوط می شد و بخش عمده ای مربوط بود به این ده سال که خارج از ایران بودم. من فعال حقوق بشر بودم، در یک رسانه خارج از کشور یعنی صدای امریکا کار می کردم و درباره مسائل ایران گزارش تهیه می کردم. در کنفرانس های مربوط به دموکراسی خواهی شرکت می کردم. همه اینها اتهامات من در پرونده است که سه اتهام خیلی عجیب عضویت در گروهک غیرقانونی و اجتماع و تبانی به قصد ضربه زدن به امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام زده اند. اما خیلی سعی کردم که موضوع را رسانه ای نکنم و با صحبت با مقامات و کارشناسان محترم پرونده ام حل کنم اما متاسفانه از من می خواهند برگردم به سیاست به نوع دیگری در حالی که من سیاست را ترک کرده ام.»

حسن روحانی ۲۵ تیر ۱۳۹۲ در مراسمی عمومی در تهران گفته بود که باید «آنها که آمادهٔ بازگشت هستند راهشان را تسهیل کنیم». او دهم مهر ۱۳۹۲ هم در جمع خبرنگاران گفته بود که «همه ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند باید بتوانند به راحتی به کشورشان رفت و آمد کنند و از رفت و آمد نکردن آنها هم ما ضرر می‌کنیم و هم آنها». یک ماه بعد یعنی در ۵ آذرماه ۱۳۹۲ حسن روحانی با امن خواندن فضای کشور برای بازگشت ایرانیان مقیم خارج تاکید کرده بود که «ما سرمایه انسانی بسیار بزرگی در خارج از کشور داریم. امیدوارم همه آنها بازگردند و کمکشان را از ما دریغ نکنند.«
کیانوش سنجری اما تنها کسی نیست که پس از بازگشت به ایران زندانی شده است. نازک افشار، مصطفی عزیزی، کاظم برجسته، سراج‌الدین میردامادی، حسین نورانی نژاد، ساجده عرب‌سرخی، عبدالحسین هراتی، بهمن دارالشفایی، حمید بابایی و معصومه قلی زاده از جمله ایرانیانی هستند که علیرغم دعوت های صورت گرفته از سوی مسولان دولت ایران برای بازگشت ایرانیان به کشور، بعد از بازگشت به ایران در سالهای گذشته زندانی شده اند.
کیانوش سنجری گفت: «من یکبار زندگی می کنم و دلم نمی خواست در گورستان های امریکا دفن شوم با حسرت دیدن وطن ام و مادرم. من هرگز علیه کشور خودم فعالیت نکردم و هیچ نامه ای به ضرر مردم کشورم امضا نکردم. اگر تصویری از سلول های سخت انفرادی و مواجه شدن با بازجویان در ذهن ام شکل می گرفت شاید به ایران باز نمی گشتم. اما پشیمان نیستم. فقط یک مقدار سرخورده هستم، دلگیر هستم از اینکه به عنوان یک جوان ایرانی که هیچ دشمنی با وطن اش ندارد و بالندگی وطن اش را می خواهد باید دچار این همه مصیبت و چنین حکم سنگینی شوم و هفت هشت ده بار مراجعه کنم به اماکن مختلفی که مسولان وزارت اطلاعات دولت آقای روحانی برپا کرده اند. بروم صحبت کنم برگردم مریض شوم افسرده شوم و دچار مصرف قرص های ضدافسردگی شوم. دچار بیماری های مکرر شده ام که در بهداری زندان اوین کاملا در جریان هستند و یک بار که به یکی از دفاتر پیگیری وزارت اطلاعات رفتم نسخه های بیماری خودم را روی میز گذاشتم و گفتم ببینید با من چه کردید. من نه خواب راحت دارم نه آسودگی خاطر. من آدم سالم و عاشق زندگی کردن بودم.»

عسل محمدی دانشجوی دانشگاه آزاد تهران بازداشت شد .



عسل محمدی، فعال کارگری و دانشجوی داروسازی واحد علوم دارویی دانشگاه آزاد تهران صبح امروز توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز سه‌شنبه ۱۳ آذر ۹۷، عسل محمدی، فعال کارگری و دانشجوی داروسازی واحد علوم دارویی دانشگاه آزاد تهران
در منزل شخصی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
از دلایل بازداشت و محل نگهداری عسل محمدی تا لحظه تنظیم این گزارش اطلاعی در دست نیست.
از عسل محمدی مطالبی در حمایت از کارگران در سایت‌های مختلف منتشر شده است. خانم محمدی طی هفته‌های اخیر یادداشت‌های در حمایت از اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه و فولاد اهواز نوشته بود.
در هفته‌های اخیر همزمان با تجمعات گسترده کارگران معترض و فعالین کارگری در شهرهای مختلف به خصوص در استان خوزستان موج جدیدی از افزایش فشار به صورت احضار، بازجویی و بازداشت این فعالین شکل گرفته است.


عفو بین‌الملل: حکومت ایران از بقایای اجساد اعدام شدگان ۶۷ آزمایش دی ان ای بگیرد.

سازمان عفو بین‌الملل امروز در گزارشی به مناسبت ۳۰ سالگی اعدام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ اعلام کرد مقامات و مسئولان حکومتی ایران با پنهان نگه داشتن سرنوشت و محل دفن هزاران مخالف و دگراندیش سیاسی "در حال ارتکاب جنایت علیه بشریت هستند."
فیلیپ لوتر، مدیر خاورمیانه و آفریقای شمالی سازمان عفو بین‌الملل در بخشی از این گزارش با تاکید بر "آزار و اذیت‌هایی که حکومت ایران بر خانواده اعدام شدگان دهه ۶۰ روا داشته است"، خواستار "نبش گورها و آزمایش دی‌ان‌ای از بقایای اجساد اعدام شدگان" در ایران شده است.

سی سال از اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ در ایران گذشته است. اعدام‌هایی که با فتوای آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، آغاز و به مدت سه ماه در تابستان آن سال در سراسر زندان‌های ایران اجرا شد.
عفو بین‌الملل در گزارش خود درباره این اعدامها در ایران می‌گوید که تصاویری از پراکندگی جغرافیایی این "کشتار" در سراسر ایران در اختیار دارد که نشان می‌دهد "گورهای دسته جمعی در ۳۲ شهر در این کشور وجود دارد."
گزارش‌ها حاکی است که بسیاری از این اعدام شدگان در گورهای دسته جمعی در شهرهای مختلف ایران مانند تهران، اهواز و رشت به خاک سپرده شدند. خانواده اعدام شدگان هنوز هم نمی‌دانند این افراد در کجا به خاک سپرده شده‌اند.
بنا به گفته فعالان حقوق بشر در سال‌های اخیر حکومت ایران اقدام به تخریب همین گورهای دسته جمعی زده و در برخی شهرها روی این گورها پارک ساخته و یا با صاف کردن گورها در حال ساخت ساختمان بر آنهاست.

۱۱ آذر ۱۳۹۷

گزارش نیچر از فرونشست سالانه بخش هایی از تهران.


تهران– ایرنا– نشریه انگلیسی نیچر نوشت: تصاویر جدید ماهواره ای نشان می دهد نشست زمین در تهران به عنوان پرجمعیت ترین شهر غرب آسیا بسیار شدید است و در برخی مناطق به 25 سانتی متر در سال می رسد  .

به گزارش روز یکشنبه گروه اخبار علمی ایرنا از پایگاه خبری نیچر، محققان مرکز تحقیقاتی GFZ در آلمان با بررسی اطلاعات ماهواره ای از سال 2003 تا 2017 میلادی متوجه گستردگی فرونشست در تهران شد. نشست به صورت گسترده ای در تهران وجود دارد و بتدریج در حال احاطه کردن فرودگاه بین المللی این شهر است.
جزییات این موضوع با استفاده از تصاویر ماهواره ای به راحتی قابل مشاهده است. مطالعات قبلی نشان داده بود که دلیل نشست تهران کاهش سفره های آب های زیرزمینی است .
اطلاعات ماهواره ای جدید دید تازه ای نسبت به این مشکل ایجاد کرده و نشان می دهد صفحه غربی تهران که تلاقی حوزه شهری با کشاورزی است، هر سال حدود 25 سانتی متر نشست می کند. صفحه منطقه ورامین نیز با همین میزان نشست می کند.
فرودگاه بین المللی تهران واقع در منطقه جنوب غربی شهر حدود 5 سانتی متر در سال نشست می کند که به گفته محققان، یکی از بالاترین نرخ نشست ها در کل دنیا محسوب می شود.
دلیل اصلی این نشست استفاده بیش از اندازه از سفره های زیر زمینی و منابع نفت و گاز است. البته استخراج آب از سفره های زیر زمین چالشی فراگیر در تمام دنیا محسوب می شود. 
برای مثال اطلاعات ماهواره ای نشان می دهد در جاکارتا نشست زمین در سال به اندازه 20 سانتی متر است. در دره San Joaquin در کالیفرنیا نیز که محل استقرار چند شهر بزرگ است، هر سال به اندازه 60 سانتی متر نشست می کند.
بر اساس این تحقیقات حدود 10 درصد از جمعیت تهران و همچنین ساکنین بخشی از شهرهای اقماری تهران تحت تاثیر این نشست قرار می گیرند. به گفته محققان، هنگام تردد در این مناطق خیابان های غیر همسطح، دیوارهای ترک خورده و ساختمان های نشست کرده دیده می شود و برخی از این ساختمان ها به ناچار مجبور به تخریب شده اند.
شکاف های زیرزمینی بزرگی در سطح زمین به طول چندین متر و عمق چهار متر تا جنوب شرقی تهران امتداد یافته اند و ایمنی خطوط انتقال نیرو و آب و گاز شهری و همچنین راه آهن را تهدید می کنند.
گاهی این شکاف ها باعث می شوند که روی سطح زمین هم حفره هایی ایجاد شود.
زمین های کشاورزی با وجود این شکاف ها و حفره ها دیگر کارایی ندارند چرا که آب های سطحی به سرعت در این شکاف ها نفوذ می کنند و گیاهان سطح زمین بدون آب می مانند.
رشد جمعیت، خشکسالی و سد های بزرگی که ساخته شده و مانع تجدید منابع زیرزمین آب می شوند، باعث تشدید مشکل نشست شده اند.
تاکنون ۱۰۰ هزار حلقه چاه غیر مجاز مسدود شده است ولی حدود ۳۰ هزار چاه غیر مجاز دیگر در تهران وجود دارد.
محققان با اندازه گیری عمق اب چاه ها در مناطق نشست کرده به این نتیجه رسیده اند که به احتمال زیاد سطح زمین به حالت اولیه باز نمی گردد.
همچنین براساس ارزیابی‌های صورت گرفته، مناطق تحت تاثیر نشست زمین در تهران و اطراف آن، در برگیرنده 120 کیلومتر خط آهن، 2300 کیلومتر جاده، 21 پل، 30 کیلومتر خط لوله نفتی، 200 کیلومتر خط لوله گاز، 70 کیلومتر خطوط برق فشار قوی و بیش از 250 هزار ساختمان است
.